آلترناتیو @socialistl Channel on Telegram

آلترناتیو

@socialistl


در این کانال میتوانید مطالب

فلسفی
سیاسی
اجتماعی
هنر
ادبیات
انتقادی

با رویکردی انقلابی و سوسیالیستی
بخوانید

ارتباط با ما
https://t.me/alternativesocialist

آلترناتیو (Persian)

آلترناتیو یک کانال تلگرام با رویکرد انقلابی و سوسیالیستی است که شما را به دنیایی پر از مطالب فلسفی، سیاسی، اجتماعی، هنری، ادبیات و انتقادی دعوت می‌کند. در این کانال می‌توانید مقالات و گفتگوهایی درباره تمامی این موضوعات را پیدا کنید و در محیطی فعال و پویا به ارتباط با سایر اعضا بپردازید. اگر به دنبال یک فضای اندیشه‌پردازی و بحث و گفتگو در مورد موضوعات مختلف هستید، آلترناتیو کانال مناسبی برای شما خواهد بود. برای عضویت در این کانال و شروع به خواندن، به آدرس https://t.me/alternativesocialist مراجعه کنید. پیوسته باشید و به فرآیند اندیشه‌پردازی و بحث‌های پربار این کانال مشارکت کنید.

آلترناتیو

08 Feb, 15:07


  مارکسیسم
و حزب و قدرت سیاسی
محمود قزوینی
سال انتشار 2018
@SocialistL

آلترناتیو

08 Feb, 15:04


از کتاب مارکسیسم و حزب و قدرت سیاسی محمود قزوینی
انتشار 2018، صفحه 67 تا 71

"این مباحث برای اتخاذ استراتژی سیاسی امروز در ایران با اهمیت میباشد و بیش از اینکه بحثی در باره کمون پاریس باشد، بحثی در باره قدرت سیاسی شدن و قدرت گیری سوسیالیسم میباشد.

کمون پاریس بمثابه دولت موقت انقلابی

لیبرالیسم چپ عموما به انقلاب بلشویکی خصومت میورزد و آن را کودتا و حکومت اقلیت منزوی قلمداد میکند اما کمون پاریس را ستایش میکند و آن را یک نمونه حکومت طبقه مینامند. شاید ایران تنها جایی است که کسانی در میان لیبرالهای چپ یافت میشوند که انقلاب بلشویکی را مترادف حکومت طبقه متشکل دربرگیرنده تمامی طبقه قلمداد⁷ میکنند. اگر این اظهار ارادت به انقلاب بلشویکی به دلیل وزن و اعتبار آن در میان کمونیستهای ایران بطور عموم و کمونیسم طبقه کارگر در ایران به طور اخص نباشد، بی شک نشانه جهل و یا تحریف انقلاب اکتبر میباشد.
بسیاری از مارکسیستها این حرف مارکس را تکرار میکنند که: " راز حقیقی کمون این بود: "این اساسا حکومتی بود از آن طبقه کارگر، زاییده نبرد طبقاتی تولید کننده بر ضد طبقات بهره مند از برخورداری از مالکیت، یعنی شکل سیاسی سرانجام به دست آمده ای که رهایی اقتصادی کار از قید سرمایه از راه آن ممکن بود تحقق پذیر گردد." اما به این توجه ندارند که حتی کسب قدرت سیاسی در شهر پاریس در سال 1871 که منجر به کمون شد دارای قاعده کسب قدرت تمام انقلابات در تاریخ بوده است. کسب قدرت سیاسی در پاریس توسط "اراده آگاهانه اکثریت طبقه برای کسب قدرت" صورت نگرفته بود. انقلاب 18 مارس 1871 که به برقراری کمون پاریس انجامید، توسط بخش کارگری و مردمی گارد ملی و با رهبری یک کمیته مرکزی منتخب گارد ملی به پیروزی رسید که انتخابات کمونها را فراخوان داد و قدرت را به سرعت پس از چند روز به کمون واگذار کرد. مارکس در جنگ داخلی در فرانسه مینویسد "....کمیته مرکزی هم حکم حکومت موقت این انقلاب را داشت..."
اتفاقا تا جایی که به مارکس و انگلس برمیگردد، علارغم ستایش کمون پاریس، تحویل سریع قدرت از کمیته مرکزی گارد ملی به کمون را یک نقطه ضعف انقلاب و کمیته مرکزی گارد ملی و یک علت مهم شکست انقلاب کارگری 1871 میدانستند. لیبرالیسم چپ این درس از کمون پاریس را درز میگیرد. از نظر مارکس و انگلس حکومت کارگری پاریس که با اراده بخش کارگری گارد ملی پاریس به پیروزی رسیده بود و قدرت را کسب کرده بود، دولت موقت کارگری بود و نه دولت در شکل سازمان تمام طبقه. وظیفه محوری آن دولت، دولت موقت، از نظر مارکس و انگلس پیروزی بر دشمنان بود و نه سازماندهی تحول سوسیالیستی اقتصاد. برای همین مارکس و انگلس کمیته مرکزی گارد ملی را به خاطر تعویض قدرت به کمون و تعلل در پیشروی نظامی برای شکست ورسای به باد انتقاد گرفتند و همین انتقاد را به کمون نیز داشتند.
انگلس در نامه ای به -کارلو تازگی- مینویسد:
" چنین به نظر میاید که از واژه اتوریته سوء استفاده زیاد میشود. من چیزی اتوریته تر از انقلاب نمیشناسم و وقتی با بمب و گلوله و تفنگ بر ضد دشمن میجنگیم به نظر من یک عمل اتوریته ای انجام میدهیم. اگر در کمون پاریس کمی اتوریته مرکزیت وجود داشت، در این صورت میتوانست بر بورژوازی پیروز شود. بعد از پیروزی میتوانیم خود را به هر شکلی که مایلیم متشکل سازیم. ولی به نظر من برای مبارزه ضروری است که تمام نیروهای خود را متشکل سازیم و آن را متوجه نقطه حمله واحدی نمائیم."( تاکید از من است).
و مارکس در نامه ای به ویلهم لیبکنشت در 6 آوریل مینویسد که کمیته مرکزی گارد ملی برای اینکه اتهام غصب قدرت قهرآمیز به آنها داده نشود وقت گرانبهایی را تلف کردند. مارکسی که با آن همه دقت به وصف کمون پاریس و اقدامات آن به عنوان حکومت کارگری میپردازد و درسهایی آن را برای طبقه بازگو میکند مینویسد:
" به نظر میرسد که پاریسیها مغلوب شده اند، تقصیر خودشان است. اما تقصیری که عملا از خوش نیتی آنها ناشی میشود. کمیته مرکزی گارد ملی و بعد کمون به تیرس- این فسقلی بدنهاد- فرصت دادند که نیروی خصم را متمرکز سازد زیرا 1- انها به نحوی ابلهانه مایل نبودند جنگ داخلی را شروع کنند. مثل اینکه تیرس با تلاش خود برای خلع سلاح قهرآمیز پاریس آن را آغاز نکرده بود........2- به خاطر اینکه نسبت غصب قهرآمیز قدرت به آنها داده نشود، لحظات گرانبهایی را تلف کردند ( باید بعد از به زانو در آوردن ارتجاعیون در پاریس، بلافاصله به سوی ورسای پیشروی میکردند) و با انتخابات کمون و سازماندهی آن و غیره موجب اتلاف وقت شدند."
از نظر مارکس کمیته مرکزی گارد ملی که قدرت را در دست گرفت نمیبایست با انتخابات کمون و سازماندهی آن و غیره موجب اتلاف وقت شود. کمیته مرکزی گارد ملی وظیفه محوری اش مغلوب کردن دشمن بود و بقول انگلس پس از آن "هر طور مایلیم میتوانیم خودمان را سازماندهی میکنیم."
@SocialistL

آلترناتیو

08 Feb, 15:04


از کتاب  مارکسیسم و حزب و قدرت سیاسی، محمود قزوینی
انتشار 2018، صفحه 67 تا 71


و انگلس در 11 آوریل 1871 در سخنرانی در باره کمون پاریس میگوید: " تا زمانی که کمیته مرکزی گارد ملی بر اوضاع مسلط بود موضوعات به خوبی برگزار میشد ولی بعد از انتخابات حرف بیشتر از عمل شده است، منظور انتخابات 26 مارس 1871 است. بعد از پیروزی قیام مردم در پاریس کمیته مرکزی گارد ملی از 18 تا 28 مارس قدرت را در دست داشت و بعد از این انتخابات اختیارات خود را به کمون محول نمود. تا وقتی ورسای ناتوان بود، باید عملی بر ضد آن صورت میگرفت، ولی این فرصت به هدر داده شد و اکنون چنین به نظر میرسد که گویا ورسای تفوق حاصل کرده و پاریسیها را به عقب میراند...."
و مارکس در نامه ای به کوگلمان در 12 آوریل مینویسد: " آنها اگر شکست بخورند تقصیر هیچ چیز دیگری جز خوش قلبی خودشان نیست. بعد از آنکه ونیوی و بعدا بخش ارتجاعی گارد ملی پاریس میدان را خالی کردند، آنها میبایست بلافاصله به سوی ورسای پیشروی میکردند. لحظه مهم و حساس به خاطر وجدان معذب به هدر رفت. آنها نمیخواستند جنگ داخلی را شروع کنند، مثل اینکه تیرس، این فسقلی بدنهاد، با تلاش خود برای خلع سلاح پاریس آن را ( جنگ داخلی را) قبلا شروع نکرده بود. و اما اشتباه دوم آنها: کمیته مرکزی گارد ملی خیلی زود قدرت را تحویل داد تا میدان را برای کمون باز بگذارد و باز هم از روی عذاب وجدان " شرافتمندانه". (تاکید از من است) .
برای مارکس و انگلس ماهیت انقلاب 1871 نه در اقدامات کمون و نه حتی خود کمون، بلکه در نیروهای طبقاتی شرکت کننده آن و جنبشها و رهبرانی بود که آن را رهبری میکردند. این در برنامه عملی نوشته و نانوشته شان بود. برای آنها دولت کارگری پس از 18 مارس، کمیته مرکزی گارد ملی، دولت برخاسته از قیام بود که وظیفه محوری آن تثبیت پیروزیها و شکست دشمن تا آخر بود ونه سازماندهی دولت و اقتصاد. سازماندهی اداره جامعه، سازماندهی دولت و اقتصاد تابعی از تثبیت پیروزیها و شکست ورسای و کل بورژوازی و توطئه هایشان بوده است.
کمیته مرکزی گارد ملی با همیاری بخشی از مردم توطئه بورژوازی برای خلع سلاح گارد ملی را خنثی کرد و قدرت را کسب کرد. صحبت از "اقدام آگاهانه استقرار حکومتی برای تحول سوسیالیستی اقتصاد" در چنین شرائطی میتواند از بخار معده کسی متصاعد شود. لیساگاره در تاریخ کمون پاریس مینویسد: "پاریس فقط در صبح 19 مارس از پیروزی خود آگاه شد.....ولی افتخار بزرگ کمیته مرکزی این بود که فقط یک اندیشه در سر داشت و آن هم بازگرداندن قدرت خود به پاریس بود. " روز 18 مارس علارغم نبردها و مقاومتهای مردم، مردم از پیروزی گارد ملی و قدرت گیری آن مطلع نشده بودند، هر چند نتیجه آن نبردها قدرت گیری گارد ملی بود. کمیته مرکزی بدرست تشکیل فراخوان انتخابات اولیه کمون را ( هر چند خیلی زودرس) داد. اما نمیبایست خود را از قدرت کنار میکشید. تحویل کامل قدرت به کمون و استقرار حکومت کارگری کمون میبایست پس از پیروزی بر ورسای و تثبیت قدرت کمون انجام شود. نقشه ای که بلشویکها در روسیه داشتند، اما در اجرای آن شکست خوردند.
@SocialistL

آلترناتیو

07 Feb, 15:36


گفتگوی سندرز با سی ان ان در مورد الیگارشی در آمریکا
https://youtu.be/0TYCpi15JMI?si=ScsilFPE4x54h80P

آلترناتیو

05 Feb, 20:29


ترامپ و پاکسازی آبرومندانه!

آیا می‌توان تصوری از پاکسازی «آبرومندانه»ی یک ملت داشت؟ آیا می‌شود ادامه‌ی منطقی یک پروژه استعماری را به نحو مسالمت‌آمیز طوری به پایان برد که ملتِ پاکسازی شده هم سرآخر راضی باشد؟ دیروز که به مصاحبه زنده‌ی ترامپ با خبرنگاران گوش می‌دادم، با خود فکر می‌کردم اگر کسی ترامپ و سابقه‌اش را نشناسد حرفهای او در مورد غزه و ویرانه‌ای که از این شهرک ـ دولت برجا مانده را منطقی و حتا دلسوزانه به حال فلسطینیان می‌یابد.
~
با لحن آرام، بدون تعارف و تزویر که از سیاستمدار متعارف بعید است، وضعیت را توصیف کرد. گفت غزه تبدیل به مخروبه‌ای غیرقابل زیست شده، زمین و سازه‌ای باقی نمانده که بتوان در آن به راحتی نفس کشید. گفت این خاک برای زندگی ناامن و ناسالم شده، تماماً کلنگی شده است. باید آلترناتیو دیگری جلو مردم غزه گذاشت.
~
راه حل او انتقال دو میلیون ساکنان غزه به جای دیگری است که به گفته‌ی او زیبا، سالم، و صلح‌آمیز باشد. در این زمین‌ها فلسطینیان می‌توانند برای همیشه در امنیت و صلح بزیند و شکوفا شوند. پول برای این پروژه موجود است. پس از جهنم نسل‌کُشی، بهشت موعود جایی در مصر یا اردن ساخته خواهد شد. یک سرزمین رویایی!
~
خبرنگاران راحت او را سوآل‌پیچ‌ می‌کردند. نشسته بود و با همدردی گوش می‌داد و با آنها راحت بود. چه تفاوت عظیمی با آن متقلب حرفه‌ای آنتونی بلینکن که هر جمله‌اش توهین به شعور و حقیقت بود! خبرنگار می‌گفت مصر و اردن اعلام کرده‌اند حاضر به پذیرش فلسطینیان نیستند. ترامپ آرام و خونسرد: آنها می‌پذیرند، آنها قبول خواهند کرد. مثل یک ارباب که می‌دانست واسال‌هایش با پول و فشار مرعوب خواهند شد.
~
به زبان بی‌زبانی گفت دولت‌های مصر و اردن بدون حمایت مالی و نظامی آمریکا دوام نخواهند آورد، مجبورند بپذیرند. نه لحن تهدید داشت و نه طعنه، فقط آرام و «دون کورلیونه»‌وار، «آنها قبول خواهند کرد!» خبرنگار می‌گوید مردم فلسطین به سرزمین‌شان دلبسته‌اند، غزه مال آنهاست، می‌خواهند در سرزمین اجدادی زندگی کنند. و ترامپ باز به دقت و با عینیت برای چندمین بار وضع غزه را توصیف می‌کند و می‌گوید در حال حاضر مردم غزه انتخاب دیگری ندارند اما حال آنها خوش نیست، اگر به آنها آلترناتیو زندگی بهتر بدهید، نقل مکان را خواهند پذیرفت.
~
روز بعد، در کنار بنیامین نتانیاهو، ترامپ خودش است بدون رنگ و لعاب، می‌گوید بهترین راه حل در اختیار گرفتن مالکیت غزه بدست آمریکا و بازسازی آن به سبک استراحتگاه ساحلی «ریویرا» است که با فورمول ترامپی قاعدتاً ترکیبی از لاس‌وِگاس با تاج‌محل و مارالاگوی جنوب فلوریدا خواهد بود. آنها که سالمندترند می‌توانند هاوانای قبل از فیدل را به یاد آورند با کازینوها و اتوموبیل‌های شیک و زنان و مردان برنزه آمریکایی، و آدمهای ژنرال باتیستا با سیگار برگ و عینک دودی! نتانیاهو باید قند در دلش آب شود که به این راحتی و با یک فرمان غزه به اسراییل الصاق شود بدون کار شاقی بر دوش شهرک‌نشینان اسراییلی!
~
شاید بظاهر ویترینی چشم‌نوازتر از تابلوی زنان پوشیده در حجاب و مردان ریشوی تسبیح بدست باشد، اما یادمان نرود همان غزه‌ی حماس، مدرسه و دانشگاه و کتابخانه داشت. بیمارستان‌های مدرن داشت. مراکز فرهنگی و تاریخی داشت. . رفعت العرعیر استاد شهید در کلاس‌هاش شکسپیر درس می‌داد.
~
اردن و مصر سابقه‌ی خوبی در مهمان‌نوازی از فلسطینیان ندارند. در زمان ملک حسین پدر شاه فعلی اردن، وقتی که الفتح در عمل تبدیل به دولتی در دولت شده بود، جنگ داخلی براه افتاد که به کشتار و اخراج فلسطینیان ختم شد. حتا اگر با کمک مالی آمریکا، فلسطینیان را در خاک خود بپذیرند، هرگز به آنها خودمختاری و حق تعیین سرنوشت در خانه‌ی جدید نخواهند داد. فلسطینیان شهروند درجه دو خواهند شد، از یک قیادت استعماری به قیادتی دیگر، این‌بار زیر چکمه‌ی برادران عرب!
~
آیا پاکسازی مسالمت‌آمیز و آبرومندانه ممکن است؟ زمامداران کاخ سفید عوض خواهند شد، سالی چند می‌گذرد و ترامپ دیگر در صحنه نخواهد بود. اما برای فلسطین، نبرد برای داشتن دولتی از آنِ خود ادامه خواهد یافت.
عبدی کلانتری
@SocialistL

آلترناتیو

05 Feb, 20:28


در یک نگاه!
آیا بشریت عروج مجدد فاشيسم را جدی میگیرد؟
رحمان حسین زاده
آنچه دیروز سه شنبه پنجم فوریه ۲۰۲۴ زیر عنوان ظاهرأ بی آزار " کنفرانس مطبوعاتی" در کاخ سفید گذشت، نمایش خطرناک عروج فاشیسم در دنیای امروز است. ایدئولوگها و رسانه های بستر اصلی بورژوایی، بر سخنان مشمئزکننده دو فاشیست معاصر ترامپ - نتانیاهو فوکوس کرده اند. بنا به سنت وارونه گویی شغل " شریفشان موشکافانه" سخنان این دو جانور ضد انسان را تحلیل میکنند. نقشه های شوم راسیستی فاشیستی آنها را به نام "راهکارهایی" برای "صلح خاورمیانه و جهان" لانسه میکنند. بر این اساس جناب ترامپ برای بردن "جایزه صلح نوبل" خیز برداشته و در این دنیای بشدت وارونه چه بسا به همراه همپالگیش نتانیاهوی معمار نسل کشی مردم فلسطین و غزه "قهرمان صلح" معرفی شوند. وقوع چنین نمایش زشتی نباید مایه تعجب شود، مؤسسه نوبل اولین بارش که نیست؟!
عروج مجدد هیولای فاشيسم فی البداهه نیست، محصول معضلات اقتصادی سیاسی گریبانگیرنظم استثمارگر سرمایه و طمع سود ورزی نجومی اولترا کاپیتالیستهایی همچون ترامپ – ایلان ماسک و همپالگیهایشان در آمریکا و اروپا ودنیا است. وحوش تریلیاردر سرمایه که اکنون سکان اولین قدرت اقتصادی سیاسی جهان را به دست گرفتند، در راستای منافع خود خط قرمزی ندارند و به راسیسم و فاشیسم متکی اند. اما مسئله اینست آیا همانند دوره عروج فاشیسم هیتلری و موسولینی این بار هم بشریت و طبقه کارگر و آزادیخواهان جهان نظاره گر وقوع فجایع خواهند بود. واقعیت تلخ اینست در اوضاع کنونی غیاب صف بندی گسترده و سازمانیافته و متحزب کارگری سوسیالیستی در مقابل قدرت گیری راست افراطی و فاشیسم در سراسر دنیا و به ویژه در اروپا و آمریکا یک دلیل قوی شدن راسیسم و فاشیسم و پدیده ای بسیار نگران کننده است. به نحوی که ما را به یاد شعر مشهور برتولت برشت، سوسیالیست آلمانی در مقطع عروج فاشیسم هیتلری میندازد که در فرمت شعر و طنز تلخی نوشت:
یهودیها را میگرفتند؛ گفتم من کە یهودی نیستم؛
آمدند سراغ کمونیستها، گفتم من کە کمونیست نیستم؛
آمدند سراغ ....
گفتم من کە ... نیستم؛
وقتی سراغ خودم آمدند، کسی نماندە بود از من دفاع کند!!
آیا روند تلخ مشابهی تکرار میشود؟ آیا بشریت با وجدان میتواند بگوید نسل کشی غزه و اکنون ندای طرح شوم بیرون راندن دو میلیون انسان از محل کار و زیست و سرزمین دایمی آنها به ما مربوط نیست؟ میتوان در مقابل هجوم ضد انسانی به میلیونها مهاجر و انسان بی پناه سکوت کرد؟. آیا میشود بیش از این تشدید ستم و استثمار و تحمیل زندگی زیر خط فقر بر زندگی مان، برطبقه کارگرو مزدبگیران و ستمدیدگان را تحمل کرد. آیا میتوان به سادگی، فجایع ناشی از نفرت پراکنی قومی و ملی و مذهبی وناسیونالیسم و راسیسم را تجربه کرد. آیا بیش از این مجازیم شاهد تروریسم و جنگ و نسل کشی و راسیسم و فاشیسم باشیم و در مقابلش به فکر سازماندهی تقابل گسترده و سازمانیافته مؤثر نباشیم!
شواهد زیادی به ما میگوید باید کاردیگری کرد و دوره نبرد سرنوشت ساز است. نفرت و انزجار و اعتراض علیه سرمایه داری راه تبدیل شدن به جنبش قدرتمند سوسیالیستی را نشان میدهد. ظرفیت اعتراضی بالا علیه ریاضت کشی اقتصادی و تحمیل زندگی زیر خط فقر و تبعیض و علیه بیکاری از جمله در کشورهای غربی، علیه استثمار شدید طبقه کارگر و زحمتکشان در سراسر جهان پتانسیل عظیم به میدان آمدن طبقه کارگر و ستم دیدگان است. نفرت و انزجار و اعتراض علیه جنگ و تروریسم و نسل کشی در غزه و خاورمیانه در دوران اخیر، امید به مقابله مؤثر علیه تروریسم و راسیسم و فاشیسم را برجسته میکند. با وجود این فاکتورهای مساعد و مهم، اما یک تحول سیاسی مهم لازم است. اینکه طبقه کارگر و صف انبوه انسانهای دردمند و متنفر و معترض به سرمایه در هر کشور و در جهان بدون ابراز وجود در قامت جنبش سازمانیافته و متشکل و متحزب متکی به افق رهایی بخش سوسیالیستی، بدون قدعلم کردن به مثابه آلترناتیو سوسیالیستی نمیتوانند به عمرننگین کاپیتالیسم سرمنشأ همه مصائب و از جمله فاشیسم پایان دهند. به میدان آوردن جنبش اعتراضی قدرتمند با پلاتفرم آزادیخواهانه و سوسیالیستی علیه سرمایه داری و وضع موجود و علیه راسیسم و فاشیسم مهمترین رسالت رهبران کمونیست طبقه کارگر و جنبش کمونیسم کارگری و کمونیستهای انترناسیونالیست این دوران است.
پنجم فوریه ٢٠٢٥
رحمان حسین زاده
***
@SocialistL

آلترناتیو

02 Feb, 20:14


اسپینوزا، مارکس و انقیادِ امروز
جیسون رید
ترجمه‌ی علی عزیزی

دلوز و گتاری می‌نویسند:
«جوامعِ متمدنِ مدرن با فرایندهای کدزدایی و قلمرو‌زدایی تعریف می‌شوند. اما آن‌ها چیزی را که از یک طرف قلمرو‌زدایی کرده‌اند، از طرف دیگر بازقلمرو‌گذاری می‌کنند. این نو-قلمروها اغلب مصنوعی، رسوبی و باستانی هستند؛ اما آن‌ها کهن‌ساخت‌هایی هستند که کارکردی کاملاً معاصر دارند، روشِ مدرنِ ما برای «هم‌پوشانی»، بخش‌بندی کردن، باز-معرفیِ قطعه-کدها، احیای کدهای قدیمی، ابداعِ شبه-کدها یا اصطلاح‌های خاص … این کهن‌ساخت‌های مدرن بسیار پیچیده و متنوع هستند … تو گویی برخی از این کهن‌ساخت‌ها به‌صورت خودجوش در جریانِ حرکتِ قلمرو‌زدایی شکل می‌گیرند … برخی دیگر توسط دولت سازماندهی یا ترویج می‌شوند، با وجود این‌که آن‌ها ممکن است علیه دولت شوند و مسائلی جدی برای آن ایجاد کنند (منطقه‌گرایی، ناسیونالیسم).»[۶۰]
@SocialistL

آلترناتیو

02 Feb, 09:45


از مجموعه " انقلاب ۵۷ در کردستان
از دریچه دوربین خالد منصوری"
روز جهانی کارگر سال ۵۸ و تجمع مردم متشکل در شوراها و تشکل های سیاسی
@SocialistL

آلترناتیو

02 Feb, 09:40


انقلاب ۵۷ در کردستان
از دریچه دوربین خالد منصوری
گردآورنده: امیر لطف الله نژادیان
چاپ اول: ژانویه ۲۰۲۵
#انقلاب #عکاسی #مجموعه_عکس #مستند #کردستان
@SocialistL

آلترناتیو

01 Feb, 19:29


پیامدهای رفتار مردسالارانه سربازان اسرائیلی در غزه برای جامعۀ اسرائیل

یوانا گونن – ۲۹ ژانویه ۲۰۲۵

این رویداد دیگر حالتی چندش آور و آشنا پیدا کرده است:سربازان اسرائیلی که با لباس زیر زنان فلسطینی با یکدیگر شوخی و مسخره بازی می‌کنند.

در تازه‌ترین ویدیویی که روز سه‌شنبه منتشر شد، هفت سرباز در خانۀ یک فلسطینی دیده می‌شوند، یکی از آن‌ها از اتاق‌خواب بیرون می‌آید، درحالی‌که لباس نظامی پوشیده و روی آن یک لباس خواب ابریشمی و سینه‌بند دارد – که احتمالاً متعلق به زنی است که در آنجا زندگی می‌کرده – و در مقابل دوستانش یک نمایش مسخره اجرا می‌کند.

ما ده‌ها تصویر و ویدیوی مشابه را دیده‌ایم. سربازانی که به لباس زیر زنان غزه‌ای، که یا آواره شده‌اند یا کشته شده‌اند، می‌خندند. برخی از آن‌ها این لباس‌ها را می‌پوشند و با حرکات اغراق‌آمیز زنانه تکان می‌خورند، برخی دیگر با لبخند توضیح می‌دهند: «زنان عرب بدکاره‌ترین زنان هستند.»

تفاوت ویدیوی اخیر این است که این اتفاق در کرانه باختری رخ داده، نه در غزه. همان‌طور که تاکتیک‌های جنگی از غزه به کرانه باختری منتقل می‌شوند، تاکتیک‌های تحقیرآمیز را نیز به آنجا امنتقل کرده‌اند. تعجب نکنید اگر این روند بعداً از خط سبز نیز عبور کند – به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم.

صدها مردی که در سال گذشته آموخته‌اند که استفاده از جنسیت و لباس زیر زنان بی‌دفاع برای تحقیر آن‌ها در انظار عمومی، امری خنده‌دار است، به‌طور ناگهانی این رفتار را فراموش نخواهند کرد وقتی یونیفرم نظامی خود را از تن دربیاورند. و جامعه‌ای که در برابر چنین صحنه‌های منزجرکننده‌ای سکوت کند، دنیای خوبی برای زنان نخواهد بود.

این جنایات جنگی صرفا طوری که برخی آن را می‌نامند «رفتار شیطنت‌آمیز» نیستند. در طول تاریخ، بدن زنان همواره به‌عنوان نمادی برای سلطه و تحقیر دشمن در جنگ‌ها مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. در چنین شرایطی، بی‌حرمتی به بدن شخصی به معنای بی‌حرمتی به کل ملت است، و خشونت جنسیتی به یک سلاح تاکتیکی تبدیل می‌شود که برای ایجاد وحشت در میان جمعیت، و تجاوز به شأن و انسانیت آن‌ها طراحی شده است.

بازی تمسخرآمیز با لباس زیر زنان از همان منطق مسموم پیروی می‌کند، و تصادفی نیست که به نوعی مراسم گذار برای سربازان اسرائیلی در این جنگ تبدیل شده است. توانایی سربازان برای دسترسی به کمد لباس زیر زنان فلسطینی و انجام هر کاری که دوست دارند، نماد کنترل مطلق آن‌ها بر زندگی و سرنوشت فلسطینیان در غزه و کرانه باختری است – حتی در خصوصی‌ترین فضاها. درحالی‌که زیر پا گذاشتن عمومی حریم خصوصی، به‌عنوان وسیله‌ای برای سرگرم کردن توده‌ها، باعث تشویق به غیرانسانی‌سازی فلسطینیان و رفتار با آن‌ها به‌عنوان اشیایی بدون حقوق و اختیار می‌شود.

تضاد بین صمیمیت زنانه و مردسالاری نظامی در ویدیوی مذکور آن‌چنان آشکار است که می‌توان تصور کرد یک فیلمنامه‌نویس ناموفق آن را نوشته و برای تأکید بر پیام، نمادپردازی را بیش از حد اغراق کرده است. ویدیو در اتاق‌خوابی در کرانه باختری آغاز می‌شود: زمینی درخشان و تمیز، یک فرش گرم، آینه‌ای بزرگ، بخاری کوچکی در گوشه، و یک روبدوشامبر صورتی که روی در آویزان است. در این اتاق، که هم بیگانه است و هم آشنا، یک سرباز مسلح ایستاده است، با جلیقه جنگی و زانو‌بند. در سراسر خانه نشانه‌های زندگی پراکنده شده است، اما اکنون در معرض دید همگان قرار دارد: کومۀ لباسی که هنوز تا نشده، یک جارو که به دیوار تکیه داده شده – صحنه‌ای آرام از یک خانه متوسط که ناگهان مورد هجوم قرار گرفته است. یک اتاق نشیمن خانوادگی معمولی، با تلویزیون و مبل‌های روشن، که از اعضای خانواده‌اش خالی شده و با سربازانی پر شده است که به لباس زیر زن خانه دست می‌زنند و از آن فیلم می‌گیرند.

پس از ۷ اکتبر، یکی از سؤالاتی که در اسرائیل مطرح شد این بود: «سازمان‌های بین‌المللی حقوق زنان کجا هستند؟» و چرا جنایات جنسی حماس را محکوم نمی‌کنند؟ به همان صورت، اکنون می‌توانیم بپرسیم سازمان‌های زنان اسرائیلی کجا هستند و چرا در برابر این ویدیوهای لباس زیر، که زنان فلسطینی و در کل زنان را تحقیر می‌کند، سکوت کرده‌اند؟

در این مورد، بی‌تفاوتی حتی بیشتر تعجب‌آور است، هم به این دلیل که جنایات سربازان ارتش اسرائیل مسئولیت مستقیم ما به‌عنوان اسرائیلی‌ها را شامل می شود، و هم به این دلیل که خشونت جنسیتی که این سربازان به آن عادت می‌کنند، احتمال دارد در داخل کشور نیز بروز کند – در خانه، در محل کار، و حتی در قرار ملاقات بعدی. حدود یک سال پیش، رئیس سازمان زنان «نئامات» درباره سازمان‌های بین‌المللی زنان گفت: «چه ناامیدی بزرگی.» اکنون، این سخنان را می‌توان درباره خود ما
نیز به کار برد.

تهیه و ویراستاری حماد شیبانی
@SocialistL

آلترناتیو

31 Jan, 22:12


-بزرگترین ترست چیه تو زندگی؟
-سیستم سرمایه‌داری به همه خواسته‌هاش برسه!
@SocialistL

آلترناتیو

26 Jan, 09:32


طرح روز
@SocialistL

آلترناتیو

26 Jan, 09:10


از نصایح و دستورات خامنه ای به نیروهای تحت امرش
"دور بزنید"
@SocialistL

آلترناتیو

26 Jan, 09:06


انتخاب ترامپ چه معنایی دارد؟
مارتین کروناور
ترجمه‌ی: کمال خسروی

چکیده: از انتخاب دوباره‌ی دونالد ترامپ می‌توان پنج درس گرفت که باید به‌خوبی فهمیده شوند: [اول] این‌که امکان الغای دموکراسی به‌گونه‌ای دموکراتیک از طریق انتخابات وجود دارد؛ [دوم] این‌که ترامپ نه به‌رغم ابتنای مبارزه‌ی انتخاباتی‌اش بر شریرانه‌ترین عناصر تاریخ و جامعه‌ی آمریکا، بلکه دقیقاً به دلیل اتکا بر آن‌ها انتخاب شده است؛ [سوم] این‌که او موفق شد طبقات پائین را با دفاع بی‌رحمانه از بازارگرایی افراطی دور خود جمع کند؛ [چهارم] این‌که در این اقدامات، دست‌کاری و تحریک احساسات ــ که چپ آکادمیک اغلب بهای چندانی برای آن قائل نیست ــ نقش ایفا نموده است و [سرانجام پنجم] این‌که با اتحاد ترامپ/ماسک، سرکردگان مرتبه‌ی تازه‌ای از مدرنیزاسیون سرمایه‌دارانه به‌قدرت رسیده‌اند.
@SocialistL

آلترناتیو

22 Jan, 14:59


#اعتصاب_عمومی در کردستان علیه احکام اعدام
برگی دیگر از مبارزات آزادیخواهانه مردم کردستان

روز چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳ مردم مبارز و آزادیخواه در بخش‌هایی از شهرهای کردستان در اعتراض به احکام اعدام دست به #اعتصاب زدند. مردم مبارز و آزاده کردستان در این روز با تعطیلی بخش‌هایی از مراکز کار و خرید و مغازه‌ها، ادارات و مدارس نفرت و خشم و اعتراض خود را علیه احکام اعدام زندانیان سیاسی نشان داده و برگی دیگر به تاریخ پرافتخار مبارزات خود علیه جنایات رژیم جمهوری اسلامی افزودند.

اعتصاب روز ۳ بهمن که از طرف نیروهای چپ و #کمونیست و دیگر احزاب و نیروهای اپوزیسیون در کردستان فراخوان داده شده بود، در ادامه دو هفته اعتراض مستمر نهادها و تشکل‌های مستقل کارگری، معلمان، بازنشستگان، جمع‌های دانشجویی، کمپین دفاع از آزادی #پخشان_عزیزی و #وریشه_مردای و طومار اعتراضی هزاران نفر از چهره‌ها و فعالین عرصه‌های مختلف فعالیت اجتماعی در کردستان و دیگر نقاط ایران، در خارج از کشور و در پیوستگی با کمپین "سه شنبه‌های نه به #اعدام" که بیش از یک سال است به ابتکار زندانیان سیاسی در ده‌ها زندان ایران جریان دارد انجام گرفت.

رژیم جمهوری اسلامی در روزهای گذشته برای مقابله با اعتراض و اعتصاب عموی در کردستان با شیوه‌های گوناگون از قبیل احضار و فراخواندن فعالین اجتماعی و چهره‌های شناخته شده و ارسال پیامک تهدید آمیز به آنها تلاش کرد نارضایتی و اعتراض مردم کردستان به حکم اعدام ضد انسانی پخشان عزیزی و وریشه مردای را فرو نشاند و آنها را از اقدام به اعتصاب منصرف کند. اما علی‌رغم این سیاست ارعاب و سرکوب، مردم آزادیخواه در بخش‌هایی از شهرهای کردستان به فراخوان اعتصاب عمومی پاسخ مثبت دادند و به جمهوری اسلامی نشان دادند که تهدید و ارعاب دیگر نمی‌تواند در اراده آنها خللی وارد کند. مردم مبارز کردستان یکبار دیگر نشان دادند که زمان قدر قدرتی جمهوری اسلامی به پایان رسیده است و در مقابل جنایات این رژیم ساکت نخواهند نشست.

رژیم جمهوری اسلامی که در گرداب بحران‌های عمیق اقتصادی، سیاسی، ایدئولوژیک و حکومتی دست و پا می‌زند و استراتژی منطقه‌ای آن با شکستی مفتضحانه روبه‌رو شده‌است، بیش از پیش از روند اجتناب‌ناپذیر رشد و گسترش اعتصابات و اعتراضات کارگری و جنبش‌های اعتراضی و توده‌ای به وحشت افتاده‌است. گسترش مبارزات کارگران، بازنشستگان، زنان، معلمان، جوانان و اقشار فرودست جامعه، امروزه جامعه دهها میلیونی ایران را به این آگاهی رسانده است که تنها راه نجات از دست فقر و گرانی و بیکاری، سرکوب و فساد و ارتجاع مذهبی حاکم، مبارزه متحدانه برای سرنگونی انقلابی این رژیم سرمایه اسلامی است.

مردم مبارز و آزادیخواه کردستان!

شما در پاسخ به فراخوان اعتصاب عمومی، خشم و اعتراض خود را علیه جنایات جمهوری اسلامی و عزم خود برای دفاع از حق زندگی انسان و اعتراض به حکم اعدام پخشان عزیزی و وریشه مرادی نشان دادید. شما با این اعتصاب در همان حال اعلام کردید که تعرض به آزادی‌های سیاسی و تعرض به جان انسان‌ها به‌دلیل داشتن عقاید و نظرات سیاسی مخالف و فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی نباید هیچ‌جایی در آینده کردستان داشته‌باشد.

ما، شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان، کومه له - سازمان کردستان حزب کمونیست ایران و کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست، به شما دست‌مریزاد می‌گوییم و دستانتان را به گرمی می‌فشاریم.

کارگران و زحمت‌کشان و زنان آزادیخواه و برابری طلب در کردستان برای ایفای نقش تاریخی خود در نبرد علیه ستم طبقاتی و ملی در کردستان، برای به زیر کشیدن رژیم جمهوری اسلامی و تمام مظاهر ستم و تبعیض و استبداد به اتحاد و همبستگی و ارتقای سازمانیابی خود در همه زمینه‌ها نیازی مبرم دارند. در این رهگذر برایتان آرزوی موفقیت می‌کنیم و یکبار دیگر دستانتان را می‌فشاریم.

ما همچنین به‌تمامی نهادها و تشکل‌ها انسان‌های آزادیخواه و انسان‌دوست در سراسر ایران و خارج از کشور برای اعلام حمایت از اعتصاب عمومی در کردستان و همبستگی با کمپین مبارزه علیه اعدام و لغو احکام اعدام پخشان و وریشه مرادی درود می‌فرستیم. کار ما با پایان اعتصاب در کردستان تمام نمی‌شود، مبارزه متحدانه ما تا لغو حکم اعدام این زندانیان و لغو مجازات اعدام و آزادی بی‌قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی همچنان ادامه خواهد داشت.

نه به اعدام
زنده‌باد آزادی، برابری
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده‌باد حاکمیت شورایی در کردستان

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
کومه له - سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست

٣ بهمن ۱۴۰۳
۲٢ ژانویه ۲۰۲۵

https://t.me/ShCommunist

آلترناتیو

22 Jan, 14:55


#اعتصاب_عمومی در کردستان علیه احکام اعدام
برگی دیگر از مبارزات آزادیخواهانه مردم کردستان

روز چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳ مردم مبارز و آزادیخواه در بخش‌هایی از شهرهای کردستان در اعتراض به احکام اعدام دست به #اعتصاب زدند. مردم مبارز و آزاده کردستان در این روز با تعطیلی بخش‌هایی از مراکز کار و خرید و مغازه‌ها، ادارات و مدارس نفرت و خشم و اعتراض خود را علیه احکام اعدام زندانیان سیاسی نشان داده و برگی دیگر به تاریخ پرافتخار مبارزات خود علیه جنایات رژیم جمهوری اسلامی افزودند.

اعتصاب روز ۳ بهمن که از طرف نیروهای چپ و #کمونیست و دیگر احزاب و نیروهای اپوزیسیون در کردستان فراخوان داده شده بود، در ادامه دو هفته اعتراض مستمر نهادها و تشکل‌های مستقل کارگری، معلمان، بازنشستگان، جمع‌های دانشجویی، کمپین دفاع از آزادی #پخشان_عزیزی و #وریشه_مردای و طومار اعتراضی هزاران نفر از چهره‌ها و فعالین عرصه‌های مختلف فعالیت اجتماعی در کردستان و دیگر نقاط ایران، در خارج از کشور و در پیوستگی با کمپین "سه شنبه‌های نه به #اعدام" که بیش از یک سال است به ابتکار زندانیان سیاسی در ده‌ها زندان ایران جریان دارد انجام گرفت.
٣ بهمن ۱۴۰۳
@SocialistL

آلترناتیو

21 Jan, 19:38


آلترناتیو pinned «فراخوان شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان، کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست و کومه له – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران به اعتصاب عمومی در کردستان در روز چهارشنبه ۳ بهمن علیه احکام اعدام کارگران، زحمتکشان، مردم مبارز کردستان!…»

آلترناتیو

21 Jan, 19:38


اعلام حمایت کارزار “سه شنبه های نه به اعدام” از اعتصاب عمومی علیه اعدام در روز چهارشنبه در شهرهای کردستان

در آستانه سالگرد کارزار سه شنبه های نه به اعدام"، «بند مردان زندان عادل‌آباد شیراز به کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در هفته پنجاه‌ودوم پیوست.»

در ادامه اعدام‌ها و سرکوب‌های سیستماتیک که روزانه علیه شهروندان ایران اعمال می‌شود، متأسفانه حاکمان ستمگر در دی‌ماه، بیش از ۱۱۰ زندانی را اعدام کردند و از ابتدای سال ۱۴۰۳ تاکنون نیز ۹۵۰ نفر از شهروندان زندانی را بر چوبه‌های دار آویخته‌اند. این آمار نشان‌دهنده افزایش بی‌سابقه استفاده از اعدام به‌عنوان ابزاری برای سرکوب جامعه است.

در آخرین اخبار، یک زندانی سیاسی به نام #مالک_داورشناس (موسوی)، ۲۶ ساله، اهل شهرستان کرخه، به اتهام بغی به اعدام محکوم شده است. این زندانی که از سال ۱۴۰۰ در بازداشت به سر می‌برد، تحت شکنجه‌های روحی و جسمی وادار به اعتراف شده و اکنون در خطر جدی اجرای حکم اعدام قرار دارد.
در مقابله با این احکام غیرانسانی، جامعه و زندانیان در برابر خشونت‌های حکومت مقاومت کرده‌اند. کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" اکنون به ۳۴ زندان گسترش یافته است و شاهد حمایت‌های گسترده در داخل و خارج کشور از این کارزار هستیم.
از جمله این حمایت‌ها، ۱۱ تشکل صنفی معلمان در استان‌های مختلف، باوجود فشارهای امنیتی، شجاعانه از کارزار حمایت کرده‌اند و در تجمعات هفتگی خود نیز بارها شعار نه به اعدام سر دادند.همچنین شاهد موضعگیری ماموستاهای شهرهای مختلف کردستان علیه اعدام بودیم.
همچنین، در ۲۹ دی‌ماه، دو قاضی بدنام، محمد مقیسه و علی رازینی، که سابقه چهار دهه نقض حقوق بشر و صدور هزاران حکم اعدام برای زندانیان سیاسی و غیرسیاسی را در کارنامه خود داشتند، توسط یک شهروند به جان آمده پاسخ جنایات خود را دریافت کردند.شادمانی و استقبال جامعه بویژه دادخواهان هزاران اعدام سیاسی را به دنبال داشت که این نتیجه ۴۵ سال اعدام و قتل‌عام زندانیان و بیانگر انزجار مردم ایران از اعدام است و نشاندهنده این است که کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" و هر نوع کنش علیه اعدام صدای اکثر مردم ایران و لغو این حکم قرون وسطایی اعدام خواسته آنها می‌باشد.

طبق آخرین گزارش‌ها، بند مردان زندان عادل‌آباد شیراز نیز به کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" پیوسته‌اند. هفته گذشته نیز بند زنان همین زندان حمایت خود را از این کارزار اعلام کرده بودند.

کارزار ضمن محکومیت تمامی احکام اعدام، صرف‌نظر از اتهامات یا عقاید زندانیان، بار دیگر تأکید می‌کند که حکم اعدام غیرانسانی است و باید به‌طور کلی لغو شود. حکومت مستبد ایران با حربه‌های "شرعی و قانونی خودساخته" از اعدام برای سرکوب جامعه استفاده می‌کند. ضروری است که همه با اصل حکم اعدام به‌عنوان حکمی غیرانسانی مخالفت کنند تا بستری برای وقوع جرم و جنایت از بین برود؛ چراکه زمینه‌ساز بسیاری از جرم‌ها در جامعه، خود حکومت است.

ما به عنوان اعضای کارزار، ضمن قدردانی از حمایت‌های مردمی از کارزار، از اعتصاب عمومی علیه اعدام در روز چهارشنبه در شهرهای کردستان حمایت کرده و همه مردم را نیز به حمایت از آنها فرا میخوانیم. و بار دیگر از تمامی زندانیان در زندان‌های مختلف درخواست می‌کنیم به کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" بپیوندند تا یک‌صدا و متحد برای دفاع از حق حیات محکومان به اعدام فریاد بزنیم.

کارزار‌ "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳ در هفته پنجاه‌ و دوم در ۳۴ زندان زیر در اعتصاب غذا خواهند بود:

⚪️ زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خورین ورامین، زندان اراک، زندان خرم‌آباد، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان بم، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان جوین، زندان مشهد، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان و زندان کامیاران.

#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام
هفته پنجاه‌ و دوم - سه‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۳

#اعتصاب_عمومی
#از_اعتصاب_عمومی_در_کردستان_حمایت_کنید
#نه_به_اعدام
@SocialistL

آلترناتیو

21 Jan, 18:39


دوره طلایی شروع شد!
طرح شهاب برهان
@SocialistL

آلترناتیو

20 Jan, 21:03


شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست از کارزار عظیم "نه به اعدام" و از فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان در روز چهارشنبه ۳ بهمن حمایت می کند و از همه مردم مبارز ایران و انسان های آزادیخواه و برابری طلب می خواهد به هر شکلی که می توانند از اعتصاب عمومی در کردستان پشتیبانی کنند.
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
۱ بهمن ۱۴۰۳ ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵

امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت


#اعتصاب_عمومی
#از_اعتصاب_عمومی_در_کردستان_حمایت_کنید
#نه_به_اعدام
@SocialistL

آلترناتیو

20 Jan, 20:52


فراخوان
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان،
کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
و کومه له – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
به اعتصاب عمومی در کردستان در روز چهارشنبه ۳ بهمن علیه احکام اعدام

کارگران، زحمتکشان، مردم مبارز کردستان!

امروز در شرایطی که اعتصابات و اعتراضات هر روزه کارگران، بازنشستگان، پرستاران، دانشجویان، نویسندگان و خانواده های دادخواه و دیگر اقشار فرودست جامعه علیه فقر و فلاکت اقتصادی و بی حقوقی های سیاسی و اجتماعی به بخشی از واقعیت انکارناپذیر جامعه ایران تبدیل شده است، رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی ناتوان و درمانده از پاسخگویی به ابتدایی ترین خواست این جنبش ها، با تکیه بر حربه سرکوب و گسترش موج اعدام می خواهد جامعه را مرعوب و به حیات ننگین خود ادامه دهد. رژیم جمهوری اسلامی با صدور حکم اعدام پخشان عزیزی، وریشه مرادی، بهروز احسانی، مجاهد کورکور، مهدی حسنی و تعدادی دیگر از فعالین اجتماعی می خواهد از کلیه فعالین جنبش های اجتماعی در سراسر ایران زهر چشم بگیرد.

اما همانطور که انتظار می رفت جامعه نه تنها مرعوب این سرکوبگری ها نشده، بلکه احکام اعدام فعالین اجتماعی با موج نیرومندی از خشم و اعتراض در سراسر ایران روبرو شده است. در پی صدور این احکام ضد انسانی چندین تشکل مستقل کارگری و بازنشستگان، بیش از ده تشکل معلمان، چند جمع و نهاد دانشجویی و فعالین جنبش زنان .. با صدور بیانیه هایی این احکام ظالمانه را قاطعانه محکوم کردند. در شهر سنندج زنان مبارز و خانواده های دادخواه علیه مجازات اعدام و برای آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی تجمع اعتراضی بر پا کردند. فعالان کمپین دفاع از آزادی وریشه مردای و پخشان عزیزی فعالیت مؤثر و گسترده ای را در این زمینه پیش بردند. بیش از چهار هزار نفر از فعالین عرصه های مختلف فعالیت اجتماعی با انتشار طوماری اعتراض خود را علیه این احکام اعدام اعلام کردند. در خارج از کشور کارزار گسترده ای علیه این احکام به راه افتاد و هنوز ادامه دارد. این تلاش ها به کارزار "سه شنبه های نه به اعدام" که به همت و ابتکار زندانیان سیاسی بیش از یک سال است جریان دارد نیرو و توان تازه ای بخشیده است.

در ادامه این "کارزار عظیم نه به اعدام"، ما امضا کنندگان این فراخوان از همه مردم مبارز کردستان می خواهیم که در روز چهارشنبه ۳ بهمن با اعتصاب عمومی یکپارچه و هماهنگ، با تعطیل کردن همه مراکز کار و تحصیل علیه حکم اعدام پخشان عزیزی و وریشه مرادی و سایر فعالین اجتماعی اعتراض کرده و همبستگی خود را با کارزار و جنبش نه به اعدام در سراسر ایران اعلام کنند. اعتصاب پیروزمند روز چهارشنبه ۳ بهمن می تواند به عنوان نقطه عطفی در کارزار علیه اعدام، جنبش مبارزه علیه مجازات اعدام در سراسر ایران را وارد فاز نوینی کند. باید با این اعتصاب و ادامه کارزار علیه اعدام در اشکال مختلف به رژیم جمهوری اسلامی نشان داد که با تشدید سرکوب و کشتار زندانیان نمی تواند شکست های خود در عرصه های بین المللی، منطقه ای و داخلی را جبران کند.

ما از همه فعالین سوسیالیست و چپ و رادیکال و زنان و مردان آزاده در کردستان می خواهیم که با تکیه به تجارب ارزنده ای که در سازماندهی اعتصابات عمومی در کردستان دارند، دست به دست هم داده و برای برپایی هر چه شکوهمندتر این اعتصاب عمومی از هیچ تلاشی دریغ نکنند.
ما از مردم مبارز و انسانهای آزادیخواه و برابری طلب در سراسر ایران می خواهیم که به هر شکل که میتوانند حمایت و همبستگی خود را با اعتصاب عمومی مردم کردستان علیه احکام اعلام نمایند.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد حاکمیت شورایی مردم در کردستان

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
کومه له – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران

۱ بهمن ۱۴۰۳
۲۰ ژانویه ۲۰۲۵

#اعتصاب_عمومی
#از_اعتصاب_عمومی_در_کردستان_حمایت_کنید
#نه_به_اعدام

@SocialistL

آلترناتیو

19 Jan, 13:37


چرا کارل مارکس مدام دست به بازنگریِ
جلد اول سرمایه می‌زد؟
مارچلو موستو
پارسا زنگنه
@SocialistL

آلترناتیو

19 Jan, 13:34


هرچه کارگر از خود بیشتر در کار مایه گذارد، جهان بیگانه اشیائی که می آفریند بر خودش و ضد خودش قدرتمندتر می گردد، و زندگی درونیش تهی تر می گردد و اشیای کمتری از آن او می شوند. همین جریان نیز در مذهب اتفاق می افتد. هرچه آدمی خود را بیشتر وقف خدا می کند، کمتر به خود می پردازد.

کارگر زندگی خود را وقف تولید شیء می کند اما زندگیش دیگر نه به او ، که به آن شیء تعلق دارد. از این رو هرچه این فعالیت گسترده تر شود ، کارگران اشیای کمتری را تصاحب می کنند. محصول کار او هرچه باشد، او دیگر خود نیست و در نتیجه هر چه این محصول بیشتر باشد، او کمتر خود خواهد بود. بیگانگی کارگر از محصولاتی که می آفریند، نه تنها به معنای آن است که کارش تبدیل به یک شیء و یک هستی خارج شده است بلکه به این مفهوم نیز هست که کارش خارج از او، مستقل از او و به عنوان چیزی بیگانه با او موجودیت دارد و قدرتی است که در برابر او قرار می گیرد. اشیاء با حیاتی که کارگر به آنها می دهد، چون چیزی بیگانه در برابر او قرار می گیرند…
کارل مارکس – دست نوشته های اقتصادی فلسفی ۱۸۴۴

#کارل_مارکس
@SocialistL

آلترناتیو

18 Jan, 22:53


دارچنارەکانی ئەم وڵاتە
ئەمڕۆ لە فرمێسکی باران
قومێکیشیان نەخواردەوە
لەبەر ئەوەی
لە دوا ڕۆژدا
نەیانتاشن بۆ سێدارە
بۆ ڕۆڵەکانی ئەم شارە...!

#شێرکۆ_بێکەس
درختان چنار در این سرزمین
دیگر از اشک باران
حتی قطره‌ای ننوشیدند
بعداز آنکه دانستند
آخر سر
از آنها دار خواهند تراشید ؛
برای اعدام فرزندان این شهر ...
شیرکو بیکس

#نه_به_اعدام
#پخشان_عزیزی
#وریشه_مرادی
#مجاهد_کورکور
#بهروز_احسانی
#مهدی_حسنی
و ..
@SocialistL

آلترناتیو

18 Jan, 15:55


«از زمستان سال ۹۳ تاکنون هرگز نتوانستم آن دادگاه‌های ده دقیقه‌ای کذایی را فراموش کنم! با هر خبر اعدام، با هر خبر دادگاه با اضطراب و استرس به آن روزها برگشتم! به فحش‌هایی که شنیدم، به آروغ‌های پی‌در‌پی‌ او در میانه فحش‌هایش! به چهره ۱۲ زندانی عقیدتی کُرد که حکم اعدامشان را در روز دادگاهم برای بار دوم به آنها ابلاغ کردند که شکنجه‌ام کنند. به صدای اذانی که پخش می‌شد و به سجده کردن دسته‌جمعیِ آن زندانیان که با دستبند و پابند به یکدیگر بسته شده بودند!»

مقیسه ۱۴ سال حبس برای آتنا صادر کرده بود، و از جمله به وی گفته بود «هرزه فاحشه. تو مخالف اعدام و حکم خدایی؟ ایشالا باباتُ بکشن ببینم چه کار می‌کنی، قاتلش رو قصاص می‌کنی یا نه؟»

«از سال ۹۳ تاکنون نه فراموش کردم و نه بخشیدم! از سال ۹۳ تاکنون با رویای محاکمه او و دیگر جنایتکاران خودم را آرام کردم… و امروز وقتی خبر مرگش را شنیدم جوری همه چیز برایم زنده شد که گویی همین حالا در دفتر مقیسه (ناصریان) در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب با دستبند سرد آهنی بر دستانم ایستاده‌ام.»
آتنا دائمی
.......
نام #مقیسه با سنگدلی، اعدام، آزار، شکنجه و وثیقه‌ های سنگین، پیوند خورده است.
علی رازینی هم از سال ۱۳۶۰ جنایاتش را در دادگاه انقلاب که اسم رمزی برای کشتار انقلابیون است، شروع کرد و از آنزمان تا اکنون با امضاهایش جان هزاران نفر را گرفته و یکی از کسانی بوده است که مسول گرفتن امنیت و آزادی مردم بوده است.
.......
اما برای پزشکیان و دیگر مقامات جمهوری اسلامی ، جنایت عدالت است و کشتن و احکام بلند اعدام و زندان و شکجه صادر کردن، قضاوت است و وقتی می نویسد "مسیر کاری این دو ادامه خواهد داشت و «خللی در روند اجرای عدالت در کشور ایجاد نخواهد شد.»" چنین پیام گستاخانه‌ای یعنی تهدید به ادامه شکنجه و اعدام و زندان. وی در ادامه کشتن اینها را ناجوانمردانه خوانده است. جنایتکاران کشتن جوانان مردم، حبس و شکنجه و آزار آنها و مادران را عزادار کردن را عدالت و اجرای قانون نام می نهند.
......
حذف این دو جنایتکار یک ضربه مهم به دستگاه کشتار رژیم اسلامی است.

@SocialistL

آلترناتیو

18 Jan, 09:57


-کار داری؟ شاغلی؟ ای خاک بر سر ما که به امثال شما کار دادیم. چرا در مورد شهدا ننوشتی که اگر نبودند الان ناموس‌ات معلوم نبود دست کیه؟
- دروغ میگی، بویِ گند دروغ تمام اتاق را گرفته!
- وثیقه‌ی 300 میلیونی را بکنید یک میلیارد.
(خطاب به وکیل): این‌ها توده‌ای‌ان وضعشون خوبه!
#مقیسه
از قول یک زندانی سیاسی



و به نقل از بی‌بی‌سی؛ 🔻خبرگزاری‌های ایرانی می‌گویند که محمد مقیسه و علی رازینی، دو قاضی بلندپایه ایران، در نزدیکی ساختمان دیوان عالی کشور مورد سوءقصد قرار گرفته و کشته شده‌اند.
خبرگزاری فارس می‌گوید قاضی میری و یک محافظ نیز در این سوءقصد زخمی شده‌اند.
گزارش شده است که ضارب پس از تیراندازی اقدام به خودکشی کرده است.

وقتی جنایتکاران احساس امنیت نکنند، دنیا جای امن‌تری برای مردم است.
@SocialistL

آلترناتیو

13 Jan, 16:42


پیامی آتشین

کردی با ترجمه فارسی
متن ترانه انقلابی پیامی آتشین
@SocialistL

آلترناتیو

13 Jan, 16:40


پیامی آتشین
با صدای ناصر رزازی
@SocialistL

آلترناتیو

12 Jan, 16:50


چنگ در چشمان دشمن، زانوان بر سینه‌اش!

نوشته‌ی: رزا لوکزامبورگ

ترجمه‌ی: کمال خسروی

یادداشت مترجم: امروز، پانزدهم ژانویه، صدمین سالگرد قتل جبونانه‌ی رزا لوکزامبورگ و کارل لیبکنشت به‌دستان آلوده‌ی اوباشِ فاشیست و گماشتگانِ سرمایه و رژیمِ ستم و سرکوب و شکنجه است. به‌یاد این انقلابیون رزمنده و آزادیخواه، ترجمه‌ی بند پنجم از نوشته‌ی رزا لوکزامبورگ زیر عنوان «آنچه اتحاد اسپارتاکوس می‌خواهد» را، که نخستین بار به‌عنوان پیش‌نویس برنامه‌ی حزب کمونیست آلمان در سال 1918 در نشریه‌ی «پرچم سرخ» انتشار یافت، به خوانندگانِ «نقد» تقدیم می‌کنم.

شعار و عنوان بالا که جمله‌ی پایانی برنامه‌ی اتحاد اسپارتاکوس است، کمتر در گفتاوردها از رزا لوکزامبورگ دیده می‌شود. آوازه‌ی رزا لوکزامبورگ، پای‌بندیِ استوار اوست به آزادی و به جدایی‌ناپذیری دمکراسی و سوسیالیسم، به دفاع جانانه‌اش، به معنای دقیق کلمه، از آزادی اندیشه‌وبیانِ دگراندیشان.
@SocialistL

آلترناتیو

06 Jan, 16:50


اطلاع رسانی🔻

در بزرگداشت یاد تابناک و پایدار ستم‌کشته‌ی راه آزادی؛ #بکتاش_آبتین، روز سه شنبه، ۱۸ دی، ساعت ۳ عصر، در آرامستان امام‌زاده عبدالله، واقع در شهر ری، حضور خواهیم داشت و مزارش را گلباران خواهیم کرد.
کانون نویسندگان ایران

شاعر جان. بکتاش جان، بکتاش آبتین. که جان جوانت را به بهانه‌ی کرونای لعنتی ۱۸ دی ۱۴۰۰گرفتند.

‏پرسید شغل؟
گفتم شاعرم
خندید و کف دستم را مُهر زد
روی برگه‌ی اعزام به بیمارستان
افسر نگهبان
شغل‌ام را «آزاد» نوشته بود
خندیدم
چگونه یک زندانی
می تواند شغلش آزاد باشد؟!
محبوبم به تو فکر می‌کنم
به تو، که می‌دانی شاعرم
و دوست داشتن تو
شغل تمام وقت من است
#بکتاش_آبتین

@SocialistL

آلترناتیو

06 Jan, 16:28


.... در پيراهن من
تن‌های بسياری ست كه هر روز
در خيابان‌های شما
تكرار می‌شود .

هفت خطم ،
نستعليقم ،
ثلثم ،
شكسته‌ام؛

من انحنای كمر تمامی شما هستم !
و خط ديگر آن اتوبوس
كه هر روز از جاده‌ای می‌گذرد منم ! .... نه !

بايد نقش دهانی را بازی كنم
كه از حنجره هايی روشن برخاسته‌اند ... .

#بکتاش_آبتین
@SocialistL

آلترناتیو

31 Dec, 10:02


سینمای ما [فراگیری فیلم فارسی]
خیلی کوتاه از بهرام بیضایی
@SocialistL

آلترناتیو

31 Dec, 09:52


‏«فرانتس کافکا» صادقانه انسان را به مثابة «موجودی ترسان» ‏مجسم می‌کند، انسان، این بازیچة بی ارادة نیروهای غیبی که در تارهای ‏چسبان ترس و یأس گیر افتاده، در نظر کافکا همچون موجودی است که ‏نمی‌تواند زنجیرهای دست و پای خود را بگشاید و برایش این سرنوشت ‏محتوم است که تا ابد نفرین ترس از نیروهای ناشناخته را در روح خود ‏نگه دارد، سرانجام در نمایشنامه های « ساموئل بکت» مرید و وارث ‌‏«جیمیز‌ جویس»، زندگی- و در نتیجه امور مربوط به انسانها- بی معنی و ‏بیهوده نشان داده شده‌است. افراد و شخصیّت‌های آثار او نه از میان مردم ‏عادی؛ بلکه از انبوه انتزاع‌های بی چهره برگزیده شده‌اند. این شخصیّت‌ها ‏که از دنیای واقعیّت جدا افتاده‌اند، هرگونه ایمان به آیندة زندگی را از ‏دست داده‌اند. ترس از مرگ وجودشان را در هم کوبیده و فلج کرده‌است و ‏قادر به درک منظور یکدیگر نیستند، افکاری پریشان و غیر منطقی به زبان ‏می‌آورند که یگانه مفهوم آن‌ها، وحشت از دنیا، زندگی و نیروهای بی امان ‏تاریخ‌است. آثار بکت واضح ترین بحران و بی‌قراری ناشی از جریان بیگانگی ‏اجتماعی در شعور بورژوازی معاصر می‌باشد.‏
‏.‏
تاریخ رئالیسم
‏ماکس رافائل
Max Raphael

@SocialistL

آلترناتیو

30 Dec, 13:27


ادای احترام به غلامحسین ساعدی
پِر-لاشز پاریس
@SocialistL

آلترناتیو

30 Dec, 12:51


دلگرم، پابه‌راه، پرچم بر دوش،
پیشِ رویِ ما پیداست.
به بعضی بگو
گُنده‌تر از شما
نتوانست ترانهٔ آزادی را
راه بر گلویِ بُریده ببندند.

زنهار
بعد از این همه ظلمتِ مظنون
هنوز هم روشن‌ترین رؤیاها
پیشِ رویِ ما پیداست:
دلگرم، پابه‌راه، پرچم بر دوش.

سیدعلی صالحی

@SocialistL

آلترناتیو

30 Dec, 12:01


ادامه...
تقابل عنصر خیال و واقعیت تاریخی در نمایشنامه چوب بدستهای ورزیل فضایی متفاوت خلق می کند و آن قداست زدایی از تاریخی است که ممکن است مملو از آزمون و خطا باشد. بر همین اساس جهانبینی نویسنده حول محور آگاهی است که انسان دغدغه مند در کشاکش تاریخ به مثابه الگوی ذهنی و اعتقادی به نوعی خودباوری دست یابد که دچار جزم اندیشی نشود.
پژواک اعتراضِ ساعدی در این اثر آنچنان پرطنین است که خواننده در عین حال که همسو با فضای نمایشنامه می شود ناگزیر به اندیشه ای تن می دهد که باید تاریخ را آنگونه که بوده، قضاوت کرد و این قضاوت و داوری مستلزم فهم پرسشگرانه است.
موضوع استعمار بیگانگان،جهل و خرافات در جامعه ی بومی و سنتی آمیخته با مذهب و همچنین حکومتی خودکامه و بی کفایت از نکته های کلیدی در این نمایشنامه است. حتی نخبگانی که ساعدی در مورد آنان سخن می گوید انسان‌هایی هستند که دچار نوعی از استیصال و سردرگمی شده اند و همچون عوام به هر ناجی دروغینی دخیل می بندند تا که شاید نجات پیدا کنند. آنان در واقع  بی هویت هستند و ناتوان در یافتن راهی برای برون رفت از بحرانی که خود نیز در ایجاد آن سهیم هستند.
نمایش  چوب بدستهای ورزیل نگاهی اعتراضی و کنشگرانه دارد  به شرایط سیاسی سال  (۱۳۴۵) و شاید به توان به زمانه قبل و بعد آن نیز تکثیرش کرد. گویی ساعدی می دانسته که این تاریخ سیاه در بی مکانی و بی زمانی منحط به دنبال کورسوی امیدی می گردد.
آنچه که ساعدی بزرگ را رنج می دهد جامعه ای است که درکی از شرایط خود را ندارد و به قدری در آن ساختار پیچیده خود را مایوس و تنها می بیند که اندیشیدن و آگاهی را خطری برای خود و بنیان های فرهنگی می داند.
نکته مهم دیگری هم هست و آن مربوط به مکان اتفاقات داستان است که روستایی است کوچک با جمعیتی کم و این روستا در واقع نماد یک کشور است و آدم های آن با همه تنوعی که دارند را می توان به مردم یک کشور تعمیم داد. زیرکی و تبحر نویسنده در خلق چنین فضای بکری باعث شده که خواننده با خواندن این نمایشنامه پی حاشیه ها نرود.
یکی دیگر از استعاره های درون متن که در نام اثر هم به آن اشاره شده آن است که مردم آبادی دائما چوب و چماق بدست می‌گیرند و ادای اعتراض را در می آورند اما جرات اعتراض را ندارند. ساعدی در این اثر فوق العاده به شیوه ای بسیار خلاقانه از زبان و گویش بومی استفاده کرده است و این یکی از مسائلی است که بر زیبایی آن افزوده.
نکته ای که در این نمایشنامه برای من بسیار جذاب است،خلق شخصيت های چوب بدستهای ورزیل است که هر کدامشان نماد طبقه و قشری از جامعه ایران هستند. نمایشنامه ای با تنوع و کثرت بسیار منظم و زیرکانه که فراتر از یک روستا و یک شهر است. تیپ هایی متضاد و متفاوت از آدم هایی که بنا به منفعت یا جبر و عادت در روستایی خیالی زندگی می کنند و جایگاه و منافع طبقاتی جداگانه و مشخصی دارند ولی با این وصف در شرایط و وضعیتی مشابه بسر می برند. این روستای خیالی تنها حقیقت گمشده و نهانی است که در مقیاسی بزرگتر دیده می شود. این مکان می تواند هر نام و هویتی داشته باشد. اصلا شناسنامه ی آن می تواند متعلق به مکان های دیگری خارج از آن جغرافیا نیز باشد ولی آنچه اهمیت دارد تمامی شخصيت های نمایشنامه را می شناسیم. کشف این نمادها و فهم استعاره هایی که در این نمایشنامه هست برای خواننده ایرانی اصلا سخت نیست‌.
این نمایشنامه‌ی تمثیلی برای اولین بار در سال ۱۳۴۴ به کارگردانی جعفر والی به روی صحنه رفته است. ساعدی در این نمایشنامه از ایرانی می‌گوید که توسط مسیوها و گرازها چپاول می‌شود و همزمان جان مردمش نیز در امان نیست. جلال آل‌احمد پس از ديدن نمايش چوب بدستهای ورزیل می نويسد: «اینجا دیگر ساعدی یک ایرانی برای دنیا حرف زده است.

اگر خرقه بخشیدن در عالم قلم رسم بود و اگر لیاقت و حق چنین بخششی می یافتم، من خرقه ام را به دوش غلامحسین ساعدی می افکندم».
باری! زبان قدرتمند این اثر کم از بکت ندارد. نویسنده در این نمایشنامه از گونه های مختلف زمان بهره برده است و این بر جذابیت اثر افزوده است. نکته قابل اتکا پیرامون ساختار نمایشنامه مذکور این است که به سبب ساختار مدرن آن ، همسانی زمانی از بسامد بیشتری برخوردار است و زمان پریشی نیز در متن دیده نمیشود.
این نمایشنامه چند صدایی از زنده یاد ساعدی را باید در زمره آثار درجه یک ادبیات نمایشی ایران قرار داد.
___
نگین ساسان فر

#غلامحسین_ساعدی
@SocialistL

آلترناتیو

30 Dec, 11:57


نمایشنامه چوب بدستهای ورزیل
اثر گوهرمراد

درباره نمایشنامه چوب بدسنهای ورزیل :
چوب بدستهای ورزیل نمایشنامه ای است به دور از هرگونه پیچیدگی و ابهام در ساختار روایت. اثری است عمیق به لحاظ فهم تاریخی و ساده به مفهوم دوری جستن از زبانِ فاخر رایج که معمولا برای نمایشنامه هایی از این دست به کار برده می شود. زبان استعاره چنان واضح و بی تکلف است که خواننده خود را کاراکتری بیرون از نمایشنامه می بیند و با اینحال همراه و همسو با فضای آن که آمیخته ای از تخیل و واقعیت است. نگاه ساعدی به روایت تاریخی نه تنها محدود به زمان گذشته نمی شود بلکه لنگری به جهان فردا نیز می اندازد. آینده نزد او بازتاب وضعیت کنونی است با در نظر گرفتن رخداد تاریخی.
درک زنده یاد ساعدی از زمانه خودش از آن جنبه حائز اهمیت است که می کوشد خواننده را به جهان دیگری ورای تعلقاتش ببرد و او را با مفهومی نو از تاریخ آشنا سازد. تاریخی که اگر خیالی و موهوم هم باشد از واقعیت جدا نیست.( و اگر واقعی هم باشد به زعم خواننده) بدان معنا نیست که عنصر خیال در آن نقش ندارد.
#غلامحسین_ساعدی
نگین ساسان فر
@SocialistL

آلترناتیو

30 Dec, 11:51


خاکسپاری زنده‌ یاد رفیق منصور یاقوتی
" آن چراغی که بر فراز مادیان کوه روشن است با رفتن او نیز خاموش نمی شود.بدرود یاقوت ادبیات ایران !"
#منصور_یاقوتی
@SocialistL

آلترناتیو

30 Dec, 10:51


خاطره‌ای شنیدنی از گوهرمراد
#غلامحسین_ساعدی
@SocialistL

آلترناتیو

28 Dec, 16:00


مهربانِ من!
بگو سلاح مرا بیاورند
آن دشنه‌ی دو دَم را بیاورند
می‌خواهم این نان را
بی یک‌ذره کم‌ وُ کاست
میانِ همسایگانم، قسمت کنم.
نترس!
من اهلِ کُشتن نیستم،
من اهل کِشت وُ کارم،
من
فقط الفبای عشق را
نمی‌دانم از کجا و چگونه از بَر کردم،
من
فقط بلدم بگویم:
چه می‌شد اگر همه
همدیگر را
دوست می‌داشتند!

من اهل کُشتن نیستم،
من شاعرِ تمامیِ دست‌های پینه‌بسته‌ام،
من شاعر شمایانم
ای کارگران و زحمتکشانِ سراسر دنیا،
متحد شوید
که من اهل کُشتن نیستم،
من
خصم خائنان به خلق‌های روی زمینم،
و باید هم این‌چنین باشد.
آه... شاعران جهان متحد شوید،
ور نه از گُلِ میخک
و غمزه‌ی معشوق سرودن
آسان است!

سید علی صالحی

@SocialistL

آلترناتیو

27 Dec, 15:35


کاروان سفیران خدیو مصر
نوشته غلامحسین ساعدی
# غلامحسین_ساعدی
#رمان #ادبیات
@SocialistL

آلترناتیو

26 Dec, 21:06


هاآرتص | اخبار اسرائیل
"ما نتوانستیم گرم بمانیم": سه نوزاد در غزه ظرف 48 ساعت یخ زدند و جان خود را از دست دادند.
مقامات پزشکی در غزه می گویند این مرگ و میر غم انگیز شرایط دشوار صدها هزار فلسطینی را نشان می دهد.

@SocialistL

آلترناتیو

26 Dec, 12:02


مستند «آزادی و دیگر رنج‌ها»

1️⃣ قسمتاول
کاری از شیرین سقایی

درباره‌ی زندگی دکتر #غلامحسین_ساعدی

@SocialistL

آلترناتیو

26 Dec, 11:57


" پرویز ثابتی، رئیس امنیت داخلی ساواک، در کتاب خاطرات خود، درباره روشنفکران و نویسندگان دوران پهلوی می‌نویسد. خاطراتی که اکثرا غیر واقعی و بیشتر بازتابنده‌ی ذهن آشفته دستگاه سرکوب‌ است. ثابتی از گلستان می‌نویسد و در انتها نبوغ او را می‌ستاید. احمدرضا احمدی را نویسنده‌ای بی‌خطر و بی‌آزار می‌خواند. تقریبا هر کس را که نقد می‌کند همچون بازجویی با انصاف در چند عبارت ضمنی او را ستایش هم می‌کند. به جز یک نفر: غلامحسین ساعدی. به او که می‌رسد دیوانه می‌شود:"...... غلامحسين ساعدي (گوهر م...راد) بود كه فردي آنارشيست و بي‌بند و بار و بي‌پرنسيب بود. نوشته‌هاي او پر از تنفيذ از اوضاع و در جهت بدبين كردن مردم و جوانان نسبت به رژيم بود. ". ثابتی، ناخواسته، بهترین توصیفات را برای ساعدی به کار می‌برد. غلامحسین ساعدی. استخوانی دردناک توی گلوی ادبیات ایران. نویسنده‌ی ازکوره‌در‌رفته‌ای که یک پروانه‌ در جوانی او را از خودکشی نجات می‌دهد تا شاهد روزگاران رنج باشد و سپس در آن "اتاق یک متری" توی پاریس بمیرد. یک چمدان مشکی توی دست پر از نامه‌های بی‌برگشت به طاهره. یک مطب کوچک توی خیابان دلگشا با ویزیت‌های رایگان. حمید نفیسی درباره او می‌نویسد که ساعدی، آواره‌ترین فیگور هنرمند تاریخ مغاصر ایران‌ست، حتی آواره‌تر از شهید‌ثالث. نویسنده‌ای که همیشه در تبعید زندگی کرد. وقتی به فارسی می‌نوشت از فشار زبان آذری به گلویش گله می‌کرد و وقتی به فرانسه تبعید شد، از درد زبان فارسی توی استخوان‌هایش می‌نالید. از سرطان بزرگ. در مصاحبه‌ای در پاریس از او می‌پرسند چرا به زبان فرانسه نمی‌نویسد. ساعدی یک‌باره از کوره در می‌رود و با عصبانیت فریاد می‌کشد که از چه حرف می‌زنی؟ من دیگر حتی حرف زدن را فراموش کرده‌ام. پاریس بزرگ، آن شهر رویایی نویسندگان مدرن، برایش چیزی نیست جز یک کارت‌پستال. "این‌جا از دو چیز می‌ترسم: خوابیدن و بیدار شدن". او یک بی‌خواب ابدی‌ست. همچون شخصیت‌های آلن رنه، مسافری از دنیای مردگان. نویسنده‌‌ی گورستان." مرگِ آواره، مرگ هم نیست. مرگ آواره، آوارگی مرگ است". در جوانی عادت داشت که هر بار از زندان آزاد می‌شد به گورستان برود. از یک لامکان به لامکان دیگر. یک‌بار که میان گورها قدم می‌زند، می‌نشیند و خاک روی یک سنگ گور را پاک می‌کند. به گمانش که قبر مرده‌ای‌ست که زندگان فراموشش کرده باشند. خاک را کنار می‌زند. روی سنگ نوشته :"گوهر دختر مراد". از آن پس حس می‌کند که به گوهرمراد تبدیل شده. احضار ارواح. جادوگری نوشتار. یک شبح در ادبیات فارسی. نویسنده‌ای که تنها دلیل زنده ماندنش را اضطرار نوشتن می‌دانست. اضطرار زندان و تبعید. یکی از دفعاتی که شکنجه می‌شود، دستش را با سیگار می‌سوزانند. همان دستی که با آن می‌نوشت. بیرون که می‌آید ناچار می‌شود با دست دیگرش بنویسد. درست همچون کافکا که با یک دست می‌نوشت و دست دیگرش را از هراس روی چشمانش می‌گذاشت. دستانی سبک،زخمی و همیشه لرزان. همان دستانی که شاملو روزی به قرض می‌گیرد تا شعری برای ساعدی بنویسد:" به نو کردن ماه/بر بام شدم". آسمان همچنان ظلمات است و آن ماه نو هنوز بر بالای بام، درخشان. امروز سیزدهم دی است . تولدت مبارک جناب دکتر.‌ای آرامش همیشگی در حضور دیگران."
حسام امیری

تولد گوهر مراد ما ۲۴ دی ۱۳۱۴ است و ما پیشاپیش آنرا تبریک می گویم، تولدی که باید گرامی داشت، چرا که بدون گوهر مراد هنر نمایش و نمايشنامه نویسی، ادبیات و فرهنگ و درایت و شجاعت و فعالیت سیاسی و روشنفکری در ایران فاقد یکی از ستون های محکم اش بود.
#غلامحسین_ساعدی
@SocialistL

آلترناتیو

25 Dec, 18:18


در محکومیت گفتمان جدید فاشیستی


در هفته‌های اخیر شاهد تشدید روند نگران‌کننده‌ای در شبکه‌های اجتماعی بوده‌ایم که به نظر می‌رسد طی چندسال اخیر نطفه‌های آن از طریق برخی رسانه‌های خارج از کشور و به‌اتکای حضور سازمان‌یافته در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته است. گروه‌هایی که عمدتاً خود را به جریانی سیاسی در اپوزیسیون منسوب می‌کنند، در سطح گسترده‌ای با حملات لفظی، بهره‌برداری بی‌شرمانه از الفاظ رکیک و فحاشی‌های چاله‌میدانی در قبال منتقدان و مخالفان سیاسی خود، بی‌وقفه و بی‌پروا درصدد ترویج یک گفتمان فاشیستی جدید هستند. آنان با استفاده از الفاظ رکیک و انواع شیوه‌های ترور شخصیت، هتاکانه آزادی‌خواهان و مبارزان و روشنفکران و زندانیان سیاسی دیروز و امروز را موردحمله قرار می‌دهند.

در جدیدترین برآمد این موج فاشیستی در هفته‌های اخیر شاهد بوده‌ایم که این موج هتاکی دیگر کم‌وبیش شامل هر کسی می‌شود که جرأت اندیشیدن و طرح پرسش درباره‌ی «مقدسات» جریان سلطنت‌طلب را داشته است.

پیش‌تر در دهه‌های گذشته شاهد بهره‌برداری از گفتمان فاشیستی علیه روشنفکران در روزنامه‌ی کیهان و نشریات همسو با آن در داخل کشور بوده‌‌ایم، اما امروز این موج تسری یافته و فضای شبکه‌های اجتماعی و برخی رسانه‌های خارج از کشور را نیز دربرگرفته است و همین امر بر نگرانی‌ها درباره‌ی سرنوشت مبارزات دموکراتیک مردم ایران می‌افزاید.

به نظر می‌رسد این جریان خواهان هموارسازی راهی بدون دست‌اندازِ هرگونه نقد و مخالفت در رسیدن به قدرت است و در گام اول با هتاکی، ترور شخصیت و حتی فحاشی‌های رکیک قصد دارد مخالفان خود را خاموش سازد. این همان تاکتیک همیشگی جریان‌های فاشیستی برای تسخیر قدرت بوده است تا بتوانند با سرکوب و ارعاب آزادیخواهان بر امواج آزادی‌خواهانه سوار شوند و یک دستگاه جدید استبدادی را بازسازی کنند.

روشنفکری ایران پیشینه‌ی بیش از یک قرن مبارزات پیگیر و آزادی‌خواهانه دارد و هیچ‌گاه در برابر سازوبرگ‌های سرکوب و فشار و اختناق عقب ننشسته است؛ و از این پس نیز عقب نخواهد نشست. آنان پیشگامان تمامی مبارزات دموکراتیک یک قرن اخیر بوده‌اند و خواهند بود و روشن است که تسلیم این امواج جدید فشار سازمان‌یافته در شبکه‌های اجتماعی و برخی رسانه‌ها نخواهند شد. روشنفکری مترقی و آزادی‌خواه ایران از تجربیات گذشته درس آموخته است و در برابر این موج جدید گفتمان فاشیستی دست‌بسته نخواهد نشست تا باز شاهد باشیم جلادانی دیگر به سلاخی دگراندیشان آمده‌اند.

به‌خوبی می‌دانیم فاشیسم زبانی می‌تواند پیش‌درآمد بازسازی یک دستگاه جهنمی سرکوب دیگر باشد. ازاین‌رو، در برابر این گفتمان مقاومت می‌کنیم و پای می‌فشاریم که این گفتمان هرگز نمی‌تواند ذره‌ای بر مبارزات آزادی‌خواهانه و دموکراتیک روشنفکران و آزادیخواهان ایران تأثیر بگذارد. گسترش حملات سازمان‌یافته و هدفمند به روشنفکران و اندیشمندان تنها عزم ما را در مبارزات متحد و همبسته‌ی آزادی‌خواهانه در برابر این فاشیسم نوظهور راسخ‌تر خواهد کرد و هشداری است برای ما که بیش از پیش بر اصول اولیه‌ی آزادی بیان بی‌حصر و استثنا تاکید کنیم.
امضاها

@SocialistL

آلترناتیو

25 Dec, 06:51


با حملات نظامی ترکیه علیه کردها در سوریه مخالفت کنید.
جوزيف ضاهر
در هفته‌های اخیر، ارتش ملی سوریه، ائتلافی از گروه‌های مسلح که عمدتاً شامل گروه‌های سابق ارتش آزاد سوریه و گروه‌های اسلامی است و از زمان تأسیس آن در سال ۲۰۱۷ به‌عنوان نیروی نیابتی ترکیه در سوریه فعالیت کرده و از آنکارا تأمین مالی، آموزش و پشتیبانی نظامی دریافت می‌کند، با حمایت ارتش ترکیه حملات مرگباری را علیه مناطق تحت کنترل اداره خودمختار شمال و شرق سوریه به رهبری کردها و نیروهای مسلح آن‌ها، یعنی نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، آغاز کرده است. در ۲۳ دسامبر، نیروهای دموکراتیک سوریه حمله‌ای متقابل را علیه ارتش ملی سوریه انجام داده و آن‌ها را وادار به عقب‌نشینی از مناطقی کردند که طی هفته‌های گذشته تصرف کرده بودند و تا حومه شهر منبج پیشروی کردند.

حملات ارتش ملی سوریه به مناطق با اکثریت کرد
حمله کنونی علیه مناطق با اکثریت کرد که تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه است، تقریباً در همان بازه زمانی آغاز شد که حمله نظامی منجر به سقوط نظام پیشین اسد شروع شد. ارتش ملی سوریه با حمایت ارتش ترکیه بر شهرهای تل رفعت و منبج در شمال سوریه تسلط یافت و بیش از ۱۵۰ هزار غیرنظامی را آواره کرد و موارد متعددی از نقض حقوق بشر را مرتکب شد. در پی این حملات، ارتش ملی سوریه عملیات نظامی خود علیه نیروهای دموکراتیک سوریه در سد "تشرین" را برای بیش از یک هفته ادامه داد. این سد روی رود فرات واقع شده و بالادست بسیاری از شهرها و روستاها و همچنین مراکز شهری مانند رقه و پایین‌دست شهر مرزی کوبانی قرار دارد. سد "تشرین" برق بخش عمده‌ای از شمال و شرق سوریه تحت کنترل اداره خودمختار را تأمین می‌کند. نیروهای دموکراتیک سوریه از سال ۲۰۱۵ پس از اخراج داعش با کمک نیروهای نظامی آمریکایی، این تأسیسات را کنترل کرده‌اند. علاوه بر این، ارتش ترکیه منطقه اطراف کوبانی را بمباران کرده و خسارات جانی و مادی، از جمله حمله به یک مرکز ذخیره‌سازی غلات در جنوب کوبانی که به نابودی ۳۰۰ تن گندم منجر شد، ایجاد کرده است.

نقش مخرب ترکیه در سوریه و ارتباط با "هیئت تحریر الشام"
پس از سقوط نظام اسد، ترکیه به مهم‌ترین بازیگر منطقه‌ای در کشور تبدیل شد. علاوه بر حمایت مداوم از نیروی نیابتی خود، یعنی ارتش ملی سوریه، حمایت آنکارا از هیئت تحریر الشام به‌منظور تقویت نفوذش در سوریه از طریق همکاری با این گروه در مرحله گذار صورت گرفته است. ترکیه سه هدف اصلی در سوریه دارد: بازگرداندن اجباری پناهجویان سوری در ترکیه به کشور، بهره‌برداری از فرصت‌های اقتصادی در مرحله بازسازی سوریه، و جلوگیری از تحقق آرمان‌های خودمختاری کردها.

کمبود مخالفت مردمی با حملات ترکیه
به‌طور کلی، مشکل اصلی در فقدان نسبی حمایت‌های سازمان‌یافته از حملات نظامی ترکیه علیه مناطق تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه نهفته است. اپوزیسیون سوریه نیز به دلیل سیاست‌های عرب‌محور خود، نتوانسته است حمایت لازم را جلب کند.

نیاز به همبستگی میان کردها و اعراب
مبارزه برای همبستگی میان کردها و اعراب، به‌ویژه در چارچوب نیروهای مترقی و دموکراتیک، برای آینده سوریه امری ضروری است. پروژه اداره خودمختار شمال و شرق سوریه، با حفاظت از مردم کرد و ایجاد یک مدل حکومتی چندگانه، می‌تواند به الگویی برای آینده کشور تبدیل شود.
@SocialistL

آلترناتیو

23 Dec, 17:30


وقتی چند روز پیش محمد جولانی (احمد الشرع) گفت “انقلاب ما پیروز شده است..” جمله‌ درخشان چرچیل را به خاطر می‌آورد که زمانی گفته بود: “در سیاست مسئله این نیست که بدانیم در پشت پرده مبهم و ناپیدا چه می‌گذرد، مسئله این است که ببینیم آشکارا در پیش رو چه می‌گذرد..” حرف او به مذاق اکنون ما بیشتر خوش می‌آید، اگر بیاد بیاوریم که زمانی در دنیای سیاست و تحلیل‌های سیاسی اشتیاقی به تئوری‌های رازآلود و‌ پشت پرده وجود داشتند، اینک اما در وقایع سوریه هیچکدام از این‌ تئوری‌های توطئه و پنهانی جایی ندارند.. زیرا که همه چیز آشکار و برملا است.. دیگر برای درک مفهوم چیستی سیاست نه ارسطو لازم است و نه آموزه‌هایی که بیش از بیست قرن پس از او دانشکده‌های غرب را انبار نظریه‌های سیاسی کردند.. اکنون سیاست هیچ فلسفه‌ای در خور و فاخری ندارد.. سیاست فقط یک بازی مسخره است.. و شخصیت‌ها همان مهره‌ها و مترسک‌های بی‌اراده‌ای هستند که به دوربین‌ها لبخند می‌زنند.. همه کاملا متوجه‌اند که ما در سوریه در حال تماشای یک بازی مضحک سیاسی هستیم نه رویداد شگرف تاریخی.. اما پرسش اساسی که اینک بر اذهان عمومی سنگینی می‌کند این است: آیا در گذشته ابناء بشر نیز سیاست در این اندازه مضحک بوده است..؟! آیا چیزی که ما آن را مفکوره عظیم تاریخ می‌خوانیم همان بازیگوشی و مجلس نا-درخور مترسک‌گردانی نبوده است..؟! پس آنچه را که جولانی “انقلاب” می‌نامد و آنچه را که ما بعنوان “فلسفه تاریخ” می‌شناسیم چیستند..؟! نمی‌دانم.. خدا می‌داند چه بر ما گذشته است و مفاهیم و مقولات دیگر چه اندازه بی‌پایه‌اند..
الوار قولیوند
@SocialistL

آلترناتیو

22 Dec, 18:54


خواب یلدا
خسرو گلسرخی

شب كه مي آيد و مي كوبد پشت در را
به خودم مي گويم
من همين فردا
كاري خواهم كرد
كاري كارستان

و به انبار كتان فقر كبريتي خواهم زد
تا همه نارفيقان من و تو بگويند
فلاني سايه ش سنگينه
پولش از پارو بالا ميره
و در آن لحظه من مرد پيروزي خواهم بود
و همه مردم ، با فداكاري يك بو تيمار
كار و نان خود را در دريا مي ريزند
تا كه جشن شفق سرخ گستاخ مرا
با زلال خون صادقشان
بر فراز شهر آذين بندند

و به دور نامم مشعل ها بفروزند
و بگويند:
خسرو از خود ماست
پيروزي او دربست بهروزي ماست
و در اين هنگام است
و در اين هنگام است
كه به مادر خواهم گفت
غير از آن يخچال و مبل و ماشين
چه نشستي دل غافل ، مادر
خوشبختي ، خوشحالي اين است
كه من و تو
ميان قلب پر مهر مردم باشيم
و به دنيا نوري ديگر بخشيم

شب كه مي آيد و مي كوبد
پشت در را
به خودم مي گويم
من همين فردا
به شب سنگين و مزمن
كه به روي پلك همسفرم خوابيده ست
از پشت خنجر خواهم زد
و درون زخمش
صدها بمب خواهم ريخت
تا اگر خواست بيازارد پلك او را
منفجر گردد ، نابود شود
من همين فردا
به رفيقانم كه همه از عرياني مي گريند
خواهم گفت
گريه كار ابر است
من و تو با انگشتي چون شمشير
من و تو با حرفي چون باروت
به عرياني پايان بخشيم
و بگوييم به دنيا ، به فرياد بلند
عاقبت ديديد ما ، ما صاحب خورشيد شديم
و در اين هنگام است
و در اين هنگام است
كه همان بوسه ي تو خواهم بود
كز سر مهر به خورشيد دهي

و منم شاد از اين پيروزي
به حميده روسري خواهم داد
تا كه از باد جدايي نهراسد
و نگويد هواي سردي است
حيف شد مويم كوتاه كردم

شب كه مي آيد و مي كوبد پشت در را
به خودم مي گويم
اگر از خواب شب يلدا ما برخيزيم
اگر از خواب بلند يلدا ، برخيزيم
ما همين فردا
كاري خواهيم كرد
كاري كارستان
@SocialistL

آلترناتیو

21 Dec, 19:35


«در حال حرکت به سمت قتل‌عامی جدید هستیم؛ قتل‌عام علیه خلق کورد. قتل‌عام خلق فلسطین کفایت نکرد.»

رئیس جمهور کلمبیا: دولت ترکیه خبرنگاران را به قتل می‌رساند
گوستاوو پِدرو، رئیس جمهور کلمبیا، به قتل دو خبرنگار کورد واکنش نشان داد و گفت: «در حال حرکت به سمت قتل‌عامی جدید هستیم؛ قتل‌عام خلق کورد. ما خواستار حمایت از خلق کورد هستیم.»

جمعه, ۲۰ دسامبر ۲۰۲۴
گوستاوو پِدرو، رئیس جمهور کلمبیا، در حساب xخود پیام ائتلاف زنان کورد برای روزنامه‌نگاری (CFWIJ) در مورد قتل دو خبرنگار کورد از سوی دولت اسلامی حاکم بر ترکیه را بازنشر نمود و‌چنین نوشت:

«امروز دو خبرنگار آزاد کورد به قتل رسیدند.

من سران دولت‌های روسیه، ایران، ترکیه، اسرائیل و آمریکا را فرا می‌خوانم که مانع از تجزیه سوریه شوند.

در حال حرکت به سمت قتل‌عامی جدید هستیم؛ قتل‌عام علیه خلق کورد. قتل‌عام خلق فلسطین کفایت نکرد.

سوریه باید به شکل یک جمهوری بر مبنای ساختاری چند ملیتی و خودمدیریتی عمیق این ملت‌ها به موجودیت خویش ادامه دهد.

حال که برای کشورهای جهان درخواست انتخابات آزاد می‌شود، اجازه دهید این امر در سوریه محقق شود. خلق سوریه این حق را دارد که برای آینده خود تصمیم بگیرد. لذا برای انتخابات آزاد، باید اجازه داده شود که خلق سوریه آینده خود را رقم زند.

ما از کلمبیای دور از خاورمیانه، همانطور که در طول تاریخ نیز چنین کرده‌ایم، از تمامی خلق‌ها و دولت‌های جهان درخواست می‌کنیم که از خلق کورد در سوریه دفاع کرده و از آنان حمایت کنند؛ این خلق با زنان مسلح و دموکراسی خویش، موفق به شکست دادن دولت اسلام‌گرای رادیکال و فاشیسم تمام عیار شد.
@SocialistL

آلترناتیو

21 Dec, 12:06


ترانه‌ی شرقی
 فدریکو گارسیا لورکا

به فارسی  احمد شاملو

در انار ِ عطرآگين
آسمانى متبلور هست.
هر دانه
ستاره‌يى است
هر پرده
غروبى.
آسمانى خشك و
گرفتار در چنگ ساليان.
انار پستانى را ماند
كه زمانش پوستوارى كرده است
تا نوكش به ستاره‌يى مبدل شود
كه باغستان‌ها را
روشنى بخشد.
كندويى‌ست خُرد
كه شان‌اش از ارغوان است:
مگسان عسل آن را
از دهان زنان پرداخته‌اند.
چون بتركد خنده‌ى هزاران لب را
رها خواهد كرد!
انار دلى را ماند
كه بر كشتزارها مى‌تپد،
دلى شريف و خوار شمار
كه در آن، پرنده‌گان به خطر نمى‌افتند.
دلى كه پوست‌اش
به سختى، همچون دل ماست،
اما به آن كه سوراخ‌اش كند
عطر و خون ِ فروردين را هِبِه مى‌كند.
انار
گنج جَنّ ِ سالخورده‌ى چمنزاران سرسبز است
كه در جنگلى پرت‌افتاده
با پريزادى از آن نگهبانى مى‌كند. –
جنّ ِ سپيد ريش
جامه‌يى عقيقى دارد.
انار گنجى است
كه برگ‌هاى سبز درخت نگهبانى مى‌كنند:
در اعماق، احجار گران‌بها
و در دل و اندرون، طلايى مبهم.
سنبله، نان است:
مسيح متجسِّد، زنده و مرده.
درخت زيتون
شور ِ كار است و توانايى‌ست.
سيب ميوه‌ى شهوت است
ميوه – ابوالهول ِ گناه.
چكاله‌ى قرن‌هاست
كه تماس با شيطان را حفظ مى‌كند.
نارنج
از اندوه پليد گل‌ها سخنى مى‌گويد،
طلا و آتشى است كه در پاكى ِ سپيد ِ خويش
جانشين يكديگر مى‌شوند.
تاك پرستش شهوات است
كه به تابستان منجمد مى‌شود
و كليسايش تعميد مى‌دهد
تا از آن شراب مقدس بسازد.
شابلوطها آرامش خانواده‌اند.
به چيزهاى گذشته مى‌مانند.
هيمه‌هاى پيرند كه ترك برمى‌دارند
و زائرانى را مانند
كه راه گم كرده باشند.
بلوط شعر است،
صفاى زمان‌هاى از كار رفته.
و به – پريده رنگ طلايى –
آرامش سازگارى‌ست.
انار اما، خون است
خون قدسى ِ ملكوت،
خون زمين است
مجروح از سوزن سيلاب‌ها،
خون تند ِ بادهاست كه مى‌آيند
از قله‌ى سختى كه بر آن چنگ درافكنده‌اند،
خون اقيانوس ِ برآسوده و
خون درياچه‌ى خفته.
ماقبل تاريخ ِ خونى كه در رگ ما جارى‌ست
در آن است.
انگاره‌ى خون است
محبوس در حبابى سخت و ترش
كه به شكلى مبهم
طرح دلى را دارد و هيأت جمجمه‌ى انسانى را.
انار شكسته!
تو يكى شعله‌يى در دل ِ شاخ و برگ،
خواهر جسمانى ِ ونوسى
و خنده‌ى باغچه در باد!
پروانه‌گان به گرد تو جمع مى‌آيند
چرا كه آفتاب‌ات مى‌پندارند،
و از هراس آن كه بسوزند
كرمكان حقير از تو دورى مى‌گزينند.
تو نور ِ حياتى و
ماده‌گى، ميان ميوه‌ها.
ستاره‌يى روشن، كه برق مى‌زند
بر كناره‌ى جويبار عاشق.
چه قدر بى‌شباهتم به تو من
اى شهوت شراره افكن بر چمن
@SocialistL

آلترناتیو

17 Dec, 19:29


بازنمایی و ژرفا نزد مارکس و ویتگنشتاین

آلفونسو مائوریتسیو لوکانو
ترجمه‌ی: میلاد عزیزی

چکیده: هم مارکس و هم ویتگنشتاین فرضِ معرفت‌شناختیِ دکارتی و متعلّق به دورانِ رنسانس را رد می‌کنند؛ فرضی که با اختراع پرسپکتیوِ خطّی متولد شد و بر اساسِ آنْ ژرفا با فاصله تلازم دارد و دانش بر مطابقتِ میان سوژه و ابژه استوار است. بنابر توضیحِ کارل مارکس در بابِ چیستیِ سرشت بُت‌واره‌ا‌ی کالا «اشیاء همان‌گونه پدیدار می‌شوند که هستند». اگر چنین باشد، حقیقت در ساختارهای ظواهر است که یافتنی‌ست، همان‌گونه که ژرفا را باید در سطح کشف کرد. هوگو فون هوفمان‌شتال اعلام می‌کند: «ژرفا باید پنهان باشد. ژرفا کجاست؟ بر سطح.» و ایتالو کالوینو این مشاهده را با گفته‌ی ویتگنشتاین مقایسه می‌کند: «آن‌چه پنهان است، برای ما اهمیتی ندارد.» بنابراین ژرفا در پس‌زمینه جا خوش نکرده است، بلکه در طرح‌هایی پنهان‌شده که می‌توان گفت، آن‌چه را در پیش‌زمینه قابل مشاهده است، می‌سازد. این همان کاری است که سِزان و کوبیست‌ها انجام دادند؛ آن‌ها ژرفا را حذف کردند و شیوه‌های بازنمایی را که در توهّمِ پرسپکتیو پنهان شده بود، به پیش‌زمینه آوردند.
@SocialistL

آلترناتیو

17 Dec, 17:38


در انتظار چه هستید؟
که کران به شنیدن تان بشتابند؟
که سیری ناپذیران چیزی به شما ببخشند؟
که گرگان بجای بلعیدن تان
خوراک تان دهند؟
ببرها از روی دوستی
تقاضا کنند
که دندان هایشان را بکشید؟
به این انتظار نشسته اید؟

#برتولت_برشت
ترجمه شهاب برهان
@SocialistL

آلترناتیو

17 Dec, 17:36


مصاحبه با کادار پیره
نماینده انقلاب کردها در شمال و شرق سوریه

رفیق کادار پیره، مدیر بنیاد "کردهای بدون مرز" که در سال ۲۰۰۹ در بیروت تأسیس شد، به موضوعات مهمی از جمله وضعیت کردها در سوریه، نقش ترکیه در بحران خاورمیانه، و تجربیات شخصی خود از مقاومت و اسارت پرداخته است. ایشان ضمن تقدیر از مواضع چپ‌گرایان ایران و حمایت آنان از مسئله کردها، به تبیین شرایط کنونی منطقه و تحلیل رفتارهای دولت‌های منطقه‌ای پرداخته‌اند.

اوضاع شمال و شرق سوریه
شمال شرقی سوریه، معروف به "روژاوا"، به‌عنوان نمونه‌ای از دموکراسی مشارکتی و چندملیتی شکل گرفته است. اما این منطقه با تهدیدات جدی از سوی ترکیه و نیروهای رادیکال روبرو است. ترک‌ها به دنبال اشغال این مناطق هستند و بهانه‌هایی چون "امنیت ملی" و "مبارزه با تروریسم" را برای حملات خود مطرح می‌کنند.

رفیق پیره تأکید می‌کند که ترکیه از سازمان‌های تکفیری مانند هیئت تحریر الشام (HTS) حمایت می‌کند و از این نیروها برای پیشبرد اهداف استعماری خود استفاده کرده است. این سازمان‌ها شامل گروه‌های متشکل از ترکمن‌ها، اویغورها، تاجیک‌ها و حتی کردهای ایرانی است که توسط ترکیه سازماندهی شده‌اند.

وی افزود: «ترکیه از این گروه‌ها برای اشغالگری در مناطق مختلف مانند لیبی، قره‌باغ و حتی آفریقا استفاده کرده است. اکنون نیز در سوریه، ترک‌ها در حال تلاش برای از بین بردن روژاوا و جلوگیری از تثبیت دموکراسی در این منطقه هستند.»

نقش ترکیه و جاه‌طلبی‌های استعماری
به گفته رفیق پیره، دولت ترکیه با سیاست‌های استعماری خود قصد دارد مناطق شمالی سوریه را به خاک خود الحاق کند. وی به سخنانی از سیاستمداران ترکیه اشاره کرد که استان‌های شمالی سوریه، از جمله حلب، را بخشی از "منشور ملی" ترکیه می‌دانند.

وی همچنین به تحرکات نظامی ترکیه در سد تشرین اشاره کرد که منبع آب و انرژی بخش وسیعی از سوریه است و احتمالاً با خطر بمباران ترکیه مواجه است. «این اقدامات نه تنها یک تهدید برای مردم سوریه بلکه برای محیط‌زیست منطقه نیز محسوب می‌شود.»

اهمیت کوبانی در مقاومت علیه داعش
رفیق پیره به نقش تاریخی شهر کوبانی در مقاومت علیه داعش اشاره کرد و گفت: «کوبانی به نمادی برای آزادی‌خواهان جهان تبدیل شده است. این شهر نقطه عطفی در مبارزه با تروریسم داعش بود، تروریسمی که هیچ ارتشی توان مقابله با آن را نداشت، اما نیروهای مردمی در کوبانی توانستند مقاومت کنند و آن‌ها را شکست دهند.»

وی افزود: «اردوغان همچنان در تلاش است تا این نماد مقاومت را نابود کند، زیرا کوبانی نشان‌دهنده پیروزی اراده مردم علیه تروریسم و استبداد است.»

تجربیات شخصی: از اسارت تا مقاومت
رفیق پیره در بخش دیگری از مصاحبه به تجربیات شخصی خود در مبارزه برای آزادی فلسطین و کردها اشاره کرد. او گفت که در جریان مقاومت علیه اشغالگری اسرائیل، هفت سال را در اسارت گذرانده است. وی تأکید کرد که شرایط اسارت در زندان‌های اسرائیل در مقایسه با زندان‌های رژیم بشار اسد بسیار بهتر بوده است.

وی افزود: «پس از قیام قامشلی در سال ۲۰۰۴، بازداشت شدم و هفت ماه در زندان سوریه تحت شکنجه بودم. این تجربه ما را به این نتیجه رساند که باید سازمانی برای محافظت از مردم روژاوا تأسیس کنیم. متأسفانه، این سازمان مخفی لو رفت و بسیاری از اعضای آن دستگیر شدند.»

چشم‌انداز آینده: مقاومت در برابر اشغالگری
رفیق پیره بر اهمیت همبستگی بین‌المللی تأکید کرد و گفت: «برای رسیدن به آزادی و دموکراسی، باید در برابر تهدیدات داخلی و خارجی متحد باشیم. مردم کرد با وجود اشتباهات و مشکلات، نشان داده‌اند که می‌توانند الگویی برای دموکراسی در خاورمیانه باشند. اما این دستاوردها نیازمند حمایت جهانی است.»

وی در پایان گفت: «ترکیه و سایر قدرت‌های منطقه‌ای باید بدانند که با سرکوب کردها و دموکراسی در روژاوا، صلح و ثبات در خاورمیانه دست‌نیافتنی خواهد بود.»

رفیق کادار به نکتۀ مهمی درباره تهدیدهای ترکیه در خصوص سد تشرین و خطرات ناشی از بمباران آن اشاره می‌کند.
شرح تهدیدهای ترکیه بر سد تشرین:
1. موقعیت سد و اهمیت استراتژیک آن:
سد تشرین یک سد بزرگ و حیاتی در سوریه محسوب می‌شود. این سد که خزان بزرگی برای آب دارد، تأمین‌کننده منابع آب و انرژی الکتریکی بخش‌های گسترده‌ای از سوریه، به‌ویژه در مناطق شرقی، است.
- به دلیل جنگ‌ها و تسلط داعش در گذشته، این سد به‌طور کامل فعالیت نمی‌کند و تنها با حدود 20 تا 30 درصد ظرفیت خود کار می‌کند.
- با این وجود، این سد همچنان منبع اصلی برق و آب برای مناطق وسیعی در سوریه است.
@SocialistL
۱
ادامه دارد ...

آلترناتیو

17 Dec, 17:36


ادامه مصاحبه‌ با کادار پیره
۲
2. تهدیدهای ترکیه:
ترکیه در پی استقرار در مناطق نزدیک به سد تشرین است و این مسئله نگرانی‌های زیادی ایجاد کرده است. دلایل این تهدیدها به موارد زیر بازمی‌گردد:
- ترکیه تلاش دارد که کنترل این منبع استراتژیک را به دست گیرد.
- حملات ترکیه به این سد (به‌وسیله بمباران هوایی و پهپادها) ممکن است باعث ایجاد تصدعات و شکاف‌هایی در سد شود.
- در صورت شکستن سد، فاجعه‌ای بزرگ و فراتر از مرزهای سوریه رخ خواهد داد که عراق نیز از پیامدهای آن متأثر می‌شود. این خطر، یک تهدید زیست‌محیطی عمده و بحران انسانی محسوب می‌شود که به‌صورت عامدانه و در نتیجه اقدامات نظامی ترکیه ایجاد خواهد شد.

3. پیوند سد تشرین با مقاومت نیروهای دموکراتیک سوریه:
سد تشرین به دلیل مقاومت قهرمانانه نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) در برابر حملات داعش به یک نماد تبدیل شده است. در دوران سیطره داعش، تلاش‌های بسیاری برای تخریب یا تصرف این سد صورت گرفت، اما نیروهای مقاومت موفق شدند از آن دفاع کنند.
- ترکیه، که در زمان پیشروی داعش به شهر کوبانی نقش حمایتی از داعش داشت، اکنون نیز تلاش دارد نمادهای مقاومت مانند سد تشرین و شهر کوبانی را هدف قرار دهد.

4. عقده ترکیه نسبت به کوبانی و ارتباط آن با سد تشرین:
در متن ذکر شده که اردوغان و دولت ترکیه دارای "عقده" نسبت به شهر کوبانی هستند. این شهر که به یک نماد بین‌المللی از مقاومت علیه داعش تبدیل شده است، در برابر نیروهای تروریستی ایستادگی کرد و شکست داعش از این نقطه آغاز شد.
- ترکیه به‌واسطه این شکست تاریخی، تلاش دارد هم نماد مقاومت کوبانی و هم مناطق استراتژیک مانند سد تشرین را هدف قرار دهد.
- هدف اصلی ترکیه تخریب این نمادها و حذف دستاوردهای مقاومت نیروهای کرد و سوریه دموکراتیک در برابر داعش و نفوذ نظامی ترکیه در مناطق شمال سوریه است.

ههتی. در صورت تخریب این سد، کشورهای منطقه از جمله عراق نیز به‌طور جدی آسیب خواهند دید.
@SocialistL

آلترناتیو

15 Dec, 12:12


نگاهی مقدماتی به جابجایی قدرت در سوریه

کارگاه دیالکتیک

در سوریه یک جابجایی سیاسی تمام‌عیار در جریان است؛ یک بازآراییِ تاریخیِ صحنه‌ی سیاسی، از بالا. صحنه‌گردانان گرچه در نگاه نخست ناپیدا هستند، اما پیداکردن محل استقرارشان در تاریکی‌های پشت صحنه چندان دشوار نیست. برای مردمان خاورمیانه که حیات مادی و سرنوشت‌ اجتماعی–سیاسی‌شان از دیرباز توسط آمدورفت دیکتاتورها و نظامیان رقم‌خورده است، این جابجایی (دست‌کم به‌لحاظ نمادین) اهمیت ویژه‌ای دارد. برای مردمانی چون ما که سالیانی دراز گفتمان دولتیِ «استکبارستیزی» و «محور مقاومت» را همچون اسم‌رمزی برای تداوم سرکوب سیاسی و محرومیت اجتماعی تجربه کرده‌اند، تامل در زوایای ناپیدای این جابجاییِ قدرت می‌تواند بر دیوارهای قفسی که گرفتار آن‌یم روشنی بیاندازد. داعیه‌ی اصلی این یادداشت کوتاه این است که تار و پود ایدئولوژیکِ این قفس از جنس دروغ است. برای سنجش این داعیه از منظر تحولی که اکنون در سوریه در حال وقوع‌ است، از میان ابعاد متعدد این رخداد اجمالا به دلالت‌های آن درباره‌ی نقش دولت ایران و‌ داعیه‌های سیاسی و ایدئولوژیک آن نظری می‌اندازیم....
@SocialistL

آلترناتیو

15 Dec, 12:07


آینده تاریک سوریه
• حاکمانِ امروزِ دمشق به گفته لاوروف طیِ یک برنامه از پیش تعیین شده و در نتیجه توافقاتی که بعد ازیک سلسله مذاکرات نفس گیر بدست آمد حکومت را از بشار اسد تحویل گرفتند. جانشینانِ اسد سالها به نمایندگیِ از منافعِ دوَل و قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای در سوریه خون ریخته اند و جنایت افریده اند. امروز هم با چراغ سبز و پشتیبانیِ مادی و معنوی و تسلیحاتی همان دولتها و قدرتها در دمشق دور هم جمع شده اند. به این جهت مسئله آینده سوریه تحت حاکمیت این جریانات فرقه ای بسیار فراتر از قد و قواره خودِ این این نیروهاست و مصالح و در عینِ حال تضاد منافعِ دولتها و قدرتهای حامیِ این جریانات میتواند بسرعت همه معادلات و اتحادهای ظاهری را به هم بزند؛ چنانکه تضادِ منافعِ دولتهای منطقه در جریانِ انتصابِ رئیسِ دولتِ انتقالی برخی از این نیروها را دست به قداره در مقابلِ هم قرار داد.
• تنها دو مسئله ای که طی یک هفته گذشته داعشیهای به قدرت رسیده توانسته اند در مورد آنها به یک اجماع قابل توجه برسند سکوت مطلق و معنادار در مقابل حملات بی سابقه اسرائیل به صدها مرکز در سوریه و همچنین قتل و عام مردم کردستان سوریه و پاکسازی و حذف نیروهای اتحاد دمکراتیک در این منطقه است. اجماع در موردِ اولی نتیجه تهدید و اخطارِ مستقیم قدرتهای بزرگ است واجماع در مورد جهاد علیه مردم کردستان با دخالت و رهبری ترکیه و شرکت مستقیم و علنیِ این کشور در حمله همزمان و همه جانبه به مناطقِ کردنشین و تحت لوای تمامیت ارضی صورت گرفته است. سفرِ رئیس میتِ ترکیه به دمشق و کنارِ احمد شرعِ داعشی ظاهر شدن حاویِ یک پیام مهم به رقبایِ منطقه ای و فرامنطقه ای و همچنین به فرقه های طرفدارِ عربستان و دیگر کشورهای منطقه بود که زیاد با سیاستهای ترکیه سرِ سازگاری ندارند. پیامِ ترکیه روشن است؛ همه بدانند که سوریه حیاط خلوت ترکیه است و اینجا تنها کسی بر مسند قدرت خواهد بود و حق مشارکت در قدرت را خواهد داشت که منافع ترکیه را نمایندگی کند. آیا ترکیه موفق خواهد شد به عنوان تنها بازیگرِ اصلی در تحولات سوریه نقش ایفا کند؟. واقعیت این است که همه شواهد نشان میدهند مسئله آینده سوریه بسیار پیچیده تر و فراتر از حتی توانائیها و قد و قواره ترکیه است.
• شعارها و آرزوهای زیبا را که کنار بگذاریم سوریه حکمِ محکومی را دارد که همه درها به رویش بسته شده اند و حالا حالاها هیچ شانسی برای رهایی ندارد. حاکمیتِ بیش از 50 ساله خانواده اسد همه آن ملزوماتی که یک جامعه برای عبور و رهایی از بند استبداد و برقراری سیستمی آزاد به آن نیاز دارد را از مردم سوریه گرفته است. از سال 2011 هم که این کشور عملن به جولانگاهِ دولتهایِ منطقه و قدرتهای بزرگ برای حلِ مناقشاتی که در اصل هیچ ربطی به سوریه نداشته اند بدل گشته و بصورت ملوک الطوایفی اداره شده است. جامعه مدنی نابود شده و جای احزاب سیاسی را فرقه های مذهبی و گروههای مسلحی که هر کدام عاملِ یک یا چند کشورِ خارجی هستند و به نفرت قومی و مذهبی و منطقه ای دامن زده اند گرفته است؛ فرقه ها و گروههایی که حالا حاکمانِ جدید این کشور هستند. دست بدست گشتنِ قدرت از خانواده اسد و فرقه اش به احمد الشرعِ داعشی و شرکا به معنی رهایی و حتی پدیدار گشتنِ کورسوی امیدی به رهاییِ مردمِ سوریه از شرایطِ فلاکتباری که در آن قرار گرفته اند نیست. گله گرگها جایش را به گله کفتارها داده است.

آرام صدر
@SocialistL

آلترناتیو

15 Dec, 12:03


صیدانیا زندانیانش را پس نمی‌دهد

صیدانیا زندانیانش را پس نمیدهد
بیهوده کدها و ارقام و حروف را
اسیر نکنید بر دیوار‌ها و تیغه‌های مخفی
صیدانیا دل-هُرّه تاریخ مثل تمام زندان‌های نامدار
فقط پرمی‌شود پرافتخار برای دور بعدی این بازی
حتی پس از آزادی

صیدانیا زندانیانش را پس نمی‌دهد

پاییز ۱۴۰۳
#سوریه
#صیدانیا

حسین مکی‌ زاده
@SocialistL

آلترناتیو

12 Dec, 19:03


#پرستو_احمدی
کنسرت کاروانسرا (کنسرتی در کویر)
@SocialistL

آلترناتیو

12 Dec, 19:03


پرستو احمدی خواننده و آهنگساز پیشرو میهنمان ویدئویی را منتشر کرده است که “کنسرت کاروانسرا “نام دارد، او به همراه نوازندگان گروه خود یک کنسرت زنده بدون تماشاچی در یک کاروانسرا در کویر ایران اجرا کرده است.
او با درایت آهنگ‌های مردمی ومترقی را انتخاب کرده و خوانده است، او آهنگی به نام “کمر باریک” خوانده است که شعر و آهنگ آن از زنده یاد ابوالفاسم لاهوتی می‌باشد، ابو‌القاسم لاهوتی همان شاعر و مبارز کمونیستی است که سرود انترناسیونال را از فرانسه به فارسی ترجمه کرده است.
آهنگ دیگری که پرستو اجرا کرده است “ از خون جوانان وطن” است که سروده شاعر انقلابی و مبارز عارف قزوینی می‌باشد.
آهنگهای دیگر نیز که توسط پرستو اجرا شده است سروده‌های شاعران مطرح میهنمان می‌باشند و همگی دارای معانی و مفاهیم اجتماعی و اعتراضی هستند.
نکته دیگر کار بسیار حر‌فه‌ای و خلاقانه گروه موزیک می‌باشد که سرتاسر این کنسرت تاریخی را پر شور کرده و غنا بخشیده است.
نکته آخر اینکه در این فضای مخدوش شده موسیقی ایرانی کار پرستو احمدی و گروهش شاهکار به حساب می‌آید.

پرستو در ابتدای کنسرت اینگونه با مخاطب سخن می‌گوید:
“من پرستو دختری که می‌خواهم برای مردمی که دوستشان دارم بخوانم.
این حقی است که نمی‌توانستم از آن چشم بپوشم، خواندن برای خاکی که عاشقانه دوستش دارم. اینجا، در این نقطه از ایران عزیزمان، در این تکه‌ای که تاریخ و اسطوره‌های ما به هم پیوند می‌خورند، صدای من را در این کنسرت فرضی بشنویدو خیال کنید این وطن زیبا را …”
متن به امانت گرفته شده به انداره کافی گویاست و لازم نیست چیز بیشتری به ان اضافه کنیم، آرزوی موفقیت ها و پیروزی داریم برای پرستو احمدی و این گروه، صدایشان بلند، با هم ببینیم و بشنویم:
#پرستو_احمدی
@SocialistL

آلترناتیو

10 Dec, 21:09


«آنها جهان را تقسیم کردند»
«دیگر هیچ‌چیز مرا شگفت‌زده نمی‌کند»

با صدای دوست داشتنی از تیکن جاه فاکولی و اجرایی باشکوه
با ترجمه هنگامه هویدا


"این ترانه از تیکن جاه فاکولی، هنرمند اهل ساحل عاج، در سال ۲۰۰۷ منتشر شد. او در این اثر با استفاده از سبک رگی، که ریشه در جامائیکا دارد و برای بیان مسائل اجتماعی و سیاسی به‌کار می‌رود، به موضوع استعمار می‌پردازد.
تیکن جاه فاکولی، با نام اصلی موسا دومبیا، در سال ۱۹۶۸، در خانواده‌ای از گریوت‌ها (حافظان سنت شفاهی آفریقای غربی) متولد شد و رشد کرد و از جوانی با موسیقی رگی پیوند خورد.
آثار او عمدتاً انتقادی‌‌ست و موضوعاتی چون نابرابری، فساد، استعمار نوین، و اتحاد آفریقا را در بر می‌گیرد."

@SocialistL

آلترناتیو

10 Nov, 14:57


بورژوازی یا آویزان مذهب می شود و آنرا وسیله انقیاد و سرکوب قرار می دهد و یا اگر صورت ضد مذهبی به خود بگیرد با فاشیسمی عریان وارد گود می شود. در عصر ما امکان بسیج عمومی با مذهب کمرنگتر گشته است، در نتیجه بورژوازی برای دور جدید سرکوب از فاشیسم عریان بهره می برد.
می توان گفت حکومت مذهبی و حکومت ضد مذهبی جامعه بورژوازی هر دو از المنت های مشابه استفاده می کنند و هر دو خواستار یکدست کردن جامعه و سرکوب اندیشه هستند . در حکومت مذهبی با تاکید به مذهب رسمی دست به سرباز گیری در میان مؤمنان می زند و در حکومتی که دیگر توان استفاده از مذهب نمانده است، فاشیسم مدرن و عریانش را به میدان می آورد.
جامعه ای مدرن که مذهب توانایی خودش را در بسیج حول سرکوب و خفقان از دست داده است، فاشیسم که حتی می تواند ظاهری ضد مذهبی هم به خود بگیرد، این وظیفه را به انجام می ر ساند.
افغانستیزی، زن ستیزی، کارگر ستیزی، چپ ستیزی همه از مختصات چنین فاشیسمی است که هم اکنون هم جمهوری اسلامی از آن بهره می برد و یک حکومت غیرمذهبی فاشیستی هم می تواند، روی همین ویژگی‌ها دست به مانور سیاسی بزند و سرکوب را پیش ببرد.
@SocialistL

آلترناتیو

10 Nov, 12:08


درباره دلسوزی
گابور ماته روانپزشک مشهور یهودی
@SocialistL

آلترناتیو

10 Nov, 01:38


از نامه‌ی کارل مارکس به یوهان شوایتزر
به تاریخ سیزدهم اکتبر ۱۸۶۸

لاسال نیز مانند هر کسی که مدّعی‌ست برای رنج‌ِ توده‌ها دارویی معجزه‌آسا در جیب خود دارد، از همان ابتدا به آژیتاسیونِ خود رنگی مذهبی و فرقه‌گرایانه داد. در واقع، هر فرقه‌ای مذهبی‌ست. و تنها به این دلیل که او بنیان‌گذار یک فرقه بود، هرگونه ارتباطِ طبیعی با جنبش‌های پیشین، هم در آلمان و هم در خارج از آن را منکر شد. او به اشتباهِ پرودون گرفتار شد که به جای جستجوی پایه‌ی واقعیِ آژیتاسیونِ خود در عناصرِ بالفعلِ جنبشِ طبقاتی، خواستارِ تعیینِ مسیری برای آن جنبش بود که با دستورالعملی دگماتیک مشخص می‌گردید.

بیشترِ آنچه را که اکنون پس از وقوع بیان می‌کنم، همان زمان که لاسال در سال ۱۸۶۲ به لندن آمد و از من خواست که همراه با او رهبریِ جنبشِ جدید را برعهده بگیرم، برایش پیش‌بینی کرده بودم.

شما خود به خوبی بنا‌بر تجربه‌ی شخصی از تفاوت میان جنبش فرقه‌ای و جنبش طبقاتی باخبرید. فرقه، دلیل وجودی و نقطه‌ی افتخار خود را نه در آنچه با جنبشِ طبقاتی شریک است، بلکه در شعار ویژه‌ای که آن را از جنبش متمایز می‌سازد، جستجو می‌کند. به این ترتیب، زمانی که در هامبورگ پیشنهادِ برگزاریِ کنگره‌ای برای تأسیس اتحادیه‌های کارگری را دادید، تنها با تهدید به استعفا از سِمَتِ ریاست توانستید مخالفتِ فرقه‌گرایان را فرو بنشانید. همچنین ناچار شدید شخصیتی دوگانه به خود بگیرید و از یک سو به عنوان رهبر فرقه و از سوی دیگر به عنوان نماینده جنبش طبقاتی عمل کنید.

انحلالِ انجمنِ عمومیِ کارگرانِ آلمان فرصتی به شما داد تا گامی بزرگ به جلو بردارید و اعلام و در صورت لزوم ثابت کنید که مرحله‌ی جدیدی از توسعه فرا رسیده و جنبش‌های فرقه‌ای اکنون آماده‌اند تا در جنبشِ طبقاتی ادغام شوند و به تمام «ایسم‌ها» پایان دهند. با توجه به محتوای واقعی فرقه، مانند تمام فرقه‌های کارگریِ پیشین، این محتوا به عنوان عنصری غنابخش واردِ جنبشِ عمومی می‌شد. با این حال، شما در واقع خواستارِ این شدید که جنبش طبقاتی خود را به زیرمجموعه‌ی جنبشِ فرقه‌ای خاصی بدل کند. مخالفان شما از این نتیجه گرفتند که شما قصد دارید به هر قیمتی «جنبشِ کارگریِ خود» را حفظ کنید.

[...] در مورد پیش‌نویس اساسنامه‌ها، من آن‌ها را اصولاً نامناسب می‌دانم، و معتقدم که در زمینه‌ی اتحادیه‌های کارگری به اندازه‌ی همه‌ی معاصرانِ خود تجربه دارم. بدون اینکه وارد جزئیات بیشتری شوم، تنها به این اشاره می‌کنم که سازماندهیِ مرکزگرایانه، هرچند برای جوامع مخفی و جنبش‌های فرقه‌ای مناسب است، با ماهیتِ اتحادیه‌های کارگری در تضاد است. اگر هم ممکن بود — که من آن را کاملاً ناممکن اعلام می‌کنم — مطلوب نمی‌بود، به‌ویژه در آلمان. در اینجا، جایی که کارگر از کودکی به‌گونه‌ای بوروکراتیک تحت کنترل درمی‌آید، جایی که او به اقتدار و کسانی که بالاتر از او هستند باور دارد، مهم‌ترین چیز این است که به او بیاموزیم چگونه خود به‌گونه‌ای مستقل گام بردارد.

[...] من به شما قول می‌دهم که در هر شرایطی بی‌طرفی را که وظیفه‌‌ام است رعایت کنم. از طرف دیگر، نمی‌توانم قول دهم که روزی، به‌عنوان نویسنده‌ای مستقل — به محض آن‌که احساس کنم که به‌طور قطع به سودِ جنبش کارگری است — خرافه‌ی لاسالی را به‌گونه‌ای علنی نقد نکنم، همان‌گونه‌ که در زمان خود با خرافه‌ی پرودونی برخورد کردم.
#کارل_مارکس
@SocialistL

آلترناتیو

09 Nov, 17:18


دگردیسی
ارزش نیروی کار به کارمزد

نوشته‌ی: کارل مارکس
ترجمه‌ و تالیف: کمال خسروی

@SocialistL

آلترناتیو

09 Nov, 17:18


یادداشت مترجم: فصل هفدهم جلد نخست کاپیتال زیر عنوان «دگردیسی ارزش، یا به تعبیری، قیمتِ نیروی کار به کارمزد»، نخستین فصل از بخش ششم این کتاب با عنوان عمومی «کارمزد»، کمتر از 8 صفحه از این کتابِ چندصد صفحه‌ای است. همین چند صفحه اما سرشار است از دقیق‌ترین و غنی‌ترین استدلال‌های مارکس در نقد شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری، نقد دستگاه مفاهیم اقتصاد سیاسی و  نقد ایدئولوژیِ بورژوایی، بطوری که بسط و برجسته‌ساختن این استدلال‌ها می‌تواند خود کتاب یا کتاب‌هایی پرحجم‌تر از کلِ اثر باشد. فشردگی مفاهیم و مقولات گفتمانِ شناختی مارکسی در این فصل، براستی شگفت‌آور و رشک‌برانگیز است.
متن پیشِ‌رو ترجمه‌ی تفصیلی و تفسیری تازه‌ای از این فصل، از جلد بیست و سوم مجموعه آثار آلمانیِ مارکس و انگلس (MEW) صفحات 557 تا 564، به سیاق ترجمه‌ی است که اخیراً از قطعه‌ی «سرشت بتواره‌ی کالا و رازِ آن» ارائه دادم. این متن، ترجمه‌ی کامل فصل هفدهم است که در لابلای جمله‌ها و عبارت‌های آن، واژه‌ها، جمله‌ها و گاه حتی عبارت‌هایی طولانی به متنِ ترجمه افزوده شده‌اند؛ به قصد و امید توضیح و تفسیر و انتقالِ بهترِ معنا و مفهوم آن. تلاش شده است که افزوده‌ها به شیوه‌ای در متنِ ترجمه جای‌گیر شوند که به یک‌دستیِ آن لطمه‌ای نخورد و ــ در صورت موفقیت ــ هم‌چون متنی یکپارچه به‌نظر آید. به‌لحاظ فنی، بخش‌های افزوده، با گزینش رنگی متفاوت (ارغوانی) برای خطِ آن‌ها، از متن اصلی متمایزند، به‌طوری‌که خواننده می‌تواند در صورت تمایل با حذف آن‌ها و حفظ خطوطِ سیاه‌رنگ، متن ترجمه‌ی «خالص» و بدون تفسیر و تعمیم را دراختیار داشته باشد.
@SocialistL

آلترناتیو

09 Nov, 13:27


آلترناتیو pinned «آهو دریایی شایسته بیشترین احترام و پشتیبانی است! #آهو_دریایی دانشجوی دانشگاه علوم- تحقیقات در اقدامی شجاعانه در اعتراض به اعمال فشار حراست دانشگاه در حالی که با محاصره نیروهای سرکوبگر رژیم جنایتکار اسلامی روبه‌رو بود با درآوردن لباس‌هایش یک‌بار دیگر نفرت…»

آلترناتیو

09 Nov, 13:10


دمکراسی در برابر سرمایه داری
الن میک سینزوود
ترجمه حسن مرتضوی
@SocialistL

آلترناتیو

09 Nov, 13:09


توضیح نقد: با انتشار این مقاله، چهارمین بخش از پروژه‌ی امپریالیسم به پایان می‌رسد که معطوف به بررسی نظرات اِلن میک‌سینزوود، به‌ویژه کتابش امپراتوری سرمایه و منتقدان آن بود. در مقاله‌های بخش بعدیْ آرا و نظرات مایکل هارت و آنتونیو نگری، به‌ویژه کتابشان امپراتوری و منتقدان آن بررسی می‌شود.
***
چکیده: الن وود در این مقاله به سمپوزیوم کتاب خود، امپراتوری سرمایه، با طرح دیدگاه‌هایش درباره‌ی خاص‌بودگی سرمایه‌داری و امپریالیسم سرمایه‌دارانه، رابطه‌ی بین سرمایه‌ی جهانی و دولت‌های سرزمینی، مفاهیم بغرنج «جهانی‌سازی» و «مالی‌گرایی» پاسخ می‌دهد. و این‌که درک ما از سرمایه‌داری چگونه بر برداشت‌مان از مبارزه‌ی اپوزیسیون تأثیر می‌گذارد.
***
پاسخی به منتقدان
الن میکسینز‌وود
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی
@SocialistL

آلترناتیو

09 Nov, 13:04


سمپوزیوم درباره‌ی «امپراتوری سرمایه»
اثر اِلن میک‌سینز وود                                                                 
نوشته‌ی: پل بلکلج
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی
@SocialistL

آلترناتیو

09 Nov, 13:00


درباب «یهود ستیزی» کارل مارکس
علی رها

اخیراً برخی افراد نادان ناشیانه به ترفندی زوار دررفته و منسوخ تاسی جسته و با انتشار جلد مقاله‌ی «درباره‌ی مسئله‌ی یهود» مارکس، در یک جمله‌ی کوتاه ادعا می‌کنند که «برای یافتن ریشه‌های یهود ستیزی ''چپ'' ایرانی و همپیمانان جهانی‌اش کتاب زیر را بخوانید.» متاسفانه افراد فرهیخته و بی‌غرضی، ناآگاهانه همان اتهامات ناروا را بازنشر یا تلویحاً تایید می‌کنند. روی سخن متن کوتاه زیر با چنین افرادی است که بدون شناخت کافی از مارکس و سپهر اندیشه‌ی او، فضولات کهنه‌ی ایدئولوگ‌های بورژوایی را بدون تامل تکرار می‌کنند.
@SocialistL

آلترناتیو

09 Nov, 12:53


⚫️ ضرورت آتش بس فوری و پایدار در منطقه

مردم ستم دیده خاورمیانه نیاز فوری به آتش بس دائمی و پایدار دارند. جنگ‌ ویرانگر در غزه، که تا کنون به کشتار بیش از ۴۳ هزار نفر، عمدتا کودک، زن و ‌مرد غیر نظامی، انجامیده‌ است، و‌ جنگ خانمان برانداز در لبنان که تا کنون به کشتار حدود ۳ هزار نفر و آوارگی بیش از یک‌میلیون و سیصد هزار نفر منجر شده است باید فوری خاتمه یابند.

سندیکای‌کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و‌حومه همصدا با تشکل ‌های کارگری و انساندوست جهان خواهان آتش بس فوری و پایان دادن به جنگ و محاصره غزه و خروج ارتش اسرائیل از کلیه مناطق اشغالی در فلسطین و لبنان و ‌‌پایان مناقشات نظامی و اقدامات تلافی جویانه بین دولتهای ایران و ‌اسراییل می باشد.

طبقه کارگر، جنبش کارگری و‌ مردم محروم همواره گوشت دم توپ جنگهای منطقه ای و ‌یا نزاعهای قدرتهای جهانی بوده اند و بیشترین هزینه های انسانی، اقتصادی و سیاسی را داده اند. در چنین بستری، جنگ و فضای جنگی هیچگونه منفعت کوتاه مدت و یا بلندمدتی برای ما کارگران ندارد و نه تنها باز هم از خانواده های کارگری و ‌زحمتکش قربانیان بیشتری خواهد گرفت بلکه وضعیت معیشت مان و فقر و غارت اموال عمومی را بمراتب بدتر خواهد کرد‌ و سرکوب و بی حقوقی هر چه بیشتری نیز به بهانه وضعیت جنگی به ما تحمیل خواهد گردید و‌ در عین حال بودجه و هزینه های نظامی و تسلیحاتی صد چندان خواهد شد.

خاطره تلخ جنگ ایران و عراق کماکان در خاطره جمعی ما کارگران باقی مانده است. یادمان نرفته است که در دوران جنگ چگونه تمامی تشکلات مستقل کارگری توسط حاکمیت متلاشی شدند، کارگران فعال متعلق به سندیکاها و شوراهای مستقل کارگری اخراج، بازداشت و روانه زندانها شدند و‌ هزاران هزار جوان عمدتا از خانواده‌های کارگری بدون هرگونه وجاهت قانونی و انسانی اعدام شدند، یادمان نرفته است که کارگران و فرزندان خانواده های کارگری در جبهه های جنگ جان باختند و‌ همزمان کارگران‌ کشور شرایط بی حقوقی تحمیلی را به اجبار پذیرفتند و‌ هر گونه اعتراضشان با سرکوب و‌ بگیر و ببند روبرو شد. همچنین بادمان نرفته است که پس از جنگ، «دوران سازندگی» با حمایت بانک جهانی‌ و صندوق بین المللی پول بر دوش ما کارگران و با تهاجم گسترده دولت و ‌سرمایه داران به طبقه کارگر آغاز و‌ ادامه یافت.

ما بعنوان بخشی از جنبش مستقل کارگری در ایران‌ همانطور که همواره مورد حمایت های بین‌المللی توسط کارگران کشورهای دیگر بوده‌ایم، وظیفه داریم که از کارگران‌ و‌ مردم زحمتکش و تحت ستم در منطقه و سراسر جهان نیز حمایت کنیم. هر درجه از اعتراض برحق و انزجار ما کارگران و ‌مردم تحت ستم نسبت به اقدامات سرکوبگرانه داخلی حاکمیت در ایران ‌و یا سیاستهای بین المللی آن توجیه‌گر اقدامات و سیاستهای میلیتاریستی حکومت اسراییل و بی تفاوتی نسبت به بیش از ۷۵ سال ظلم و‌ ستم نسبت به مردم فلسطین و‌ قتل عام‌ و نسل کشی یک سال اخیر آنان نمی باشد. واقعیت این است که حل عادلانه مسئله فلسطین عملا تبدیل به یکی از مبرمتربن چالشهای کلیت خاورمیانه و جهان شده است.

به جنگ نه بگوییم، سیاست‌های جنگ‌طلبانه و میلیتاریستی را محکوم‌ کنیم، و‌ برای برقراری عدالت، آزادی، برابری و صلحی پایدار و‌ کلیه ملزومات آن بکوشیم.

#نه_به_جنگ

به امید برقراری عدالت و صلح در سراسر جهان

چاره کارگران وحدت و تشکیلات است.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۰ آبان ۱۴۰۳

https://twitter.com/VahedSyndicate
htps://www.instagram.com/vahedsyndica/
[email protected]
https://t.me/vahedsyndica
@Vahed_Syndica

@SocialistL

آلترناتیو

09 Nov, 12:52


آهو دریایی شایسته بیشترین احترام و پشتیبانی است!

#آهو_دریایی دانشجوی دانشگاه علوم- تحقیقات در اقدامی شجاعانه در اعتراض به اعمال فشار حراست دانشگاه در حالی که با محاصره نیروهای سرکوبگر رژیم جنایتکار اسلامی روبه‌رو بود با درآوردن لباس‌هایش یک‌بار دیگر نفرت و انزجار دختران، زنان و مردم جامعه ایران را جسورانه به نمایش گذاشت.

خبر اعتراض دلیرانه او بلافاصله در سطح وسیعی در مطبوعات به صدر خبرها رسید و نمونه دیگری از عظمت جنبش آزادی خواه و برابری طلب زنان ایران را به تمام دنیا نشان داد.

اعتراض آهو دریایی به‌عنوان یک حرکت نمادین اعتراضی علیه نظام آپارتاید جنسی، فرهنگ مردسالاری و تمام قوانین ارتجاعی زن‌ستیزی است که در این ٤٥ سال در ایران علیه زنان اعمال شده‌است.

اقدام شجاعانه آهو دریایی از اعتراض عمومی گسترده‌تر در سطح جامعه و اساساً از جنبش سراسری زن، زندگی، آزادی نشأت می‌گیرد که توانست توازن قوا علیه رژیم را به نفع مبارزه مردم معترض بر علیه نظام مبتنی بر دیکتاتوری و اختناق تغییر دهد.

جامعه ایران و خارج از ایران با تمام قامت پشت دختر بی باک و جسور خود ایستاده و به رجز خوانی‌های مرتجعین برای خنثی کردن این اقدام انقلابی توجهی نمی‌کند.

اعتراض مستمر زنان و مردان آزادیخواه علیه آپارتاید جنسی و علیه نظام سراپا تبعیض و نابرابری به پهنای کل جامعه در جریان است. آهو دریایی در این پیکار نابرابر تنها نیست. او فرزند کارگران، بازنشستگان، پرستاران و فرزند همه انسان‌های معترضی است که با مبارزه پیگیر خود خواب را بر چشمان دژخیمان رژیم اسلامی حرام کرده‌اند.

مبارزه زنان و مردان آزادیخواه علیه حجاب اجباری، بخشی جدایی‌ناپذیر از مبارزه طبقه کارگر و همه جنبش‌های آزادیخواهانه در ایران است که نوید آزادی کل جامعه را در چشم‌انداز دارد، مبارزه‌ای که در آن زنان بدون شک نقشی پیشتاز داشته و خواهند داشت.

آهو دریایی شایسته بیشترین احترام و پشتیبانی است!
در حمایت از آهو دریایی از هیچ اقدامی در داخل و خارج کشور نباید دریغ کرد. آهو دریایی شایسته بیشترین حمایت و پشتیبانی مبارزاتی است. در این راستا ما از همه احزاب، تشکل و نهادهای انسان‌دوست و آزادیخواه می‌خواهیم که برای نجات فوری جان آهو دریایی بکوشند.

نه به حجاب اجباری، نماد اهانت به حرمت انسانی.

مرگ بر جمهوری سرمایه‌داری اسلامی.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
۱۵ آبان ۱۴۰۳
٥ نوامبر ۲۰۲۴
@SocialistL

آلترناتیو

09 Nov, 12:52


درباره رمان قلمرو برزخ

از دوستی خواسته بودم چند رمان از نویسندگان امریکای لاتین برایم بفرستد. او هم نزدیک به ده فایل از جدیدترین رمان‌های این قاره را ارسال کرد. معمولا شب‌ها قبل از خواب داستانی می‌خوانم. این ده فایل را نگاه می‌کردم تا تصادفا چشمم به رمان The Twilight Zone افتاد. رمان داستان زندگی نویسنده را همراه با داستان کودتای ۱۹۷۳ پینوشه تعریف می‌کرد. حوادث کتاب را واقعی نمی‌دانستم چرا که هرگز در اطلاعات قبلی‌ام نمی‌دانستم ماموری از سازمان اطلاعات مخوف شیلی بوده که روزی به اختیار خود مدتها قبل از سرنگونی پینوشه نزد روزنامه‌نگاری اعتراف می‌کند. خود این موضوع برایم جالب بود و نه واقعی بودنش. از سالها قبل دغدغه‌ی ذهنی‌ام این بود که شکنجه‌گران چه تیپ انسان‌هایی‌اند؟ زندگی روزمره انها چگونه می‌گذرد؟ بر اعصاب خود چگونه مسلط می‌شوند؟ خواب‌های ترسناک می‌بینند؟ از آینده خود بیم دارند؟ چگونه دو نقش مرد خانواده و شکنجه‌گر سفاک را ایفا می‌کنند؟ کتاب در واقع یک جور پاسخ به همین سوالات کذایی بود. البته نه کامل اما به هر حال به بخشی پاسخ می‌داد.

من اصلا گمان نمی‌کردم که اقای سیبیلویی که در عکس بالا می‌بینید و من مدتها بعد پیداش کردم وجود خارجی دارد. به هر حال با جلو رفتن در متن داستان احساس کردم این داستان باید به نوعی همزادی در واقعیت داشته باشد. کتاب را رها کردم و یک هفته تمام ساعتها دیوانه وار اینترنت را شخم زدم. نه تنها این فرد واقعی بود بلکه اعترافات او در دادگاه پینوشه یکی از مهم‌ترین نقش‌ها را داشت.

اما سوای این موضوع به اطلاعات بسیار زیادی درباره شیلی دست پیدا کردم. مثلا یک نمونه بی‌بدیل ان نهادی بود به نام معاونت همبستگی که کلیسای اسقفی برزیل با همکاری جریکهای میر و حزب کمونیست شیلی و نیز حزب سوسیالیست شیلی پیرامون دستگیری‌ها و ناپدیدسازی‌های عامدانه ایجاد کردند. از روز اول کودتا تا روز دادگاه پینوشه تمام اطلاعات روز به روز افراد دستگیرشده غیب شده و بعدها اعدام شده گرداوری می‌شد. بیش از ۳۴ هزار گزارش مربوط به شکنجه در طی این سالها ارام ارام تهیه شد. معاونت همبستگی از هزاران نفر مرد و زن ناشناس استفاده می‌کرد تا تک تک شکنجه‌گران و بازجویان و سرکوبگران را شناسایی کند. فراری‌ها و تحت‌تعقیب‌ها در طی این سالها در شبکه‌هایی مخفی با کمک انواع نهادهای مدنی یاری داده شدند.

موضوع دیگری که باید اشاره کنم شکل مبارزه خانواده‌های مفقودان بود. از سال سوم کودتا وقتی مشخص شد بیش از ده هزار نفر ناپدید شدند خانواده‌های انها هر هفته جلوی کاخ ریاست جمهوری جمع می‌شدند فقط با یک سوال بچه‌های ما کجا هستند. حدود ۱۴ سال از ۱۹۷۶ تا ۱۹۹۰ بی‌وقفه زیر هجوم اوباش رژیم، دستگیری‌ها، قتل‌ها، اب‌پاش‌های رژیم ایستادگی کردند و همیشه با این سوال که فرزندان ما کجا هستند.

نکته مهم دیگر این است که در سال ۱۹۸۳ بعد از فشار امریکا برای اعمال نوعی "شبه‌دمکراسی‌" در شیلی و فضایی نیمه دمکراتیک بیش از ۴۰۰۰ عضو و هوادار سازمان چریکی میر و حزب کمونبست شیلی از تبعید مخفیانه به شیلی بازگشتند. بخشی از کتاب مربوط به همین ماجراست. بسیاری از انها بعدها دستگیر و کشته شدند و تعدادی با هر تلاشی که ممکن بود شبکه‌های مخفی مبارزانی را تشکیل دادند که در دوران دادگاه پینوشه و مبارزات بعد از ان در احیای جنبش سوسیالیستی نقش کلیدی داشتند.
حسن مرتضوی
@SocialistL

آلترناتیو

04 Nov, 19:53


نمیتوانم تاریخی را دوست بدارم
که تنها بوی سوختن تن و زلف زن بدهد
نمیتوانم آینه‌ای را دوست بدارم
که شبانه روز آلبومهای خون و انتقامم نشان دهد
نمیتوانم پدری را دوست بدارم
که برای گذشته زندگی کند و بمیرد
نه، من نمیتوانم!

من اکنون وطنم را یافته‌ام
وطن تازه من دختریست که هیچ شباهتی به وطن پیر و عبوس شما ندارد
آب میخواهید؟
زلالترین آب در چشمان اوست
عطرِ درخت و گل و گیاه و بویِ کوه و کمر میخواهید؟
در گردن و شانه‌ها و سینه‌های او بجوییدش
دیگر نمیخواهم این وطنِ بی رویایِ شما موطنم باشد
من میخواهم
به جهان هزار رنگ و سبزقبا گونه این دختر،
این جادو
هجرت کنم
در آنجا رویا ببینم
شعر بنویسم
بخوانم
و در همانجا بر کرانه‌های اطمینان قدم بزنم
هم در آنجا لم دهم و به بارش برف و پروانه بنگرم
عشق را لمس کنم و ببویمش
میخواهم به قلبِ غُوزه آشتی هجرت کنم
در آنجا زندگی کنم و همانجا هم بمیرم.

[شیرکو بیکس / #شێرکۆ_بێکەس]

ترجمه [شتابزده] کامران متین
#ژن_ژیان_ئازادی
#آهو_دریایی
#دختر_علوم_تحقیقات
#شێعری_کوردی
#وەرگێڕان
#ترجمه
#ترجمه_از_کُردی
@SocialistL

آلترناتیو

01 Oct, 17:24


آسمان کرمانشاه!

آلترناتیو

01 Oct, 17:21


فوری 

گفته می‌شود سکوهای گاز اسرائیل در دریای مدیترانه منهدم شدند

آلترناتیو

10 Aug, 17:44


https://www.clubhouse.com/room/qgpcOD8KyquZE3RX3:izJqiRUMc4BWDwS_rfK2sY9OVkHx9pNqCnuzjjduVZM?utm_medium=ch_instant_invite&utm_campaign=NIPeNzy42xdFb0ml6TU8cw-1371462

آلترناتیو

04 Aug, 14:18


چرا اسماعیل هنیه؟ چرا تهران؟
حمله زمینی به غزه قرار بود بیشتر از سه هفته طول نکشد. نتانیاهو وعده داد که خیلی سریع گروگانها را آزاد خواهند نمود، کلَکِ حماس را خواهند کند و کار را یکسره خواهند کرد. حمله زمینی به غزه در 27 اکتبر 2023 شروع شد، امروز چهارمِ آگوستِ 2024 است و با وجود اقدام به یک نسل کشیِ تمام عیار در غزه حتی یک تَک مورد از وعده های نتانیاهو تحقق نیافته است. تداوم اعتراضات مردم در سراسرِ جهان به جنایاتِ ارتشِ اسرائیل در غزه، نارضایتی شهروندان اسرائیلی و اعتراضات گسترده در شهرهای مختلف اسرائیل به بی کفایتی دولت و ارتشِ این کشور و همچنین درآمدنِ صدایِ بخشِ زیادی از متحدین دیرینه اسرائیل که امیدوار بودند قبل از طولانی شدنِ ماجرا و بالا آمدنِ گندِ کار قضیه خاتمه یابد، نتانیاهو و هیئت حاکمه اسرائیل را با یک بحرانِ جدی و بی سابقه روبرو ساخته است.
حالا فکر میکنید نتانیاهو در چنین شرایطی چکار میکند؟ استعفا میدهد؟ دستها را بالا میبرد میگوید بیایید مرا دادگاهی بکنید؟. نه، او همان کاری را میکند که همه فاشیستها در چنین شرایطی میکنند؛ یافتنِ راهی برای گسترش جنگ به قصدِ عبور از بحران و توجیه نسل کشی و جنایاتی که همین امروز دارند مرتکب میشوند.
چرا هنیه؟
دو گرایشِ اصلی در رهبری حماس از مدتها قبل وجود داشته که در مواردی کارشان به حذف و تصفیه همدیگر هم کشیده است. یک گرایش که مخالفِ هرگونه مذاکره و سازش با اسرائیل است و بخشی از رهبران باصطلاح نظامی در داخل و همچنین جناحِ مشعل در خارج از غزه رهبریش میکنند. و دیگری که معتقد است برای حفظِ حماس که اوجبِ واجبات است ناچارَن باید یک جاهایی تن به مذاکره و حتی سازش هم داد. اسماعیل هنیه نماینده اصلیِ این گرایش در حماس بود. تمامی مذاکراتِ 10 ماهِ گذشته حماس با اسرائیل هم زیر نظرِ مستقیم او انجام میگرفت. اگر حتی نصف وعده هایی که نتانیاهو در شروعِ حمله زمینی به غزه داد متحقق شده بودند، منافع هیئتِ حاکمه اسرائیل ایجاب میکرد که هنیه آخرین نفری باشد که نقشه حذفش را بکِشند. جالب اینکه اولین عکس العملِ حماس و حزب الله بعد از کشته شدنِ هنیه هم تعلیق مذاکراتشان با اسرائیلیها بود.
و بلاخره اینکه چرا تهران؟
هنیه سالها مقیمِ قطر بود، بارها به مصر و همچنین ترکیه سفر کرده و مهمانِ مقامات رسمیِ این کشورها بوده است. چرا او را در این کشورها نکشتند؟. اردوغان میگوید: اول اینکه چفت و بستِ دستگاههای امنیتیِ آنها محکم تر از مالِ ایرانیهاست و دوم و مهمتر اینکه جرأتش را نداشتند. در اینکه دستگاهِ امنیتیِ ایران همچون اتوبان دوطرفه ای محلِ تردد و یارگیریِ سرویسهای جاسوسی کشورهای گوناگون و بطورِ اخص اسرائیل است تردیدی نیست؛ این را دیگر خودِ سرانِ رژیم هم میگویند. در اینکه ترورِ هنیه نیز با همکاریِ مقاماتِ امنیتی در سطوح خیلی بالا به نتیجه رسیده باز تردیدی نیست. اما این واقعیتها در این موردِ مشخص امورِ ثانویه هستند و چنانچه اشاره شد، قتل هنیه قرار است به یک پروژه نتانیاهو و هیئت حاکمه اسرائیل برای عبور از یک بحرانِ جدی کمک کند. نتانیاهو به دنبال گسترش جنگ است و کشتن هنیه در قطر که یک متحد جدیِ امریکا در منطقه است، یا مصر که روابطِ نسبتن حسنه ای با امریکا و غرب و همچنین با اسرائیل دارد و در ترکیه که عضو ناتو است به این امر کمک نمیکرد. قتلِ هنیه در تهرانِ تحت حاکمیتِ جمهوریِ اسلامی اما به دلائل متعددی که بر کسی پوشیده نیستند میتواند نتانیاهو را یک گامِ بزرگ بسوی عبور از بحرانِ فعلی یاری دهد و حتی اگر رژیم باز نرمشِ قهرمانانه نشان دهد و وارد جنگ نشود نتانیاهو با کشتنِ هنیه در قلبِ تهران موفق به کسبِ اعتباری اگرچه موقت در داخل اسرائیل شده است.
حالا باید دید جمهوری اسلامی که طیِ چند سالِ اخیر به کرات از جانب اسرائیل تحقیر شده است چه عکس العملی به قتل هنیه که مهمانِ رسمیشان در جریانِ تحلیفِ پزشکیان بود نشان خواهد داد. قدرِ مسلم اینکه رژیم اینبار گزینه های چندانی برای طفره رفتن ندارد. حالا دیگر بحث بر سرِ اعتبارش در میانِ بدنه اصلی و طرفدارانش در داخل ایران و همچنین میانِ اقمارش در منطقه است.

آرام صدر کاوه
@SocialistL

آلترناتیو

04 Aug, 14:18


چرا اسماعیل هنیه؟ چرا تهران؟

آلترناتیو

21 Jul, 12:10


در گرامی‌داشت احمد شاملو

تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و
آن نگفتیم
که به کار آید
چراکه تنها یک سخن
یک سخن در میانه نبود :
_ آزادی!

بیست و چهار سال از خاموشی شاعر بزرگ آزادی و انسان، احمد شاملو، می‌گذرد اما جان خروشان او در تار و پود شعرهای پُرشور و امیدآفرین و اندیشه‌ی ارجمند و انسان‌مدارش جاری‌ست و تاهنوز به بانگ بلند غریو غرّای آزادی را به لبان برآماسیده گل سرخی پرتاب می‌کند. او که روزگار بی‌قرارش را در کشاکش با دو استبداد زیسته بود، به پشت‌داریِ مردم هرگز سرِ تمکین و طاعت در برابر هیچ قدرتی فرود نیاورد چه ازآن‌گونه که خود سروده بود: عدو نه! که انکار خودکامگان دوران بود.

بامداد شاعر به‌تحقیق تجسم و نماد روشنفکری مستقل، آزادی‌خواه و برابری‌جو بود که دشواری وظیفه را در پای‌بندی به آرمان‌های بلند انسانی و مبارزه با تمامی اشکال حصر و حذف و سانسور می‌جست. او از اعضای دیرین و متعهد کانون نویسندگان ایران بود و در این راستا با آغاز دومین دوره فعالیت کانون در سال ۱۳۵۸ به عضویت در هیئت دبیران وقت برگزیده شد و از هیچ کوششی در راه اعتلای آرمان‌های کانون نویسندگان و صیانت از منشور و اساس‌نامه‌ی آن در برابر تقلیل و ابتذال فروگذار نکرد.

شاملو با امضای بیانیه‌ی «ما نویسنده‌ایم»، مشهور به «متن ۱۳۴ نویسنده»، اعتراض آشکار خود را با هرگونه حصر و حذف و سانسور و اعتقاد استوارش به آزادی اندیشه و بیان بی‌هیچ حصر و استثناء برای همگان را بار دیگر بی‌پرده ابراز داشت.

او هدف شعر را تغییر جهان و شاعر را عمیقاً متعهد به انسان می‌دانست. هم ازاین روی جهان واژگانش آن‌چنان به روی ذهن و زبان مردم آغوش گشوده بود که هرچه دستگاه اهریمنی سانسور بر اشعار و نوشتار او بیش‌تر می‌تاخت، بر ارج و ورج شاعر و گستره‌ی محبوبیت و نفوذ کلامش در میان مردم افزوده می‌شد.

در هنگامه‌ای که جان ِ رنج‌آشیان ِکارگر و گلوی زخمی حامیانش را طعمه‌ی تاراج و طناب می‌خواهند و تاب ِ گیسوهای رها را تاب نمی‌آورند، در وانفسایی که بغض سفره‌‍‌‍‌های خالی در غم نان می‌شکند و جان و جهان ِ مردمان ِ اعماق بر سر بازار سودا به یغما می‌رود، در روزگاری که اردوکشی خیابانی برای سرکوب زنان و پرونده‌سازی‌های امنیتی برای فعالان کارگری، معلمان، بازنشستگان، دگراندیشان، فعالان رسانه‌ها و اهالی فکر و فرهنگ فزونی یافته هر روز جلوه‌های فاجعه‌بارتر و جان‌گزاتری به خود می‌گیرد، در ایام امتداد فریب و احتضار فضیلت، یاد و یادگاران او بیش از پیش خاطره‌نشین و خاطرنشان‌مان می‌شود:

آه اگر آزادی سرودی می‌خواند.....
آری شاملو نماد آنانی‌ست که رویای زیبای آزادی را به هزار زبان فریاد می‌کنند و مزارش میعادگاه مردمانی که انسان را بر سریر ِسرنوشت خویش آراسته و ارجمند می‌خواهند.
ادای احترام به او، تجلیل از آزادی‌ست و تقدیر از آزادی‌خواهی‌ که تا واپسین نفس جز در سمت مردم نایستاد و سر بر صف هیچ قدرتی ننهاد.

در بیست‌و چهارمین سالگرد فقدان احمد شاملو، اعضای کانون نویسندگان ایران به‌همراه یاران و دوستداران بامداد شاعر، هم‌چون سالیان گذشته، روز سه‌شنبه دوم مرداد ۱۴۰۳ ساعت ۵ عصر در گورستان امامزاده طاهر کرج، با شاخه‌های گل سرخ در دست، گرد هم می‌آیند تا مزارش را گل‌باران کنند.

کانون نویسندگان ایران
۳۱ تیر ۱۴۰۳
@SocialistL

آلترناتیو

05 Jul, 12:27


نام همه انسان هایی که برای رهایی طبقه کارگر می کوشند، شریفه است.
نام همه انسان‌هایی که ترجمه "توان دوست داشتن و دوست داشته شدن" هستند، شریفه است.
نام همه انسان‌هایی که از دوران اسپارتاکوس تا کمون پاریس در مقابل بردگی ایستادند و "تجسد انسان زاده شدن" را به ما آموختند، شریفه است.
نام همه سوسن ها و زنبق ها و لاله ها و آلاله ها و بنفشه ها، شریفه است.
نام همه کارگرانی که در میدان شوش و خانی آباد و دروازه غار سرِ خستگی بر تکه دستمالی نهاده اند، شریفه است.
نام زیباترین مادر، مسئول ترین پدر، شایسته ترین دختر و فداکارترین رفیق عصر ما، شریفه است.
شریفه نازنین🌻
نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آسمان می گذرد. متبرک باد نام تو
#شریفه_محمدی #freesharifehmohammadi
#محمد_قراگوزلو
@SocialistL

آلترناتیو

04 Jul, 18:34


با عدم شرکت در انتخابات، رفراندم جمهوری اسلامی را به شکست بکشانیم‌!
دور اول انتخابات به اصلاح ریاست جمهوری، جمهوری اسلامی پوزه اش به سنگ خورد. اینبار هم باید ان را به خاک مالید.
بعد از عروج موج های اعتراضی و انقلابی مردم ایران و کشتار #آبان‌ماه۹۸ و سرکوب وحشیانه در جریان جنبش #زن_زندگی_آزادی، جمهوری اسلامی نیاز دارد، نمایش انتخابات ریاست جمهوری را به نمایش مشروعیت نسبی خویش تبدیل کند. به همین دلیل با بازگرداندن مهره‌های سوخته و جناح های تاریخ دررفته، سعی در بازارگرمی دیگری دارند و در این میان هم دریوزگانی را همراه با خود کرده و تلاش می کنند تا با تحمیق و فریب و بی شرافتی، سرکوب، خفقان و اعدام و بی حقوقی و فقر مطلق را برای دوره ای دیگر مشروع جلوه دهند.
با عدم شرکت در انتخابات کذایی‌شان، برنامه هایشان را به هم بزنیم و اراده خود را با بازی نگرفته شدن و تلاش برای سازماندهی های اجتماعی بیشتر برای حرکت به سوی جامعه ای متفاوت به کار بیاندازیم.
آلترناتیو
#تحریم_انتخابات
@SocialistL

آلترناتیو

04 Jul, 18:04


شريفه محمد ی، عضو پيشين كميته هماهنگی براي ايجاد تشكلهای كارگری، يك روز پيش از انتخابات رياست جمهوری به اتهام بغی به اعدام محكوم شد.

او كه از هفت ماه پيش تاكنون در بازداشت بسر ميبرد، اين حكم را براساس عضويت ده سال پيش اش در كميته هماهنگی برای ايجاد تشكلهای كارگری كه علنی بوده گرفته است.
#تحريم_انتخابات
#شريفه_محمدی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_اعدام
@SocialistL

آلترناتیو

29 Jun, 10:44


جدول مشارکت در انتخابات بر اساس تقسیم بندی استانی
توجه کنید که به جز استان تهران و نه در تهران ( که همراه با کردستان کمترین نرخ مشارکت را دارد) و اندکی در قم، در سراسر ایران تعداد رای دهندگان طبق آمار رسمی پایین تر از سه سال پیش که خود یکی از پایین ترین مشارکت ها را داشت می باشد.
@SocialistL

آلترناتیو

29 Jun, 05:51


دوست نازنینی با اشاره به پیروزی احتمالیِ دکتر پزشکیان در دور اول انتخابات، "کارشناسان" شبکه های معاند را به سخره گرفته و تاکید کرده بودند که: این کارشناسان مدعی بودند که رای "آن والا مقام" که ارواحنا له الفداه، با قالیباف است. اما دیدید که انتخابات واقعی است و اساسا قالیباف از دور رقابت ها خارج شد. در پاسخ عرض کردم:

من البته نمی دانم واقعا چه کارشناسی چنین حرفی را زده ولی کلا این حرف خیلی احمقانه است. بعد از سال هشتاد و هشت، نظام پشت دستش را داغ کرد که دیگر در نتیجه آرا و انتخابات دستکاری نکند. بجای آن، از همان ابتدا با نظارت استصوابی کسانی را که" مایل" به پذیرششان نیست را رد صلاحیت می کنند.
نکته اساسی تر این است که دهه سیاه نود، برای راس هرم قدرت و ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بسیار حیاتی بود. چون بالاخره در روند چند دهه ای تمرکز و تثبیت قدرت در راس هرمِ آن، به جایی رسیدیم که رئیس دولت و نیز مجلس "مطلقا" هیچ سهمِ "واقعی" ای از قدرت ندارند. این دقیقا همان نکته به شدت ترسناک و تراژیکی است که رای دهندگان به پزشکیان هنوز توان پذیرش و هضمش را ندارند.

حق هم دارند البته. واقعیت بسیار هولناکی است. می دانید مثل چه می ماند؟ مثل اینکه شما سوار یک هواپیما باشید، یک هایجکر و.... در "کاکپیت" درب را به روی راکبین طیّاره بسته و خودش را در آن اتاقک محبوس کرده و تمام کنترل هواپیما را در دست گرفته باشد و بدانید که قرار است هواپیما را به کوه بکوبد(این را از نحوه خلبانی و حرکت هایش فهمیده اید). بعد یک بچه سه ساله با فرمان پلاستیکی اسباب بازی اش مدعی می شود که چرخاندن فرمان می تواند تاثیری حداقلی روی حرکت هواپیما داشته باشد.
واقعیت این است که شرایط آنقدر ترسناک است که عده ای به این نتیجه می رسند که " امتحانش که ضرری ندارد..... دارد؟" و خب شروع می کنند به بازی بازی با فرمان پلاستیکی. این شما هستید. عده ای دیگر می گویند: فایده ای ندارد. بهتر است یا تلاش کنیم در را بشکنیم یا سقوط محتوم را بپذیریم و از این ساعات آخر لذت ببریم. این ما هستیم.

پ.ن: نکته ناراحت کننده تری هم در این تمثیل وجود دارد. آن هم اینکه آن کسی که خودش را در کابینِ خلبان محبوس کرده موتلفینی در بین مسافران دارد و هربار که هواپیما حرکتی ناگهانی می کند و سر و کله مسافرین به در و دیوار می خورد، آن عده ای می گویند: "همه اش تقصیر شماست دیگر. شما کنترل هواپیما را در دست دارید. داریم می بینیم دیگر. شما دارید خیلی بد هواپیما را کنترل می کنید". یک مهندس پرواز هم اتفاقا در بین مسافرین هست که به نوعی همین را تایید می کند و در تماس با برج های کنترل مختلف بیان می کند که همه مسافران این هواپیما در کنترل آن شریک هستند. ما یک خلبانی مردم سالارانه داریم. در نتیجه هر حرکت ناگهانی و مهلکی که می بینید، محصول انتخاب راکبین طیّاره است. مسافران خودشان انتخاب کرده اند که اینطوری پرواز کنند. جالب اینکه همین مهندس پرواز بازنشسته و از کار بی کار شده، هی راکبین را تشویق می کند تا فرمان اسباب بازی را اینطرف و آن طرف کنند و تهدید می کند که مبادا آنرا رها کنند که هواپیما به دست نا اهلان می افتد و سقوط می کند. یه همچین وضعی داریم خلاصه.
سروش آریا
@SocialistL

آلترناتیو

25 Jun, 16:01


جولیان آسانژ انگلستان را ترک کرد تا به این آزادی خود و پیروزی خود و همه حامیان و در یک کلام یک پیروزی بزرگ برای آزادی و آزادی بیان و دسترسی همگان به اطلاعات را جشن بگیرد!
@SocialistL

آلترناتیو

25 Jun, 09:39


Assange is free🚩
جولیان آسانژ آزاد شد!
زنده باد آزادی
شرم بر زندانبانان
@SocialistL

آلترناتیو

23 Jun, 10:12


درباره کار مولّد و غير مولّد
کارل مارکس
ترجمه ی منصور حکمت
دستنوشته‌هاى اقتصادى: تئوري هاى‌ارزش اضافه
ضميمه به بخش اول (١١ و ١٢)
@SocialistL

آلترناتیو

23 Jun, 10:08


مقدمه به مقاله کارل مارکس
درباره کار مُولـّــد و غير مولد
#منصور_حکمت
تمايز کار مولد و غير مولد يکى از مؤلفه‌هاى مهم در نقد مارکس بر نظام سرمايه‌دارى و بر اقتصاد سياسى است. فرمولبندى دقيق مارکس از اين مقولات نه فقط به وى امکان ميدهد تا منشاء ثروت و سود طبقه بورژوا و "راز قدرت مولّده سرمايه" را برملا نمايد، بلکه همچنين تفاوت و رابطه متقابل اقشار مختلف سرمايه، اعم از سرمايه‌هاى صنعتى (توليدى)، تجارى و ربائى، را بدرستى تحليل کند. مارکس در عين حال با تشريح کار مولد و غيرمولد ابزار تئوريک کارآمدى در تحليل تقسيم‌بندى‌هاى درونى پرولتاريا و اشکال متنوع مواجهه اقتصادى و سياسى سرمايه با بخشهاى مختلف طبقه کارگر بدست ميدهد. تئورى مارکسيستى کار مولد و غير مولد اهميت و صحت خود را بويژه در دو دهه اخير در جريان بحران عميق جوامع سرمايه‌دارى پيشرفته به ثبوت رسانيده است.
3
کار مولد چيست و يا به عبارت ديگر چه کارى مولد است؟ فيزيوکراتها، يعنى نخستين پايه‌گذاران اقتصاد سياسى مدرن به اين سؤال از زاويه "طبيعى" و "فيزيکى" پاسخ ميدادند. براى آنها تنها کار کشاورزى کار مولد محسوب ميشد. در اين تعبير منشاء سود و ثروت جامعه بورژوايى در طبيعت جستجو ميشود. اين طبيعت است که ثروت و مازاد محصول ميآفريند و لذا کار مولد کارى است که با طبيعت فعل و انفعال ميکند. اضافه محصول حاصل طبيعت است نه کار و لذا جامعه على العموم (و دولت و سياستهاى اقتصادى دولتى) بايد در خدمت بالا بردن بازده کار و افزايش محصول در کشاورزى قرار بگيرد. از مصرف غير مولد محصولات بايد اجتناب شود و منابع اقتصادى به بهبود کيفيت توليد کشاورزى اختصاص داده شود. فيزيوکراتها به اين اعتبار مُبلّغ قناعت و استنکاف از مصرف، يعنى مبلغ ارزشها و اخلاقيات جامعه بورژوايى در مراحل اوليه شکل‌گيرى آن بودند. فيزيوکراتها متفکرين اقتصادى دوران شکل‌گيرى و عروج سرمايه بودند. انديشه اينان از يک سو رنگى از ارزشها و تلقيّات فئودالى داشت و از سوى ديگر معضلات عملى بورژوازى را در اوان پيدايش و رشدش بيان ميکرد، يعنى موقعيتى که سرمايه هنوز به توليد بزرگ صنعتى پاى نگذاشته بود و سودآورى سرمايه در وهله اول در گرو بهبود شرايط فنى توليد محصولات سنتى و مرتبط با کشاورزى بود. از لحاظ تئوريک، روشن است که کار مولد براى فيزيوکراتها نوع معينى از کار کنکرت بود. توليد محصول معين (ارزش مصرف معين) و لذا انجام نوع معينى از کار در مرکز اين تعبير از کار مولد قرار ميگرفت.
4
آدام اسميت (Adam Smith) نخستين اقتصاددان سرشناسى است که به مساله کار مولد نه از زاويه "طبيعت"، بلکه از دريچه "توليد سرمايه‌دارى" نگريست و لذا تبيين "طبيعى" و "فيزيکى" از کار مولد را بدور انداخت و شاخص "کمّى" و "ارزشى" براى کار مولد يافت. مولديّت کار براى اسميت در اين نيست که اين يا آن ارزش مصرف معين را توليد ميکند، بلکه در اين است که براى سرمايه ارزش توليد ميکند. اسميت کار مولد را کارى تعريف کرد که با سرمايه مبادله ميشود و کار غير مولد را کارى که نه با سرمايه، بلکه با پول (درآمد) مبادله ميگردد. تعريف آدام اسميت از کار غير مولد صحيح بود، اما تعبير او از کار مولد ناکافى بود. به اين اعتبار هر کارى که با سرمايه مبادله شود مولد ارزش محسوب ميگردد. و لدا در حالى که على الظاهر بحث بر سر قدرت مولده کار است، اين سرمايه است که منشاء و منبع هر قدرت مولده قلمداد ميگردد. اسميت ميان سرمايه‌اى که در پروسه عملى توليد بکار ميافتد با سرمايه تجارى از اين لحاظ، يعنى از لحاظ توليد ارزش، تفاوتى قائل نميشود. به اين اعتبار تئورى اسميت بيانگر نگرش سرمايه‌دار منفرد است که نفس "سودآورى" سرمايه، ولو سرمايه تجارى، را با "قدرت مولده سرمايه" يکى ميگيرد. بدين ترتيب، در تعابير اسميت منشاء واقعى سود و ثروت بورژوازى پنهان ميشود و در عوض اقشار "مصرف کننده" و "غير مولد"، نظير زمينداران، رباخواران و غيره، از موضع سرمايه به نقد کشيده ميشوند. آدام اسميت تئوريسن دوران ظهور سرمايه بزرگ صنعتى است، هنگامى که سرمايه بر سر منابع و محصولات با اقشار و طبقات ديگر رقابت دارد. انتقاد اسميت به اين اقشار و طبقاتِ "غيرمولد"، در واقع حرکتى در تقديس سرمايه بطور کلى، و سرمايه صنعتى بطور اخص است.
5
ريکاردو تعريف اسميت از کار مولد و غير مولد را عينا ميپذيرد. اما توجه خود را به مقدار و نرخ ارزش اضافه و رابطه سرمايه با کارگران معطوف ميکند. اين معضل واقعى سرمايه صنعتى در مراحل پيشرفته‌تر است. مشکل "مصرفِ نامولد" اقشار و طبقات "ماقبل سرمايه‌دارى"، جاى خود را به مشکل بالا بردن مقدار ارزش اضافه ("درآمدِ خالص") و عرضه و تقاضا براى کار ميدهد. ريکاردو مشکلات انباشت سرمايه را اينجا جستجو ميکند. اگر جمعيت مولد از بارآورى بالائى برخوردار باشد، آنگاه تأمين اقشار غير مولد دشوارى جدى‌اى ببار نميآورد.
ادامه مقاله
m-hekmat.com/fa/1920fa.html

آلترناتیو

23 Jun, 10:05


نظریه‌هایی پیرامون کار مولد و نامولد
نوشته‌ی: کارل مارکس
ترجمه‌ی: کمال خسروی

ص۲۰۲ تا ۴۱۵ کتاب
نظریه های ارزش اضافی (جلد اول)
دست نوشته های ۱۸۶۳- ۱۸۶۱

@SocialistL

آلترناتیو

23 Jun, 10:02


شوراهای کارگری در اروپا
یک قرن تجربه
نوشته‌ی: دونی گلوکاشتاین
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی
@SocialistL