دوزخ امّا سرد @startreatments Channel on Telegram

دوزخ امّا سرد

@startreatments


Star Treatments سابق.

lasciate ogni speranza, voi ch'entrate.

فرهنگ، ادبیات و فلسفه.
کمی هم سیاست.

دانش‌آموزِ ازلی.

@MojtabaTreatmentsBot :ارتباط

- t.me/etrazatvapasokh/1530 :کانال‌ها

Star Treatments (Persian)

با ورود به کانال "Star Treatments" و پیوستن به جامعه‌ای پویا، به دنیایی از فرهنگ، سیاست و فلسفه خواهید پیوست. این کانال مکانی است برای ارتباط با دانش‌آموزان ازلی که علاقه‌مند به گسترش دانش و فهم عمیق‌تر موضوعات هستند. این کانال راهی برای جستجوی دانش، بحث و تبادل اندیشه بین اعضای خود فراهم کرده است

با تنوعی از مطالب مفید و الهام‌بخش، کانال "Star Treatments" شما را به دنیایی از اندیشه و دانش می‌برد. با دنبال کردن این کانال، از آخرین مقالات، کتاب‌ها، فیلم‌ها و منابع دیگری که به نقد و بررسی برتری های فکری و فرهنگی پرداخته‌اند، باخبر خواهید شد

در کانال "Star Treatments"، با محتوای تازه و متنوع رو به رو خواهید شد که به شما امکان می‌دهد تا دیدگاه خود را گسترش دهید و به دستاوردهای جدیدی دست یابید. بنابراین، اگر به دنبال یک محیط پویا و پر از انگیزه برای ارتقا فرهنگ و دانش خود هستید، بهترین گزینه برای شما کانال "Star Treatments" است

به "Star Treatments" بپیوندید و با ارتباط با اعضای دیگر، برای خودتان محیطی پر از دانش، اندیشه و الهام بخش ایجاد کنید.

دوزخ امّا سرد

20 Jan, 09:44


https://t.me/modakhelehpodcast
از اون موقع که این فرسته رو نوشتم پادکست‌های جدیدی پیدا کردم که به‌ترینش «مداخله» بود و دلم نیومد زودتر معرفیش نکنم. براتون دید بسیار خوبی نسبت به تاریخ ایران هم‌راه می‌آره. مع‌الاسف زیاد معروف نیست.
https://castbox.fm/va/6232602
کست‌باکس.

دوزخ امّا سرد

18 Jan, 22:01


پیوند.

دوزخ امّا سرد

18 Jan, 21:48


مثلاً هرکس که نظرش راجع به این سخنان احمد خمینی چیزی جز رد اساسی‌ست جزو «گروه اول» قرار نمی‌گیرد.

دوزخ امّا سرد

18 Jan, 21:35


در هر ترور باید دو گروه را تفکیک کرد:
۱. کسانی که با هرگونه ترور مخالف‌اند.
۲. کسانی که با ترور یکی موافق و با ترور دیگری مخالف‌اند.

تقریباً تمام دست اندرکاران نظام فعلی با نفس ترور مشکلی ندارند از تطهیر فدائیان اسلام در قبل انقلاب گرفته تا طرح ترور ترامپ در همین اواخر.
بنابراین کسی که صریحاً تمام این‌ها را رد نکرده باشد نمی‌تواند از موضع «ترور اساساً بد است» صحبت کند. مواظب باشید چنین شیادانی برای‌تان دم تکان ندهند.

دوزخ امّا سرد

18 Jan, 21:20


البته نواب قمه‌کش هم بود اما در استفاده از آن مهارت کافی نداشت.

دوزخ امّا سرد

18 Jan, 21:07


تیری که مقیسه و رازینی خوردند هفتاد سال قبل توسط نواب‌صفوی در شده بود.

دوزخ امّا سرد

17 Jan, 19:25


این یکی از آیرونیک‌ و متناقض‌ترین استوری‌های کلاش اعظم، محمدعلی جنت‌خواه است که در رویای خود دیده باید تشیع و لیبرتارینیسم را از ترس پارگی خود توسط نهادهای اطلاعاتی پیوند دهد.
حال چرا آیرونیک‌ است؟ چون دو مصداق در تاریخ دارد.
امیرالمومنین در طول تاریخ لقب متداولی‌ست اما به دو نفر بیش‌تر اطلاق شده: عمر بن خطاب و علی بن ابی‌طالب.
متن مدعی‌ست آن 'امیرالمومنین' ضد دولت (!) است زیرا گذاشته مردم با شمشیر به مسجد بیایند با وجود این‌که از خطر چنین موضوعی آگاه بوده.
عمر بن خطاب و علی بن ابی‌طالب هردو درحال نماز در مسجد مورد ضربت قرار گرفتند. هردو اندکی بعد در بستر جان دادند و هردو بنا بر روایات بسیاری حدس می‌زدند ترور خواهند شد. برای امام علی که مشهور است اما عمر بنا بر جلد پنجم فارسیِ تاریخ طبری زمان مرگ خود را از کعب‌الاحبار شنیده بود و حتی از تهدید فیروز نهاوندی (قاتلش) باخبر بود.
مسئله البته از هوش دغل‌باز ماجرا نیست و فکر نمی‌کنم نفوذی دوستان اهل سنت بین مراجع شیعه باشد. از نادانی‌اش نسبت به تاریخ است که حتی نمی‌داند «فضیلتی» که برای خودش می‌سازد، تخیلی‌ست.

دوزخ امّا سرد

16 Jan, 06:10


مهرداد وهابی از معدود آدم‌هاییه که مطلقاً هر چیزی که ازش دیدم مفید بوده و به طرزی تراز اول یک پژوهشگر جدیه. کاش این ویدیو رو می‌تونستم یک بار برای تمام ایرانیان پخش کنم. حجمش رو تا تونستم کم کردم تا راحت‌تر بگوشیدش. لطفاً حتماً این کارو انجام بدید و برای دیگران هم اگه خوش‌تون اومد بفرستیدش.
چهار صوت عالی مرتبط:
https://t.me/etrazatvapasokh/1980
https://t.me/etrazatvapasokh/2763
https://t.me/etrazatvapasokh/2770
https://t.me/etrazatvapasokh/2801

دوزخ امّا سرد

16 Jan, 06:07


خلاصهٔ وضع اقتصادی-سیاسی حاکم بر ایران و راه حل گریز از آن در سی و سه دقیقه با توضیح استاد عزیز مهرداد وهابی.
@etrazatvapasokh

دوزخ امّا سرد

15 Jan, 14:25


حالا خود این اثر زیاد چیز مهمی نیست. مسئله اینه که برای خیلی‌ها زیاد کتاب داشتن تبدیل به رویا شده. خصوصاً کسانی که الآن ۱۰/۱۲ سالشونه و قیمت قدیم‌ها به نسل‌شون نخواهد رسید. این امر در باقی امور زندگی نیز صادقه. ما آخرین نسلی بودیم که خیلی‌هامون یادمونه در زمان کودکی فقر و کوچکی سبد خانوار این‌قدر گسترده نبود.

دوزخ امّا سرد

11 Jan, 21:39


https://t.me/July0th/103

دوزخ امّا سرد

11 Jan, 21:38


https://t.me/moharrarat/1775

دوزخ امّا سرد

11 Jan, 18:21


https://t.me/mahdis_here/2098

دوزخ امّا سرد

11 Jan, 15:29


https://t.me/TheWeepingMeadow/7128

دوزخ امّا سرد

08 Jan, 17:04


شاید یک سال پیش بود که با این مسئله به کنایه شوخی کردم. چه جیغی که از منت‌کشان کله‌سیاه‌ کانت عزیز درنیامد. هرچند در ادامه روند نرم‌تر شدنش را خواهید شنید.

دوزخ امّا سرد

07 Jan, 18:26


این مسئله خیلی آشکار در ایران آزمایش شد.
مثلاً در اولین دورهٔ مجلس پس از انقلاب از ۲۷۰ نماینده ۱۶۴ نفر روحانی بودند.

دوزخ امّا سرد

07 Jan, 18:04


از دولباخ جز یک رسالهٔ کوتاه (اونم اینترنتی) چیزی به فارسی نیومده.

دوزخ امّا سرد

07 Jan, 18:03


«دولباخ می‌گفت: "سیاستی که پشتوانهٔ اخلاقی نداشته باشد و از طریق منافعی اجرا شود که کاملاً با منافع جامعه مغایر باشد نمی‌گذارد مردم از حقوق و وظایف واقعی‌شان و اهداف جامعه‌ای که مدام آن‌ها را به بی‌راهه می‌کشاند، آگاه شوند." بنابراین، حتی مستبدانِ ظاهراً 'روشن‌فکری' مانند فردریک کبیر و کاترین کبیر نیز یا باید تغییر موضع می‌دادند یا کنار گذاشته می‌شدند. به‌علاوه، نظام سلسله‌مراتبی، امتیازهای طبقاتی و معافیت‌های مالیاتیِ اشرافی نیز با همهٔ اصول برابری، عدالت، اخلاق و ارادۀ عمومی در تضاد بودند. دولباخ چند سال قبل از میرابو و پریستلی نتیجه می‌گیرد که نشان‌ها و امتیازهای طبقاتی و تبعیض‌های قانونی باید لغو شوند.»

- همان (ایزرائیل، ۲۰۱۰)، صفحهٔ ۶۴.
@erjahat

دوزخ امّا سرد

07 Jan, 17:43


«دولباخ می‌گفت "مستبدان و کشیش‌ها شورشیان واقعی هستند" و این ستم‌گران افراد آگاه، شریف و خیرخواه را تحریک می‌کنند که در برابر ستم و اقتدار نامشروعی که به زور غصب کرده‌اند بایستند. کسانی که در رژیم سلطنتی قدرت را در دست دارند اقتدار را نفرت‌انگیز و انسان‌های نیک‌سرشت را وادار می‌کنند به فکر نابودی رژیم بیفتند. وی گفت کسانی که برای خودکامگان چاپلوسی کرده و بر آتش استبداد می‌دمند... به هم‌نوعان و میهن خود خیانت و در ظلم‌هایی که همه‌جا علیه نژاد بشر اعمال می‌شود مشارکت می‌کنند.
او استدلال می‌کند که مبارزه با نظم موجود خیانت نیست، بل‌که خیانت واقعی چاپلوسی و رفتار 'پرهیزکارانهٔ' ریاکاران و دسیسه‌چینان است که با کمک کشیشان و خرافات، استبداد شاهان و اشراف را تسهیل می‌کند. استبدادی که با جهل و زودباوری تقویت می‌شود، آن‌قدر مردم را می‌آزارد که چاره‌ای جز انتقام گرفتن برای‌شان نمی‌گذارد و با وجود این‌که نمی‌دانند چرا و چه‌گونه فریب خورده‌اند، به فکر نابودی نظم موجود می‌افتند. بی‌گمان فیلوزوف‌های رادیکال با خشونت موافق نبودند. از نظر دیدرو "شورش راه‌حلی وحشتناک است. اما در سرزمین‌های استبدادی و تحت ستم تنها راه‌حلی است که به نفع آدمی تمام می‌شود."»

- همان (ایزرائیل، ۲۰۱۰)، صفحهٔ ۶۱، با کمی تغییر در ترجمه.
@erjahat

دوزخ امّا سرد

07 Jan, 14:26


خیلی از ناشران در تخفیف‌های تارنماهای دیگر مثل سی‌بوک شرکت نمی‌کنن (لعنت الله علیهم اجمعین) و این فرصت خوبیه که با امکان تهیهٔ قسطی ازشون کتاب بخرید.
البته ایران کتاب خیلی زشت شده. قبلاً به‌تر بود.

دوزخ امّا سرد

05 Jan, 19:51


خیلی از شما می‌دونید چه‌قدر از شاملو و کارهاش بد گفتم و می‌گم. اما راست‌اش هیچ‌وقت از شخص خودش بدم نمی‌اومد. کلاً کم پیش می‌آد واقعاً نسبت به کسی متنفر باشم. بالاخره یه چیزی برای دوست داشتن توش پیدا می‌شه.
در سال اخیر و با بیش‌تر مطالعه کردن در ادبیات معاصر فارسی، هرچی جلو رفتم دیدم نوشته:
«شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو شاملو و...»
به صورت واضحی تعمق در نظر و گفتارِ شاخصان، بدون رجوع مکرر و بازبررسیِ آثار شاملو غیرممکن دیده می‌شد.
امروز بالاخره مجموعه آثارش رو گرفتم. جلد چهار مونده البته. یادمه چهار سال پیش می‌خواستم بگیرم اینارو، رفت رو هوا. حالا شاملو این‌جاست تا یحتمل باز مورد عتاب قرار بگیره. اما این چیزی از اهمیت‌اش کم نمی‌کنه. برای یک پژوهش درست، لازمه اهمیت رو مورد تأکید اولیه داشته باشیم، نه علائق شخصی صرف.

دوزخ امّا سرد

03 Jan, 15:53


«چه‌طور تالکین بخوانیم؟»

آثار تالکین هرکدوم روایت تاریخ جهان خیالی‌اش (آردا) در یک بازۀ زمانی‌ان که ترتیب انتشارشون لزوماً از ابتدای خلق اون جهان الی آخر نیست. به این ترتیب اولین کتاب تالکین از نظر خط زمانی (سیلماریلیون)، چهارمین کتابیه که ازش منتشر شده.
پیش‌نهاد من که بیش‌تر تالکین‌خوانان نیز پشتیبان‌اش‌ان به این صورته:

۱. هابیت
۲. سه‌گانهٔ ارباب حلقه‌ها
۳. سیلماریلیون
۴. قصه‌های ناتمام
۵. برن و لوتین
۶. فرزندان هورین
۷. سقوط گوندولین
۸. سقوط نومه‌نور (در دست ترجمه)

بیش‌تر این آثار رو کریستوفر تالکین، پسر جان تالکین از نوشته‌های پدرش گردآورده. بنابراین اون انسجام موجود در هابیت و ارباب حلقه‌هارو ندارن. جدا از این‌که وضوح و روانی روایت کم‌تری دارن. بنابراین کم‌تر کسی کتاب‌هارو بر اساس خط زمانی اصلی می‌خونه. وقتی داستان‌ها تموم شد می‌تونید به کتاب‌هایی مثل سرشت سرزمین میانه، اطلس سرزمین میانه و مجموعهٔ عظیم تاریخ سرزمین میانه رجوع کنید.
در بحث ترجمه، هیچ ترجمهٔ خارق‌العاده و بدیعی متأسفانه از تالکین نداریم که حق مطلب رو ادا کرده باشه. از لحاظ ظرفیت، زبان باستان‌گرایانهٔ حماسی و خاص تالکین بسیار می‌تونه در فارسی خوب دربیاد. اونایی که من خوندم و صرفاً قابل قبول محسوب می‌شن از نشر روزنه بودن. سقوط نومه‌نور نیز قراره در همین نشر دربیاد. آثار تالکین بارها توسط مترجمین اینترنتی نیز به فارسی دراومده که تارنمای آردا بیش‌ترشون رو داره.
اینم بگم که تالکین شعرها و داستان‌هایی اساساً بی‌ربط به داستان‌های سرزمین میانه نیز داره و اونا هم خواندنی‌ان. مثل کتاب درخت و برگ به فارسیِ مراد فرهادپور.
@startreatments

دوزخ امّا سرد

02 Jan, 22:52


اشارۀ درستی در سخنان اردبیلی.

دوزخ امّا سرد

02 Jan, 22:49


https://t.me/etrazatvapasokh/3042
اینو که یادتونه؟

دوزخ امّا سرد

31 Dec, 20:33


این‌که عدۀ زیادی در جهان فکر می‌کنن اوایل زمستون -نه حتی دقیقاً ابتداش- «سال نو» اومده جالبه.
شخصاً تا به حال هیچ ارتباطی نتونستم با این موضوع بگیرم. سال نو با بهار می‌آد.

دوزخ امّا سرد

31 Dec, 15:35


به‌ترین نشر حال حاضر کشور برای من، نشر چرخ ذیل نشر چشمه‌ست. کتاب بد اصلاً ندیدم داشته باشن. مترجمی که مورد اساسی تو کارش باشه هم ندیدم. عناوین نیز نیاز به تعریف نداره.

دوزخ امّا سرد

31 Dec, 13:19


مولوی بلخی
خواجه عبدالله انصاری هراتی
کمال الدین بهزاد هراتی
انوری ابیوردی
عنصری بلخی
دقیقی بلخی
سنایی غزنوی
ناصرخسرو بلخی
حنظله بادغیسی
هجویری غزنوی
جامی هروی
ظهیرالدین فاریابی
منهاج السراج جوزجانی
رابعه بلخی
معین الدین چشتی

این‌ها فهرست کوتاهی از مشاهیری‌ خراسانیِ زاده در افغانستان امروزی‌اند که با معنای ناسیونالیستی «بیگانه» و «انیرانی» تلقی می‌شوند. هیچ ناسیونالیستی اما این را نمی‌پذیرد. چون قرار است سند افتخار تاریخِ جدابافتهٔ خود را طولانی‌تر کند. کمااین‌که ترکان غزنوی و سلجوقی را اشغال‌گر می‌خواند اما وقتی به خود می‌گویند شاه ایران آن را مؤید تداوم فرهنگی کشور می‌داند.
من اما -و آرزو دارم شما نیز چنین باشید- توأمان با پذیرش تداوم ایران فرهنگی، ساکنان امروز سرزمین‌های گذشته را محترم می‌دارم و مطمئنم پیش‌رفت ما متصل و وابسته به ترقی آن‌هاست نه پس‌رفت‌شان.

دوزخ امّا سرد

31 Dec, 13:03


جالب است که «ایران‌شهری‌»های ناسیونالیست به این دیگری‌ستیزی افتادند. ایران‌شهر پایتخت‌اش در عراق امروزی بود و مرکز فرهنگی‌ اصلی‌اش خراسان بزرگ. امروز بیش‌ترین نفرت‌پراکنی اما به مردم آن سرزمین‌هاست. تناقض ناسیونالیسم همین است که از طرفی مرزهای مشخصی بین خود و دیگری می‌کشد، اما وقتی می‌بیند افتخارات و تاریخ و منابع زیادی آن طرف خط مانده، می‌گوید مرز مهم نیست، مهم فرهنگ و زبان است. حال با کسی که هم‌زبان و هم‌فرهنگ اوست دشمنی می‌کند.

دوزخ امّا سرد

30 Dec, 15:22


این هم جواب «مروج کتاب».
چه باید گفت؟ منحط‌ترین نوع تاریخ گفتن دیگه تاریخ‌گویی از رمان‌ تاریخیه و سر نشر ندادن چنین چیزی کوتاه نمی‌آن. به رمان تاریخی می‌گن منبع «قابل بحث».

دوزخ امّا سرد

27 Dec, 13:23


مردانِ نامی را میراث‌شان آوازه می‌دهد. احمقی در پرلاشز سنگی به چاه انداخت اما سه روز است هرجا را نگاه می‌کنم ساعدی بازخوانی می‌شود. نویسنده باز در هر قفسه‌ای که کتاب در آن جاخوش کرده فریاد می‌زند. داستان با وجود مردمی که می‌دانندش، خفه کردنی نیست.

دوزخ امّا سرد

24 Dec, 20:33


«راهی جز اندوه و گریه برای وضعیت منابع طبیعی کشور باقی نمانده است.»

این سخن معاون اول رئیس‌جمهوریه، محمدرضا عارف. نمی‌دونم چرا خیلی دیده نشد. نکتۀ مهمی که می‌شه با خواندنش یادآوری بشه، اینه که امید همیشه دومین عُنصره. هیچ‌وقت نباید از همون اول امید داشته باشی. ابتدا باید شرایط رو بسنجی و ببینی چه‌قدر امید وجود داره. مثلاً در مورد وضعیت مملکت ایران، می‌تونی بگی این‌جا به فنا رفته و رو به نابودیه؛ بعدش ببینی چندتا از امیدها باقی موندن. اگر اول امید داشته باشی، ممکنه اصلاً امور واقع رو درست نفهمی. عارف می‌دونه که این وضع فقط گریه می‌خواد، چون خودش هم در کشتیه، اونم نه ته کشتی، جایی نزدیک به سُکان، و می‌بینه که همه‌چیز درحال به گِل نشستنه. اون با این‌که می‌بینه اما نمی‌تونه چیزی رو تغییر بده. اگر قرار به تغییر باشه اون دیگه کنار سکان نخواهد بود.

حالا یک خبر دیگر:
«بیش از پنجاه هزار سیم‌کارتِ فعال در کشور، اصطلاحا سفید -یعنی بدونِ فیلتر- است که تعدادِ قابل توجهی از مصرف‌کنندگانِ آن، همین مسئولانِ ما هستند.»

پنجاه هزار نفر صبح تا شب یک ذره دغدغۀ میلیون‌ها نفر دیگر رو ندارن و به ریش داشته و نداشته‌شون می‌خندن. اون‌ها خودرو و وام و ملک و جایگاه شغلی و هزاران چیز دیگر هم دارن. اون‌ها حتی لازم نمی‌بینن ادای پاسخ‌گو بودن به اون میلیون‌ها نفر رو دربیارن چون در یک سامانۀ انتخاب‌مردمی بالا نیومدن.

یه زمانی چنین شرایطی رو وقتی متصور می‌شدیم که یک معادلۀ استعمارگر و استعمارپذیر واضح وجود داشت. چندتا مملکت اروپایی در جهان می‌تازوندن. خیلی راحت می‌تونستی بگی زندگی در ممالک محروسۀ ایران به اعراب بادیه‌نشین جنوب خلیج فارس و جنگلی‌های هندوچین و بردگان سابق آفریقایی شرف داره. حتی آمریکای جنوبی هم هنوز چیزی جز یک منبع تولید صرف نیست.

امروز، ما می‌بینیم که کشورهای همسایه روزبه‌روز تغییر می‌کنن. حتی جنگ‌زدگانی مثل عراق باوجود اسقاط زیرساختی یک چشم‌انداز امیدبخش نشون‌مون می‌دن. چین و هند و غیره در مسیر قدرت جهانی شدن با صد سال قبل خودشون قابل قیاس نیستند و...
حال اما ایران مفلوک داره با فانتزی سلطنت‌طلبی خودش رو جلا می‌ده، درحالی که شبه‌جمهوری موجودش درگیر بازگشایی پلی‌استور و طرح چه‌گونه جریمه کردن زنان برای دیدن شدن موهاشونه.

بی‌معنی‌ترین کار در مخمصه‌ای مثل این، دنبال سیاست‌ورزی و سیاسی‌‌کاری به اصطلاح مدنیه. ما ته اختلاف طبقاتی‌ایم. مسئله اساساً رانته. آزاد و بسته بودن اقتصاد این‌جا یعنی تغییر رانت ده نفر به پانزده نفر دیگر، تأیید یا رد شدن فلان نامزد مجلس هم.
همه‌چیز در گرداب فساده.

خیلی می‌شه در تحلیل چه‌گونگی رسیدن به این وضعیت نوشت. خود شما خوانندگان که در یکی از سیاست‌زده‌ترین جامعه‌های جهانید شاید بهتر از من بدونید چه‌خبره. دلیل نوشتن این متن فقط یادآوری به گستردگی این تباهی و لزوم خشم ایرانیان نسبت به اونه. هر ایرانیِ آزاده باید از این چیزی که درش هست خشمگین باشه و بدونه نباید این‌طور زندگی می‌کرده. جایی که رانت طبقات گوناگون رو شدیدتر از وخیم‌ترین دوران‌های سرمایه‌داری به خودی‌ها و بیگانگان تقسیم می‌کنه و ستم‌اش رو از حد می‌گذرونه. نه اونی که گریه می‌کنه تغییر رو به ارمغان می‌آره، نه اونی که از خنده ریسه می‌ره. با این خشم ارزشمنده که می‌شه امید داشت.
@startreatments

دوزخ امّا سرد

06 Dec, 17:41


پس از ۲۶ سال، هنوز مختاری و پوینده در گور احمق‌ها را می‌ترسانند. چون صدای‌شان در کتاب‌هاشان بلند است‌.

دوزخ امّا سرد

06 Dec, 17:39


https://t.me/bbcpersian/235780?single

دوزخ امّا سرد

04 Dec, 14:52


https://t.me/etrazatvapasokh/2930?single
در آینده بیش‌تر خواهیم دید که چه‌طور ترامپیسم بزرگ‌ترین رفیق فرهنگی محافظه‌کاری حاکمیتی ایران است‌.

دوزخ امّا سرد

04 Dec, 14:50


حاکمیت در نظرسنجی‌های رسمی خود هم سال‌ها از جامعه عقب است.

دوزخ امّا سرد

02 Dec, 13:19


قبرهای محمد مختاری، محمدجعفر پوینده و هوشنگ گلشیری در کنار هم (سنگ قبر گلشیری شکسته باقی‌مانده).
امام‌زاده طاهر کرج.
عکس از باربد گلشیری، پسر هوشنگ گلشیری.
زیرش نوشته بود:
«‌‎هر بار که میان سه قبر گلدان می‌گذارم به چشم‌برهم‌زدنی گلدان‌ها را می‌برند. کسی که آن‌جا کار می‌کند می‌گفت اگر آن‌ طرف قبر گلشیری بگذاری نمی‌برند، اما اگر بین قبر او و پوینده بگذاری یا آن طرف مختاری می‌برند. بعد هم به او دستور داده‌اند که قبر مختاری و پوینده را نشوید.»

دوزخ امّا سرد

02 Dec, 13:09


و نطق گلشیری در خاک‌سپاری‌اش که تکراری نمی‌شود.

دوزخ امّا سرد

30 Nov, 19:34


چه هزاران میلیارد تومنی که برای تولید این مزخرفات نخواهد رفت.

دوزخ امّا سرد

30 Nov, 19:28


رانت از بالا و پایین می‌باره.

دوزخ امّا سرد

30 Nov, 19:21


زیاد امروز از این لایحه صحبت شد. پیش‌نهاد می‌کنم وقت کردید خودش رو بخونید. بسی منزجرکننده و ضد آزادی انسان و ضد حقوق بشری‌ست.

دوزخ امّا سرد

30 Nov, 18:26


خب خوش‌بختانه همون‌طور که فکر می‌کردم گزینۀ نخست بیش‌ترین رأی رو آورد.
بیاید به‌شکل عمومی قبول کنیم نویسنده یعنی داستان‌نویس (جز داستان منظوم). بنابراین وقتی پرسیدن نویسندۀ موردعلاقه‌ات کیه نمی‌تونی بگی هگل (فیلسوف)،کینز (اقتصاددان)، فردوسی (شاعر) و امثال. حالا ممکنه یک داستان‌نویس در کنار کارش این‌ها هم باشه که خب باز نویسنده‌ست.

دوزخ امّا سرد

30 Nov, 18:08


نمایش‌نامه‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس هم جزو "داستان‌نویسان" محسوب کنید.

دوزخ امّا سرد

30 Nov, 18:05


دوزخ امّا سرد pinned «وقتی کسی می‌گه "نویسنده"، در وهلۀ نخست چی می‌آد تو ذهنتون؟»

دوزخ امّا سرد

30 Nov, 16:59


(به) آب گوزیدن. کنایه از باطل شدن، منتفی شدن، نقش بر آب شدن (مترادف: بادِ هوا شدن): «با هم توافق کرده بودند پولی را که برای رفتن من تا شهر و اسم نوشتن توی مدرسۀ نظام لازم است توی خودشان سرشکن کنند. عجالتاً که همۀ نقشه‌ها به آب گوزیده، من چلاق شده‌ام و مدرسۀ نظام فقط شاگردهایی را قبول می‌کند که از همه حيث سالم باشند.» (پابرهنه‌ها، ۴۱۴-۴۱۳)

آبجی خاک‌انداز. زن فضول و خبرچین که در هرجا سر کند و از این خانه به آن خانه خبر برد: «مثل این‌که موی آبجی خاک‌اندازها را آتش می‌زدند، به یک چشم به هم زدن مثل گرگِ اَلْپَر خود را به آن‌جا می‌رساندند.» (از خشت، ۲۰۵)

آبستن کسی بودن. کنایه از مخفیانه از کسی رشوه گرفتن و بنابراین مرهون و مطیع او بودن: «یک نفر را پیدا کنید که بگوید به فلانی صددینار [رشوه] داده‌ام و گردن من را بزنید! آبستن کسی نیستم: اگر بالا آمده‌ام در من درایتی دیده‌اند.» (سنگ رو یخ، ۵۳)

آپارتی/آپاردی. پررو و حقه‌باز و دهن‌دریده: «یارو همین‌طور تا دَمِ خانه چانه زد و سبزی پاک کرد و من نمی‌دانستم شر این پُررویِ چاخانِ آپارتی را به چه حقه‌ای از سرم رد کنم.» (یکی بود، ۵۱)

آتش‌گَز. سوخته بر اثر مجاورت آتش، لطمه‌خورده به سبب نزدیک شدن به آتش: «هالو اسماعیل توی سنگکی روبه‌روی پارک بته‌گذار بود... ولی از وقتی که چشم‌هایش از بته‌گذاری آتش‌گز شده بود توی خیابان‌ها کهنه‌چینی می‌کرد.» (بعد از روز، ۶۷)

منبع.

#فرهنگ_عامیانه #قند_پارسی
@etrazatvapasokh

دوزخ امّا سرد

29 Nov, 20:45


تماشای این نقشۀ روزانۀ جنگ داخلی سوریه (و نفوذش در عراق) از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۰ بسیار برای فهم درست اخبار روزهای اخیر راه‌گشاست.

دوزخ امّا سرد

29 Nov, 18:53


پیغام‌گیر.:

https://t.me/startreatments/47085
بنده وقتی این ویدیو رو دیدم، برنتابیدم و پاسخی خواستم بدم به لاطائلات و اراجیف این آقا اما گفتم برای شما بفرستم امیدوارم که مثمر ثمر باشه. 

ابتدا به ساکن ایشون بی‌خود کرده فردوسی رو می‌فهمه. فهم فردوسی نیازمند مطالعه درزمانی گونه زبانی مردم اون موقع هستش. صرف اینکه چون صورت یک واژه‌ای میان ما و اون دوره مشترکه مبنی بر این نیست که معنا و کاربرد اون واژه هم در این دو دوره تاریخی مشترکه. به طور مثال، چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
زین امروزی‌ای که ما درک می‌کنیم اختراع انگلیسی‌ها تو قرن هیژدهم بوده و برای این بوده که زنانی دامن‌های بلندی می‌پوشن هم بتونند روی اسب بنشینند. پس منظور رستم از زین این زین نبوده.
یا مثال دیگه‌ای که خیلی ملموس‌تره، واژه شوخه که در اون زمانه معنای چرک می‌داده اما حالا معنی بذله‌گو می‌ده. از تفاوت‌های واژگانی که بگذریم خیلی از ساخت و نحوهایی هم اون دوره به کار می‌رفته امروزه منسوخ شده.
حتی خود زبان انگلیسی که ایشون اینقدر سنگش رو به سینه‌شون می‌زنند، به قدری تحت تاثیر زبان فرانسوی بوده که واج‌ /v/ که واجگونه واج /f/ بود از اون واج تمیز داده شد. واج‌های /s/ و /z/ هم همینطور. اغلب منابع رو هم حتی اگر چک کنید، می‌بینید که گفته شده میانگین حدود ۳۰ درصد از واژگان انگلیسی از فرانسوی قرض گرفته شده. از نارسایی‌های خط لاتین هم برای نگارش ۱۲-۱۴ (در گویش‌های متفاوت) واکه‌ای که به کار می‌ره در زبان انگلیسی هم که بگذریم.

پوزش بابت پرگویی.

دوزخ امّا سرد

27 Nov, 19:23


بسیار اثر جذاب و آموزنده‌ای بود. ترجیحاً باید وقتی خونده بشه که دو-سه اثر از هاشمی‌نژاد خوندید. خصوصاً داستان‌هاش. متأسفانه با کم‌لطفی ناشر چاپ‌تمامه ولی در گیسوم به قیمت ۴۴ هزار تومن (!) دیدمش.

دوزخ امّا سرد

27 Nov, 10:33


توجه داشته باشید این‌ها وحی منزل نیستن و خیلی‌ها به همین دو نسخه ایرادهایی وارد کردن و به شکل دل‌خواه دیگری می‌نویسن؛ ولی برای مخاطب عمومی و یک‌دستیِ کُلی مناسبن.

دوزخ امّا سرد

27 Nov, 10:33


دستور خط فارسی (ویرایش جدید)، ۱۴۰۱
فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
@etrazatvapasokh

دوزخ امّا سرد

26 Nov, 09:39


این محسن رنانی‌ست. هرچه از پرت بودن‌اش بگوییم کم است. به خودش می‌گوید "کارشناس توسعه". این‌جا ادعا می‌کند زبان انگلیسی مفاهیم جدید خلق کرده و زبان بازی‌ است، ولی ما زبان بسته‌ای داریم. بنابراین برای بوروکراسی و دموکراسی و دازاین برابر نداریم.
جدا از این‌که برای هرسۀ اینان برابر داریم، آیا با واژگانی انگلیسی طرفیم؟

واژۀ Bureaucracy از ترکیب bureau به معنای میز یا دفتر در فرانسوی و kratos به معنای حکومت در یونانی در اواسط قرن هجدهم توسط ژاک کلود ماری وینسنت دو گورنای ابداع شد.

واژۀ Democracy در یونانی از ترکیب dēmos به معنای مردم و kratia به معنای قدرت حاکم گرفته شد و dēmokratia به زبان فرانسه رفت و démocratie ساخته شد.

واژۀ Dasein نیز ابداعی از مارتین هایدگر، فیلسوف آلمانی‌ست که از فعل dasein به معنای وجود داشتن گرفته شده و از ترکیب da به معنای آن‌جا (there) و sein به معنای بودن (be) ساخته شده.

یعنی هر سه مثالی که رنانی می‌زند، هیچ ربطی به "زبان پویای انگلیسی" ندارند.
کاش شما به زبان دیگری این حرف‌ها را می‌زدید که ما نمی‌فهمیدیم.

دوزخ امّا سرد

25 Nov, 18:01


حالا من زیاد تو ظاهر نشون نمی‌دم اما هر التفاتی که به بنده می‌کنید و در ناشناس و شناس و کانال‌هاتون می‌گید بسیار خوش‌حالم می‌کنه و قدردان حمایت‌هاتون هستم. امیدوارم چیزهایی که در کانال‌هام بهتون می‌گم و می‌ذارم به‌دردتون بخوره. همیشه نگران اینم یک چرت‌وپرتی نگم/نذارم که وقت‌تون تلف بشه. نقدی هم بود حتماً بگید تا باعث پیش‌رفت بشه. دوست‌تون دارم شدید، به مدت مدید.

دوزخ امّا سرد

25 Nov, 13:05


دریغا که بگذشت عمر عزیز
بخواهد گذشت این دمی چند نیز

کنون وقت تخم است اگر پروری
گر امید داری که خرمن بری

غنیمت شمار این گرامی نفس
که بی مرغ قیمت ندارد قفس

مکن عمر ضایع به افسوس و حیف
که فرصت عزیز است و الوقت سیف

- سعدی، بوستان.

دوزخ امّا سرد

25 Nov, 13:03


امروز ۱۹ سالم می‌شه. از قدیم کمی احساس 'پیری' به معنای خوبش رو داشتم. نوعی آرامش و روی آتش روزگار بالا و پایین نرفتن. اما خوش‌بینی و امید جوانی هم در خودم حس می‌کردم و می‌کنم. آیندۀ خوب برام ملموسه، هرچند که با دید جزئی شک و شبهه داشته باشه.

دوزخ امّا سرد

23 Nov, 11:09


قسمت بزرگی از هنر به اصطلاح پسامدرن هم درگیر همینه. پیدا کردن معنا/خاصیت در وسایلی بی‌هدف.

دوزخ امّا سرد

23 Nov, 11:05


آگاهانه گوشیدن به اثری که می‌دونی مزخرفه -حتی در عرصۀ عمومی- و کوشش در برداشت انتزاعیِ معتبر ازش چیز جالبیه.

دوزخ امّا سرد

21 Nov, 17:57


این قسمت داستان که راوی اعصاب‌خردی‌اش رو سر مجسمۀ فردوسی خالی می‌کنه خیلی بامزه‌ست. یک نشانه‌ست از این‌که چه‌طور دستگاه تبلیغاتی حکومتی امر مثبتِ در دید خودشو با عمل‌کرد منفی به مرکز نفرت منتقدان تبدیل می‌کنه. فردوسی و ساسانیان و دیگر عناصر ایران‌شهری در عصر پهلوی چنین وضعی داشتن.

دوزخ امّا سرد

21 Nov, 17:27


«من بودم و تنهایی، شب دنیا را سنگین کرده بود. مهره‌های بندکردۀ چراغ‌ها از ته تاریکی نزدیک می‌شدند و از بالای سرم می‌گذشتند و پشت سر من نمی‌دانم کجا می‌رفتند. باد آهسته روی دنیای متروک من سینه‌کشان می‌گذشت. میدان خالی بود و راه‌هایی که از آن می‌رفت یا به آن می‌آمد زیر افسون شبِ عزا وا رفته بود. پیش پای من میان نرده‌های آهنیِ چمن‌های لجمارِ خزان‌زده محصور افتاده بودند و سایۀ مجسمۀ شاعر زمان‌های گذشته که من به پاهایش تکیه داشتم، در تاریکی‌شان کشانده بود. من بودم و تنهایی و این بی‌جانی و وارفتگی.»

- "آذر، ماه آخر پاییز"، داستان دوم، ابراهیم گلستان.
@startreatments

دوزخ امّا سرد

21 Nov, 07:59


زیرگذر متروی هفتم تیر از زیرگذر متروی تئاتر شهر واقعاً پیچیده‌تره.

دوزخ امّا سرد

18 Nov, 18:03


بالأخره تموم شد. اثری چهارصد صفحه‌ای که در دو روز متوالی در اتوبوس و مترو و فروشگاه و خانه بی‌وقفه خوندم‌اش. بسیار لذت‌بخش بود. ضیاء موحد آدمی‌ست نکته‌سنج و فاضل و با دانشی وسیع از فلسفه تا ادبیات. پیش‌نهاد می‌کنم اگر به این چیزها علاقه دارید و کمی هم از سطح پایه‌ای درشون فراتر رفتید حتماً بخونیدش.
چاپ جدیدش.

دوزخ امّا سرد

18 Nov, 17:59


https://t.me/erjahat/1293

دوزخ امّا سرد

18 Nov, 16:39


«قتل‌های زنجیره‌ای اثر خیلی بدی روی بعضی‌ها گذاشت. [خصوصاً] آدم‌هایی که اسم‌شان در لیست سیاه آمده بود که باید کشته می‌شدند. یادم هست یک‌بار گلشیری به خانۀ ما آمد و من هرچه کردم راجع به ادبیات با او حرف بزنم، حرف نزد. آدمی که جز به ادبیات حاضر نبود به هیچ چیزی گوش بدهد و به نحو عجیبی هر چیزی غیر از ادبیات را سرسری می‌گرفت اصلاً حاضر نشد یک کلمه راجع به ادبیات صحبت کند. یک‌سره از سیاست و سعید امامی و قتل‌های زنجیره‌ای حرف زد. همه‌اش مضطرب بود. همیشه دو سه نفر با او بودند. در خیابان که راه می‌رفت وحشت داشت. حتی برای دفاع از خودش از این اسپری‌های بی‌هوش‌‌کننده به او داده بودند. ولی به‌درد او نمی‌خورد، وقتی سه چهار نفر دور آدم را بگیرند. خب در روز روشن پوینده را گرفتند و سوار ماشین کردند و بردند. گلشیری را این‌ها کشت. گلشیری را فقر نکشت. این‌ها از فقر بدتر است. شما نان داشته باشید بخورید ولی جان‌تان در خطر باشد به چه دردتان می‌خورد؟ این است که فقط فقر نیست. مسئله را کوچک نکنید. اخوان تا یادش بود گرفتار فقر بود. در ورامین معلم بود. فکر می‌کنید چه قدر به او حقوق می‌دادند؟ فقر میراث هنرمندان بوده. چیز تازه‌ای نیست. حتی ایجاد رعب و هراس هم چیز تازه‌ای نیست. محمد گلندام نویسندۀ مقدمۀ دیوان حافظ می‌گوید هر بار صحبت از جمع‌آوری اشعار او می‌کردیم "غدر اهل عصر را عذر می‌آورد."»

- همان‌، (ساوجی، ۱۳۹۵)، صفحۀ ۲۸۰.
@erjahat

دوزخ امّا سرد

18 Nov, 15:45


https://t.me/erjahat/1290

دوزخ امّا سرد

16 Nov, 20:44


بالأخره تصمیم گرفتم اسم کانال رو فارسی کنم. گم نکنید خلاصه.
شناسه (آیدی) رو تغییر نمی‌دم.

دوزخ امّا سرد

16 Nov, 20:43


«گر نگفتم این بگویم نیز
در میان‌راه ایستاده‌ام،
یا که در آخر، نمی‌دانم،
لیکن این دانم که بی‌تردید
قصّه تا اینجاش، اینجایی که من خواندم
قصّۀ بی‌هوده‌تر بی‌هودگی‌ها بود.
لعنت‌آغازی، سراپا نکبتی منفور.
گاهکی شاید یکی رؤیائکی شیرین،
بیش‌تر اما
قالبِ کابوس گُنگی خالی از مفهوم.
بی‌هوا تصویر تاری، کارِ دستی کور،
دوزخ، امّا سرد
وز بهشتِ آرزوها دور...»

- از دفتر شعر "دوزخ، امّا سرد"، مهدی اخوان ثالث، سرودۀ نخست.
@startreatments

دوزخ امّا سرد

15 Nov, 21:55


نشر هرمس.
https://t.me/ketabedamavandd/42164
https://t.me/neypub/8307
دماوند و نی.

دوزخ امّا سرد

14 Nov, 12:05


ایران کتاب هم دید هوا پسه و ۲۰٪ تخفیف گذاشت. خوبی‌اش اینه سبدتون بالای یه مبلغی (۸۰۰ هزار فکر کنم) بشه ارسال‌اش رایگانه.

دوزخ امّا سرد

14 Nov, 11:28


https://t.me/startreatments/46663
https://t.me/etrazatvapasokh/1934
https://t.me/etrazatvapasokh/1935
https://t.me/etrazatvapasokh/1938
https://t.me/etrazatvapasokh/1975
https://t.me/etrazatvapasokh/1976
https://t.me/etrazatvapasokh/2661
اینم آثاری که به‌نظرم خوبه بخرید در این مدت.

دوزخ امّا سرد

14 Nov, 11:09


بین فروشگاه‌های برخط، سی‌بوک ۳۰٪ و بنوبوک ۲۵٪ تخفیف گذاشته که می‌تونید استفاده کنید. فروشگاه‌های حضوری غیر از تهران رو نمی‌ذارم چون زیادن ولی در اینستاگرام بنویسید #هفته_کتاب می‌تونید پیدا کنید.

دوزخ امّا سرد

14 Nov, 11:04


اینارو هم پیدا کردم.

دوزخ امّا سرد

13 Nov, 20:23


تعداد نشست‌ها، کارگاه‌ها، هم‌خوانی‌ها، دوره‌ها و... دربارۀ علوم انسانی و هنر تو دو-سه سال اخیر (بعد کرونا) در تهران بسی بیش از پیش شده و این واقعاً خوش‌حال‌کننده‌ست. هرروز می‌بینی چندجای شهر یه عده نشستن و راجع به مسائل اساسی گفت‌وگو می‌کنن. درسته لمپن‌ها هم رشد کردن و می‌کنن، اما نباید از چیزهای خوبی که هست غافل باشیم.

Star Treatments

12 Nov, 02:49


گلستان برایم از آن آدم‌های -به اصطلاح خودش- "درجه یکی‌ست" که تک‌تک نوشته‌ها و نگاره‌ها و ویدئوهایش را دوست دارم.

Star Treatments

12 Nov, 02:47


از راست: جلال‌ آل‌احمد، فخری گلستان، سیمین دانشور و ابراهیم گلستان، طی سفر به شمال، خرداد ۱۳۴۰.
-| © ناشناس.
-| @suntreatments

Star Treatments

12 Nov, 02:14


درخشان.

Star Treatments

10 Nov, 12:57


بی‌آبرویی تدینی که آشکار است، اما این‌جا چیزی مهم را بازگو کرد: "علیه جمهوری اسلامی، ما بازاری‌های کرواتی، با نیروهای غیرِ خودی هم‌راه نخواهیم بود."
تمام آن ترهات که می‌گفت ما متشکل می‌شویم علیه این حاکمیت و به یک جایی هم می‌رسیم کشک است. نهایتاً ائتلافی که خواهید دید دست دادن محافطه‌کاری سلطنتی و محافظه‌کاری کرواتی‌ست. تصور نکنید منظورش از چپ هم این‌جا لزوما "لنین و استالین" است. از نظر ایشان مصدق و بازرگان و حزب دموکرات نیز چپ‌اند.

Star Treatments

09 Nov, 14:41


"تناقض منافعِ سنّت در اقلیت‌ها"
انتخابات ۲۰۲۴ ايالات متحده نکته‌های ریز و درشت بسیاری دارد. مهم‌ترین چیز برای من، رابطۀ حزب دموکرات‌ با سنّت است.
اساساً حزب دموکرات را به پیش‌رو بودن و پا گذاشتن روی خط قرمزهای عرف معمول می‌شناسیم. ستارگان هالیوودی و فعالان سیاسی مایل به چپ و غیره جُملگی یا از آن حمایت می‌کنند یا حداقل مقابل‌اش نمی‌ایستند. یکی از ویژگی‌های این نوع سیاست رواداری برابر اقلیت‌های مذهبی و جمعیتیِ مهاجران و شهروندان آمریکاست. مثلاً لاتین‌تبارها یا مسلمانان و غیره. حتی در دوگانۀ حقوق مرد و حقوق زن نیز حزب دموکرات هم‌واره مدعی صیانت از حقوق زنان بوده. خصوصاً در مسئلۀ سقط جنین. حال اما می‌بینیم که اکثریت رأی همان اقلیت‌ها از قضا به سبد رأی جمهوی‌خواهان رفته.
دلیل اصلی این مسئله از نظر من همان 'پیش‌رو' بودن دموکرات‌هاست. در منطق آن‌ها اگر ما سیاستی مترقی داشته باشیم ممکن نیست 'تبعیض' قائل شویم. همان‌قدر باید مسلمانان نمازخوان را مورد توجه قرار دهیم که هم‌جنس‌گرایان رژه‌دوست را پشتیبانی می‌کنیم و با این‌که از حقوق مهاجران مکزیکی نمی‌گذریم دست در دستِ اسرائیلی‌ها برای 'دفاع از خود' در غزه داریم.
تکثرگرایی حزب دست آخر بر ضد خود عمل می‌کند. زیرا تودۀ مردم هنوز درک درستی از چه‌گونگی عقلانی بودن چنین منطقی ندارند. آن‌کس که می‌خواهد همه را خوش‌حال کند، هیچ‌کس را خوش‌حال نمی‌کند. بنابراين حتی اکثریت رأی هریس در نسبت با ترامپ خود رأی سلبی -و نه ایجابی- می‌شود و دوام نمی‌آورد.
لاتین‌تبارها و مسلمانان به چشم می‌بینند که ارزش‌های شخصی‌شان درون تکثرگرایی حل خواهد شد. از سویی نیز به فرودستانی که قصد پیوستن به خودشان را دارند به دید تحقیر نگاه می‌کنند. مهاجران جدید، حتی اگر هم‌وطن‌شان باشند، نوعی رقیب برای غارت منابع بیش‌تر هستند. وقتی سقط جنین و مسائل آزادی‌های جنسی هم کنارش می‌گذارید باز ترامپ برگ برنده دارد: اقتصاد تعرفه‌محور.
ترامپ سال‌هاست با تأکید بر اقتصاد صنعتی تولیدی در برابر اقتصاد سهامی مونتاژمحور سعی در جذب رأی کارگران دارد. شدیدتر کردن رقابت با چین برای کمربند زنگار خبری مسرت‌بخش است. تازه هنوز هم برگ برنده‌های ترامپ تمام نشده. یکی دیگر از این کارت‌ها نامشخص بودن سیاست‌های حزب دموکرات است که از طریق جذب جنگ‌طلبان سابق جمهوری‌خواه مانند دیک چنی و غیره می‌کوشید رأی قسمت 'نخبۀ' حزب رقیب را جمع کند‌. اما همان‌طور که مشخص شد، چنین اتفاقی نیوفتاد. خود جمهوری‌خواهان هم متوجه شدند بدون عوام‌گرایی توان پیروزی ندارند. وگرنه ترامپ چهره‌ای همه‌پسند بین نئوکان‌ها و کلاسیک‌های حزب نبوده و نیست.
وضعیت امپراتوری جهان‌گیر آمریکا بر همه‌جای این کُره تأثیر ملموس دارد و حق‌اش بیش از توجهات صرفاً انتخاباتی‌ست. امروز مهم‌ترین مسئله در آینده حل همین تناقض بزرگ در آمریکاست. آیا حزب دموکرات می‌تواند تکثرگرایی را به بطن جامعه بیاورد؟ آیا به‌شکلی مشخص‌تر به سمت جناحی از این رقابت خواهد چرخید؟ به میزان زاد و ولد نگاه کنید، چه‌قدر از آن را دانش‌جویان مترقی دیگری‌پذیر تشکیل می‌دهند؟ نگاه سامانه‌های آموزشی آمریکا که هنوز در مناطقی سر تدریس کردن یا نکردن نظریۀ داروین بحث می‌کنند آیندۀ روشنی نشان‌مان نمی‌دهد -هرچند که چنین سطحی از آزادی عمل برای خود ما یک رویاست و نه فاجعه-.
راه حل برای دموکرات‌ها، دل کندن از تأکید صرف بر دفاع از هویت اقلیت‌ها و طرح برنامه‌های انضمامی‌ست. این شکست -خصوصاً در سقوط تعداد رأی کُلی- درسی برای دیگر ترقی‌خواهان است تا با نیوفتادن در چالۀ فاشیست و شیطان‌سازی صرفِ رقیب، بر این آگاه باشند که مردم نهایتاً منافع شخصی کوتاه‌مدت خود را چیزی مانند 'به‌خطر افتادن دموکراسی' در آینده‌ای دور، ترجیح می‌دهند.
@startreatments

Star Treatments

09 Nov, 13:11


"𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒂𝒄𝒌 𝒐𝒇 𝒓𝒐𝒎𝒆 𝒃𝒚 𝒕𝒉𝒆 𝒃𝒂𝒓𝒃𝒂𝒓𝒊𝒂𝒏𝒔", 𝒑𝒂𝒊𝒏𝒕𝒊𝒏𝒈 𝒃𝒚 𝒋𝒐𝒔𝒆𝒑𝒉-𝒏𝒐𝒆𝒍 𝒔𝒚𝒍𝒗𝒆𝒔𝒕𝒓𝒆, 𝒔𝒕𝒚𝒍𝒆/𝒈𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒕𝒊𝒄 𝒂𝒄𝒂𝒅𝒆𝒎𝒊𝒄 𝒂𝒓𝒕.
-| #paintings
-| @startreatments

Star Treatments

28 Oct, 22:05


@RegaCastbox_Bot
برای بارگیری پادکست‌ها از کست‌باکس می‌تونید از این بات استفاده کنید. هرچند ترجیح اینه از خود برنامه بگوشید تا آمار اون پخش‌کننده بالا بره.

Star Treatments

25 Oct, 22:45


تهران موشکی چیزی خورد.

Star Treatments

25 Oct, 15:32


https://t.me/etrazatvapasokh/2601
قبلاً پاره‌ای از کتاب رو تو این عکس گذاشته بودم. برای فهم تفاوت چنین کتاب‌های تفسیری خلاصه‌شده‌ای با متن اصلی مناسبه.

Star Treatments

25 Oct, 15:28


اگر از یک حد معمولی بیش‌تر فلسفه خوندید و بهش علاقه دارید، کتاب خیلی خوب و به‌اندازه‌ای برای فهم جنبش پدیدارشناسیه.

Star Treatments

23 Oct, 15:15


حس می‌کنم تونستم به خوانندگان این نکته رو برسونم که چه‌قدر مهمه هر نوشته و برنامه و ارائه‌ای اگه قراره جدی گرفته بشه منبع‌محور باشه. این بهانه که "حوصلۀ مخاطب سر می‌ره و..." هم قابل قبول نیست چون می‌بینیم خیلی‌ها به درستی انجام‌اش می‌دن و خسته‌کننده هم نیستن. اگر قراره تفکر سنجش‌گرایانه داشته باشیم، اولین قدم همینه که روی هوا صحبت نکنیم و اگر به چیز خوبی دست یافتیم در اختیار دیگران هم بذاریم‌اش.

Star Treatments

23 Oct, 15:07


تاحالا هشت فهرست در این کانال نوشتم.
۱. فهرست مجله‌ها و نشریه‌های خوب داخلی در سه بخش.
۲. فهرست فروشگاه‌ها کتاب خوب برخط (online).
۳. فهرست پیش‌نهادها برای نگارش و گفتار فارسی.
۴. فهرست ۱۲۰ نشر معتبر.
۵. فهرست کتاب‌های منتخب مقدماتی در دسته‌های گوناگون.
۶. فهرست برابرنهادهای واژگان انگلیسی و فرانسوی در دو بخش.
۷. فهرست تصحیح‌های معتبر آثار شاعران فارسی دیرین.
۸. فهرست سی پادپخش (podcast) خوب فارسی در سه بخش.

Star Treatments

23 Oct, 13:59


در حوزۀ تاریخ سه تا پادکست بد داریم. به ترتیب بد بودن:
۱. مورخ
۲. رخ
۳. دیپ پادکست

اولی منبع می‌گه اما سازندگان این‌قدر پرتن که مثلاً ذبيح‌الله منصوری رو به عنوان منبع شناخت اسماعیلیه مطرح می‌کنن.
دو تای بعد زحمت گفتن منبع هم به خودشون نمی‌دن.

https://t.me/etrazatvapasokh/1927
https://t.me/etrazatvapasokh/2037
این‌جاها به پایین دربارۀ مورخ نوشتم.
https://t.me/etrazatvapasokh/2784
این‌جا به پایین دربارۀ رخ نوشتم.
دربارۀ دیپ پادکست هم برنامۀ 'خدای‌نامک' در یوتیوب نقد رفته چندتا.

Star Treatments

23 Oct, 13:50


واقعاً تهیۀ این فرسته خیلی طولانی و خسته‌کننده بود. حاصل چندسال گوشیدن به برنامه‌های گوناگونه.
چند ماه دیگه چیزهایی که این‌جا نبودن و برام نیاز به بررسی بیش‌تر داشتن رو می‌ذارم.
شما حالا تا می‌تونید برای بقیه بفرستید.🫶
پادکست‌های شعرخوانی، طنز، جنایی و داستانی رو نیاوردم از قصد. اگر نبودن دلیل بر بد بودنشون نیست.
فهرست هم بر اساس الفباست.

Star Treatments

23 Oct, 13:47


"فهرستی از سی پادکست خوب فارسی" (بخش دوم)

۱۳. جعبه
الف) ★★★
ب) ★
پ) ★★★
ث) ★★★
ج) ★★
این پادکست تو هر قسمت به یک موضوع خاص از زندگی ثریا گرفته تا تاریخ‌چۀ پیکان می‌پردازه و اولین نقطۀ ضعف‌اش منبع‌محور نبودنه. سازنده به روی ماجرا مثل جلد و کیفیت ضبط خیلی بیش‌تر از محتوا اهمیت داده و خیلی جای کار داره تا مطلوب بشه؛ اما به‌خاطر تلاش زیادشون روی بالا بودن کیفیت بصری و شنوایی، به‌نظرم لایق معرفی‌ان.

۱۴. چارچرخ
الف) ★★★★
ب) ★★★★
پ) ★★★★
ث) ★
ج) ★★★★
این پادکست در قسمت‌های اصلی به تاریخ‌چۀ یک شرکت خودروسازی و در قسمت‌های فرعی به ارائۀ داستانی از مسابقات اتومبیل‌رانی می‌پرداخت. متأسفانه یک سال از آخرین فعالیت‌شون می‌گذره. موضوع‌شون بکر بود و برای هر قسمت پی‌دی‌اف منابع گسترده‌ای که استفاده می‌شد و ازش یک روایت منسجم و شنیدنی درمی‌اومد رو ارائه می‌دادن. چارچرخ، با وجود نداشتن مخاطب خیلی گسترده، زحمت زیادی پشت‌اش بود و بارها می‌شه بشنویم‌اش.

۱۵. چکش
الف) ★★★★
ب) ★
پ) ★★★★
ث) ★★
ج) ★★★★
چکش از دیگر پادکست‌هایی با موضوعی جدید و خاصه. کل برنامه حول صحبت دربارۀ ارتباط هنر و حقوقه. جایی که آثار هنری یا باستانی به مسائل قانونی برمی‌خورن. با وجود صحت اکثر مطالبِ ارائه‌شده اما منبع‌محوری خوبی در پادکست نداریم. صدای سازنده هم بسیار مناسبه.


۱۶. چیزکست
الف) ★★★★★
ب) ★★
پ) ★★★★
ث) ★★★★★
ج) ★★★★
این پادکست همون‌طور که از اسم‌اش پیداست تاریخِ چیزهاست. سازنده در هر قسمت که گاهی تبدیل به پرونده‌های چندقسمتی می‌شه تاریخ یک چیز، از نفت گرفته تا تیغ ریش‌تراش رو برامون تعریف می‌کنه. روایت‌اش بسیار همه‌پسند و راحته و همین باعث می‌شه خوب تو خاطر بمونه. منبع‌محوری خوبی نداره -در دو قسمت اخیر ذکر می‌کنه- و دید تجدیدنظرطلبانه‌ای هم در تاریخچۀ موضوع بهمون نمی‌ده.

۱۷. دموکراسی در کار
الف) ★★★★
ب) ★★★★
پ) ★★★★
ث) ★★
ج) ★★★★★
این پادکست دربارۀ مسائل چپ‌‌گرایی و کارگریه. سازنده از ابتدا با تشریح الفبای عقاید خودش شروع می‌کنه و در ادامه به مسائل تخصصی‌تر می‌پردازه. آگاهی از اهمیت مسائل روز توش رعایت شده و مثلاً سر وقایع 'زن زندگی آزادی' سلسله برنامه‌های مناسبتی مفیدی درش وجود داره. سطح سوادی که این پادکست از مسائل بهتون می‌ده قابل توجه و ارزنده‌ست.

۱۸. رادیو مرز
الف) ★★★★★
ب) ★★★★★
پ) ★★★★★
ث) ★★★★★
ج) ★★★★★
این پادکست در نوع خودش واقعاً خاصه و می‌شه گفت بی‌نظیره‌. سازنده در هر قسمت موضوعی که مورد بحث و جدل و جدایی بین آدم‌هاست رو برمی‌گزینه و از کسانی که اون موضوع براشون اثر منفی داشته دعوت می‌کنه راجع بهش حرف بزنن. گوشیدن به چنین روایت‌هایی توجه مارو نسبت به رفتاری که با دیگران داریم و اهمیت‌ مناسب بودن‌اش جلب می‌کنه. کاش همه بتونن این‌هارو درک کنن.

۱۹. رادیو نیست
الف) ★★★★
ب) ★★★
پ) ★★★★
ث) ★★★
ج) ★★★★
اولین چیزی که راجع به این پادکست نظر شما رو جلب می‌کنه هویت بصری زییاشه که در تارنماشون خیلی واضح‌تر می‌شه ازش لذت برد. یک گروه این‌کاره و فعال پشت چنین برنامه‌ای نشستن که هرکس مسئولیت بخشی از فعالیت رو به عهده داره و باعث می‌شه با پخشی منظم کیفیت ثابت و حتی رو به رشدی داشته باشن. پادکست دربارۀ مکان‌هاییه که قبلاً در ایران -خصوصاً تهران- وجود داشتن و الآن نیستن. هربار با ارتباط گرفتن با آدم‌هایی که اونارو به یاد می‌آرن و بررسی شواهد و مدارک تلاش می‌کنن سندی بر وجود داشتن اون‌جا در زمانی که گذشته به‌جا بذارن. در منبع‌محوری نیاز به تلاش بیش‌تر دارن و مصاحبۀ خالی کافی نیست.

۲۰. رپاپ
الف) ★★
ب) ★★★★
پ) ★★★
ث) ★★★
ج) ★★
در این پادکست مثل بی‌پلاس ما خلاصۀ کتاب‌هارو می‌شنویم‌. ایراد اول اینه که سازنده بر مباحث مورد بحث احاطۀ خوبی نداره و بارها چیزهای ساده رو اشتباه تلفظ می‌کنه، دیگه این‌که پخش‌اش هم دارای یک برنامۀ منظم نیست و گوشه‌های تاریک متن رو برامون گره‌گشایی نمی‌کنه. اما در کل برای یک آشنایی اولیه با اثر بد نیست.

۲۱. ساگا
الف) ★★★
ب) ★
پ) ★★★★
ث) ★★★
ج) ★★★
این پادکست داستان‌های اسطوره‌ای رو برامون روایت می‌کنه. با لحن داستان‌گویی معمول جلو می‌ره که شاید برای بعضی‌ها خوش‌آیند نباشه. منبع‌محوری خوبی نداره که اصلاً قابل قبول نیست. ولی خب جز 'اسطوراخ' -که دیگه تولید نمی‌شه- رقیب خاصی براش به‌خاطر ندارم. در کل با آوردن یک گویندۀ حرفه‌ای و ذکر درست منابع خیلی می‌تونست از اینی که هست باکیفیت‌تر باشه.
@startreatments

Star Treatments

23 Oct, 13:47


"فهرستی از سی پادکست خوب فارسی" (بخش نخست)

معیارها:
الف. صدای خوب گوینده و کیفیت ضبط و تدوین بالا
ب. منبع‌محوری و ذکر منابع
پ. داشتن سواد داستان‌پردازی و خسته‌کننده نبودن روایت
ث. تولید و پخش منظم و گسترده در نرم‌افزارها
ج. کمینگی تعداد اشتباهات و بیشینگی صحت مطالب

۱. آلبوم
الف) ★★★★★
ب) ★
پ) ★★★★★
ث) ★★★
ج) ★★★★
این پادکست دربارۀ آلبوم‌های موسیقی غربیه. از داستان زندگی هنرمندی که اون‌ها رو ساخته و نحوهٔ ساخته شدن آلبوم و ماجرای تک‌تک‌ آهنگ‌هاش می‌گه. دو بخش دیگه دارن، یکی‌اش به نام 'ویژبوم' آلبوم‌های خوب منتشر شده در سال‌ اخیر میلادی رو بررسی می‌کنه و دیگری به نام 'سانگل' به‌صورت خلاصه‌تر به ماجرای ساخته شدن یک آهنگ مشهور می‌پردازه. سازنده خوش‌سلیقه‌ست و وقت زیادی روی هر قسمت می‌ذاره که باعث می‌شه چندان تعداد تولیداتش بالا نباشه، اما از لحاظ کیفیت کم‌نظیره.

۲. آرتیست
الف) ★★★
ب) ★
پ) ★★★
ث) ★★½
ج) ★★★★
پادکست آرتیست دربارۀ زندگی بازیگران هالیوودیه. این‌که از کودکی تا بزرگ‌سالی چه‌طور رشد یافتن و زندگی هنری‌شون چه‌طور جلو رفته. منبع‌محوری خاصی نداره و به‌نظر اصل‌اش بر پایۀ مصاحبه‌ها و زندگی‌نوشت‌های انگلیسیه.

۳. ابدیت و یک روز
الف) ★★★★
ب) ★★★
پ) ★★★★
ث) ★★★
ج) ★★★★★
پادکست ابدیت و یک روز دربارۀ سینماست، خصوصاً سینمای ایران. سازنده بنیان اصلی رو روی گفت‌وگو با افراد کاردرست در اون حوزه قرار داده و با ارتباطات خوبی که داره انسان‌های فرهیخته‌ای رو دعوت کرده. اطلاعات بالای سازنده باعث دوچندان شدن جذابیت گفت‌وگوهاست.

۴. اپیتومی بوکس
الف) ★★★★½
ب) ★★★★★
پ) ★★★
ث) ★
ج) ★★★★
در این پادکست کتاب‌هایی که سازنده خونده خلاصه و ارائه می‌شد. متأسفانه یکی دو ساله دیگه فعالیت نمی‌کنه اما بایگانی بسیار خوبی داره و پژوهش‌هاش برای فهم نکته‌های تاریک هر اثر قابل تقدیر بوده. آثار معرفی شده عموماً گرایشی لیبرال دارن.

۵. استرینگ کست
الف) ★★★★★
ب) ★★★
پ) ★★★
ث) ★★
ج) ★★★★½
پادکستی که در هر قسمت یک ماجرای مرتبط با علوم تجربی رو بیان می‌کنه که در یک کتاب یا مقاله تشریح شدن و پیوند اون اثر هم قرار داده می‌شه. کیفیت ضبط و نظم بسیار خوبه و سبک خاص خودش رو پیدا کرده. متأسفانه دیگه بعد ۱۲۰ قسمت منتشر نمی‌شه.

۶. بوم
الف) ★★★★
ب) ★★★
پ) ★★★
ث) ★★
ج) ★★★★
پادکستی دربارۀ فلسفه که توش اندیشۀ فیلسوفان رو به‌طور خلاصه بیان می‌کنه. اکثر قسمت‌هاش از کوتاهی محتوا رنج می‌برن اما دو قسمت اخیر که برای فصل جدیدشونه مناسب‌تر بوده. قبل این دو قسمت نیز ذکر منابع نداشتن. سواد سازنده نسبت به فلسفه قابل قبوله.

۷. بی‌پلاس (فقط بخش خلاصۀ کتاب)
الف) ★★★
ب) ★★★★
پ) ★★★
ث) ★★
ج) ★★★
شاید معروف‌ترین پادکست فارسی که دو بخش داره. یک بخش خلاصۀ کتابه که بخش پیش‌نهادی منه. اون‌جا هر کتاب رو گروهی می‌خونن و نکات جالب‌اش رو به شنوندگان می‌گن. اما بخش تاریخی اصلاً راضی‌کننده نیست‌. هم این‌که در اصل برنامۀ یوتیوبیه و تمرکزش از بخش صوتی ماجرا کم شده، هم این‌که اصلاً منبع‌محور نیست.

۸. پاراگراف
الف) ★★★★
ب) ★★★
پ) ★★★
ث) ★★★
ج) ★★★
پادکستی تاریخی که در اون عموماً به ترتیب سیر وقایع تاریخ جهان رو می‌شنویم. به‌طور کلی دیدگاه‌های تجدیدنظرطلبانه درش جایی ندارن و همون روایت‌های مشهور و کلاسیک رو می‌شنویم. مثلاً یکی از منابع رنسانس‌اش کتاب یاکوب بورکهارت بود که خب حداقل صدها کتاب در دهه‌های اخیر در نقد روی‌کردش نوشتن. در کل کیفیت ضبط و ذکر منابع قابل قبولی داره.

۹. پرچم سفید
الف) ★★★★
ب) ★★
پ) ★★★
ث) ★★★
ج) ★★★
این پادکست دربارۀ تاریخ جنگ‌هاست. از جنگ‌های جهانی اول و دوم گرفته تا جنگ هشت ساله. متأسفانه معمولاً فقط یک منبع در هر موضوع به‌کار گرفته می‌شه که در طول برنامه هم بهش ارجاع خاصی نمی‌دن. اما به‌طور کلی اشتباهات زیادی نداره.

۱۰. پرسه
الف) ★★★★★
ب) ★★★
پ) ★★★★
ث) ★★★
ج) ★★★
پادکست پرسه حاصل مطالعات سازنده در مسائل گوناگونه. از به قدرت رسیدن پوتین در روسیه تا مواد روان‌گردان. هر پرونده‌ منابع خاصی داره که عموماً کتاب‌ان و سازنده با زیبایی اونا رو پله‌پله شرح می‌ده. صداش خیلی به دل‌ام می‌شینه.

۱۱. رادیو تراژدی
الف) ★★★★★
ب) ★★★★★
پ) ★★★★
ث) ★★★½
ج) ★★★★
تراژدی یکی از باکیفیت‌ترین پادکست‌هاست که در هر پرونده به شرح زندگی یک شخص خاص یا یک روایت خاص از فردی نه‌چندان خاص می‌پردازه. منبع‌محوری بسیار خوبی دارن که باعث می‌شه هرجا حرفی بزنن بگن از کجا خوندن‌اش. کیفیت ضبط و غیره هم خوبه. قبلاً مجله‌شون رو معرفی کرده بودم.

۱۲. جسو
الف) ★★★
ب) ★
پ) ★★★
ث) ★★★
ج) ★★★
این پادکست داستان‌هایی که در پشت یا حاشیۀ یک نقاشی برجسته وجود داره رو روایت می‌کنه. متأسفانه منبع‌محور نیست و کیفیت ضبط، صدا و روایت معمولیه. اما موضوع خاص‌اش شنیدنی‌اش می‌کنه.
@startreatments

Star Treatments

23 Oct, 13:47


"فهرستی از سی پادکست خوب فارسی" (بخش سوم)

۲۲. شیرازه (کتاب‌خانۀ قرن)
الف) ★★★★
ب) ★★★★★
پ) ★★★
ث) ★★★
ج) ★★★★
این پادکست که ذیل بی‌بی‌سی فارسی تهیه می‌شه در این سری خودش به سراغ معرفی و بررسی صد کتاب تأثیرگذار این قرن در ایران معاصر رفته. از لحاظ کیفیت گفت‌وگوها یک‌سروگردن از اکثر برنامه‌های شبیه خودش بالاتره و اطلاعات بسیار خوبی رو به بیننده منتقل می‌کنه.
تقریباً تمام مصاحبه‌شوندگان استادان برجستۀ دانشگاه‌ان و جابه‌جا ارجاع به صفحات همون کتاب صورت می‌گیره که یک کلاس درس برای باقی خلاصه‌کنندگان کتاب مبتدیه.

۲۳. عدم
الف) ★★★★
ب) ★★★★
پ) ★★★
ث) ★★★
ج) ★★★★★
این پادکست به شرح موضوعاتی در تاریخ اندیشه و فلسفه در دوران پیشامدرن می‌پردازه. سازنده بسیار آدم دانا و باسوادی در موضوعه و گزینش‌های جالبی هم انجام می‌ده. در تلگرام‌شون متن هر پادکست رو با ارجاعات دقیق می‌ذاره، اما به‌تر بود در طول اون قسمت هم بهشون ارجاع می‌داد. از لحاظ صحت صحبت‌ها عالیه و دیدگاه‌های تجدیدنظرطلبانه رو در نظر می‌گیره.

۲۴. فارکست
الف) ★★★★
ب) ★★★★
پ) ★★★
ث) ★★
ج) ★★★★
این پادکست در اصل گفت‌گو دربارۀ مقاله‌های چاپ شده در نشریۀ مطرح و معتبر اکونومیسته. در هر قسمت گفت‌وگویی با یک متخصص امر در مورد اون موضوع صورت می‌گیره. همین حول یک متن خاص بودن باعث می‌شه انسجام مطالب حفظ بشه، اما ذکر منابع دیگری که به موضوع و بحث مربوطن خوب صورت نمی‌گیره که باعث می‌شه برای شنوندۀ غیرحرفه‌ای چندان قابل دنبال کردن نباشه.

۲۵. فلسفۀ علم
الف) ★★★★
ب) ★★
پ) ★★★
ث) ★★
ج) ★★★★
این پادکست با این‌که اسم‌اش فلسفۀ علمه اما اون‌قدر هم 'فلسفی' نیست. در واقع 'اندیشیدن راجع به علم' براش نام مناسب‌تریه. در طول هر قسمت سازندگان به بحث و گفت‌وگو با مهمانی مرتبط با موضوع می‌پردازن و راجع به تفکر علمی و سنجش‌گرانه و موضوعات فیزیک و زیست‌شناسی و غیره مباحثه می‌کنن. کیفیت مطالب ارائه شده برای دنبال‌کنندگان مبتدی خوبه اما ذکر منابع چندان خوبی ندارن که نیاز به یک وقت‌گذاری خاص اما لازم داره.

۲۶. گازت
الف) ★★★★
ب) ★★★
پ) ★★★
ث) ★★★
ج) ★★★★★
این پادکست که اخیراً زحمت ساخت‌اش هم بیش از پیش شده راجع به تاریخ مطبوعات و نشریه‌های ایرانه. کمی موضوعات و ترتیب قسمت‌ها شلخته‌ست و سخت می‌تونید بفهمید روند معرفی و بررسی چه‌طور داره پیش می‌ره. اما پژوهش‌های انجام شده بسیار شنیدنی و کم‌یابن که باعث می‌شه حتی شنیدن چند قسمت متوالی ازشون سخت نباشه. از لحاظ ذکر منابع و کیفیت ساخت هم قابل قبولن.

۲۷. لوگوس
الف) ★★★
ب) ★★
پ) ★★★★
ث) ★★
ج) ★★★★
این پادکست دربارۀ فلسفه‌ست. سازنده‌ در هر قسمت یک موضوع فلسفی که گاهی به مسائل روز جامعه در پیوند هستن رو وسط می‌کشه و سؤالی رو راجع به دانسته‌های ما از دنیامون مطرح می‌کنه. با وجود سواد زیاد سازنده اما اتکا به همین دانش باعث شده منبع‌محوری و ذکر منابع خوبی رو شاهد نباشیم. اخیراً روند انتشار قسمت‌ها هم دچار بگیرنگیر شده. اما خود برنامه بسی ارزنده‌ست. کیفیت صدا می‌تونست به‌تر باشه.

۲۸. ماجرای مشروطه
الف) ★★★★★
ب) ★★★★★
پ) ★★★★★
ث) ★★★★★
ج) ★★★★★
شاید بشه گفت به‌ترین پادکست فارسی، پادکست ماجرای مشروطه‌ست. از کیفیت ضبط گرفته تا کیفیت پژوهش‌ها و ذکر منابع و صدا و پخش منظم و هرچی که می‌شه بهش پرداخت این پادکست عالیه. موضوع همون‌طور که مشخصه دربارۀ انقلاب مشروطۀ ایرانه، اما جالب این‌جاست که پس از حدود یک سال از شروع پادکست هنوز به این انقلاب نرسیدیم و سازنده به شکلی هنرمندانه داره با شرح مقدمات بحث شنونده رو برای رسیدن به اون نقطه آماده می‌کنه. دید سازنده به تاریخ‌های تاکنون نوشته شده انتقادیه و همین باعث می‌شه یک طرح بحث خاص رو داشته باشیم، نه تکرار مکررات.

۲۹. مترونوم
الف) ★★★★★
ب) ★
پ) ★★★★
ث) ★★
ج) ★★★★
این پادکست در هر قسمت روایت ساخته شدن یک ترانۀ مشهور فارسی که عموماً قدیمی هم هست رو روایت می‌کنه. بالطبع چنین چیزی اون‌قدر توان ذکر منابع نداره اما خوب بود سازنده به مرجع اطلاعات جسته‌گریخته‌اش اشاره کنه. کیفیت ضبط و ساخت قابل قبوله اما زمان انتشار قسمت‌ها سینوسی و بی‌برنامه‌ست.

۳۰. میم
الف) ★★★★
ب) ★★★★
پ) ★★★
ث) ★★
ج) ★★★★
این پادکست به شرح و خلاصه کردن مقاله‌های روزنامه‌نگارانۀ مشهور می‌پردازه. منبع‌محوری سازنده به دلیل همین مسئله بالاست و تسلط خوبی هم روی محتوای اون اثر پیدا کرده و با روایتی شنیدنی بیان‌اش می‌کنه. این‌که‌ مقاله‌ها خیلی‌هاشون حتی قبل از ترجمه شدن به فارسی چنین شرحی داشته باشن رضایت‌بخشه.
@startreatments

Star Treatments

23 Oct, 13:21


#classical
@startreatments

Star Treatments

23 Oct, 11:39


بعضی ناشران کارشان به‌جایی رسیده که به بلاگر‌های کتاب می‌گویند "مروج کتاب" و دعوت‌شان می‌کنند به نشست نقد و بررسی آثار فیلسوفان (!) برای فروش بیش‌تر. به قول دوستی این‌ها چیزی بیش از "کتاب‌کش" نیستند‌. واسطه‌ای برای تو پاچه کردن آثاری که ربطی به دنبال‌کنندگان‌شان -و ایضاً خودشان- ندارند.

Star Treatments

22 Oct, 10:47


در ایران به‌خاطر کسب درآمد از یوتیوب، تعداد خیلی بیش‌تری از افراد دوست دارن به اسم پادکست ویدئو تولید کنن.
مثلاً بی‌پلاس رسماً فقط یک پادکست داره که خلاصۀ کتابه و اون یکی بخش تاریخ‌اش برنامۀ ویدئوییه.

Star Treatments

22 Oct, 10:46


تاجایی که من می‌دونم، ویژگی یک پادکست اینه که صوتیه. سازندگان یک محتوای صوتی می‌سازن و ما گوش می‌دیم، با این حساب آیا برنامه‌های یوتیوبی که بعد دو هفته صوت‌ خودشون رو نشر می‌دن پاکست‌ان؟ آیا صوت یک برنامۀ تلویزیونی مثل کتاب‌باز یا پرگار پادکسته؟ فکر می‌کنم نهایتاً نمی‌شه به اون افراد و سازندگان گفت "پادکست‌ساز" و کارهاشون هم در اصل پادکست نیست. صرفاً "به شکل پادکست درمی‌آن".

Star Treatments

21 Oct, 12:18


مشخص نیست بساط این شارلاتان‌ها کِی قرار است حداقل کمی کوچک‌تر شود. روز‌به‌روز با تولید مزخرفات و کلی‌گویی دربارۀ آثاری که سطری از آن نیز نمی‌فهمند و حتی نمی‌خوانند جذب پول و توجه می‌کنند و مخاطبان به اصطلاح "تخصصی" ما نیز پسندی زده و رد می‌شوند.

Star Treatments

19 Oct, 20:13


در بسیاری موارد، رقیب‌های ما مشخص می‌کنن که چه بخشی از اندیشه‌مون رو اشاعه بدیم. این مسئله در کوتاه مدت یا حتی میان مدت کاربردیه. مثلاً خوانندۀ امروز من می‌دونه از فلان کانال تلگرامی متنفرم و چیزی که دی‌روز گفتم در یک گفت‌وگوی نامستقیم باهاش بوده. بنابراین جزئیاتی براش آشکار می‌شه که در وهلۀ اول پیدا نیست. متنی جدلی می‌نویسی و جزء به جزء به کنایه‌هاش دقت می‌کنی، اما یک سال بعد حتی ظرایف‌اش برای خودت هم نمایان نمی‌شه.
متفکران بزرگ بارها در گیر و دار چنین چیزی افتادن. وقتی نوشته‌های اولیه و حتی یادداشت‌های شخصی مارکس رو می‌خونیم توجه به مفهوم "آزادی" درش به‌وفور یافت می‌شه. اما با گذر زمان، وقتی می‌خواد با لیبرال‌های کلاسیک رقابت کنه، ترجیح می‌ده کلیدواژه‌های مخصوص خودش رو داشته باشه تا این‌که سعی کنه معنای مصطلح‌شون رو تغییر بده. بنابراین خود آزادی رو در یک‌سری مفاهیم دیگه حل می‌کنه. حالا بعد از ۱۸۰ سال مخاطب امروزی براش راحته گفت‌وگو دربارۀ "آزادی" رو بخونه، اما با این راحت نیست که چیزی مانند "رهایی طبقاتی" رو تحلیل کنه.
بنابراین، مهمه زمان نگارش چیزی که قصد داریم ماندگار باشه نگاهی به آینده، انتزاعی و ژرف داشته باشیم. در غیر این صورت به دورِ کم‌عمرِ روزانه‌نویسی صرف می‌افتیم.

Star Treatments

19 Oct, 20:00


انقلاب فرانسه به‌شکلی درخشان مفهوم "آزادی" رو در کل اروپا طنین‌انداز کرده بود. مارکس جوان هم در همین فضا سیر می‌کرد.

Star Treatments

19 Oct, 19:59


«آزادی آن‌قدر ماهیت و جوهرِ انسانی است که حتی مخالفان‌اش هنگامی که علیه واقعیت آن به ستیز برمی‌خیزند نمی‌توانند وجودش را انکار کنند... بنابراين آزادی هم‌واره به شکلی وجود داشته است. برخی اوقات تنها به عنوان امتیازی خاص و گاهی چون حقی عمومی و همگانی.»

- "آزادی مطبوعات"، کارل مارکس، نویه راینیشه تسایتونگ، ۱۲ مه ۱۸۴۲.
همان، صفحۀ ۱۸۰.
@erjahat

Star Treatments

08 Oct, 00:55


#blues
@startreatments

Star Treatments

05 Oct, 17:03


"فهرست تصحیح‌های معتبر آثار شاعران"
یک متن برای این‌که در طول زمان باقی بمونه، نیاز به بازنویسی داره؛ حالا یا در قالب خطی یا در قالب چاپی. اگر یک کتاب چاپ کنیم و تجدید‌چاپ نشه و تمام نسخه‌های اول‌اش بعد از سه یا چهار قرن از دست بره، دیگه نمی‌تونیم بهش دست‌رسی داشته باشیم.
این قضیه دربارهٔ آثار خطی قدیمی مهم‌تر از کتاب‌های امروزی‌تره. شاعری در قرن پنج مرده و قدیمی‌ترین نسخهٔ موجود از دیوان‌اش برای دویست سال بعده‌، چهارتا نسخه هم داره که برای چهارصد سال بعده، حالا کدوم نسخه درسته؟ چه‌طور باید تشخیص داد در موارد اختلافی گزینهٔ درست چیه؟
کار "مصححّان/ویرایشگران" همین‌جا شروع می‌شه. اون‌ها با سوادی که در ادبیات و خصوصاً شیوهٔ نوشتار اون سراینده و نویسندهٔ مد نظر کسب کردن دست به قیاس و گزینش می‌زنن و می‌کوشن دقیق‌ترین متن رو به ما ارائه کنن.
من این‌جا با توجه به نظراتی که در این چندسال کتاب‌خوانی و کتاب‌گردی شنیدم و پژوهیدم فهرستی از تصحیح‌های مناسب ۳۵ شاعر رو گردآوردم. امیدوارم مفید واقع بشه.
۱. رودکی: سعید نفیسی.
۲. عنصری: محمد دبیرسیاقی.
۳. فردوسی: (شاه‌نامه) جلال خالقی‌ مطلق.
۴. کسایی: محمدامین ریاحی.
۵. اسدی توسی: (گرشاسب‌نامه) حبیب یغمایی.
۶. امیر معزی: محمدرضا قنبری.
۷. خیام: سیدعلی میرافضلی.
۸. سنایی: مدرس رضوی/حدیقةالحقیقه: یاحقی.
۹. قطران: محمود عابدی و مسعود جعفری.
۱۰. فرخی سیستانی: محمد دبیرسیاقی.
۱۱. منوچهری: سعید شیری-دبیرسیاقی.
۱۲. ناصر خسرو: مجتبی مینوی-مهدی محقق.
۱۳. مسعود سعد: محمد مهیار.
۱۴. انوری: سعید نفیسی-مدرس رضوی.
۱۵. وطواط: سارا سعیدی ورنوسفادرانی.
۱۶. اخسیکتی: همایون فرخ.
۱۷. خاقانی: ضیاءالدین نسجادی/تحفة العراقین: صفری-عباس‌آباد.
۱۸‌. عطار: مداینی-افشاری/الهی‌نامه: ریتر/خسرونامه: خوانساری/باقی آثار: شفیعی کدکنی.
۱۹. نظامی: خمسه: حمیدیان/کلیات: زنجانی/مخزن الاسرار: پورنامداریان-موسوی.
۲۰. سعدی: کلیات-غزلیات: فروغی/بوستان-گلستان: یوسفی.
۲۱. مولوی: دیوان شمس: فروزانفر/مثنوی معنوی: موحد-نیکلسون.
۲۲. عراقی: سعید نفیسی.
۲۳. امیرخسرو دهلوی: محمد روشن.
۲۴‌. حافظ: رشید عیوضی (بعد نیساری).
۲۵. خواجو: خوانساری-مرادی.
۲۶. شاه نعمت‌الله ولی: سعید نفیسی.
۲۷. شبستری: صمد موحد‌.
۲۸. عبید زاکانی: محمدجعفر محجوب.
۲۹. سلمان ساوجی: عباسعلی وفایی.
۳۰. جامی: محمد روشن/هفت‌ اورنگ: میراث مکتوب.
۳۱. وحشی بافقی: سعید نفیسی.
۳۲. محتشم کاشانی: اکبر بهاروند.
۳۳. بیدل دهلوی: محمدسرور مولایی.
۳۴‌. صائب تبریزی: جهانگیر منصور.
۳۵‌. هاتف اصفهانی: وحید دستگردی.
@startreatments

Star Treatments

05 Oct, 16:37


#blues #blues_rock
@startreatments

Star Treatments

01 Oct, 18:57


ایرانی‌ها جنگ‌طلب‌اند اما عدۀ زیادی از جنگیدن زیر بیرق حاکمیت موجود حذر دارند. خاطره‌بازی با نادرشاه و شاه‌ عباس و دیگر کشورگشایان را به‌خاطر بیاورید. وقتی در تحلیل تفاوت ماهوی چنین خاصیتی را در قیاس با سوئیس یا اردن لحاظ نکنیم دچار اشتباهات زیادی می‌شویم. کمی حس ملّی برای مدت قابل‌ توجهی خیلی چیزها را تغییر می‌دهد.

Star Treatments

01 Oct, 18:49


تقريباً تاریخ همیشه نشان داده اکثریت مردم از "جنگ" بدشان نمی‌آید. از جنگی که در آن احتمال شکستِ موضع موردعلاقه‌شان وجود دارد بدشان می‌آید.
آن‌هایی که دی‌روز می‌گفتند نباید با نتانیاهو دست داد چون جنگ خانه‌مان سوز است خیلی‌هاشان در خیابان‌ها در حال شادی از موشک‌باران تل‌آویوند.
در واقع آخر و عاقبت دور بودن از هر نوع مواجهه و نبرد، فرو رفتن به بزرگ‌ترین چالش‌های نظامی‌ست. کشورها با رخ‌نمایی قدرت‌شان شکست را دور می‌کنند.

Star Treatments

25 Sep, 12:33


"فهرست برابرنهادهای واژگان انگلیسی/فرانسوی"
ما این رو می‌دونیم که هرکس می‌تونه به شکلی که دل‌اش می‌خواد بنویسه و حرف بزنه. اگر این رو قبول نکنیم یک قدرت فرادست به شیوهٔ نوشتار خودمون هم زور خواهد گفت. در ادامهٔ همین نکته اما لازم نیست از رواج دادن زبان موردنظر خودمون و روش بیان‌اش دست برداریم. من زبان فارسی رو دوست دارم. نه زبان 'پارسیِ سره'، فارسی‌ای که فردوسی و سعدی و جامی و... تا ناصرالدین‌شده به اون شعر سرودند، نوشتند، حرف زدند و واژگان عربی یا ترکی نیز درش داره. حتی واژگان فرانسوی و گاه انگلیسی هم داره. اما فکر می‌کنم وقتی از یک حدی -که تشخیص‌اش هم باز فرد به فرد دگرسانه- به‌کارگیری اون‌ها بیش‌تر بشه، زبان ما دچار گسست‌های ترمیم‌ناپذیر با گذشتهٔ خودش می‌شه که برای ملّتی با تاریخی دراز و شورآفرین مناسب نیست. طبیعتاً کسانی که ایران یا فارسی رو دوست ندارن این فهرست به‌دردشون نخواهد خورد. در آینده واژگان جدیدی که این‌جا نیستن رو در فرسته‌ای دیگر اضافه می‌کنم.
از فهرست وام‌واژه‌های ویکی‌پدیا بسی کمک گرفتم. پیش‌نهاد می‌کنم شما هم ازش بهره ببرید.
بخش اول:
اپلای | Apply | --> پذیرش
اتوموبیل | Automobile | --> خودرو
ادیت | Edit | --> ویرایش
اروتیک | Erotic | --> شهوانی
اسپم | Spam | --> هرزنامه
اسپورت | Sport | --> ورزشی
اسپویل | Spoil | --> لو رفتن/افشاسازی
اسپیکر | Speaker | --> بلندگو
استادیوم | Stadium | --> ورزشگاه
استارت | Start | --> آغاز/شروع
استیج | Stage | --> صحنه/سکو
اسکواد | Squad | --> جوخه
اکانت | Account | --> حساب
اکس | Ex | --> یار سابق/ماضی‌یار
انیمیشن | Animation | --> پویانمایی
اورریتد | Overrated | --> گزافه‌نما
ایموجی | Emoji | --> شکلک
آپلود | Upload | --> بارگذاری
آدرس | Address | --> نشانی
آلردی | Already | --> همین‌جوری‌اش
آنباکسینگ | Unboxing | --> جعبه‌گشایی
آندرریتد | Underrated | --> مهجور
بادی‌بیلدینگ | Bodybuilding | --> بدن‌سازی
بادیگارد | Bodyguard | --> محافظ شخصی
بادی‌لنگویج | Bodylanguage | --> زبان بدن
باکس‌آفیس | Box office | --> گیشه
بایسکشوال | Bisexual | -- دوجنس‌گرا
بک‌آپ | Back up | --> پشتیبان
بلاک | Block | --> مسدود
بونوس | Bonus | --> پاداش/هدیه
بیسیک | Basic | --> پایه‌ای/اصولی
بیگ‌بنگ | Big bang | --> مَه‌بانگ
بیوگرافی | Biography | --> زندگی‌نامه/شرح حال
بیولوژی | Biology | --> زیست‌شناسی
پاپ کالچر | Pop culture | --> فرهنگ عامه
پاراگراف | Paragraph | --> بند
پارامتر | Parameter | --> مؤلفه
پارتنر | Partner | --> شریک/یار/ هم‌راه
پارتی | Party | --> مهمانی/جشن
پاسپورت | Passport | --> گذرنامه
پتیشن | Petition | --> دادخواست/عریضه
پرسنل | Personnel | --> کارکنان/کارمندان
پرفورمنس | Performance | --> اجرا/کارایی
پروپاگاندا | Propaganda | --> جوسازی/تبلیغات
پروژکتور | Projector | --> نورافکن
پروفشینال | Professional | --> حرفه‌ای
پروفیت | Profit | --> سوددهی/بهره
پرینت | Print | --> چاپ
پست | Post | --> فرسته
پسوورد | Password | --> گذرواژه/رمز عبور
پلاس | Plus | --> مثبت/افزوده
پلتفرم | Platform | --> سکو
پنسکشوال | Pansexual | --> همه‌جنس‌گرا
پورت | Port | --> درگاه
پوینت | Point | --> نکته/امتیاز/نقطه
@startreatments

Star Treatments

25 Sep, 12:33


بخش دوم:
تاچ | Touch | --> لمس
تاکتیک | Tactic | --> راهکنش
تایم | Time | --> وقت/زمان
تایم‌ لاین | Time line | --> گاه‌شمار/خط زمانی
ترند | Trand | --> فراگیر
ترنسکشوال | Transexual | --> تراجنسیتی
تست | Test | --> آزمون/آزمایش
تکنیک | Technique | --> فن/شگرد
تو فیکس | To fix | --> تنظیم کردن
تور | Tour | --> گشت/گردش/سفر
تونل | Tunnel | --> دالان
تِیک‌اوی | Take away | --> بیرون‌بر
جاج | Judge | --> قضاوت
جامپ | Jump | --> پرش
چت | Chat | --> گفت‌وگو (برخط/Online)
چک | Check | --> وارسی/بازبینی
چیت | Cheet | --> تقلب/خیانت
دانلود | Download | --> بارگیری
دراگ | Drug | --> دارو/مواد مخدر
دیت | Date | --> قرار
دیتابیس | Database | --> پایگاه داده
دیفالت | Default | --> پیش‌فرض
دیکشنری | Dictionary | --> واژه‌نامه
دیلیت | Delete | --> حذف کردن/پاک کردن
دیوایس | Device | --> دستگاه
راکت | Rocket | --> موشک
ران | Run | --> اجرا
رزرو | Reserve | --> ثبت
رزومه | Résumé | --> کارنامه/کارنامک
رول | Role | --> نقش
رویال | Royal | --> پادشاهی/سلطنتی
ریپورت | Report | --> گزارش
ریتارد | Retard | --> عقب‌مانده
ریسرچ | Research | --> پژوهش
ریکامند | Recommend | --> پیش‌نهاد
ریکاوری | Recovery | --> بازیابی
ریکورد | Record | --> ضبط
رینگتون | Ringtone | --> نوازنگ
ری‌ویو | Review | --> بررسی
زوم | Zoom | --> بزرگ‌نمایی
ژانر | Genre | --> دسته، سنخ
سابسکرایب | Subscribe | --> مشترک شدن
ساپورت | Support | --> پشتیبانی
سرچ | Serach | --> جست‌وجو
سرویس | Service | --> خدمات
سوشیال | Social | --> اجتماعی
سیستم | System | --> سامانه
سیمپ | Simp | --> هَوَل
شیر | Share | --> به‌اشتراک‌گذاری، هم‌رسانی
شیک | Chic | --> خوب‌رو/خوش‌رو
فالو | Follow | --> دنبال کردن
فایل | File | --> پرونده
فرم | Form | --> شکل
فرمت | Format | --> قالب
فریم | Frame | --> قاب
فکت | Fact | --> حقیقت/واقعیت
فوکوس | Focus | --> تمرکز
فولدر | Folder | --> پوشه
فیدبک | Feedback | --> بازخورد
فیش خرید | Receipt | --> رسید خرید
فیک | Fake | --> جعلی/تقلبی
فیکس | Fix | --> ثابت/متناسب
کات | Cut | --> قطع/بُرش
کاتالوگ | Catalogue | --> کارنما
کات‌سین | Cut scene | --> میان‌پرده
کاراکتر | Character | --> شخصیت/نویسه
کالکشن | Collection | --> مجموعه
کامپکت | Compact | --> فشرده/جمع‌وجور
کامپیوتر | Computer | --> رایانه
کریپی | Creepy | --> چندش‌آور
کرینج | Cringe | --> خجالت‌زدگی/شرم‌نیابتی
کلاینت | Client | --> مشتری
کلینیک | Clinic | --> درمانگاه
کمپ | Camp | --> اردوگاه
کنسل | Cancel | --> لغو
کوالیتی | Quality | --> کیفیت
کوت | Quote | --> نقل
کوین | Coin | --> سکه
کیبورد | Keyboard | --> صفحه کلید
کیوت | Cute | --> بامزه
کیوسک | Kiosque | --> دکه
گالری | Gallery | --> نگارخانه/نمایشگاه
گرامر | Grammar | --> دستور زبان
لابراتوار | Laboratory | --> آزمایشگاه
لاکچری | Luxury | --> اشرافی/مجلل
لایف استایل | Life style | --> سبک زندگی
لایف هک | Life hack | --> ترفندهای روزمره
لوزر | Loser | --> بازنده
لوکیشن | Location | --> موقعیت
لیترالی | Literally | --> عملاً، به معنای دقیق کلمه
لیست | List | --> فهرست
لیمیت | Limit | --> محدودیت
لینک | Link | --> پیوند
مارکتینگ | Marketing | --> بازاریابی
ماینر | Minor | --> صغیر، نابالغ
مدیا | Media | --> رسانه
مسیج | Massage | --> پیام
مود | Mood | --> حس‌وحال
میتینگ | Meeting | --> گردهمایی، جلسه
میکاپ | Makeup | --> آرایش
میوت | Mute | --> بی‌صدا
نچرال | Natural | --> طبیعی
نُرم | Norm | --> هنجار
نرمال | Normal | --> هنجارین/عادی
نرمالایز | Normalise | --> هنجارین‌سازی/عادی‌سازی
نوتیفیکیشن | Notification | --> اعلان
وایب | Vibe | --> حس و درک از یک چیز
وایرال | Viral | --> همه‌گیر
ورژن | Version | --> نسخه
ویزا | Visa | --> روادید
ویس | Voice | --> صدا
هنگ‌اوت | Hang out | --> وقت‌گذرانی/بیرون رفتن
هیستوری | History | --> تاریخ/تاریخچه/پیشینه
@startreatments

Star Treatments

25 Sep, 12:29


#classical
@startreatments

Star Treatments

11 Sep, 17:29


محافظه‌کاری ایرانی: نوزادی که در دمِ نخست می‌میرد
(قسمت دوم)
در ایران معاصر، اندیشه‌های آزادی‌خواه اکثراً در اقلیت بوده‌اند. اما تفکرات محافظه‌کارانه به‌طور جدی امکان بروز و ظهور نیافته است. دلیل این اتفاق به وضعیت سیاسی-اجتماعی مملکت ما برمی‌گردد. نظام قاجار می‌توانست با ادامهٔ سنت مشروطهٔ خویش که ترکیبی از سنت‌های دینی و ایرانی و نوعی اشرافیت بومی بود پایه‌گذار سامانه‌ای مشخص از محافظه‌کاری ایرانی باشد. اما با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و سپس انقراض رسمی سلسله در سال ۱۳۰۴ و روی کار آمدن رضاشاه پهلوی، که هیچ وابستگی چشم‌گیر ایلیاتی و اشرافی‌ای نداشت، امکان فوق به محاق رفت.
سلسلهٔ پهلوی نه تنها تلاشی برای بهبود شرایط محافظه‌کارانه نکرد، بل‌که با تلاش برای مدرنیتهٔ دستوری، سرکوب سران دینی، برساخت ایدئولوژی ناسیونالیستی ملّی، مصادره و غصب زمین‌ها به نفع شخصی و... شیوهٔ سلطنت دیرینهٔ کشور را به‌طور کلی متحول کرد. او حتی در ابتدا تمایل خود را به تشکیل نظام جمهوری به جای پادشاهی نشان‌ داده بود که نشان می‌داد پایه‌های مشروعیت سلطنتی تا چه میزان در میان نخبگان سست شده.
پس او، محمدرضا پهلوی، شاه انقلاب‌های پی‌در‌پی بود. از ماجرای ۲۸ امرداد تا انقلاب سپید و انقلاب یک‌سان‌سازی احزاب و در آخر انقلاب ۵۷. محمدرضاشاه تناقضات ایجاد شده با ورود پدرش را به اوج خود رساند. او کاملاً با پا گذاشتن روی یکی از اصول مشروطه که تأکید داشت "شاه باید سلطنت کند و نه حکومت"، سُکان‌داری کشتی پرهیاهوی ایران را در شرایطی به عهده گرفت که هرروز بیش از پیش طبقات نزدیک به دربار به سمت تکنوکراسی -و نه پای‌داری نظام اشرافی- نزدیک می‌شدند. نمود کامل چنین روندی را می‌توان در ۱۳ سال نخست‌وزیری امیرعباس هویدا، که کوچک‌ترین قرابتی با نحوهٔ حکومت‌داری سنت‌مدار نداشت، نشان داد.
شاه می‌خواست هم‌چون پدرش سلطنت و دین و دیگر ارکان کشور را به سوی "مدرن شدن" پیش ببرد. نه این‌که از آن‌ها در برابر مدرنیته دفاع کند. از کمدی ماجراست که دقیقاً مقاومت‌کنندگان در قبال این تقسیم قدرت، یعنی گروهی از روحانیون که پس از انقلاب ۵۷ قدرت را در دست گرفتند، بزرگ‌ترین پیش‌ران مدرنیزاسیون در ایران شدند. زیرا مجبور بودند مستقیماً در امر حکومت دخالت کرده و با استفاده از اصولی جدید آن را مدیریت کنند.
بنابراین ما متوجه شدیم آن‌چه مدعیان محافظه‌کاری به آن چنگ می‌زنند تنها یک 'کلاژ' گفتمانی از ریسمان‌های ناپیوستهٔ تاریخ ایران و اروپاست. محافظه‌کاری مانند لیبرالیسم و سوسیالیسم ریشه‌ها و واقعیتی غربی دارد و در بطن مدرنیتهٔ اروپایی معنا پیدا می‌کند. در کشورهای دیگر، به دلیل پیچیدگی‌های تاریخی و فکری، تفکرات کلاژی خود را در ردای محافظه‌کاری و در ترکیب با شعارهای سوسیالیستی یا لیبرالیستی ظاهر می‌کنند.
انسان محافظه‌کار از خود سلب امکان آفرینش می‌کند. زیرا 'تعطیع' زمان را ناممکن می‌داند. چیزی که دقیقاً به هرنوعی از انقلاب معنا می‌بخشد. زیرا انقلاب گسستی‌ست که زمان گذشته، نظام کهن و ادبیات قدیم را به قعر می‌فرستد و خلاقیت نوع انسان در تولید را رخ‌نمایی می‌کند.
از این رو برک سخت از 'نظام‌سازی' نفرت داشت. زیرا در اندیشهٔ محافظه‌کارانه تغییرات به مرور و بدون حضور مستقیم توده‌ها رخ می‌دهند. دولت‌ها نباید تسریع‌کنندهٔ تضاد‌ها یا هم‌سویی‌های ملت باشند و اساس 'ارادهٔ خلق' به زیر سؤال می‌رود. زیرا دموکراسی نیز یکی دیگر از مسائل نامشخص نزد شعبه‌های تفکر مورد بحث ماست. زیرا لزوماً با ترکیب 'سنّت و آزادی' در یک راستا نیست.
در این‌جا مهم است به مشکل یکی گرفتن تفکرات لیبرال و محافظه‌کار بپردازیم.
لیبرالیسم بر تقدم "آزادی" نسبت بر هرچیز استوار است. این آزادی عموماً از ره‌رو عقل و لزوماً با حمایت توده‌ها در قالب‌های دموکراتیک و در اوج آن، در قالب جمهوری، میسر می‌شود. اما تفکر محافظه‌کارانه نه تنها آزادی را مقدم بر هرچیز نمی‌داند، بل‌که حتی دموکراسی را جزو شروط لازم برای تحقق ایده‌های خویش محسوب نمی‌کند.
لیبرالیسم نمی‌تواند از یک نظام مبتنی بر مناسبات استبدادی و دیکتاتوری دفاع کند، آن هم به بهانهٔ حفظ سنت‌ها یا حفظ آزادی موهوم اقتصادی صرف. به همین دلیل متفکرانی مانند فون‌هایک به دلیل حمایت از استبداد سیاسی پینوشه در شیلی همیشه در معرض نقد لیبرال‌های زیادی بودند. هایک خود با دو شقه کردن لیبرالیسم به سنت "کلاسیک" و سنت "قاره‌ای" خود را در ادامهٔ راه برک می‌بیند. بنابراین یک‌سو فرض کردن این دو نه تحمیلی بر عقاید متفکر اتریشی بل‌که تلاشی برای عمق دادن به فهم ما از واقعیت چیزی‌ست که امروزه در پوشش "لیبرالیسم کلاسیک" ترویج محافظه‌کاری را می‌کند. اندیشه‌هایی که بدون باور داشتن به حق طبیعی، حق تعيين سرنوشت، تقدم آزادی، لزوم دموکراسی و... خود را لیبرال نامیده‌اند.
@startreatments

Star Treatments

11 Sep, 17:29


محافظه‌کاری ایرانی: نوزادی که در دمِ نخست می‌میرد
(قسمت اول)
زمانی جان پوباک به درستی گفت که یک تاریخ کلی از دکترین‌های محافظه‌کار نمی‌توان نوشت، زیرا بسیاری از افراد با دلایلی متعدد سعی در حفظ چیزهایی گوناگون داشته‌اند.
باتوجه به ملاحظهٔ فوق تمرکز متن بر زمینه و زمانهٔ ظهور محافظه‌کاری اروپایی خواهد بود.
ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که در توافقی کم‌وبیش حداکثری آن را 'جهان مدرن' می‌خوانند. مدرنیته در قیاس با جهانِ پیش از خود به راستی -آن‌طور که هابزبام نیز بر آن صحّه می‌گذارد- 'عصر انقلاب‌ها' لقب می‌گیرد. می‌توان پیدایش عصر حاضر را ذیل سه مورد از آنان روایت کرد:
الف)انقلاب صنعتی انگلستان
ب) انقلاب فلسفی آلمان
پ)انقلاب سیاسی فرانسه
از دو بخش نخست می‌گذریم تا به انقلاب فرانسه که به بحث‌مان ارتباط مستقیم دارد برسیم.
در طی این روی‌داد بزرگ (چه چندسال پیش و چه چندسال پس از آن)، سه جریان اصلی اندیشهٔ غربی به معنای واقعی کلمه پا می‌گیرند و موضع خود را در نسبت با آن بازآرایی می‌کنند.
۱. لیبرالیسم: از پیش از وقوع انقلاب وجود داشت و به‌طور کلی در پی تأیید آن برآمد.
۲. سوسیالیسم: ساختار اصلی خود را پس از انقلاب بنا کرد و در پی تأیید آن برآمد.
۳. محافظه‌کاری: در واکنش به انقلاب جلوه گرفت و در پی رد آن برآمد.
دوباره از دو جریان نخست می‌گذریم و دربارهٔ دستهٔ سوم می‌اندیشیم.
پدر محافظه‌کاری را ادموند برک ایرلندی نامیده‌اند. در قیاس با جریان‌های فکری دیگر، محافظه‌کاری یکی از بیش‌ترین وابستگی‌ها به یک شخص خاص را داراست. به‌طوری که صحبت از آن بدون ارجاع منظم به افکار برک اگر ناممکن نباشد، بسیار ناقص است. او در جزوهٔ مشهورش، یعنی 'تأملاتی بر انقلاب در فرانسه' مشخصات اولیهٔ محافظه‌کاری را مشخص می‌کند، ایده‌هایی مانند مخالفت با عقل‌گرایی روشن‌گری به نفع حفظ سنّت‌های مردمی، مخالفت با امکان تغییر در نوع انسان و فراهم آوردن جامعه‌ای فضیلت‌مند، رد لزوم و ترجیح جمهوری بر سلطنت.
برک از یک 'میراث' دفاع می‌کرد. میراثی که تا آن سال در فرانسه، و به‌طور کلی در اروپا، موجود بود. او به‌شدت نگران آن بود که شورش مردمی علیه اشرافیت، کلیسا، پدرسالاری و قوانین 'نظام کهن' به دیگر نقاط قاره سرایت کند و خردِ نوین جای‌گزین آداب قدیم شود. از این نظر او در برابر متفکرانی هم‌چون توماس پین قرار می‌گرفت که انقلاب فرانسه را بختی دوباره برای تجلی آزادی، هم‌چون جنگ‌های استقلال می‌‌دیدند. هرچند بعدها دوتوکویل و آرنت و دیگران به دلایلی دیگر انقلاب فرانسه را آماج نقدهای فراوان قرار دادند، اما دریچهٔ نگاه میراث‌گرای برک خاص باقی ماند.
محافظه‌کاران حتی با انقلاب صنعتی سر ستیز داشتند. بنجامین دیزرائیلی بارها به صراحت لزوم بازگشت به فئودالیسم و نظام سلسله‌مراتبی‌اش را یادآور شد.
محافظه‌کاری ادعا دارد که 'ارتجاعی' نیست زیرا خود را در یک حالت تداوم نسبت به زمان پیش از خود می‌بیند و نه گسست. اما آیا می‌توان اکنون در ایران از محافظه‌کاری غیر ارتجاعی حرف زد؟
مدعیان میراث برک در ایران سه راه را پیش رو دارند.
۱. تعین‌یابی محافظه‌کاری در اسلام سیاسی
۲. تعین‌یابی محافظه‌کاری در نظام پهلوی
۳. تعین‌یابی محافظه‌کاری در نظام قاجاری
ما در روزگاری به سر می‌بریم که سامانه‌ای در ظاهر مخالف مظاهر تجدد و در ادامهٔ سنّت چندصدسالهٔ فقهی بر کشورمان حکم می‌راند. اعتراضات شدید به تلاش برای پای‌داری 'سنّت‌ها' هرروز بیش‌تر می‌شود و قوای بر مسند قدرت تمام راه‌های اعتراض و اصلاح را مسدود می‌کنند. در چنین شرایطی، محافظه‌کاری اسلام‌گرایانه با از دست دادن مقبولیت و اعتبار اجتماعی خود به سرعت میان مواضع درون‌گفتمانی حاکمیت رنگ می‌بازند. از سوی دیگر تأکید بر دايرهٔ واژگان "انقلابی" و مشروعیت قائل شدن بر قوهٔ 'تأسیس' و رد و نقد تلقیاتِ ملیت‌گرایانه باعث می‌شود نتوانیم تعبیر محافظه‌کاری اسلامی را به درستی به‌کار ببریم.
گفتمان پهلوی‌پرست دچار بحران هویتی‌ست. امروز تئوری‌های بازگشت پهلوی با مفهوم براندازی و انقلاب و دیگر امکان‌های 'قوای تأسیس‌گر' همراه شده که با آرمان‌های محافظه‌کارانه فاصله دارد.
محافظه‌کاری قاجارمآب نیز از طرفی زیر پروپاگاندای سنگین دو عنصر اول جایی برای عرض اندام ندارد و از سوی دیگر دچار زمان‌پریشی و ارتجاع فکری‌ست زیرا در فاصلهٔ زمانی دویست ساله از سقوط حکومت‌اش، ایران تحولات عظیمی را پشت سر گذاشته است.
@startreatments

Star Treatments

11 Sep, 17:05


#jazz #avant_garde_jazz
@startreatments

Star Treatments

18 Aug, 11:13


مخدوش‌سازی چهرهٔ محمد مصدق را باید قسمتی از پروژهٔ بزرگ‌تر "بازآرایی پهلوی" درک کرد. به ترتیب تاریخی ما با ده گام بزرگ طرفیم:
۱. نفی تمام و کمال سلسلهٔ قاجار
۲. مذمت تقسیم قدرت و تطهیر دیکتاتوری
۳. تحریف شیوهٔ مدرنیزاسیون ایرانی
۴. بزرگ‌نمایی و واژگون‌نمایی خطر حزب توده
۵. بی‌آبروسازی روشن‌فکران و متفکران
۶. خائن‌نمایی جبههٔ ملی و نهضت آزادی
۷. نادیده‌گیری تناقضات موجود در شخص شاه
۸. هم‌پیاله گرفتن نیروهای مخالف به‌صورت کامل
۹. توهم توطئه نسبت به وقایع منجر به انقلاب
۱۰. رد مفهوم انقلاب و ضدیت با خواست عوام

Star Treatments

09 Aug, 18:29


مهم نیست در ابتدای امر خیلی باسواد به‌نظر بیاد، جالب حرف بزنه، درس‌گفتار برگزار کنه و...
اگر یک کتاب و مقالهٔ قابل بررسی نداشت، جاش در سطل زباله‌ست.

Star Treatments

09 Aug, 18:25


از کسانی که ۳۰ سال رو رد کردن و یک جزوه هم از تفکرات‌شون نتونستن نگارش کنن ولی ادعاشون در حوزهٔ اندیشه زیاده بترسید.

Star Treatments

07 Aug, 19:14


"خوش‌حالی حق شماست مردم"
این گفتارِ تکرارشوندهٔ هادی عامل هنگام گزارش را بسی دوست دارم.
سیاستی آزادی‌خواهانه در یک معنا چیزی نیست جز واقعیت بخشیدن به رسمیت اصلِ مربوطه.