شفیعیِ کدکنی که با الهامگیریِ ناقص از الاهیاتِ مسیحی، در تبیینِ تصوفِ ابنِعربی، ایدهی الاهیاتِ زیباییشناسانه را بازگو میکند. او نه فلسفهی هنر میداند، نه الاهیاتِ مسیحی، و نه شناختی تخصصی از شاخههایِ زیباییشناسی دارد؛ و به گواهیِ آثارش، فهمِ او از ابنِعربی، برآمدهاز متونِ کلاسیک و دستِاول نیست. کدکنی انتسابهایی ناروا و ناموجه به فلسفهی اشعری میدهد و فهمِ بسیط و دمِدستی از جریانِ اشعریگری در جهانِ اسلام دارد. در تحقیقِ متون نیز، با روشهایِ جدیدِ تصحیح و تحقیقِ متونِ کلاسیک، آشناییای ندارد و، با همان روشِ سنتی، البته با دخالتِ ذوق و سلیقهی شخصیِ خود پیش میرود.
محمدعلی موحد مثنویپژوهِ درجهیک است؛ اما، در فلسفه، حقوق و تصوفِ ابنِعربیْ عوامی بیش نیست! شرحِ او بر فصوص گمراهکننده است، نه او و نه برادرِ بزرگوار و بهرحمتخدارفتهاش، صمد، ابنِعربی را در سنتِ صوفیانه مطالعه نکرده اند و با شروح و حواشیِ دستِاول بر فصوص آشنا نیستند. موحد در مقدمهی شرحِ خود بر فصوص ادعایی جالب بیان میکند؛ او میگوید، مدتها بود که قصد داشتم، بفهمم، این مردِ بزرگ (ابنِعربی) چه میگوید، بنابراین فصوص را با کمکِ برادرم صمد، ترجمه و شرح کردیم! اگر کسی مدعی شود، قصد داشتم، بفهمم، کانت چه میگوید، بنابراین نقدِ عقلِ محض را شرح کردم! این ادعای او را سادهاندیشی و ناآشنایی با پیچیدگیهای پژوهش تفسیر نمیکنید؟! برای فهم باید از کتبِ مقدماتی و شروحِ متعدد و معتبر بهره ببری، استادِ متخصص ببینی و آنگاه پس از کسبِ خبرویت، اگر توانستی به شرح و تفسیر مبادرت ورزی، نه آنکه برای آموزش، از نگاشتنِ شرح بر یک متنِ کلاسیک بیآغازی!
آثارِ موحد در حقوق و فلسفهیِ حقوق نیز، مُشتی دعاویِ کلّی است که از اطلاعاتِ ناقصِ ویکیپدیایی فراتر نمیرود. شوربختانه، افرادِ سادهاندیش گمان میبرند که اگر در حوزهایِ معیّن، بهحدِ کفایت، مطالعه داشتند، حق دارند که در دیگر حوزهها نیز قلم بزنند و بهسانِ یک متخصص، خود و خلقالله را فریب دهند! این معضل بهویژه دامانِ کسانی را فراگرفته است که برایِ خود آتوریتهای دستوپا کرده اند و، بههمیندلیل با نقدِ آنان، دشواریهایِ بیشتری، گریبانِ ناقد را میفشارد.
این تنها انسانهای سادهاندیش هستند که، با خواندنِ دو-سه کتابِ مقدماتی و دستِچندم، توهم برمیدارند و دستبهقلم میشوند.
با این مقدمه، ارزشِ کارهایِ تحقیقی و تألیفیِ استاد مایل هروی، معیّن میشود. مایل هرویْ مانندِ همقرانانِ خود، ادعای علامگی نکرده است و بیهیاهو، در غربت، با مظلومیت و رنج، بهترین آثارِ تحقیقی را پدید آورده است. او شرحِ فصوص الحکمِ خوارزمی را تصحیح و تحقیق کرده است؛ این شرح، تحریری فارسی از شرحِ قیصری است و آشنایان با تصوفِ ابنِعربی، بهخوبی میدانند که از دیرباز، شرحِ قیصری، مرجع و منبعِ آموزشِ عرفانِ اسلامی است.
نجیب با تحقیقِ چنین متنِ سنگینی در تصوفِ ابنِعربی، هرگز مانندِ شفیعیِ کدکنی فازِ نظریهپردازی برنداشته و از ادعاهای گزاف پرهیز کرده است؛ با اینکه دراین حوزه، بهمراتب صلاحیتاش از شفیعیِ کدکنی بیشتر است.
او عمرِ بابرکتِ خود را صرفِ ادبِ پارسی و تصوفِ پارسی ساخته و در حرفهیِ تحقیقِ متون، از آباء و پیشتازان است و فضلِ تقدّم و تقدّمِ فضل به ایشان اختصاص دارد.
دستنامهیِ او برایِ تحقیقِ متون، همچنان بهترین متنِ آموزشی بهحساب میآید. بنیادِ فرهنگیِ مایل هروی، پیشتر فایلِ پیدیافِ این اثرِ درخشان را بهرایگان نشر داده است. امیدوارم که بهزودیْ بقیهی آثارِ ایشان نیز، ازنو، حروفچینی شود و بازنشر یابد. عُمرِ استاد دراز گردد و سایهاش بر فرهنگِ ایرانِ بزرگ امتداد یابد.
https://t.me/hubarah/326