متَّکی به خود @mottakibekhod Channel on Telegram

متَّکی به خود

@mottakibekhod


#TTC
#GeneralEng
#English
#Level
#IELTS

متَّکی به خود (Persian)

با عرض سلام و احترام به تمامی کاربران عزیز که از طریق این پست به کانال تلگرام 'متَّکی به خود' وارد شده‌اند. این کانال با نام کاربری '@mottakibekhod' و هشتگ‌های #TTC و #GeneralEng شناخته می‌شود. اگر به دنبال یادگیری زبان انگلیسی و بهبود مهارت‌های زبانی خود هستید، این کانال یک مکان عالی برای شماست. 'متَّکی به خود' متعهد به ارائه محتوای مفید و آموزشی در حوزه زبان انگلیسی است. از مطالب عمومی تا مباحث پیشرفته، این کانال محلی مناسب برای همه سطوح علاقه‌مندان به زبان انگلیسی فراهم کرده است. جدیدترین روش‌های یادگیری، تمرینات عملی، معرفی منابع مفید و مشارکت در گفتگوهای مفید، همه در 'متَّکی به خود' قابل دستیابی است. پس اگر دوست دارید به لحاظ زبانی خود را به یک سطح جدید برسانید، بهترین انتخاب برای شما 'متَّکی به خود' است. برای عضویت در این کانال، کافیست که نام کاربری '@mottakibekhod' را در تلگرام سرچ کنید و به جمع کاربران فعال و خودآموز 'متَّکی به خود' بپیوندید. از این پس لحظاتی شاد و سازنده در کانال ما را تجربه کنید و از تلاش‌های خود برای بهبود مهارت‌های زبانی لذت ببرید.

متَّکی به خود

10 Feb, 18:53


این موجوده با منم هست، ولی یه موجود دیگه‌م این‌ورمه که چشمی که موجود اولیه باز می‌کنه رو با «حالا عیب نداره، به روزای خوبی که داشتین فکر کن، این هر کسی نیست، فلانیه» می‌بنده! اسمش‌و گذاشتم موجساله! (موجود + گوساله)

متَّکی به خود

10 Feb, 18:51


این موجود از شیش سالگی باهام هست خیلیم دوستش دارم.

متَّکی به خود

09 Feb, 20:48



سلام
مامان من تو سن ۴۴ سالگی تصمیم گرفت که مستقل بشه و زندگیش از حالت روزمردگی در بیاره، به خاطر همین رفت و یه حرفه یاد گرفت و من به عنوان دخترش تصمیم گرفتم از کارش حمایت کنم و براش کانال تلگرام زدم.کارش ساخت انواع شمع و سازه های سنگیه و برای عید کلی ست هفت سین قشنگ داره میسازه.. قراره ست های دکوراتیو بسازه و اگر کانالش ببینی من کلی از مدل های شمع هاش گذاشتم.اگر مایل بودی و دوست داشتی ممنون میشم از این کسب و کار خونگی حمایت کنی و پیامم تو کانالت بزاری.
با تشکر فراوان.
https://t.me/shamimcandle

متَّکی به خود

09 Feb, 19:41


+ چرا انقدر بزرگش می‌کنی؟
- چون واقعا بزرگه.

متَّکی به خود

09 Feb, 16:45


کاش زندگی و روانم شبیه استایل و چهره‌م بود.

متَّکی به خود

09 Feb, 16:40


همه چی خرابه، دارم تحلیل می‌رم و همچنان امروز خودمو دوست داشتم.

متَّکی به خود

09 Feb, 16:34


لئو این وضعیت خراب رو تو هم نمیتونی درست کنی.

متَّکی به خود

09 Feb, 13:18


نه دیگه؛ خیلی خراب شده، خیلی!

متَّکی به خود

07 Feb, 23:39


انقدر خوابم میاد که دلم می‌خواد گریه کنم. نه برای اینکه خوابم میاد. برای زندگیم.

متَّکی به خود

07 Feb, 14:02


دلم برای کسی تنگ شده که دیگه هیچوقت امکان نداره توی این زندگی ببینمش.

متَّکی به خود

07 Feb, 05:22


خاکشیر جوشیده مزه‌ی پتوی خیس می‌ده که خب این نشون می‌ده بنده در یکی از زندگیای قبلیم بید بودم.

متَّکی به خود

07 Feb, 04:19


کل هفته منتظر جمعه‌م که بخوابم و خب بله! خوابم الان!

متَّکی به خود

07 Feb, 02:31


برای من جون دادن و بالا آوردن تفاوت چندانی ندارن؛ کاش جای تهوع، داشتم می‌مردم! راضی‌ترم می‌بودم! ولی خب رضایِ ایزده که تعیین کننده‌ست، نه بنده‌ی سگش!

متَّکی به خود

07 Feb, 02:29


صبح یادش می‌دم که به بچه‌ی سگ و معده‌ی منم می‌گن توله‌سّگ!

متَّکی به خود

07 Feb, 02:27


از دارو خوردن بریدم، از یه سر تشخیص دادن این‌که الان کدوم مدلشه یا نکنه بامبول جدیدشه بریدم، از رندوم بیدار شدن بریدم، از غذا نخوردن بریدم، از ترسِ بالا نیاوردن آبلیمو و ضداسید و کوفت خوردن بریدم، از اسید بریدم، از تهوع بریدم، از همه‌چی بریدم؛ زندگی امثال ما معمولا لذت‌های زیادی نداره! یه خواب و خوراکه، که اونم این توله‌سّگ حروم اعلام کرده!

متَّکی به خود

07 Feb, 02:22


معده‌م ناراحته و من بریدم.

متَّکی به خود

06 Feb, 21:05


بابا! به بابای سگا می‌گن پدرسگ!

• نونّی

متَّکی به خود

06 Feb, 18:29


علیرضا قربانی این ترک رو هم‌زمان با سالگرد فوت همسرش و همراه با یک دل‌نوشته‌ی بسیار متاثرکننده منتشر کرده و من فکر می‌کنم فقط آدمی که عزیزی رو از دست داده می‌فهمه اونجایی که ایشون می‌خونه «پس از تو خانه، خانه نشد» یعنی چی.

متَّکی به خود

06 Feb, 18:14


این آهنگ رو فقط کسی با عمق وجودش می‌فهمه که عزیزی رو به خاک سپرده و یک سال، و سال‌های بعدش رو دووم آورده.

متَّکی به خود

06 Feb, 17:02


علیرضا قربانی خداست! خدا!

متَّکی به خود

31 Jan, 09:25


غمگین ترین کاری که آدم در حق خودش انجام میده اون ماجراهای واقعی و دردناکی از زندگیشه که برای بقیه تعریف می‌کنه تا credit بگیره.

متَّکی به خود

31 Jan, 09:10


The beginning is always today.

• Marry Wollstonecraft

متَّکی به خود

30 Jan, 16:41


اینایی که گذشتن آسوناش بودن؟ درب خروج اضطراری کجاست؟

متَّکی به خود

30 Jan, 16:40


لئو روزهای سخت دارن میان.

متَّکی به خود

28 Jan, 20:02


چیلدرن من براونی خیس و چای‌نبات می‌خوام.

متَّکی به خود

28 Jan, 14:09


نمی‌دونم وودی آلن بود یا یکی دیگه که یه جمله داشت با این مضمون: در حال انجام هرکاری باشم در همون لحظه دوس دارم هرکاری بکنم جز اون کار.
خلاصه که منم همین‌طور!

متَّکی به خود

24 Jan, 12:17


داستان سه تا پروانه و شمع رو شنیدی؟ یکی رفت سمت شمع و از دور نگاهش کرد و برگشت و گفت خیلی پرنور بود، دومی رفت نزدیک‌تر و بالش رو به شعله زد، و برگشت و گفت خیلی گرم و آتشین بود، سومی رفت و اون‌قدر به شعله نزدیک شد که باهاش یکی شد و سوخت؛ عشق برای من سومیه!

متَّکی به خود

24 Jan, 12:08


توی ارتباطی که مجبور باشم بیش‌تر از سه بار گوشزد کنم که فلان کار، حرف، چیز اذیتم می‌کنه و تغییری ایجاد نشه، نمی‌مونم.

متَّکی به خود

24 Jan, 12:03


رفیق برای من آدم امنیه که می‌تونم روش حساب کنم؛ اگر خوشی‌ای داشتم بدونم که اگه بهش بگم نه رقابتی به وجود می‌آد و نه حسادت، اگر غمی داشتم بدونم بعده‌ها برعلیه خودم استفاده نمی‌شه، که کارای خوبی که برای هم کردیم توی دلخوری به شکل منت جلوم ردیف نشن، که منم امن باشم براش، از گفتن و بودن و اعتماد کردن نترسه. تحمل کنه منو وقتی خوب نیستم و تحمل کنم وقتی خوب نیست، این‌جوری نشه که من چهار پنج سال درکش کنم و دو ماه خوب نبودم قطع رابطه کنه؛ توی یه لول باشیم. دوستی برای من صرفا با دعوا و قهر تموم نمی‌شه؛ پایان دوستی و رفاقت برای من جاییه که از خوشی و دردِ هم خبر نداشته باشیم؛ که وقتی مامان می‌گه فلانی امروز کجا بوده من نتونم جواب بدم. یا وقتی همه به‌خاطر کاری که کرده دعواش می‌کنن من توی دعوا خبردار شم و نتونم ازش دفاعی کنم. دوستی برای من تا ابد بودن و موندن برای هم‌دیگه‌ست و غیر از این باشه، آشناییه فقط.

متَّکی به خود

24 Jan, 11:37


پناه رو انقدر توی سرم تکرار کردم که معناش رو از دست داد؛ برای من پناه، مکان یا آدمیه که امن باشه. و امنیت از شناخت می‌آد، از درک شدن، از پذیرفتن؛ من وقتی به آدمی پناه می‌برم که بدونم با وجود ذهن قضاوت‌گر من رو می‌پذیره و بعده‌ها حرف‌ها و دردها رو بر علیه‌م استفاده نمی‌کنه تا جلوی بقیه بامزه و کول به نظر بیاد. و مکان امن برای من چهارتا جاست: اتاقم، خونه‌ی مادربزرگم وقتی فقط خودم اون‌جام، خونه‌ی روستایی اون یکی مادربزرگم وقتی تنهام و قبرستون.

متَّکی به خود

24 Jan, 10:08


تعریف موفقیت برای من.

متَّکی به خود

23 Jan, 18:28


We used to be close, but people can go
From people you know to people you don't
And what hurts the most is people can go
From people you know to people you don't

متَّکی به خود

23 Jan, 14:20


[I went into the pencil zone, and time just ghosted me.]

متَّکی به خود

21 Jan, 12:21


I agree with freaking! Freaking hell!

متَّکی به خود

21 Jan, 12:20


What a long freaking day!

متَّکی به خود

20 Jan, 11:35


بااجازه‌تون من یه مدت ناامید باشم تا ببینم چی می‌شه.

متَّکی به خود

19 Jan, 12:23


به سان یک سگ پیر خسته‌م.

متَّکی به خود

16 Jan, 17:58


جدا اگه روحیه‌ی حساس و لطیفی دارین یه مدت فاصله‌تون‌و باهام حفظ کنین! واقعا شعورِ لطافت به خرج دادن‌و ندارم در این برهه از زندگیم!

متَّکی به خود

16 Jan, 17:55


برای سوال معروف «چته؟»

متَّکی به خود

16 Jan, 17:42


می‌خوام دوتا کتاب جراحی قلب باز بگیرم بخونم توی اینستاگرام بشم بلاگر جراح قلب! اگه برای روان جواب داده، قلب که کاری نداره!

متَّکی به خود

16 Jan, 17:38


من واقعا قربانی جریانات نیستم! بنده با عقل سلیم تصمیم گرفتم گوساله‌طور پای روابطم وایستم؛ پای روابطی که اگه تو رها کنی تموم می‌شن رو قلم کن!

• نصایح یک گاو پیر

متَّکی به خود

16 Jan, 17:34


دوست دارم ایستاده دست بزنم به افتخار هر کسی که چون حالم خوب نیست مراعاتم‌و نمی‌کنه! خودخواه باشین عزیزان! اگه نباشین نتیجه‌ش می‌شه من، و من چیز خوبی نیست!

متَّکی به خود

16 Jan, 17:30


وقتی که حالم خوب شه، قطعا در مواجهه با خرابیایی که توی این اپیزود از افسردگی و اضطراب فیت ناراحتیای گوارشی و قلب به بار آوردم، یه بار دیگه افسرده می‌شم!

متَّکی به خود

16 Jan, 17:26


کاش دیگه هیچ‌کس نخواد منو ببینه؛ حداقل تا بیست سی هفته‌ی آینده.

متَّکی به خود

16 Jan, 08:59


از بیست‌و‌پنج سال عمری که از ایزد متعال گرفتم بیست‌و‌هفت سالش‌و افسرده بودم؛ چرا نزدیکان در مواجهه با بی‌حال و حوصلگیِ ناشی ازش انقدر جا می‌خورن و می‌رنجن رو نمی‌فهمم!

متَّکی به خود

14 Jan, 19:47


بابابزرگ من طبق تعاریف امروزی آدم موفقی بود! تو دهه‌ی چهل شمسی مولتی میلیاردر محسوب می‌شد! لیدرلی از پشت کوه اومده بود و بدون پول پدر و حمایت خانواده موفق شد. می‌دونین کی موفق شد؟ توی چهل‌و‌پنج شیش سالگی! می‌دونین کی بچه‌دار شد؟ توی چهل سالگی! می‌دونین کی برای خودش ماشین و خونه خرید؟ توی پنجاه سالگی! می‌دونین کی به روسیه محصول صادر کرد؟ اوایل پنجاه سالگی! می‌دونین حتی وقتی ورشکسته شد تا چند سال راحت زندگی کرد؟ تا چهل و اندی سال (زمان مرگش)! می‌دونین چند سال عمر کرد؟ تا نودوچهار سالگی! مفهوم دیر زمانی مشخص می‌شه که ما بتونیم پایان مشخص کنیم! اگه من بدونم، گمان و حدس نه‌ها، به قطع بدونم چهل سالگی می‌میرم، بله بیست‌وپنج دیره؛ تازه با در نظر نگرفتن کلی احتمال. ولی آیا اگه مثل بابابزرگم نودوچهار بمیرمم دیره؟ مفهوم دیر مثل فرداست! همون‌قدر پرت و پلا! بعضی چیزا سن داره مثل بچه‌دار شدن برای خانم‌ها، ولی موفقیت چون تعاریف متعددی داره، برای به‌دست آوردنش تا وقتی زنده‌ای دیر نیست! طبق داستان و روند زندگی خودت موفق شو!

متَّکی به خود

14 Jan, 06:56


نمی‌دونم چه‌جوری در زدن که ننوشته آهسته، نوشته «خیلی» آهسته در بزنید.

متَّکی به خود

13 Jan, 17:44


بچه‌ها، آموزشگاه‌های زبان انگلیسی خوب توی تهران رو -اگه تجربه‌ی کار داشته باشین چه بهتر- بهم معرفی می‌کنین؟

متَّکی به خود

12 Jan, 20:44


سلام بچه‌ها. من نگارم، دانشجوی دندون‌پزشکی دانشگاه دالیان تو دالیانِ چین.
ایران که بودم پزشکی می‌خوندم ولی تصمیم گرفتم تغییر رشته بدم به دندون!
خوشحال می‌شم به بچه‌های تجربی که نمی‌دونن چه‌جوری درس بخونن برنامه بدم و حتی اگه مشتاق بودن درباره‌ی چین و دانشگاه‌هاش راهنماییشون کنم.
این آی‌دی تلگرام منه:
@Negari_Mir

متَّکی به خود

12 Jan, 20:43


توی ناشناسا، خیلیاتون دانش‌آموز تجربی هستین و سوالایی می‌پرسین که من هیچ اطلاعی ندارم راجع بهشون. ولی یه دانشجوی دندون‌پزشکی خفن می‌شناسم که مطمئنم خیلی می‌تونه راهنمایی‌تون کنه. آی‌دیش رو براتون می‌ذارم، باهاش ارتباط بگیرین.

متَّکی به خود

12 Jan, 18:26


[Reactions]

متَّکی به خود

04 Jan, 13:18


Is it too much to ask?

متَّکی به خود

04 Jan, 13:04


What? You want a why? People suck. That’s why.

• Chicago med

متَّکی به خود

04 Jan, 13:03


متاسفانه تلاش‌هام‌و می‌ذارن پای تظاهر، منم دیگه تلاش.. ببخشید تظاهر نمی‌کنم!

متَّکی به خود

02 Jan, 09:12


باید به نصف دنیا می‌گفتم به عنم، به نصف دیگه‌شم می‌گفتم خفه شو! زیادی اهمیت دادم!

متَّکی به خود

02 Jan, 09:07


اگر یک شب دیگه تا صبح بیدار بمونم، احتمالا نور ته تونل رو ببینم.

متَّکی به خود

31 Dec, 07:55


Hello Stellar Learners! 🌟
Marry Christmas!🎄🎄
Ready to embark on today’s English adventure? Let’s dive in!


On time

Definition: Refers to punctuality, meaning something happens at the scheduled or expected time.

Use: When meeting deadlines, appointments, or schedules.

Example:
1. The train arrived on time.
2. Make sure you submit your assignment on time.

In time

Definition: Refers to being early enough to do something before a deadline or before it’s too late. It implies a margin of safety or being ready beforehand.

Use: When there’s urgency or an opportunity that could be missed.

Example:
1. I arrived just in time to catch the bus.
2. We completed the project in time for the presentation.


⭐️Let’s recap!⭐️

⭐️On time emphasizes sticking to a specific time or schedule. (At the correct or planned time)

⭐️In time focuses on being early enough to avoid being late or missing an opportunity. (Before it’s too late)


💫 Make examples with on time and in time in comments below. 💫


Learning English one step at a time—keep practicing!
📇Share it with a friend on the same journey.📇

#Expressions
#Common_mistakes

متَّکی به خود

31 Dec, 07:22


کیدز، سایت یا پیج معتبری که این مدل رژ میبلین رو داشته باشه می‌شناسین؟

https://t.me/HarfChatBot?start=ee5492b34077

متَّکی به خود

31 Dec, 06:46


دلم هلیم با دارچین زیاد می‌خواد.

متَّکی به خود

30 Dec, 18:59


خدا رو شکر که دیگه نباید اعداد رو به عدد و حروف بنویسم!

متَّکی به خود

30 Dec, 17:41


دل می‌خواد از ته بزنمش.. گردنم‌و!

متَّکی به خود

30 Dec, 17:39


برای پرپشت شدن موهام چیکار کنم؟ هیچی! ان شاء الله زندگی بعدی!

متَّکی به خود

30 Dec, 10:03


با این که خیلی جاها خیلی دلمون می‌خواست، ولی نتونستیم طوری زندگی کنیم که بقیه بابت زخمای تازه و درکهنه شون اذیت نشن. بقیه هم نمی‌تونن طوری زندگی کنن که ما دردمون نگیره. خودِ این که دلمون می‌خواد کسی دردش نگیره، یه زخمه. فکر می‌کنی از ما کاری بر میاد؟ یا ما مسئولشیم؟ بذار دردشون بگیره بلکه به فکر مرهم بی‌افتن.

متَّکی به خود

28 Dec, 19:20


دلم شمشیر می‌خواد؛ ترجیحا سه متری!

متَّکی به خود

27 Dec, 21:15


دلم آدم ندیدن می‌خواد. دوست دارم یه تابوت بسازم، ببرمش ته یه غار صبحا توش بخوابم، شبا با خفاشا از سقف غاره آویزون شم؛ این‌جوری ملولم از انسان زاده شدن!

متَّکی به خود

26 Dec, 19:09


دیدین آدمی که خوابش کمه چه‌جوری بی‌حوصله‌ست؟ و دیدین آدمی که غذا نخورده چه‌قدر عصبانیه؟ حالت عادی من عصبانی و بی‌حوصله‌ست؛ دیگه فرض کن الان که نه خوابیدم و نه غذا خوردم چه عنی‌م!

متَّکی به خود

25 Dec, 22:33


معده‌م نیست؛ طرز تفکر و نگرشم به دنیاست!

متَّکی به خود

25 Dec, 22:32


با توئه زرافه! بمیر!

متَّکی به خود

25 Dec, 22:32


«تواضع بی‌جا اداست»
مامانم خیلی به این جمله اعتقاد داره!

متَّکی به خود

24 Dec, 19:35


- خوبم!
- خدا رو شکر!
- می‌رم سر کار، فیلم می‌بینم، کتاب می‌خونم، نقاشی می‌کشم، می‌نویسم، درس می‌خونم و چیزی توی زندگیم تغییر نکرده!
- خوبم! قیافه نگرفتم! با کسی مشکل ندارم!
- چشمام به خاطر نداشتن خواب راحت خسته‌س که اونم ناشی از رفلاکس معده‌س.
- رنگ و روم به خاطر نداشتن خوراک مناسبه چون معده‌م مریضه فعلا!
- بی‌حوصلگی‌م نسبت به زندگی شخصیمه؛ مشکل شخصی نیست!
- دلم نخواسته! دلم نمی‌خواد!
- قیافه‌م یه جوریه که انگار از همه بدم می‌آد ولی خوبم!
- ناراحت نیستم!
- حوصله ندارم! باهام حرف نزنین!
- خوبم ولی!

جواب‌ها این‌جاست! یه مدت ازم سوال نپرسین.

متَّکی به خود

21 Dec, 12:13


حسی که نسبت به تق‌تق آدامس و هر صدایی مشابه‌ش دارم همینه! مثلا ریح ناخن‌هاشو کنارم می‌کنه و با دندوناش خرد می‌کنه توی تصوراتم با دندون انگشتاش‌و از ته می‌کّنم!

متَّکی به خود

21 Dec, 12:12


از چی حرف می‌زنی، من می‌خواستم دندوناشو خرد کنم چون کاغذ شکلاتی که تو دستش مچاله می‌شد، صدایی مشابه ملچ ملوچ دهن می‌داد و دونستن این که اون صدا ملچ ملوچ دهن نبود بهم کمکی نمی‌کرد مجبور بودم زل بزنم بهش که ذهنم در حال شنیدن اون صدا خراشیده نشه و متوجه بشه که این اون نیست.

متَّکی به خود

21 Dec, 01:14


یه چاقو داریم توی کشو دومی کابینت زیر پنجره‌ی آشپزخونه، نقره‌ای، بزرگ، تیز! شکمم‌و پاره نکنم؟

متَّکی به خود

21 Dec, 01:12


تا معده‌م درست نشه، ساعت خوابم درست نمی‌شه و تا ساعت خوابم درست نشه عنم! عن!

متَّکی به خود

21 Dec, 00:48


حس می‌کنم معده‌مم دیگه من‌و نمی‌تونه!

متَّکی به خود

21 Dec, 00:48


Death must be so beautiful. To lie in the soft brown earth, with the grasses waving above one's head, and listen to silence. To have no yesterday, and no tomorrow. To forget time, to forgive life, to be at peace.

• The Canterville Ghost | Oscar Wilde

متَّکی به خود

20 Dec, 18:28


تاریک‌ترین بخشای وجودم، همونا که حتی اعترافشون به خودت هم سخته، رو می‌تونم جلوی فائزه باز کنم و مسخره، قضاوت و پس زده نشم. ما هم‌و پاره کردیم ولی تنها نذاشتیم. هیچ‌وقت!

متَّکی به خود

20 Dec, 18:13


خیلی وقت بود که با کسی حرف نزده بودم؛ یعنی دارک‌ترین افکارم و شایدم فیسی از شخصیتم رو که باید پنهان می‌کردم چون از گفتنشم خجالت می‌کشیدم، برای کسی نگفته بودم. شاید بگم بیشتر از هفت هشت ماه می‌شد، گاهی غر می‌زدم به دوستام از اتفاقای کوچیک، ولی هیچوقت از این داستانایی که توی سرم و درباره‌ی خودم جریان داشت هیچی نمی‌گفتم. دیشب دم‌دمای صبح همه چیز رو خالی کردم توی چت ستاره؛ همههه چیزا رو. تک تک چیزای کوچیکی که توی سرم بود برای مدت خیلی زیاد، اعتماد به نفسی که متزلزل شده بود، کارایی که می‌خواستم بکنم و نکردم، کارایی که نباید می‌کردم و انجام دادم و همه و همه. الان بعد از هفت ساعت بیدار شدم و احساس سبکی می‌کنم. احساس می‌کنم می‌تونم کوه رو جا به جا کنم اگه بخوام. احساس می‌کنم تموم حرفایی که دیشب زدم، همه‌ی اون حسا از جونم رفته. دلم می‌خواد همه چیز رو تغییر بدم از نوع مثبتش. واقعن دوست خوب نعمته؛ آدمی که بفهمتت نعمته، قضاوت نکنه، باشه و گوش بده، بهت حس اضافی بودن یا وقتش رو تلف کردن نده، واقعن نعمته. حرف بزنید. با دوستاتون، با من که امروز خونه‌ام، از دارک‌ترین قسمتا بگید. بذارید با هم یه فکری براشون بکنیم، شما تنها نیستید، همونطور که ستاره من رو تنها نذاشته هیچوقت.

متَّکی به خود

21 Nov, 07:42


یکشنبه عروسی خواهرمه، پنج‌هفتم کمد رو جمع کرده برده؛ لباس ندارم!

متَّکی به خود

20 Nov, 21:04


کاش می‌شد برگردم عقب و دهنم‌و ببندم.

متَّکی به خود

19 Nov, 02:35


چندتا هوار بلند و یه گریه‌ی از ته دل مثل آسمون امروز به خودم بدهکارم.

متَّکی به خود

19 Nov, 02:34


صدای غرش‌های پی‌درپی آسمون و بارون و گرگ و میش.

متَّکی به خود

18 Nov, 20:37


خب مردادی عزیز این هفته سعی من یکم با خودت مهربون تر باشی فرزندم. انقدر سخت نگیر. یکم خودتو درک کن. درباره چیزایی که دست تو نیست و از کنترلت خارجه انقدر خودتو سرزنش نکن عزیزم.

متَّکی به خود

18 Nov, 17:20


لئو ها هم خیلی غمگینن احتمالا این روزا.

متَّکی به خود

17 Nov, 18:04


فرقی نداره پدر نالایق باشه، مادر سنگدل یا رفیق بی‌معرفت، وقتی همیشه‌ی خدا حواست باشه که شبیه‌ کسی نباشی، بیصدا کم‌کم جذبش میکنی به خودت، چون همه‌ش جلوی چشمته، مدام در محضرت حاضره، آخه باید بدونی چیه که مثلش نشی، و اینجوری آروم آروم، اون آخر آخرش تبدیل میشی به همونی که همیشه ازش بدت میومد

متَّکی به خود

16 Nov, 09:58


باشد که همه‌ی عمر در شک و تردید بمانی و عشق و دوستی را از خیانت و دورویی بازنشناسی!

متَّکی به خود

15 Nov, 08:11


لئو انقدر خاطرات قدیمی رو مرور نکن. اون آدم ها دیگه نیستن تو زندگیت. قبولش کن.

متَّکی به خود

14 Nov, 19:26


من بلد نیستم بزرگسال و بالغ باشم؛ کسی یادم نداده. به من فقط گفتن درس بخون و از همه بهتر باش. انتگرال و مشتق بلدم بگیرم ولی تصمیم نه!

متَّکی به خود

14 Nov, 19:18


من دیگه ۱۸ ۱۹ سالم نیست. جای زیادی برای اشتباه کردن ندارم. دائم به تصمیم‌هایی که باید بگیرم فکر میکنم و این جریان خواب رو ازم میگیره. از این جهنم چی بیرون بیاد نمیدونم!

متَّکی به خود

13 Nov, 13:38


کلاسه کنسل نشد مجدد؛ مخشامو فرستادم ولی، که همین کافیه!

متَّکی به خود

12 Nov, 21:00


جدا کارم از حرف زدن گذشته؛ فقط تبدیل تروما به سرطان یا جایزه نوبل جواب میده.

متَّکی به خود

12 Nov, 10:03


Once you let your grief become anger, it’ll never go away.

• Ben | Lost

متَّکی به خود

11 Nov, 12:37


چرا انقدر دوست نداشتنش سخته؟

متَّکی به خود

09 Nov, 14:34


[Bread hug with a meat heart]

متَّکی به خود

09 Nov, 14:31


[Flying solo like a pro]

متَّکی به خود

06 Nov, 17:48


هر پنج‌شنبه منتظرم که کلاس کنسل شه و نمی‌شه!

متَّکی به خود

05 Nov, 23:03


وقتی مرزات با بقیه قاطی می‌شه بابت هر تصمیم باید نظر شصت و هفت نفر رو بپرسی، بابت هر کاری که می‌خوای بکنی به نود و سه نفر باید توضیح بدی که چرا و چگونه و تایید همه رو بگیری، بابت کارایی که تنها و بدون در جریان قرار دادن اونا می‌کنی باید جواب پس بدی و از دلشون دراری که دیر گفتی، و اگه در جریان تصمیم‌ها و کارهاشون به موقع قرار نگیری فکر می‌کنی در حقت جفا و خیانت شده؛ برای رهایی از این اختلال یه مدت همه‌چی رو باید به‌تنهایی هندل کنی و گور بابای رفاقت و ذوق و دوست داشتم با هم بریم و باشیم و بخندیم و فلان! و این یعنی هر وقت دلم خواست درمیون می‌ذارم، و اصلا مهم نیست که اگر نگفتم و خودت فهمیدی یا دیر گفتم ناراحت شدی! توی بعضی -تو بخون همه- موارد فقط باید خودت رو از همه سوا کنی نه کسی که توهم داشتی یا ادعا داشت یکم دورتر از ایزد کنار رگ گردن نشسته!

متَّکی به خود

05 Nov, 20:40


There’s an undeniable relief in granting yourself the right to feel disdain for the one who once shattered you completely.

متَّکی به خود

05 Nov, 09:24


قطعا یکی از تصمیم‌های اشتباه‌مه؛ ولی دیگه دیره برای جا زدن.

متَّکی به خود

03 Nov, 20:44


این رنگ!

متَّکی به خود

03 Nov, 20:32


بچه‌ها رژ نود تناژ قهوه‌ای چه مارکی می‌شناسین که طولانی مدت بمونه؟
من از سوپر استی میبلین راضی بودم ولی تناژ قهوه‌ایش رو جایی پیدا نکردم، شماره‌ی هفتادش رو؛ اگه اینم جای معتبر می‌شناسین بگین.
یه سوال دیگه‌ام این‌که کیفیت عکس رو با چه برنامه‌ای بالا می‌برین؟ (رمینی کار نمی‌کنه)

https://t.me/HarfChatBot?start=ee5492b34077

متَّکی به خود

28 Oct, 21:31


به برق چشم، حس خوب، ته دل، آرامش، سبک شدن، احساسات، منطق و این چرندیات ربطی نداره فرزندانم! نمی‌شه!

متَّکی به خود

28 Oct, 21:27


از کجا می‌شه بفهمیم تصمیم درستی گرفتیم؟ نمی‌شه!

متَّکی به خود

27 Oct, 10:09


لئو اگه میخواست میتونست. الکی بهونه نیار براش.

متَّکی به خود

25 Oct, 23:11


مامانم هر روز صبح بلااستثنا می‌گه من تا صبح از استرس بیدار بودم؛ الان من با -فکر کنم- پنج‌تا صدای انفجار از خواب پریدم، مامانم صدای خروپفش می‌آد! چه اصراری داری به بدبخت بودن زن؟

متَّکی به خود

22 Oct, 20:48


به وقتش برا پل هایی که پشت سرتون خراب کردید گونی گونی سیمان میارید.

متَّکی به خود

21 Oct, 13:19


سجاد راست می‌گه، «هوا بوی سیاوش قمیشی می‌ده».

متَّکی به خود

21 Oct, 13:12


You don't gotta cry, you don't gotta cry no more..
I hope you're up there looking down on us with a smile on your face..
You don't gotta cry, you don't gotta cry no more..
I hope you're up there with God, feelin' loved and set free from your pain..

متَّکی به خود

21 Oct, 13:05


There are moments when words fail to capture the depth of what I feel; when emotions—both heavy and light—overwhelm me. Today, the weight of your absence is particularly profound, leaving my heart in a state of disarray. Each day I grapple with the reality of your departure, but today it feels insurmountable.
So, on this day, I just want to say, “Happy birthday, Dad. I miss you more than words can express.”

With love,
S.F

متَّکی به خود

19 Oct, 18:48


به درجه‌ای از پول نداشتن رسیدم که حتی اگه پول داشته باشم هم باز پول ندارم. امیدوارم بفهمید چی میگم.

متَّکی به خود

19 Oct, 18:39


دنیا برای همه دو روزه، برای من هشت ساعت تاریکی مطلق با هیولا و عنکبوت و جن! جیغ‌م بزنم صدا می‌آد که دارم بزرگش می‌کنم!

متَّکی به خود

19 Oct, 13:48


فقط كافيه كسى كه نيستى نباشى، انقدر سخته؟

متَّکی به خود

18 Oct, 21:58


چطوری جذاب باشیم؟ با نظر ندادن در مسائلی که توشون تخصص نداریم.

متَّکی به خود

17 Oct, 12:26


من بلد نیستم آدم‌ها رو الکی دوست داشته باشم.

متَّکی به خود

17 Oct, 09:36


اینکه یه نفر بین آدم‌ها تفاوتی قائل نشه جداً ردفلگه. با همه صمیمی، با همه شوخی و شیطنت، خیلی عامه پسند، مشترک و حوصله سر بر. تا متفاوت نبینیش خیره و جدی دیده نمی‌شی.
: مرجون

متَّکی به خود

16 Oct, 20:18


واکنش صادقانه‌م، اگر اصن شخصیتم اجازه بده:

متَّکی به خود

16 Oct, 14:31


In commemoration of my dad..

متَّکی به خود

16 Oct, 14:31


These days I'm becoming everything that I hate..
Wishing you were around, but now it's too late..
My mind is a place that I can't escape your ghost..

متَّکی به خود

15 Oct, 19:37


میخوای از چشمم بیافتی؟ دردی که دارم تحمل میکنم رو به سخره بگیر.

متَّکی به خود

15 Oct, 17:22


دیگه به آدم ناراحت حق بده.

متَّکی به خود

14 Oct, 21:19


برای کسی که تا حالا سر کار نرفته، عادیه که متوجه سختی استعفا دادن و زدن زیر همه‌چی نشه! چون نمی‌دونه چه‌قدر سخته پول کرم و لباست رو از مامانت بگیری -چون بابات مرده- و اگه مسخره می‌کنی و می‌خندم، گذاشتم پای نادونی! حد خودت رو بدون!

متَّکی به خود

14 Oct, 21:12


حرفای من سختن؟ حرف دهنتون رو که دیگه بفهمین خدایی؛ در این حد توقع اگه اجازه می‌فرمایین بره ازتون!

متَّکی به خود

14 Oct, 20:41


یه قسمت از Euphoria وقتی مَدی می‌فهمه بهترین دوستش کَسی بهش خیانت کرده، می‌ره پشت در اتاقش و به‌جای دلیل، ازش می‌پرسه: «ارزشش‌و داشت؟ واقعا می‌خوام بدونم.»؛ کاش بهم بگه که خراب کردن رفاقت چندین ساله به‌خاطر حسادت واقعا ارزشش‌و داشت؟

متَّکی به خود

14 Oct, 20:37


تجربه ثابت کرده چیزی که خراب کردنش پنج سال طول می‌کشه، ساختنش به همون قشنگی و درستی تقریبا غیرممکن می‌شه؛ می‌گی نه، از بچه‌های عمران بپرس!

متَّکی به خود

14 Oct, 20:36


پنج سال! یه عمره‌ها! پنج سال خراب کنی، بعد «ببخشید»‌ای که به طرف می‌گی اگه نقش «بی‌بی‌دی بابی‌دی بو» رو بازی نکنه و درجا همه‌چیز به حالت قبل برنگرده، طرفت می‌شه آدم بده؟ مغز؟!