فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈 @gisou_rahimi Channel on Telegram

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

@gisou_rahimi


به‌دنیای‌بنفش‌خوش‌آمدید🪻
از‌قلمِ‌مَن‌به‌قلب‌ِتُو💜

گیسو‌هستم👸🏻🦋
نویسنده/رمان‌نویس👩🏻‍💻🖊✍🏻📚🔮

اینجا‌هررو‌ز📆
#رمان 🪐
#روزمرگی 🏃🏻‍♀
#مطالعه 💻
#کتاب 📖
#فیلم 🖥
#موزیک 🎧
#ورزش 🏋🏻‍♀
#شکرگزاری 🧘🏻‍♀
#انگیزشی 🦁
داریم🌻

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈 (Persian)

با کانال "گیسو رحیمی" آشنا شوید وارد دنیایی از داستان‌نویسی، نویسندگی، و رمان‌نویسی شوید. این کانال منحصر به فرد بهترین داستان‌ها و داستان‌نویسی‌ها را برای شما فراهم می‌کند. با نوشته‌هایی که از قلم خلاق و بی‌نظیر گیسو رحیمی بر می‌آید، دنیایی جدید از هنر و ابداع را تجربه خواهید کرد. هر روز با ورود به این کانال، با داستان‌های جدید و پر از احساس، جذاب‌ترین لحظات را تجربه کنید. همچنین در کانال ما مطالب اختصاصی ارائه می‌شود و هرگونه کپی و پخش کتاب‌ها ممنوع می‌باشد. برای کسب اطلاعات بیشتر و پیگیری آخرین اخبار، ما را در اینستاگرام نیز دنبال کنید: Instagram.com/gisou_rahimi

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

18 Jan, 13:09


سه پارت این هفته تقدیم نگاه گرمتان☕️👀💜

«لاشه خود را از این سوراخ به آن سوراخ کشانیده بود و حالا انتظار روزهای بهتری را نداشت.»

سگ ولگرد_صادق هدایت

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

18 Jan, 13:02


#قسمت_۱۵۰

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

ترس هلاهل‌وار به دلش چنگ انداخت و اضطراب و وحشت در عمق جانش نشست. کلافه و عصبی دستی به صورتش کشید و با صدایی لرزان اما لحنی قاطع و محکم لب گشود:

- برو آهیر. به من و زندگیم و ازدواجم و اینکه چی بود و چی شد و چی میشه هم حتی لحظه‌ای فکر نکن.

بی‌اعتنا به چهره‌ی سخت و ترسناک مرد مقابلش با جدیت تمام ادامه داد:

- داستان من و تو مثل افسانه خورشید و ماهه. ما حتی به زور و اجبار رسومات عهد بوق و دیگران هم هیچوقت قسمت همدیگه نشدیم و نمی‌شیم. می‌دونی چرا؟ چون دلهامون با همدیگه نبود، تو رو نمی‌دونم، ولی من همون ماه داخل ظلماتی بودم که با یه چشمک ستاره، خورشیدم رو بهش فروختم.

آهیر پوزخند صداداری زد و قسی‌القلب تیکه پراند:

- میون اون همه ستاره، چه ستاره‌ای هم تور کردی دختر عمو! چشم بازار رو با انتخابت کور کردی. یعنی انقدر در دید خودت حقیر و پست بودی یا من انقدر برات کم و بی‌ارزش بودم که حاضر شدی با حامین نامدار متاهل وارد رابطه بشی و جمله ه*ر*ز*ه خونه خراب‌کن رو تا آخر دنیا به دوش بکشی؟!


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بسته شد. لطفا در حال حاضر بدون هماهنگی قبلی با ادمین کانال، هیچگونه مبلغی رو جهت خرید حق عضویت رمان برای بنده واریز نکنید🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، ده الی دوازده پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

18 Jan, 13:01


#قسمت_۱۴۹

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

-- شاعرم که شدی جدیدا؟

- توام خوب طعنه می‌زنی و تیکه میندازی پسرعمو.

آهیر نیشخندی زد و با صدای گرفته‌ای اعتراف کرد:

-- من بد بودن و بد شدن رو بلد نبودم، ولی تو یادم دادی، تویی که همیشه به خوبی ازت یاد می‌کردم.

قلب دخترک درون سینه‌اش فشرده شد و بغض به گلویش چنگ انداخت. عصبی موهای داخل صورتش را کنار زد و بی‌مقدمه لب گشود:

- نشر قبر می‌کنی که چی بشه آهیر؟ چرا اومدی خونه‌ام؟ چرا می‌خواستی منو ببینی؟

آهیر نفس عمیقی کشید و آهسته زمزمه کرد:

- می‌خواستم با چشم‌های خودم ببینم که خوشبختی و هیچ‌چیز ترسناکی پشت این ازدواج عجیب و غریبت وجود نداره!

لبخند تلخی زد و با لحن آرامی گفت:

- حالا خیالت راحت شد؟

آهیر نگاه عمیق و جانسوزی به دخترک انداخت و با لحن متأثری لب زد:

- خیالم راحت نشد که هیچ، حالا مطمئن شدم یه راز خونه خراب‌کن پشت این ازدواج ناگهانی و پنهانی هست.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بسته شد. لطفا در حال حاضر بدون هماهنگی قبلی با ادمین کانال، هیچگونه مبلغی رو جهت خرید حق عضویت رمان برای بنده واریز نکنید🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، ده الی دوازده پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

18 Jan, 13:01


#قسمت_۱۴۸

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

نفس بریده و پریشان دستانش را روی سینه‌ی پر ضربان غریبه‌ی آشنایش گذاشت و به سختی خودش را از آغوش ممنوعه و گناه آلودش بیرون کشید. مرواریدهای جاری شده بر روی صورتش را با پشت دست کنار زد و با لحن جدی و محکمی نجوا کرد:

- دیگه حق نداری لمسم کنی، حق نداری بغلم کنی، حق نداری حتی بهم فکر کنی آهیر چون من یک زن متاهلم، نه نامزد سابقت یا ناف‌بر کودکیت‌!

آهیر پوزخند صداداری زد و با طعنه گفت:

- چطوریه که تمام حق و حقوق ها رو تو تعیین می‌کنی دلوین؟ پس حق من و دلی که عاشقته و این همه سال به پات مونده چیه؟

بغضش را به سختی قورت داد و با سرافکندگی و ندامت زمزمه کرد:

- متأسفم که تمام حق و حقوقت پایمال شده اما می‌خوام بدونی و باور کنی که من گناهی نداشتم. چرخ گردون روزگار، کار و زندگی منو به این‌جا کشونده و تقدیر برام چیزی رقم زده که حتی از کابوس‌ هم ترسناک‌تره.

-- بهونه‌ی خوبیه!

- بهونه؟ چه بهونه‌ای؟

-- پشت قضا و قدر پنهان شدن و مخفی کردن اصل ماجرا و قربانی جلوه دادن خودت.

- اینطور نیست، باید یک‌جاهایی بپذیری که تقدیر بی‌تقصیر نیست.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بسته شد. لطفا در حال حاضر بدون هماهنگی قبلی با ادمین کانال، هیچگونه مبلغی رو جهت خرید حق عضویت رمان برای بنده واریز نکنید🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، ده الی دوازده پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

16 Jan, 12:23


انگار در حومه دانمارک زندگی می‌کنم چیزی جز گاو در اطرافم نیست.

👤فیودور داستایوفسکی

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Jan, 17:30


باشگاه پنج صبحی‌ها - رابین شارما

کتاب باشگاه پنج صبحی‌ها (The 5 AM Club) از رابین شارما (Robin Sharma)، یکی از آموزنده‌ترین و در عین حال، سرگرم‌کننده‌ترین آثار حوزه‌ی موفقیت و توسعه‌ی فردی است. در این کتاب مخاطب داستانی خواهید بود که هدف از روایتِ آن، ارائه‌ی آموزه‌هایی ساده اما مهم و حیاتی بوده که هیچ فردی در مسیر نیل به کامیابی در حیطه‌های کاری و شخصی زندگی خود، از توجه بدان‌ها بی‌نیاز نیست. این داستان حول محور سه شخصیت عجیب و غریب می‌گردد: پیرمردی ثروتمند و متمول که زاهدانه در خیابان‌ها گذرانِ زندگی می‌کند! مردی هنرمند که ابداً از جریان زندگی خود رضایت ندارد؛ و بالاخره، زنی کارآفرین که مسیر شغلی خویش را سرشار از ناهمواری‌های دشوار می‌یابد. اغلب صفحات کتاب به شرح گفت‌وگوی این سه کاراکتر دوست‌داشتنی با یکدیگر اختصاص یافته است؛ گفت‌وگوهایی خواندنی که در بطن خود، حاویِ آموزه‌های کلیدیِ رابین شارما در باب راه‌های دستیابی به موفقیت فردی‌اند.

کتاب بعدی که از فردا قراره استارت بزنم:)))
از اونجایی که من ده سالی هست که اختلال خواب دارم و شب زنده‌داری می‌کنم و مطالعه‌ی کتاب و تماشای فیلم و انجام کارهای روزمره رو در شب‌ها به بیداری در صبح ها ترجیح میدم(بدلیل اینکه حس می‌کنم یا شایدم به خودم تلقین می‌کنم که در شب‌ها عملکرد مغزم بهتره و بازدهی بهتری دارم خلاصه)، خیلی دوست دارم این کتاب رو زودتر بخونم و نتیجه‌ای که ازش گرفتم رو باهاتون در میون بگذارم.
امیدوارم که تاثیرات مثبت و خوبی این کتاب روی جغد شبم بگذاره.🦉🌚🫠🦦🚶🏻‍♀

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Jan, 16:51


در این‌جا د.س.د.م.ز سرواژه‌ی کلمات «دقیق، سنجیدنی، در دسترس، مرتبط و زمانمند است.

چگونگی استفاده از اهداف د.س.د.م.ز برای مبارزه با به تعویق انداختن کارها:

1) به آنچه می‌خواهید در سه ماه آینده بدان دست یابید فکر کنید.

2) اهداف د.س.د.م.ز را که برای حوزه‌های مختلف زندگی‌تان در نظر گرفته‌اید را یادداشت کنید.

3) برای هر کدام از این اهداف یک برنامه‌ی عملیاتی بریزید.

4) اهدافتان را طبق برنامه‌ای روزانه مرور کنید.

5) دریابید هر پروژه‌ی جدیدی که با آن مواجه می‌شوید چگونه با این اهداف در ارتباط است.

6) هر کاری که به این اهداف ربطی ندارد را حذف کنید و یا انجامش را به شخص دیگری بسپارید.

7) در پایان سه ماه موفقیت کلی‌تان را ارزیابی کنید.

8) اهداف جدیدی که چالش‌انگیزتر هم هستند را برای خود تعیین کنید.


پنج مرحله‌ی پرورش عادت د.س.د.م.ز :

1. هر روزتان را با مشخص کردن سه تا از مهم‌ترین فعالیت‌هایتان در روز بعد به پایان برسانید.

2. این فهرست را با قرار دادن پرتأثیرترین فعالیت‌ها در رأس آن اولویت‌بندی کنید.

3. از خواب بیدار شوید و بلافاصله دست به کار انجام فعالیت شماره‌ی یک شوید تا بالاخره تکمیل شود.

4. کارتان را با پایان دادن به فعالیت شماره‌ی دو و شماره‌ی سه ادامه دهید.

5. باقی روزتان را با تمرکز بر فعالیت‌هایی که نسبتا اهمیت کمتری دارند بگذارید.

📚کتاب: ۲۳ راه برای غلبه بر تنبلی
👤نویسنده: اس.جی.اسکات
👨🏻‍💻مترجم: امیرحسین میرزاییان

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Jan, 16:51


روش ابجده:

1. هرشب پنج دقیقه زمان را برای اولویت‌بندی کارهایتان کنار بگذارید. (می‌توانید این کار را پس از به روز کردن پیگیری و ثبت موفقیت‌هایتان انجام دهید.)

2. به پروژه‌هایتان نگاهی بیندازید تا بدانید کدامشان باید در روز آینده تکمیل شوند.

3. فعالیت‌هایتان را یادداشت کنید و بنابر اولویت هر یک از حروف الف، ب، ج، د، ه را کنار آن‌ها یادداشت کنید.

4. فعالیت‌هایتان را روی برگه کاغذ جدیدی طبق حروف الفبایی که به وسیله‌ی آن‌ها رتبه‌بندی‌شان کردید از الف تا ه یادداشت کنید.

5. روز بعد را با انجام فعالیت‌های الف آغاز کنید و تنها وقتی این فعالیت‌ها کامل شدند به سراغ فعالیت‌های ب بروید. در مورد سایر فعالیت‌ها هم به همین ترتیب عمل کنید.

6. طی برنامه‌ی مرور ماهانه‌تان این فعالیت‌ها را دوباره بررسی کنید تا مطمئن شوید که فعالیت‌هایی که باید حذف یا به شخص دیگری واگذار شوند را انجام نمی‌دهید.

📚کتاب: ۲۳ راه برای غلبه بر تنبلی
👤نویسنده: اس.جی.اسکات
👨🏻‍💻مترجم: امیرحسین میرزاییان

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Jan, 16:51


چگونگی استفاده از عادت ثبت ایده.ها:

1. ابزاری برای ثبت ایده‌هایتان را همیشه همراه داشته باشید.

2. هر ایده‌ای که در ذهنتان جرقه می‌زند را بلافاصله در آن ثبت کنید.

3. هفته‌ای یکبار این یادداشت‌ها را مرور کنید.

4. برای پرداختن به هر کدام از این ایده‌ها برنامه‌ریزی کنید.

5. دریابید که هر پروژه‌ی جدیدی که با آن مواجه می‌شوید چگونه با این اهداف در ارتباط است.

6. هر کاری که به این اهداف ربطی ندارد را حذف کنید و یا انجامش را به شخص دیگری بسپارید.

7. در پایان سه ماه موفقیت کلی‌تان را ارزیابی کنید.

8. اهداف جدیدی که چالش‌انگیزتر هم هستند را برای خود تعیین کنید.

📚کتاب: ۲۳ راه برای غلبه بر تنبلی
👤نویسنده: اس.جی.اسکات
👨🏻‍💻مترجم: امیرحسین میرزاییان

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Jan, 16:51


به خودتان جایزه بدهید:

1. فهرستی از کارهایی که روزانه از انجامشان لذت می‌برید را تهیه کنید (کتاب و مجله خواندن، ورزش کردن، رسانه‌های جمعی یا تماس تلفنی با دوستان و آشنایان).

2. از یک نظام زمان‌بندی مانند تکنیک پومودورو برای 25 دقیقه کار کردن استفاده کنید.

3. در برابر وسوسه‌ی انجام هر کاری به غیر از آن فعالیت خاص در این مدت زمان مقاومت کنید.

4. با انجام یک فعالیت کوچک مفرح در یک زنگ تفریح پنج دقیقه‌ای به خودتان جایزه بدهید.

5. ساعت را برای این پنج دقیقه کوک کنید و به محض تمام شدن آن به کارتان بازگردید.

6. به همین ترتیب در طول روز به انجام فعالیت‌هایتان ادامه دهید و پس از هر موفقیت کوچک به خودتان جایزه بدهید.

کارهایی که از انجام آن‌ها لذت می‌برید از قبیل کتاب خواندن، سر زدن به صفحات اجتماعی، صحبت با دوستانتان و... را هر وقت دوست داشتید انجام ندهید بلکه آن‌ها را پاداش اتمام کارهایی که از آن‌ها خوشتان نمی‌آید قرار دهید.

📚کتاب: ۲۳ راه برای غلبه بر تنبلی
👤نویسنده: اس.جی.اسکات
👨🏻‍💻مترجم: امیرحسین میرزاییان

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Jan, 16:51


انجام تکنیک پومودورو:

1. فهرستی از کارهایی که باید انجام دهید را بنویسید. این فهرست را با فعالیت‌های م.ت.ف آغاز کنید.

2. سایر کارها را به ترتیب اهمیت اولویت‌بندی کنید.

3. ساعتتان را طوری تنظیم کنید که مثلا در 25 دقیقه‌ی آینده زنگ بخورد.

4. تا زمانی که صدای زنگ را نشنیده‌اید بر روی نخستین فعالیتتان کار کنید.

5. این پومودورو را به عنوان یک فعالیت انجام شده ثبت کنید.

6. یک زنگ تفریح پنج دقیقه‌ای برای خودتان در نظر بگیرید.

7. این کار را تکرار کنید تا نخستین فعالیت م.ت.ف شما به پایان برسد.

8. این پروسه را تا انجام شدن م.ت.ف های شماره‌ی دو و سه ادامه دهید.

9. پس از انجام هر چهار پومودورو مدت زمان زنگ تفریحتان را به پانزده تا سی دقیقه افزایش دهید.

10. این روش را ادامه دهید تا تمام فعالیت‌های مهم روز شما کامل شوند.

📚کتاب: ۲۳ راه برای غلبه بر تنبلی
👤نویسنده: اس.جی.اسکات
👨🏻‍💻مترجم: امیرحسین میرزاییان

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Jan, 16:51


چالش سی روزه:

1. یک عادت ضد تنبلی که فکر می‌کنید بیشترین سود را به حال شما دارد انتخاب کنید.

2. یک برنامه‌ی روزانه برای چگونگی پرورش این عادت در خودتان بریزید.

3. انتظار موانعی که در کار شما پیش می‌آیند را داشته باشید و برای مدیریت آن‌ها نیز برنامه‌ریزی کنید.

4. در پایان ماه عادتی که برگزیده‌اید را بدین صورت تحلیل کنید: آیا این عادت کارا بود؟ از آن چه آموختید؟ چگونه می‌توانید آن را پیشرفت دهید؟ آیا به انجام آن ادامه می‌دهید؟

5. ماه بعد بر پایه‌ی آنچه آموخته و انجام داده‌اید یک عادت دیگر را برگزینید و به همین ترتیب ادامه دهید.

📚کتاب: ۲۳ راه برای غلبه بر تنبلی
👤نویسنده: اس.جی.اسکات
👨🏻‍💻مترجم: امیرحسین میرزاییان

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Jan, 16:51


چگونگی اجرای تکنیک تجسم و تصور:

1. یک هدف دقیق و سنجیدنی د.س.د.م.ز را یادداشت کنید.

2. در زمان‌هایی که گرفتار بی‌انگیزگی شده‌اید پنج تا ده دقیقه وقت برای اجرای این تکنیک کنار بگذارید.

3. تصور کنید که وقتی به این هدف دست یابید اوضاع چگونه تغییر خواهد کرد: شما چه احساسی خواهید داشت؟ زندگی‌تان چگونه خواهد بود؟ چه کسی در کنار شما خواهد بود؟

4. این پروسه را در برنامه‌ای روزانه تکرار کنید تا دوباره انگیزه‌ی از دست رفته‌تان را بدست آورید.

📚کتاب: ۲۳ راه برای غلبه بر تنبلی
👤نویسنده: اس.جی.اسکات
👨🏻‍💻مترجم: امیرحسین میرزاییان

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Jan, 16:25


این اصل نخستین‌بار بار توسط ویلفردو پارتو به جهانیان معرفی شد. می‌گوید که شما 80% از نتایجتان را از 20% تلاش‌هایتان می‌گیرید.

قدم اول: فعالیت‌های 20/80 را شناسایی کنید

قدم دوم: یک سوال ساده «آیا این کار به سود یا زیان فعالیت‌های 80% من است؟»

قدم سوم: حذف یا تفویض

قدم چهارم: اضافه نکنید جایگزین کنید

قدم پنجم: تمرین تعویق خلاقانه «وقتی دریافتید که پروژه‌ای جز فعالیت‌های 80% به حساب نمی‌آید بهتر است آن را به لیست کارهایی که «یک روز بعدظهر» در آینده انجام می‌دهید اضافه کنید.


برای شروع انجام کارهای زیر را پیشنهاد می‌کنم:

1. به صورت ماهانه بر روی برنامه‌ی روزانه‌ی فعالیت‌هایتان مروری داشته باشید.

2. فعالیت‌های 80% را که بهترین نتایج را تولید می‌کنند را مشخص کنید.

3. فعالیت‌های 20% را یا حذف کنید و یا انجامشان را به شخص دیگری واگذار کنید.

4. هربار که با پروژه‌ی جدیدی مواجه شدید از خودتان بپرسید که «آیا انجام این پروژه به سود یا زیان فعالیت‌های 20/80 من است؟»

5. اگر این پروژه به انجامش می‌ارزید آن را جایگزین پروژه‌ی کم‌ اهمیت‌تری کنید. آن را به انبوه کارهایی که باید انجام دهید اضافه نکنید.

6. تمرین تعویق خلاق را بر روی فعالیت‌هایی که اهمیت چندانی ندارند انجام دهید.

📚کتاب: ۲۳ راه برای غلبه بر تنبلی
👤نویسنده: اس.جی.اسکات
👨🏻‍💻مترجم: امیرحسین میرزاییان

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Jan, 16:21


باید برای هر کدام از موارد زیر هدفی تعیین کنید:
- آموزش رسمی و غیر رسمی
- شغل و فعالیت حرفه‌ای
- سلامتی و تناسب اندام
- تفریح و سرگرمی
- روابط با دیگران
- مسائل مذهبی
- مسائل مالی
- خدمات عمومی

البته لازم نیست در یک زمان بر روی تمام موضوعات تمرکز کنید.

📚کتاب: ۲۳ راه برای غلبه بر تنبلی
👤نویسنده: اس.جی.اسکات
👨🏻‍💻مترجم: امیرحسین میرزاییان

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Jan, 16:16


کتاب‌هایی با موضوع بهره‌وری شخصی:
آغاز و انجام کار
۴۳ پرونده
عادت‌های ذن
قورباغه‌ را قورت بده
اصول موفقیت
جنگ هنر
هفت عادت مردمان موفق

📚کتاب: ۲۳ راه برای غلبه بر تنبلی
👤نویسنده: اس.جی.اسکات
👨🏻‍💻مترجم: امیرحسین میرزاییان

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Jan, 16:15


۲۳ راه برای غلبه بر تنبلی: چرا کارهایمان را به تعویق می‌اندازیم - اس‌جی‌اسکات

در کتاب 23 راه برای غلبه بر تنبلی: چرا کارهایمان را به تعویق می‌اندازیم نوشته اس جی اسکات، با ایده‌های بسیاری آشنا می‌شوید که به شما کمک می‌کنند در زندگی روزانه‌تان بر تنبلی غلبه کنید.
مطالب این کتاب در چهارچوب خاصی به شما ارائه می‌شود. نخست، به سراغ پدیده‌های روانشناسی نهفته در پس تنبلی می‌رود. سپس به هفت بهانه‌ای که مردم برای به تعویق انداختن کارها می‌آورند می‌پردازد و بعد 23 عادت برای غلبه بر این مانع روانی را معرفی می‌کند و چگونگی به کار گرفتن آن‌ها در زندگی را به شما می‌آموزد.


🟣23 راه برای مبارزه با تنبلی:

1. از قانون 20/80 برای شناسایی کارهای مهم استفاده کنید.

2. هر فعالیتی را به یک هدف د.س.د.م.ز ارتباط دهید.

3. ایده‌هایتان را هر آینه که به ذهنتان خطور می‌کنند ثبت و ضبط کنید.

4. نظام 43 پرونده را در زندگی‌تان پیاده کنید.

5. برای هر پروژه‌ی چند مرحله‌ای یک فهرست بنویسید.

6. برای فعالیت‌های روزمره‌تان فهرست بازبینی تهیه کنید.

7. فعالیت‌های همانند را در یک گروه دسته‌بندی کنید.

8. تمام فعالیت‌ها و پروسه‌هایتان را یک به یک انجام دهید.

9. هر هفته چند ساعت را به مرور هفتگی اختصاص دهید.

10. برای بررسی دقیق فعالیت‌هایتان بر روی آن‌ها مرور ماهانه داشته باشید.

11. به فعالیت‌های کم ارزش نه بگویید.

12. موفقیت‌هایتان را ثبت و پیگیری کنید.

13. روزتان را با مهم‌ترین فعالیت‌ها (م.ت.ف) آغاز کنید.

14. فعالیت‌هایتان را با روش ابجده اولویت‌بندی کنید.

15. با استفاده از تکنیک‌های زمان‌بندی در خودتان حس فوریت و اضطرار انجام کار ایجاد کنید.

16. هدف‌هایتان را با جمعی از مردم در میان بگذارید.

17. فعالیت‌هایتان را از کوچک‌ترین بخش‌های آن‌ها آغاز کنید.

18. با هر قدم کاملی که به سوی پیشرفت برمی‌دارید به خودتان جایزه بدهید.

19. مهارت‌های مرتبط با پروژه‌هایتان را گسترش دهید.

20. با گوش دادن به سخنرانی‌های الهام‌بخش برای انجام کارهایتان انگیزه پیدا کنید.

21. وقتی دچار بی‌انگیزگی شدید از تکنیک تجسم و تصور استفاده کنید.

22. در فرآیند پیشرفت زندگی‌تان صبور باشید.

23. برای آموخته کردن خود به هر یک از این عادت‌ها از روش چالش سی روزه بهره بگیرید.

📚کتاب: ۲۳ راه برای غلبه بر تنبلی
👤نویسنده: اس.جی.اسکات
👨🏻‍💻مترجم: امیرحسین میرزاییان

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Jan, 16:14


توی سنین نوجوانی (۱۴-۱۵ سالگی) یه فیلم‌ها و کتاب‌هایی رو دیدیم و خوندیم که ده‌سال بعد بخاطر مسائل جنسیتی و فمینیستی سایه‌شون رو با تیر می‌زدیم:)))
خلاصه که بابت دیدن یکسری از فیلم‌ها و خوندن یکسری از کتاب‌ها و رمان‌های زردنویس از خودم، چشم‌هام، گوش‌هام و ساعت‌های عمرم که به بطالت گذشتند؛ معذرت می‌خوام.💔

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

14 Jan, 12:11


جمله‌ی
"نگه داشتن از به دست آوردن زیباتر است"
اگه عکس بود

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

14 Jan, 12:08


سه پارت این هفته تقدیم نگاه گرمتان☕️👀💜

دنیای درون یک زن می‌تواند به همان سرعتی تغییر کند که دنیا در جنگ تغییر می‌کند.

👤کریستین هانا

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

25 Dec, 22:11


‍ سریع پله هارو یکی یکی رفتم پایین که وسط راه صدای نعره ی یکی رو شنیدم! فوری خودم‌و رسوندم پیش بقیه آدما
ودیدم بابا بزرگ داماد چنان این کمرو قر میده که کل خانواده چشماشون داشت از کاسه درمیومد!
بابابزرگ حشمت -آآآآه، خوشکلی نیلوفری چشمون زیبا داری...
داشتم با چشمای گشادشده به باباحشمت نگاه میکردم که نن جون قرزنان از روپله هاشروع به پایین اومدن کرد.
همه نگاهارفت سمت نن جون، ای خدا فراموش کردم دروقفل کنم.
آقا حشمت دادزد -سکیییینه.
نن جون دادزد -اصغررر.
دوتاییشون رسیدن به هم وشروع کردن به رقصیدن.
باباحشمت - بخندبه روی دنیا، دنیابروت بخنده، بزار که رنج وغصه بار سفرببنده. یهو از دهنم در رفت گفتم :
- چقدر قدیمی میخونید.
درکمال تعجب بابا حشمت بالحن رپ اِستارهاگفت:
_خوشکل موشکالش بیان تووسط بریم توفازبندری، میخونه باباحشمت دیگه نشینیدروصندلی.
نن جون -حالا همچین وهمچونش کن قررربده داغونش کن.
بابا حشمت :
-موهاتو پریشونش کن قررربده لرزونش کن
نن جون قربده باباحشمت قربده همه مااونجا کُپ کرده بودیم رسماً خفه شده بودن همه.
نن جون گفت : -تموم شد؟
بابا حشمت :-نهههه، حاال خانوما دست دست خانم خانما دست دست خاله پریا دست دست سکینه خانم دست
دست مغز بادوم دست دست ...

داماد بیچاره متعجب به من که لبخند روصورتم بود و بهشون نگاه میکردم ومیخندیدم،نگاه کرد.
متوجه نگاهش شدم وخودم رو متعجب نشون دادم و به نن جون و آقا حشمت اشاره کردم و وسط اون همه سرصدا گفتم :
-یعنی چی شده؟
متعجب سرشوتکون داد
خدا بهت رحم کرده وگرنه عوض اینا تواین وسط بودی بچه خوشکل.
نن جون صورتشو بردجلوی بابا حشمت وگفت :
-چشمات عسل.
باباحشمتم گفت :
-لبات عسل.
منم مثل اسکولا گفتم :
- به پای هم پیر شید، شیرین عَسل

بااین حرف من همه انگار به خودشون اومدن بابا رگ غیرتش زد بالا و رفت نن جون و بگیره، مامانم رفت کمکش بقیه
هم رفتن باباحشمت وبگیرن، باباحشمت لباس نن جون وگرفته بودو دادمیزد :
-نروسکینه، نرو، توبری این خونه بومیگیره.
بابا به زور دست باباحشمت‌و گرفت تا از نن جون جداش کنه که بابا حشمت با آرنج زدتو دهن بابا!
آب دهنمو قورت دادم و به بابا نگاه کردم، همه جا سکوت شد، یهو بابا مثل سامورایی ها دادزد:
- یـــــــــَــــــــــــــــه

کل خانواده خواستگار کفش به دست ازخونه فرار کردن.
نن جون دستشوگذاشت روقلبشوگفت :
-خداازت نگذره باباتو ازخونه فراری دادی شیرم حاللت نباشه.
وتلپی رودستای مامان افتاد.
باوحشت به باباکه پکو وپوزش پرخون بودنگاه کردم وگفتم :
- غصه نخوربابا،تو شیرگاو خوردی

🔥پر بازدید ترین رمان سایت رمانکده
ژانر : عاشقانه طنز،🦦
نویسنده :حانیا بصیری


👁لینک کانال 👇
https://t.me/+5-It95m-WhthMjFk
https://t.me/+5-It95m-WhthMjFk

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

25 Dec, 15:56


ما جوان‌های زود هنگام فرتوت شده بودیم:)))

#فرتوت
#کتاب_فرتوت 📚
#گیسو_رحیمی 👤
#سپاس‌که‌باذکرنام‌کپی‌می‌کنید💜

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

25 Dec, 15:50


بخندم یا گریه کنم؟!🥲😂💔

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

25 Dec, 15:49


به نظرم زندگی تو این خونه جریان داره.☕️✍🏻📚👩🏻‍💻🫂🔮💜

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

25 Dec, 08:29


لیستی از برترین‌ رمان های تلگرام تقدیم شما خوبان❤️


🍓وقتی پنهون از همه به عقد موقتش دراومدم نمی دونستم قراره انگ قاتل بودن به پیشونیم بخوره


🍎تو یه خانواده متعصب جرم دختری که به حکم عشق زن شده چیه؟


🫐عاشق برادرشوهرم شدم، فکر میکردم خائن منم؛ اما همش بازی بود...


🍑برام پاپوش دوختن و من افتادم تو زندان! تو زندان زنان اتفاقی برام افتاد که..و


🍍شوهرداشتم اما دلم برای معلم موسیقیم‌ رفت


🥭 شوهرم به خاطر یه زن دیگه منو طلاق می ده اما...


🍉لینک رمان های آنلاین اینجاست


🍋ازدواج دو سلبریتی معروف و پرحاشیه


🥑گنده لات محل عاشق دکتر تازه کار میشه


🍓مردی که پنج سال به ناحق زندان بوده و بعد روبرومیشه با برادرزاده مذهبی دوستش که...


🍐شوهرم با توطئه مادرش بخاطردختر زا بودنم زن دوم گرفت


🍒عاشقانه‌ای پرتلاطم بین زنی تن فروش و مرد مذهبی


🍈شب عروسیم منو به جرم موادمخدر دستیگر کردن درحالیکه


🥕همخونگی با پسر نجات دهنده اش ...
.

🥥دوست داشتنش ساده نیست


🥝دختری که بعد از قتل دونفر در یک مهمانی سکوت کرده با وکیلی که بخاطر این پرونده عجیب...


🍉دختری ساده که بعد از مرگ پدرمادرش آبروش هدف قرار میگیرد...


🍏دختر روان پزشکی که عاشق یه پسر روانی میشه


🍊لیدا قاتل شوهرشه اما کسی از این راز خبر نداره جز فولاد دوست شوهرش!


🥑صدف زنی بیمار با فهیمدن اینکه شوهرش بقیه بامعشوقه‌اش در ترکیه زندگی میکند...


🍇دختر شیطونی که وارد دنیای مافیای بی‌رحم می‌شود


🥭دختری که سه ازدواج ناموفق داره


🍑برگشتن نیل بعد از شیش سال با دختربچه ای از خون او...


🍏اعدام شدنم به جرم قتل متجاوزم


🫐صیغه دوست برادرم شدم چون او غربت جایی رو نداشتم


🥝پسر خلافکار دختره رو مجبور میکنه باهاش بره دزدی


🍉عشق تا بینهایت


🫐دزد کوچولویی که به دام یه انسان خشن میفته و برای صرف نظر از تنبیحش باید


🍑دوستی یه رقاصِ آروم با یه کشتی‌گیرِ شیطون!


🍒یک بازی ناجوان مردانه تمام زندگیم و باختم ..


🍑تلاش برای انتقامی سخت از خانِ یک عمارت توسط دختری زخم خورده!


🍇همخونه بودی دختری زبان دراز و لجباز با پسری بی اعصاب و زخم خورده که پی انتقام !


🍌پسره خواننده اس و الکی بهش تهمت میزنن که خانه فساد داره و...


🥝انتقام گذشته‌ای که هرگز فراموش نمی‌شد.


🍊تجاوز به معشوقه سابق درست شب عروسیش


🍎عاشقانه پر تلاطم دختر عمو پسر عمو و سوختن در یک عشق پنهانی


🍍سرباز دختری که به اسارت دشمنان میوفته هرشب ...


🥥عشق یه پسرمسلمون و آقازاده به دختری ارمنی و مسیحی


🍋‍🟩تجاوز بازیگر مشهور کشور به دختر بچه ای که آرزوی بازیگر شدن داشت


🍒مثلث عشقی،دختر مهربون و مذهبی،پسر بامرام و دوست داشتنی..


🍇آفاق دختر هفده ساله ای از ایل قشقایی که عروس خون بس می شود.


🍑شش عاشقانه در یک اکیپ دوازده نفره


🍉عاشق مردی شدم که نامزد داره اما نمیتونستم ازش بگذرم


🍈عشق دختر مسلمان به پسر ارمنی


🍇عشق بین دو دشمن به خاطر یک نفرینا قدرتمند...


🍐وقتی که یک دختر عاشق میشود


🫐من واقعیتم که دردهای بی‌اغراق زندگی، روی دوشم سوارند!


🍌مادرم عروس خونبس بود! ومن دختری بودم که برادرِ هووی مادرم عاشقم شد


🥑برام تله گذاشتن محمد... منو تو دام انداختن... فقط میخوان رسوام کنن محمد....


🍎ازدواج اجباری دختری روستایی باپسر فرنگ رفته


🍑به نامزدش خیانت میکنه و با یه خلافکار میره تو رابطه...


🥭دختر بیوه‌ بعد مرگ شوهرش می‌فهمه که شوهرش...


🍓انتقام ناخواسته مهندسِ خشن از همسر رفیق فابریک


🥒پسرخاله ام بهم تجاوز کرد


🍎عشقم بهم خیانت کرد


🥕هر رمانی میخوای با چهار فرمت رایگان دانلود کن و بخون


🥑بهم دست درازی میکرد و به اجبار و تهدید ازم می‌خواست که...


🍋دختری مذهبی اسیر دست مردی دنیا دیده که دایی کسیه که قراره...


🍊مجبورشدم پرستار مردی بشم که بی رحم بود


🍇وقتی شوهرم مرد رنگ زندگیم سیاه شد واونجا بود که فهمیدم

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

25 Dec, 08:29


#پارت220


مهدا با درد و رنگی پریده به آرتا نگاه کرد تنش از خشم و نزدیکی با این مرد می‌لرزید. روی زمین کنج تخت خواب کز کرده بود و چهار ستون بدنش می‌لرزید.

توانایی حرکت نداشت بیچاره وار لباس آرتا را که تنها چیز دم دستش بود را روی تن رنجورش کشید.

هق هق کنان به مرد خشمگین مقابلش نگاه کرد بیشتر در خودش جمع شد. درد زیادی را تحمل کرده بود. درد به کنار وحشت از آن حرکات جانش را به لب رسانده بود.
_ تو... تو... قول داده بودی. کاری نکنی اما...


دستش را بین پایش گذاشت و اشک ریخت.
آرتا در حالی که ملحفه به خون نشسته را از تخت جدا می‌کرد غرید:
_ خدا لعنتت کنه اون برای زمانی بود که تو سر از مهمانی مافیای دختر در نیاورده بودی خواستم بدونی تجاوز چه وحشیانه‌س... آره قول دادم اما تو زنمی. منم بی رگ نیستم. بذارم هر غلطی دلت خواست بکنی.


پوزخندی زد رنگ رخسار مهدا خبر از حال بدش می‌داد:
_ حالت خوبه لان؟.

مهدا مچاله شده هق‌هق می‌کرد. آرتا جواب خودش را داد:
نه که خوب نیستی تجاوز خیلی دردناک‌تر از اینه...

https://t.me/+LqqfklL9RFtjYTlk
https://t.me/+LqqfklL9RFtjYTlk

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

23 Dec, 14:39


موجود عجیب و مضحکی شده‌ام
شعورم درست کار می‌کند
ولی احساساتم، چطور بگویم؟ کند شده؛ نه آرزویی دارم و نه به چیزی دلبسته ام و نه به کسی علاقه‌مندم
👤دایی وانیا_آنتوان چخوف

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

23 Dec, 14:14


#قسمت_۱۳۸

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

با صدای تقه‌ای که ناگهان به درب اتاق اصابت کرد دستپاچه و حیران به سوی در شتافت و با لحنی که بشدت می‌لرزید پرسید:

- کیه؟

با صدای حامین موجی از حس آرامش و آسودگی به جانش و تک‌تک اعضای بدنش تزریق و سرازیر شد.

-- منم کاکتوس خانم!

بی‌تردید قفل درب را گشود و به محض باز کردن درب اتاق نگاهش در چشمانی نافذ و گیرا به سیاهی رنگ شب گم و قفل شد.

-- با هاویار صبحت می‌کردی؟

به سختی خودش را جمع و جور کرد و خودش را از تک و تا نیانداخت:

- اوهوم، چطور؟

-- هیچی، فقط برام سوال شد که شریک جرمت کی می‌تونه باشه و ساعت سه نصف شب به کی می‌تونی شب بخیر بگی!

- چیه؟ فکر کردی چون خانواده‌ام و دوست و آشنا رو ازم گرفتی، همه‌ی دنیا باهام قطع ارتباط می‌کنند و منم عین یه کرم توی پیله‌ی تنهایی خودم می‌سوزم و می‌سازم اما امکان نداره رشد کنم و پروانه بشم و بال پرواز پیدا کنم؟


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بسته شد. لطفا در حال حاضر بدون هماهنگی قبلی با ادمین کانال، هیچگونه مبلغی رو جهت خرید حق عضویت رمان برای بنده واریز نکنید🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، ده الی دوازده پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

23 Dec, 14:14


#قسمت_۱۳۷

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

کلافه از پر حرفی هاویار و دل‌نگرانی‌اش برای مردهای طبقه پایین دستی به پیشانی‌اش کوبید و با حرص پاسخ داد:

- نه من چه کاری با موجود بیشعوری مثل تو می‌تونم داشته باشم؟ شرت کم، فقط فرت و فرت بهم زنگ نزن و نگرانم نباش.

هاویار خنده‌ی تلخی کرد و با صدای گرفته‌ای بی‌مقدمه لب زد:

- ‏مادرم یه جمله کوردی معروف داشت که می‌گفت: « عە‌شق برینێکە نه ده‌‌ی هێڵێ بژی نە‌ ده‌‌ی هێڵێ بمری». (به فارسی یعنی: عشق زخمیه که نه می‌ذاره زندگی کنی و نه می‌ذاره بمیری.)

مات و مبهوت شده از جا برخاست و قدم‌زنان با لحن مشکوک و کنجکاوی زمزمه کرد:

- خب، یعنی چی؟

هاویار از در شوخ‌طبعی وارد شد و بحث را به زیرکی عوض کرد:

- یعنی چی و مرگ! و زهرخر توی دل تو و هر خر دیگه‌ای که عاشق بشه. شب بخیر پرتقال گندیده.

لبخند محوی روی صورتش نقشت بست و آهسته لب زد:

- شبت بخیر شریک جرم بداخلاق من.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بسته شد. لطفا در حال حاضر بدون هماهنگی قبلی با ادمین کانال، هیچگونه مبلغی رو جهت خرید حق عضویت رمان برای بنده واریز نکنید🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، ده الی دوازده پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

23 Dec, 14:13


#قسمت_۱۳۶

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

صدای خسته و عصبی هاویار پشت گوشی پیچید و با پوزخند صداداری گفت:

- علیک سلام خرم سلطان، حرمسرات بی من امن و امانه؟ حالا چرا انقدر توپت پره سوگلی سلطان سلیمان؟ ارث آقات رو کشیدم بالا یا باهام خوابیدی و پولت رو ندادم.

چشمان دخترک از وقاحت رفیقش گشاد شد و بی‌اختیار جیغ بنفشی کشید:

- دهنت رو ببند مرتیکه فاقد ادب و شعور و فهم و درک و نزاکت. تو دیگه داری مرزهای عوضی بودن و خط قرمزها رو له می‌کنی، از رد کردن گذشته کارت!

هاویار بی‌حوصله نچی کرد:

- دو دقیقه زیپ دهنت رو بکش و یه نفسی بگیر تا نمردی. حالا گوشات رو عین اسب بده به من ببین چی می‌گم. این دختره زده به سرش و پاشو کرده توی یه کفش که می‌خوام برم خونه‌ام. حالا نمی‌دونم از هورمون‌هاشه که بالا و پایین شدند یا مغزش رد داده کلا امشب ولی در هر صورت راضی نشد که با خودم یا ماشینم تشریف گوهش رو ببره. سر همین ماشین رو پارک کردم ترمینال و دارم عین کودن با اتوبوس و همراه این میرغضبی که کنارم نشسته میرم تهران. درهای خونه رو قفل کن و تحت هیچ شرایطی از خونه بیرون نزن تا برگردم تهران. با گوهی که تو دیشب کاشتی فکر کنم آدرس خونه‌ات رو اون خاندان کوفتیت تا فردا پیدا کنند و خراب بشن سرت به امید خدا. فعلا بتمرگ سرجات و بیرون آفتابی نشو تا آبا از آسیاب بیفته و منم برگردم ببینم چه خاکی باید بریزم به سرم از دست گنده‌کاری های تو. کاری نداری؟


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بسته شد. لطفا در حال حاضر بدون هماهنگی قبلی با ادمین کانال، هیچگونه مبلغی رو جهت خرید حق عضویت رمان برای بنده واریز نکنید🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، ده الی دوازده پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

14 Dec, 18:21


سه پارت این هفته تقدیم نگاه گرمتان☕️👀💜

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

14 Dec, 18:20


#قسمت_۱۳۵

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

پس از پوشیدن لباس سرهمی به رنگ مشکی و بافتن موهای نم‌دارش، با نگرانی درون اتاق شروع به قدم زدن کرد و با صدای هر عربده و فحش و بد و بیراه در جایش می‌پرید و تمام بدنش به رعشه می‌افتاد. با آنکه با سر رسیدن برادر حامین، نامی نامدار خیالش تا حدود زیادی راحت شده بود و دیگر آن ترس و وحشت اولیه در دلش راه نداشت، اما همچنان متوحش و هراسیده‌ به دور خود می‌چرخید. از تنهایی حامین با برادرش و پسرعمویی که یک زمان حکم نامزد سابقش را داشت واهمه داشت و می‌دانست در این شرایط بحرانی هر عمل و رفتار ترسناک و خطایی از آن‌ها ممکن است سر بزند چرا که حذف جهل و خرافات از مغزهای پوسیده خاندان دادیار امری جدانشدنی بود. عصبی دستی به موهایش کشید و با زنگ خوردن گوشی‌اش همچون برق گرفته‌ها در جایش خشک شد. با دستان و گام‌هایی لرزان به سوی تختش رفت و حینی که آهسته روی آن می‌نشست گوشی‌اش را از روی میز کنارتختی چنگ زد و با دیدن اسم روی صفحه آه از نهادش بلند شد. به سختی خودش را جمع و جور کرد و با صدایی که لرزش نامحسوسی داشت تماس را برقرار کرد:

- چیه هاویار، چی می‌خوای؟ چیز دیگه‌ای مونده بارم کنی و نکردی؟


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بسته شد. لطفا در حال حاضر بدون هماهنگی قبلی با ادمین کانال، هیچگونه مبلغی رو جهت خرید حق عضویت رمان برای بنده واریز نکنید🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، ده الی دوازده پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

14 Dec, 18:20


#قسمت_۱۳۴

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

با صدای مرد جوان به سختی خودش و ماهیچه‌ی زبان نفهم درون سینه‌اش را جمع و جور کرد.

-- برو بالا کاکتوس خانم، نمی‌ذارم اذیتت کنند.

بی‌اختیار چانه‌ لرزاند و با لحنی اندوهگین و دلگیر تیکه پراند:

- تازه یادتت افتاده منم هستم و وجود دارم و ممکنه بخاطرت خیلی اذیت بشم و شده باشم؟

حامین با نگاهی شرمگین و فراری‌ سرش را به زیر انداخت و جدی و محکم لب زد:

- نمی‌تونم گذشته رو برات جبران کنم یا معجزه‌ای کنم که فراموشت بشه، اما از امروز به بعد برای آرامش و آسایشت همه کار می‌کنم.

خنده‌ی تلخی کرد و با بغض و کینه حقیقت را بر صورت مرد مقابلش کوبید:

- دیره، برای دیده شدنم، برای مراقب بودنم، برای جنگیدن برام خیلی دیره جناب نامدار‌.

با صدای عربده‌کشی مردهای پشت درب خانه، حامین کلافه به سوی در شتافت و با لحن پر صلابتی گفت:

- برو بالا، برای صحبت کردن از گذشته و شکایت کردن تو و سرزش شدن من، وقت زیاد داریم.

بی‌اعتنا به حرفش با لحنی لرزان و هراسان نالید:

- نرو، اگه دستشون بهت برسه زنده‌ات نمی‌ذارند!

حامین دستش روی دستگیره خشک شد و بعد از سکوتی سنگین به آرامی لب زد:

- نگران نباش، خاندان تو متأسفانه زور بازو و زبونشون فقط به زن‌ها می‌رسه.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بسته شد. لطفا در حال حاضر بدون هماهنگی قبلی با ادمین کانال، هیچگونه مبلغی رو جهت خرید حق عضویت رمان برای بنده واریز نکنید🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، ده الی دوازده پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

14 Dec, 18:19


#قسمت_۱۳۳

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

با بغض و دلخوری به حامین نگریست و مرد جوان عاصی شده لب گشود:

- برو بالا داخل اتاقت و درم قفل کن. تحت هیچ شرایطی، دوباره تکرار می‌کنم تحت هیچ شرایطی از اتاقت پایین نمیای حتی اگه این‌جا خون و خونریزی و قتل هم رخ بده، فهمیدی؟!

وحشت‌زده گامی به جلو برداشت و تته پته کنان گفت:

- نه، نه، نه... من هیچ جایی نمی‌رم، من این قیامت رو به پا کردم، پس حق ندارم جا بزنم و پا پس بکشم، تا تهش میرم.

حامین عصبی دستانش را به کمر زد و کفری شده گفت:

- وقت کل‌کل و لجبازی نیست دختر، میری بالا و حتی به تهدید و ترس هم از اتاقت بیرون نمیای، فهمیدی؟!

با نگاهی ناباورانه و هراسیده چشم در صورت عزرائیل زندگی‌اش دواند و با بغض سنگینی پرسید:

- چرا داخل این جهنمی که خودم به نیت سوزوندن تو راه انداختم، ازم حمایت می‌کنی؟

حامین نگاه عمیق و معناداری به چشمان زیبا و مغموم دخترک انداخت و با لبخند پاسخ داد:

- چون فکر کردی من همونم که در مقابلت می‌ایستم، نه در کنارت. حتی اگه تو اون شیطانی باشی که به نیت آتیش زدنم، گولم زده باشی و جهنم رو بر پا کرده باشی، باز من در کنارت می‌سوزم و می‌مونم.

از جواب تکان‌دهنده مرد مقابلش ماتش برد و همچون مجسمه سرجایش خشک شد.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بسته شد. لطفا در حال حاضر بدون هماهنگی قبلی با ادمین کانال، هیچگونه مبلغی رو جهت خرید حق عضویت رمان برای بنده واریز نکنید🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، ده الی دوازده پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

07 Dec, 14:17


سه پارت این هفته تقدیم نگاه گرمتان☕️👀💜

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

07 Dec, 14:17


#قسمت_۱۳۲

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

با صدای زنگ ممتد و بلند خانه، دخترک وحشت‌زده از جا برخاست و بریده بریده لب زد:

- هاو... هاویاره... اومد... حالا چکار کنیم؟

حامین نگاه تند و عصبی به دخترک لرزان انداخت و از میان دندان‌های روی هم کلید شده‌اش گفت:

- هاویار این‌جا چه غلطی می‌کنه؟

آسیمه‌سر به سوی درب خانه رفت و با غیظ پاسخ داد:

- هاویار این‌جا خونشه، یعنی چی که این‌جا چه غلطی می‌کنه؟ من و هاویار بیش از هفت‌ساله که یکی شدیم.

حامین با نگاهی که دودو می‌زد به دخترک نگریست و با سوءظن و بدگمانی پرسید:

- یکی شدیم؟ یعنی چی که یکی شدیم؟

از درون چشمی به بیرون نگاهی انداخت و با دیدن افراد پشت درب؛ ترس هلاهل‌وار به دلش چنگ انداخت و مشوش به سوی حامین چرخید:

- هاویار نیست... دیاکو... دیاکو و آهیرن... این‌جا رو چطور پیدا کردند؟

حامین کلافه دستی درون موهایش کشید و آزمند لب زد:

- وقتی حس نفرت و انتقام چشمت رو کور و گوشت رو کر کنه نتیجه‌اش میشه تویی که بی‌فکر و بی‌منطق پاشدی اومدی وسط مراسم اون خاندانی که به مرده‌ات هم رحم نمی‌کنند چه برسه به زنده‌ات، شو اجرا کردی تا به خیال خودت منو آچمز کنی.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بسته شد. لطفا در حال حاضر بدون هماهنگی قبلی با ادمین کانال، هیچگونه مبلغی رو جهت خرید حق عضویت رمان برای بنده واریز نکنید🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، ده الی دوازده پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

07 Dec, 14:16


#قسمت_۱۳۱

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

بی‌اعتنا به احوال داغان و ویران شده‌ی مرد مقابلش لبخندی شیطانی زد و با کنایه گفت:

- از تمام قدرت، ثروت،‌ شهرت، اختیارات و امتیازاتت استفاده کن تا بچه‌ات رو پیدا کنی! البته بعید بدونم بخاطر حفظ موقعیت و منافعت تن به اینکار بدی! تو ترجیح میدی توی عذاب وجدانت خفه بشی و بمیری اما دنبال بچه‌ات نگردی، درست می‌گم؟

-- خفه شو!

- خانوادگی اینجور هستید. بازی با بقیه و بازی کردن رو دوست دارید. آخرم آدم‌ها رو مثل گوشت قربونی، قربانی می‌کنید تا جایگاه خودتون رو حفظ کنید.

-- گفتم خفه شو!

- منو قربانی کردی تا زندگی خودت رو نجات بدی، ولی دیدی چیشد؟ به راحتی آب خوردن دورت زد و گذاشت رفت و پشت سرشم حتی نگاه نکرد!

-- بهت می‌گم خـــفـــه شـــو!

نفس عمیقی کشید و بی‌توجه به جگوار وحشی و لجام‌گسیخته مقابلش، زخم‌کاری و آخر را با سنگدلی و بی‌رحمی به تار و پود مرد زندگی‌اش زد:

- راستی یادم رفت بهت بگم، گردوها دوقلو بودن. یه دختر... و یه پسر. متأسفانه هردوشون شبیه خودت بودند، فقط رنگ چشم‌های پسره شبیه من بود. حتی اسم هم براشون گذاشتم. اسم دخترم رو گذاشتم دلژین، به معنای قلب زندگی، امید زندگی، ثمره زندگی. اسم پسرم رو گذاشتم ژیوان به معنای نگهبان زندگی، بانی زندگی. حالا با این درد خانمان‌سوز بمیر.

دنیا با تمام عظمت و بزرگی‌اش بر سر مرد جوان خراب و ویران شد و قلبش زیر آوار و خرابه‌های زندگی‌اش که خود باعثش شده بود از کار افتاد و همچون تکه‌ای یخ، سرد و بی‌نفس شد و رو به انجماد رفت.

-- نه، نه، نــــــــــه!!!


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بسته شد. لطفا در حال حاضر بدون هماهنگی قبلی با ادمین کانال، هیچگونه مبلغی رو جهت خرید حق عضویت رمان برای بنده واریز نکنید🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، ده الی دوازده پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

07 Dec, 14:15


#قسمت_۱۳۰

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

مرد جوان با صورت گداخته و خون دویده نگاه برزخی به دخترک انداخت و از میان فک قفل شده‌اش کلمات را به سختی جان کندن به بیرون پرتاب کرد:

- تو، اینکار رو، نکردی! نــــــه! تو نمی‌تونی انقدر‌ شیطان‌صفت باشی!

پوزخند تلخی روی لب‌هایش نشست و با نگاهی بدرخته و مکدل به عزرائیل زندگی‌اش خیره شد:

- نبودم. شدم. شماها منو از بهترین فرشته به بدترین شیطان تبدیل کردید.

مرد جوان کیش و مات و آچمز شده دخترک را رها کرد و با نگاهی ناباورانه که دودو می‌زد گامی به عقب برداشت و زیرلب با خود زمزمه کرد:

- لعنت به تو، لعنت به تو کاکتوس خاردار، لعنت به من!

همچون یک شاه شطرنج با لذت وافری به تماشای بهم ریختگی و رو به زوال رفتن حال و روز بزرگ‌ترین دشمن زندگی‌اش نشست و حینی که روی کاناپه می‌نشست با لبخند شروری تیکه پراند:

- فعلا دو هیچ جناب نامدار. تا ناک‌اوت شدنت چیز زیادی باقی نمونده.

مرد جوان مات و مبهوت شده سرش را میان دستانش گرفت و زیرلب با خود زمزمه کرد:

- دروغه. دروغ می‌گی. داری مثل سگ دروغ می‌گی!

بی‌اختیار قهقهه بلندی سر داد و با لحن جدی اما گرفته‌ای لب زد:

- فکرشم ترسناکه، نه؟ من این ترس رو عملی و زندگی کردم. من از اون روز شوم و نفرین‌شده؛ دارم هر سال، هر ماه، هر روز، هر ساعت، هر ثانیه و هر لحظه با عذاب وجدان رها کردن نوزادم داخل سطل زباله از درون آتیش می‌گیرم، می‌سوزم و می‌میرم و از خاکسترم دوباره زنده می‌شم، حالا نوبت توئه!

مرد جوان قالب تهی کرده و تنوره‌کشان به سوی ویترین بار نوشیدنی‌های کنج خانه حمله‌ور شد و حین شکستن آن‌ها با صدای بم و خشداری از اعماق جانش عربده زد:

- نه! نه! نــــــــــه!


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بسته شد. لطفا در حال حاضر بدون هماهنگی قبلی با ادمین کانال، هیچگونه مبلغی رو جهت خرید حق عضویت رمان برای بنده واریز نکنید🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، ده الی دوازده پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

05 Dec, 13:22


سلام دوستان و همراهان همیشگی🪻
امیدوارم ایام به کامتون باشه💜

1⃣تـــوجـــه:
رمان فگار بدلیل مسائل شخصی و کاری که برای بنده پیش آمده موقتا تا اواخر تیرماه سال هزار و چهارصد و چهار متوقف می‌شود و بعد از آن طبق روال جدید(هفته‌ای ده الی دوازده پارت) پارت‌گذاری می‌شود.
اگر با مسائل بوجود آمده مشکلی دارید و نمی‌توانید تا تیرماه صبر و شکیبایی کنید لطفا به پی‌وی ادمین مراجعه کرده و شماره کارت خودتون رو جهت عودت مبلغ حق عضویت، بفرستید.🙏🏻🦋

2⃣تـــوجـــه:
پارت‌گذاری رمان فگار در کانال عمومی(همین‌جا) ادامه خواهد داشت و به همان شکل سابق خواهد بود.(از اوایل مردادماه پارت‌گذاری رمان هر روز هفته(به جز جمعه‌ها) شبی یک پارت خواهد بود.

@DrGisou
@DrGisou
@DrGisou

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

01 Dec, 12:06


سه پارت این هفته تقدیم نگاه گرمتان☕️👀💜

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

01 Dec, 12:05


دوستت دارم مثل چاوشی که می‌گه: با تو باشم غم چیه؟
با تو مرگم آسونه:)

دوستت دارم مثل شادمهر که می‌گه: مثل همون تب روزهای اول هنوز از دیدن چشم تو داغم:)

دوستت دارم مثل کوروش که می‌گه: به خودم قول دادم از تو جایی نگم، بعد تو با کسی هم‌اتاقی نشم:)

دوستت دارم مثل آرمین که می‌گه: بعد تو زندگی هیچی نی توش:)

دوستت دارم مثل یاسینی که می‌گه: تو برام یه کتاب غمگینی که صدبار خوندمش شاید عوض بشه آخرش:)

دوستت دارم مثل نوان که می‌گه: هرچقدرم دورم شلوغ باشه ولی باز ته دل تو رو می‌خوام:)

دوستت دارم مثل هومان که می‌گه: روز من بی تو عزیزم حتی خورشیدم نداره:)

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

01 Dec, 12:05


#قسمت_۱۲۹

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

ترس هلاهل‌وار به دل مرد جوان چنگ می‌انداخت و سینه‌اش بی‌امان پر و خالی می‌شد. هراسیده و بیم‌ناک گامی جلوتر رفت و ناباورانه لب زد:

- تو این کار رو نکردی!

قهقهه بلندی سر داد و با لحنی سرمست و شنگول گفت:

- دوست نداری بدونی جنسیتش چی بود؟ چه شکلی بود؟ اسمش چی بود؟

مرد جوان درمانده و آسیمه‌سر به دور خودش چرخید و با عز و جز جمله‌ی قبلی‌اش را تکرار کرد:

- تو این کار رو نکردی!

سری به افسوس تکان داد و خصمانه و کینه‌توز لب زد:

- متأسفانه ژن غالبی هم داری! خیلی شبیهت بود.

مرد جوان تنوره‌کشان به سوی دخترک حمله‌ور شد و با رنگ و رویی پریده و دهانی کف کرده از اعماق جانش فریاد زد:

- تو این‌کار رو نکردی! نه، نه، نـــه... امکان نداره! تو نمی‌تونی انقدر حیوون باشی!

بی‌اعتنا به مرد لجام‌گسیخته مقابلش و اسیر شدن بازوان ظریف و نحیفش در دستان عضلانی و پرقدرت او، جسورانه چشم در صورتش دواند و با لحنی تند و عصبی گفت:

- هستیم، هردومون. تو حرفش رو زدی، من عملیش کردم! البته حیوون شرف داره به من و تو! چون حتی اونا هم با پوست و گوشت و خونشون از توله‌هاشون مراقبت می‌کنند. ولی ما...!


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بسته شد. لطفا در حال حاضر بدون هماهنگی قبلی با ادمین کانال، هیچگونه مبلغی رو جهت خرید حق عضویت رمان برای بنده واریز نکنید🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

01 Dec, 12:04


#قسمت_۱۲۸

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

پوزخند تلخی زد و خیره در چشمان فراری و شرمسار مرد جوان با قسی‌القلبی تمام ادامه داد:

- به‌ حرفت گوش دادم. بدنیا آوردمش. روز ترخیصم اومدم در عمارت نامدارها و بچه رو گذاشتم داخل سطل زباله در خونه‌تون. یه یادداشت هم داخل ساک بچه گذاشتم و دادمش به سرایدار خونه‌ که برسونه بدستت! داخل کاغذ نوشتم مامان به تک‌تک حرف‌هات عمل کرد بابایی.

مرد جوان خنده‌ی بلند و ترسناکی کرد و با لحنی به ظاهر بی‌تفاوت گفت:

- جوک بامزه‌ای بود، واقعا اشک توی چشمام جمع شد. قدرت بازیگری و فیلم بازی کردنت رو به چشم دیدم. الحق که سزاوار سیمرغ بلورین هستی.

دستانش را روی سینه جمع کرد و با خونسردی لب زد:

- ولی من با این جوک بامزه‌ زندگی کردم جناب نامدار‌!

مرد جوان با نگاهی که دودو می‌زد گامی به سوی دخترک برداشت و گیج و پریشان زمزمه کرد:

- یعنی چی؟ این دری وری‌ها چیه که میگی؟ شوخیت‌‌ گرفته؟

خنده‌ای شیطانی کرد و با ناز و عشوه تابی به گردنش داد:

- به نظرت من آدم شوخی‌ام؟ اونم در مقابل تو!


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بسته شد. لطفا در حال حاضر بدون هماهنگی قبلی با ادمین کانال، هیچگونه مبلغی رو جهت خرید حق عضویت رمان برای بنده واریز نکنید🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

20 Nov, 15:08


تو قصد نداشتی بگی دوستت دارم:)💔

حین تایپ پارت‌های جدید رمان مدام این آهنگ رو به یاد دختر داستانمون؛ دلوین و پسرهای داستانمون؛ حامین و هاویار و آهیر پلی می‌کنم:)))
به نظرتون دلوین آخر داستان به کدوم از پسرهای عاشق داستانمون می‌رسه؟!

1)هاویار
2)آهیر
3)حامین
4) هیچ‌کدام(تنهایی)

https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

19 Nov, 20:11


سلام خدمت شما دوستان عزیز و همراهان همیشگی🙋🏻‍♀
بابت تأخیر و فاصله بوجود اومده در پارت‌گذاری رمان فگار از تک‌تک اعضای کانال عمومی و VIP پوزش می‌طلبم و باید خدمتتون عرض کنم که بدلیل یکسری مسائل کاری، پارت‌گذاری رمان فگار در کانال VIP موقتا متوقف می‌شود و تا اواخر آذرماه در رابطه با شرایط این رمان تصمیم‌گیری نهایی به عمل می‌آید.
خاطر نشان می‌کنم که هزینه‌‌ی حق عضویت تمامی اعضای VIP پیش بنده محفوظ مانده است و در صورت بروز هرگونه مشکل مبلغ پرداخت شده عودت می‌گردد‌.
در صورت حل شدن مشکلات پیش آمده، شروع پارت های جدید رمان در کانال VIP از سی‌ام آذرماه و شب یلدای هزار و چهارصد و سه خواهد بود.🍂🍁🧡🌲🎄❄️☃️🤍🍉♥️

لطفا در حال حاضر بدون هماهنگی با ادمین کانال، هیچگونه مبلغی رو جهت خرید حق عضویت رمان یا سفارش کتاب برای شخص بنده واریز نکنید.🙏🏻🪻
ارادتمند شما، گیسو🦋💜

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

18 Nov, 18:09


_اینو بگیر دختر، بمال به تنت بوی پهن اسب میدی!

صدای بلند بی‌بی و شیشه عطری که بوی گل یاس میداد، بغضم رو بیشتر کرد.

_پسرت نگام نمیکنه بی‌بی،تنها همدمم این اسبه اونم میخوای ازم بگیری؟!

_استغفرالله، استغفرالله به اونی که به شوهر خودش نیم نگاه نمیندازه! پاشو اون سرخ لبه منو از گوشه صندوقچم بردار بزن به لبات ببینم کدوم شیر پاک نخورده‌ایه که به زنش نگاه نکنه!

متعجب به بی‌بی زل زدم که چشم غره درشتی بارم کرد.
_اینطوری نگام نکن دختر، حاج بابات زنده بود خودمو مثل پنجه آفتاب می‌کردم براش!

همین که پاشدم تا سرخ لب بی‌بی رو بردارم محکم به سینه ستبر مردی خوردم که این روزا به خونم تشنه بود و حالا.....
https://t.me/+D1Ho2jspx_A3ZWM0
https://t.me/+D1Ho2jspx_A3ZWM0
https://t.me/+D1Ho2jspx_A3ZWM0
اثر جدید ساره مرادیان😍💋💋💋💋❤️

دوباره برگشتیم به تلگرام اونم با یه رمان جدید و فول انرژی و هات🙈😜

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

18 Nov, 18:09


لیستی از برترین‌ رمان های تلگرام تقدیم شما خوبان❤️


🍓رمان های چاپی رو با نصف قیمت بخر


🍎تو یه خانواده متعصب جرم دختری که به حکم عشق زن شده چیه؟


🫐عاشق برادرشوهرم شدم، فکر میکردم خائن منم؛ اما همش بازی بود...


🍑برام پاپوش دوختن و من افتادم تو زندان! تو زندان زنان اتفاقی برام افتاد که..و


🍍شوهرداشتم اما دلم برای معلم موسیقیم‌ رفت


🥭 شوهرم به خاطر یه زن دیگه منو طلاق می ده اما...


🍉لینک رمان های آنلاین اینجاست


🍋ازدواج دو سلبریتی معروف و پرحاشیه


🥑گنده لات محل عاشق دکتر تازه کار میشه


🍓مردی که پنج سال به ناحق زندان بوده و بعد روبرومیشه با برادرزاده مذهبی دوستش که...


🍐شوهرم با توطئه مادرش بخاطردختر زا بودنم زن دوم گرفت


🍒عاشقانه‌ای پرتلاطم بین زنی تن فروش و مرد مذهبی


🍈شب عروسیم منو به جرم موادمخدر دستیگر کردن درحالیکه


🥕همخونگی با پسر نجات دهنده اش ...
.

🥥دوست داشتنش ساده نیست


🥝دختری که بعد از قتل دونفر در یک مهمانی سکوت کرده با وکیلی که بخاطر این پرونده عجیب...


🍉دختری ساده که بعد از مرگ پدرمادرش آبروش هدف قرار میگیرد...


🍏دختر روان پزشکی که عاشق یه پسر روانی میشه


🍊لیدا قاتل شوهرشه اما کسی از این راز خبر نداره جز فولاد دوست شوهرش!


🥑صدف زنی بیمار با فهیمدن اینکه شوهرش بقیه بامعشوقه‌اش در ترکیه زندگی میکند...


🍇دختر شیطونی که وارد دنیای مافیای بی‌رحم می‌شود


🥭دختری که سه ازدواج ناموفق داره


🍑برگشتن نیل بعد از شیش سال با دختربچه ای از خون او...


🍏اعدام شدنم به جرم قتل متجاوزم


🫐صیغه دوست برادرم شدم چون او غربت جایی رو نداشتم


🥝پسر خلافکار دختره رو مجبور میکنه باهاش بره دزدی


🍉عشق تا بینهایت


🫐دزد کوچولویی که به دام یه انسان خشن میفته و برای صرف نظر از تنبیحش باید


🍑دوستی یه رقاصِ آروم با یه کشتی‌گیرِ شیطون!


🍒یک بازی ناجوان مردانه تمام زندگیم و باختم ..


🍑تلاش برای انتقامی سخت از خانِ یک عمارت توسط دختری زخم خورده!


🍇همخونه بودی دختری زبان دراز و لجباز با پسری بی اعصاب و زخم خورده که پی انتقام !


🍌پسره خواننده اس و الکی بهش تهمت میزنن که خانه فساد داره و...


🥝انتقام گذشته‌ای که هرگز فراموش نمی‌شد.


🍊تجاوز به معشوقه سابق درست شب عروسیش


🍎عاشقانه پر تلاطم دختر عمو پسر عمو و سوختن در یک عشق پنهانی


🍍سرباز دختری که به اسارت دشمنان میوفته هرشب ...


🥥عشق یه پسرمسلمون و آقازاده به دختری ارمنی و مسیحی


🍋‍🟩تجاوز بازیگر مشهور کشور به دختر بچه ای که آرزوی بازیگر شدن داشت


🍒مثلث عشقی،دختر مهربون و مذهبی،پسر بامرام و دوست داشتنی..


🍇آفاق دختر هفده ساله ای از ایل قشقایی که عروس خون بس می شود.


🍑شش عاشقانه در یک اکیپ دوازده نفره


🍉عاشق مردی شدم که نامزد داره اما نمیتونستم ازش بگذرم


🍈عشق دختر مسلمان به پسر ارمنی


🍇عشق بین دو دشمن به خاطر یک نفرین قدرتمند...


🍐وقتی که یک دختر عاشق میشود


🫐من واقعیتم که دردهای بی‌اغراق زندگی، روی دوشم سوارند!


🍌مادرم عروس خونبس بود! ومن دختری بودم که برادرِ هووی مادرم عاشقم شد


🥑برام تله گذاشتن محمد... منو تو دام انداختن... فقط میخوان رسوام کنن محمد....


🍎ازدواج اجباری دختری روستایی باپسر فرنگ رفته


🍑به نامزدش خیانت میکنه و با یه خلافکار میره تو رابطه...


🥭دختر بیوه‌ بعد مرگ شوهرش می‌فهمه که شوهرش...


🍓انتقام ناخواسته مهندسِ خشن از همسر رفیق فابریک


🥒پسرخاله ام بهم تجاوز کرد


🍎عشقم بهم خیانت کرد


🥕هر رمانی میخوای با چهار فرمت رایگان دانلود کن و بخون


🥑بهم دست درازی میکرد و به اجبار و تهدید ازم می‌خواست که...


🍋دختری مذهبی اسیر دست مردی دنیا دیده که دایی کسیه که قراره...


🍊مجبورشدم پرستار مردی بشم که بی رحم بود


🍇وقتی شوهرم مرد رنگ زندگیم سیاه شد واونجا بود که فهمیدم

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Nov, 15:42


مخاطبان عزیز کانال سلام

با تعدادی از نویسندگان خوب و برتر کشور جمع شدیم و تصمیم گرفتیم رمان های خاص رو بهتون معرفی کنیم❤️


https://t.me/addlist/UGm6mmcG_BxhMjY8

🟡این لیست مخصوص  اعضای این کانال است و تنها امشب اعتبار دارد

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Nov, 15:42


وقتی قراره از هیجان سنگکوب کنی 😳😌😍
چون که خفن ترین و بدون سانسور ترین کتاب فانتزی جهان ، چاپ شده.اونم با یه
جلد مشکی چرمی زرکوب همراه با ۹ تا هدیه جذابِ رایگان😋
https://t.me/+VjvQcSGyoz4zMTBk
ویولت دختری که می‌خواسته کاتب بشه ولی حالا سر از دانشگاه اژدهاسواری درآورده! اونم با فرمانده‌ی جذاب و قد بلند و خوش‌تیپی که از ویولت خوشش نمی‌آد!
ویولت یه دختر ریز نقشه با موهای بلند طوسیه....
اون عاشق فرمانده‌ش میشه ‌اما قرار نیست همه چی دلخواه اون باشه و فرمانده هم مثل خودش دلباخته ویولت بشه...اماویولت‌ادم کنار کشیدن نبود؟!
https://t.me/+VjvQcSGyoz4zMTBk
این کتاب رو فقط تا ساعت ۱۲ شب جمعه با کلی هدیه و آفر و تخفیف بخر😎😍😭

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Nov, 13:59


مخاطبان عزیز کانال سلام

با تعدادی از نویسندگان خوب و برتر کشور جمع شدیم و تصمیم گرفتیم رمان های خاص رو بهتون معرفی کنیم❤️


https://t.me/addlist/UGm6mmcG_BxhMjY8

🟡این لیست مخصوص  اعضای این کانال است و تنها امشب اعتبار دارد

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Nov, 13:59


وقتی قراره از هیجان سنگکوب کنی 😳😌😍
چون که خفن ترین و بدون سانسور ترین کتاب فانتزی جهان ، چاپ شده.اونم با یه
جلد مشکی چرمی زرکوب همراه با ۹ تا هدیه جذابِ رایگان😋
https://t.me/+VjvQcSGyoz4zMTBk
ویولت دختری که می‌خواسته کاتب بشه ولی حالا سر از دانشگاه اژدهاسواری درآورده! اونم با فرمانده‌ی جذاب و قد بلند و خوش‌تیپی که از ویولت خوشش نمی‌آد!
ویولت یه دختر ریز نقشه با موهای بلند طوسیه....
اون عاشق فرمانده‌ش میشه ‌اما قرار نیست همه چی دلخواه اون باشه و فرمانده هم مثل خودش دلباخته ویولت بشه...اماویولت‌ادم کنار کشیدن نبود؟!
https://t.me/+VjvQcSGyoz4zMTBk
این کتاب رو فقط تا ساعت ۱۲ شب جمعه با کلی هدیه و آفر و تخفیف بخر😎😍😭

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Nov, 11:48


وقتی قراره از هیجان سنگکوب کنی 😳😌😍
چون که خفن ترین و بدون سانسور ترین کتاب فانتزی جهان ، چاپ شده.اونم با یه
جلد مشکی چرمی زرکوب همراه با ۹ تا هدیه جذابِ رایگان😋
https://t.me/+VjvQcSGyoz4zMTBk
ویولت دختری که می‌خواسته کاتب بشه ولی حالا سر از دانشگاه اژدهاسواری درآورده! اونم با فرمانده‌ی جذاب و قد بلند و خوش‌تیپی که از ویولت خوشش نمی‌آد!
ویولت یه دختر ریز نقشه با موهای بلند طوسیه....
اون عاشق فرمانده‌ش میشه ‌اما قرار نیست همه چی دلخواه اون باشه و فرمانده هم مثل خودش دلباخته ویولت بشه...اماویولت‌ادم کنار کشیدن نبود؟!
https://t.me/+VjvQcSGyoz4zMTBk
این کتاب رو فقط تا ساعت ۱۲ شب جمعه با کلی هدیه و آفر و تخفیف بخر😎😍😭

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Nov, 11:45


مخاطبان عزیز کانال سلام

با تعدادی از نویسندگان خوب و برتر کشور جمع شدیم و تصمیم گرفتیم رمان های خاص رو بهتون معرفی کنیم❤️


https://t.me/addlist/UGm6mmcG_BxhMjY8

🟡این لیست مخصوص  اعضای این کانال است و تنها امشب اعتبار دارد

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Nov, 11:01


لیستی از برترین‌ رمان های تلگرام تقدیم شما خوبان❤️


🍓رمان های چاپی رو با نصف قیمت بخر


🍎تو یه خانواده متعصب جرم دختری که به حکم عشق زن شده چیه؟


🫐عاشق برادرشوهرم شدم، فکر میکردم خائن منم؛ اما همش بازی بود...


🍑برام پاپوش دوختن و من افتادم تو زندان! تو زندان زنان اتفاقی برام افتاد که..و


🍍شوهرداشتم اما دلم برای معلم موسیقیم‌ رفت


🥭 شوهرم به خاطر یه زن دیگه منو طلاق می ده اما...


🍉لینک رمان های آنلاین اینجاست


🍋ازدواج دو سلبریتی معروف و پرحاشیه


🥑گنده لات محل عاشق دکتر تازه کار میشه


🍓مردی که پنج سال به ناحق زندان بوده و بعد روبرومیشه با برادرزاده مذهبی دوستش که...


🍐شوهرم با توطئه مادرش بخاطردختر زا بودنم زن دوم گرفت


🍒عاشقانه‌ای پرتلاطم بین زنی تن فروش و مرد مذهبی


🍈شب عروسیم منو به جرم موادمخدر دستیگر کردن درحالیکه


🥕همخونگی با پسر نجات دهنده اش ...
.

🥥دوست داشتنش ساده نیست


🥝دختری که بعد از قتل دونفر در یک مهمانی سکوت کرده با وکیلی که بخاطر این پرونده عجیب...


🍉دختری ساده که بعد از مرگ پدرمادرش آبروش هدف قرار میگیرد...


🍏دختر روان پزشکی که عاشق یه پسر روانی میشه


🍊لیدا قاتل شوهرشه اما کسی از این راز خبر نداره جز فولاد دوست شوهرش!


🥑صدف زنی بیمار با فهیمدن اینکه شوهرش بقیه بامعشوقه‌اش در ترکیه زندگی میکند...


🍇دختر شیطونی که وارد دنیای مافیای بی‌رحم می‌شود


🥭دختری که سه ازدواج ناموفق داره


🍑برگشتن نیل بعد از شیش سال با دختربچه ای از خون او...


🍏اعدام شدنم به جرم قتل متجاوزم


🫐صیغه دوست برادرم شدم چون او غربت جایی رو نداشتم


🥝پسر خلافکار دختره رو مجبور میکنه باهاش بره دزدی


🍉عشق تا بینهایت


🫐دزد کوچولویی که به دام یه انسان خشن میفته و برای صرف نظر از تنبیحش باید


🍑دوستی یه رقاصِ آروم با یه کشتی‌گیرِ شیطون!


🍒یک بازی ناجوان مردانه تمام زندگیم و باختم ..


🍑تلاش برای انتقامی سخت از خانِ یک عمارت توسط دختری زخم خورده!


🍇همخونه بودی دختری زبان دراز و لجباز با پسری بی اعصاب و زخم خورده که پی انتقام !


🍌پسره خواننده اس و الکی بهش تهمت میزنن که خانه فساد داره و...


🥝انتقام گذشته‌ای که هرگز فراموش نمی‌شد.


🍊تجاوز به معشوقه سابق درست شب عروسیش


🍎عاشقانه پر تلاطم دختر عمو پسر عمو و سوختن در یک عشق پنهانی


🍍سرباز دختری که به اسارت دشمنان میوفته هرشب ...


🥥عشق یه پسرمسلمون و آقازاده به دختری ارمنی و مسیحی


🍋‍🟩تجاوز بازیگر مشهور کشور به دختر بچه ای که آرزوی بازیگر شدن داشت


🍒مثلث عشقی،دختر مهربون و مذهبی،پسر بامرام و دوست داشتنی..


🍇آفاق دختر هفده ساله ای از ایل قشقایی که عروس خون بس می شود.


🍑شش عاشقانه در یک اکیپ دوازده نفره


🍉عاشق مردی شدم که نامزد داره اما نمیتونستم ازش بگذرم


🍈عشق دختر مسلمان به پسر ارمنی


🍇عشق بین دو دشمن به خاطر یک نفرین قدرتمند...


🍐وقتی که یک دختر عاشق میشود


🫐من واقعیتم که دردهای بی‌اغراق زندگی، روی دوشم سوارند!


🍌مادرم عروس خونبس بود! ومن دختری بودم که برادرِ هووی مادرم عاشقم شد


🥑برام تله گذاشتن محمد... منو تو دام انداختن... فقط میخوان رسوام کنن محمد....


🍎ازدواج اجباری دختری روستایی باپسر فرنگ رفته


🍑به نامزدش خیانت میکنه و با یه خلافکار میره تو رابطه...


🥭دختر بیوه‌ بعد مرگ شوهرش می‌فهمه که شوهرش...


🍓انتقام ناخواسته مهندسِ خشن از همسر رفیق فابریک


🥒پسرخاله ام بهم تجاوز کرد


🍎عشقم بهم خیانت کرد


🥕هر رمانی میخوای با چهار فرمت رایگان دانلود کن و بخون


🥑بهم دست درازی میکرد و به اجبار و تهدید ازم می‌خواست که...


🍋دختری مذهبی اسیر دست مردی دنیا دیده که دایی کسیه که قراره...


🍊مجبورشدم پرستار مردی بشم که بی رحم بود


🍇وقتی شوهرم مرد رنگ زندگیم سیاه شد واونجا بود که فهمیدم

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

15 Nov, 11:01


۶ سال پیش مردی برادرم رو کشت🩸
و حالا من عاشق پسرش شدم!!
من عاشق کسی شدم که دشمن منه❗️
https://t.me/+SW9rgsJp2lg0MzFk
https://t.me/+SW9rgsJp2lg0MzFk
وقتی وارد دانشکده‌ی نظامی شدم اصلاً فکرشم نمی‌کردم که زندگیم اینجوری زیر و رو بشه. همه چی عادی به نظر می‌اومد، تا وقتی که، چشمم به یک پسری افتاد که یکهو قلبم ریخت🫀

اسمش زیدن بود، با قد بلند و هیکل ورزیده‌ ای که همه رو جذب خودش می‌کرد. موهای مشکی براقش با چشمای سبز تیره‌ا‌ش ترکیب شده بود و حسابی جذابش کرده بود🤌🏼
https://t.me/+B5KfntJRT3ozZjk0
https://t.me/+B5KfntJRT3ozZjk0

وقتی اومد تو، انگار هوا سنگین شد و من ناخودآگاه نفسم رو حبس کردم…
اما سرنوشت، یک بازی عجیب واسمون راه انداخته بود.

وقتی فهمیدیم کی هستیم، انگار زمین زیر پامون خالی شد و دنیا رو سرمون آوار شد. زیدن پسر رئیس شورشیایی بود که داداشمو ازم گرفته بودن❗️

یکهو، اون نگاه گرم و جذابش تبدیل شد به خشم و نفرت. صداش سرد و تیز، فضا رو شکافت: «ازت متنفرم. تو دختر کسی هستی که زندگی ما رو به گند کشید.» !! حرفاش مثل خنجر قلبمو پاره کرد❤️‍🩹

حرفاش مثل پتک خورد تو سرم، و منم با خشم و درد جوابشو دادم. ولی ته دلم، یک حس جدید و پیچیده جوونه زده بود که نمی‌تونستم انکارش کنم. با تموم وجودم سعی کردم این حس رو خفه کنم🌀

هی به خودم می‌گفتم که اون دشمن منه، پس نباید بهش فکر کنم. اما هرچی بیشتر سعی می‌کردم این حس رو نادیده بگیرم، قوی‌تر می‌شد، انگار از تلاش‌هام واسه فراموشیش، جون می‌گرفت.

حالا گیر افتاده بودم تو یک کشمکش دردناک؛ از یک طرف، حسی که سعی داشتم انکارش کنم و از طرف دیگه، واقعیت این بود که من و زیدن دشمن هم بودیم👥❗️

بقیه بچه‌های شورشی از من متنفر بودن و حتی سعی می‌کردن منو بکشن🔪. یک شب، وقتی خواب بودم، یکی از اونا بهم حمله کرد. اما درست تو لحظه‌ای که فکر می‌کردم دیگه کارم تمومه، زیدن از راه رسید و نجاتم داد🫂

اما چرا این کار رو کرده بود؟!
زیدن از من متنفر بود و من رو دشمن خودش میدید… پس چا جلوی مرگم رو گرفته بود؟! نکنه میخواست خودش کار من رو تموم کنه؟
https://t.me/+B5KfntJRT3ozZjk0
https://t.me/+B5KfntJRT3ozZjk0
خفن ترین و بدون سانسورترین کتاب جهان ترجمه شد!🔞
فقط تا ساعت ۱۲ شب با ۱۰ تا هدیه اختصاصی🙂‍↔️🤌👀🐉

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

14 Nov, 09:56


بارها و بارها تذکر دادم و گفتم قبل از انتخاب اسم رمانتون، سرچ کنید!
جالب این‌جاست که نود درصد متخلفین قطعا سرچ می‌زنند و وقتی می‌بیند اسم رمان مدنظرشون قبلاً نوشته و منتشر شده؛ با خودشون می‌گن منم همین اسم رو می‌ذارم کی به کیه؟
یا من که نمی‌خوام چاپش کنم که مشکلی پیش بیاد؟
وقتی هم باهاشون محترمانه صحبت می‌کنی و اخطار میدی که در صورت تغییر نکردن اسم متشابه، شکایت می‌کنم، می‌گن هرکاری دوست داری بکن!
وقتی هم آی‌دی کانالشون رو می‌ذاری داخل کانال‌های اتحادیه بن و ریپورت و ازشون شکایت می‌کنی، شاکی می‌شن که خدا رو خوش میاد سر یه تشابه اسمی با آبرو و روان ما بازی می‌کنید؟!
خدایا صبرمون بده:)))🤲🏻📿

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

13 Nov, 09:18


من و تو شاید دنیامون یکی بود
شاید رویامون یکی بود
شاید عاشقم بودیم اما از وابستگی بود

تیزری از رمان:
📚رمان: #فگار
✍🏻نویسنده: گیسو رحیمی

🟣نحوه پارت‌گذاری رمان در کانال VIP:
هرشب/یک پارت📝

جمعه‌ها پارت نداریم

با حضور شخصیت‌های اصلی رمان یوهاتسو🎸🎤🎹👩🏻‍⚕🧝🏻‍♀👨🏻‍🎤👨‍👩‍👧‍👦

#رمان_فگار
#یوهاتسو
#رمان_یوهاتسو
#گیسو_رحیمی

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

13 Nov, 09:18


فرند شیپ حامین نامدار و کیامهر کیان😌💜
چه ترکیب خفنی بشن این دوتا🤏🏻🫠👬

#فگار
#رمان_فگار
#یوهاتسو
#رمان_یوهاتسو
#گیسو_رحیمی

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

13 Nov, 09:18


حامین نامدار، ملقب به عزرائیل زندگی دلوین دادیار.

#فگار
#رمان_فگار
#گیسو_رحیمی

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

13 Nov, 09:18


خلاصه و معرفی:
📚رمان: #فگار
✍🏻نویسنده: گیسو رحیمی

فَگار - Fagar
- معنی: زخمی؛ مجروح؛ آزرده؛ رنجور؛ افگار؛ فگال

داستان زندگی دختری آزاد و بی‌پروا که برای رسیدن به خواسته‌ها و آرزوهایش در مقابل خانواده‌ی مذهبی خود و سنت‌های غلط و دیرینه‌شان، مردانه ایستادگی می‌کند و می‌جنگند تا به استقلال و آزادی برسد اما آیا دخترک موفق می‌شود در جدال و رویارویی با خانواده‌اش و پسرعمویی که از همان بدو تولد با ناف‌بر شدن‌شان به هم، بر روی او و آینده‌اش سایه‌ای شوم انداخته است به پیروزی و جدایی دست یابد؟!

بدلیل جلوگیری از کپی شدن سوژه و محتوای رمان، خلاصه‌ی کامل قرار نمی‌گیرد.

ژانر رمان: عاشقانه و اجتماعی
شروع رمان: بهمن ماه ۹۸
وضعیت: در دست چاپ
لوکیشن: تهران-کرمانشاه
نمادها: پلنگ سیاه، ققنوس، کاکتوس، دیو و دلبر
شغل‌ها:
دلوین دادیار: بازیگر تئاتر
حامین نامدار:مدلینگ

با حضور شخصیت‌های اصلی رمان یوهاتسو🎸🎤🎹👨🏻‍🎤👩🏻‍⚕🧝🏻‍♀👨‍👩‍👧‍👦

#رمان_فگار
#یوهاتسو
#رمان_یوهاتسو
#گیسو_رحیمی

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

13 Nov, 08:38


#قسمت_۱۲۳

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

فصل دوم: انجماد

شازده کوچولو پرسید: غم انگیزتر از اینکه بیای و کسی خوشحال نشه چیه؟
روباه گفت: بری و کسی متوجه نشه!


بی‌حوصله و گرفته روی کاناپه یاسی رنگش دراز کشیده بود و به سقف خیره شده بود. با وجود آنکه سیستم با صدای بلندی در حال پخش موزیک بود اما گویا دخترک کر شده بود و همچون نهنگ پنجاه‌ودو هرتزی جز صدای بلند خود و افکار نابه‌سامان درون ذهنش و احساسات درون قلبش صدا و پژواک دیگری به گوشش نمی‌رسید. با صدای زنگ ممتد خانه سراسیمه از جا برخاست و کمربند حوله‌ی یاسی رنگش را محکم بست و هراسان به سوی در شتافت. به خیال خامش شخص پشت درب خانه هاویار و پانیا بودند چرا که جز آن‌ها انتظار شخص دیگری را نمی‌کشید و از سویی دیگر می‌دانست آن عادت زشتی که طرف دستش را از روی زنگ درب برنمی‌داشت تنها مختص هاویار بود و از این‌رو بی‌فکر و بی‌درنگ با جیغ بنفشی دستگیره را پایین کشید که ناگهان با دیدن فرد پشت درب در آن واحد صدا در گلویش خفه شد و تمام وجودش شد یک نگاه عمیق و همیشه به انتظار برای دید زدن و به تماشا نشستن عزرائیل زندگی‌اش.

-- سلام!

صدای مرد مقابلش با صدای سیستم در حال پخش درهم پیچید و رعشه بر جسم و جان و اندام دخترک انداخت.

قصه‌ی عشق من و تو عشق تو یه نگاهه
نه درسته نه گناهه

قصه‌ی عشق من و تو قصه‌ی خورشید و ماهه
آره این عشق اشتباهه

بی‌اختیار دستانش را مشت کرد و برای کنترل چانه‌ی بغض‌آلود و لرزانش چنان دندان‌هایش را روی یکدیگر فشرد که صدای سایش آن را حس کرد.

این چه عشقیه که اسم تو کنار اسم من هست
قلب اما جای دیگست

این چه عشقیه که هیچ حسی میون ما دو تا نیست
ما رسیدیم ته بن بست

بی‌اراده‌ گامی به عقب برداشت و به محض آنکه خواست درب را ببند پای عزرائیلش مابین چارچوب درب نشست و با آن بازوهای حجیم و عضلانی فشار اندکی به درب داد و بی‌اذن صاحاب‌ خانه وارد ویلا شد.

من و تو شاید دنیامون یکی بود
شاید رویامون یکی بود
شاید عاشقم بودیم اما از وابستگی بود


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

10 Nov, 09:58


#قسمت_۱۲۲

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

پانیا عصبی اشک‌های روان شده بر روی صورتش را پس زد و با بغض سنگینی ادامه داد:

- فقط اینو بدون دوست داشتن این نیست که همیشه یکی رو منع کنی یا مقابلش بایستی، دوست داشتن واقعی یعنی این که اگه طرف مسیری رو اشتباه رفت تو کنارش بمونی تا به اشتباهش پی ببره و بعدش دستش رو بگیری و مسیر درست رو نشونش بدی. خداحافظ.

پانیا بی‌اعتنا به ساعت و تاریکی هوا با گام‌های لرزان و بلندی از ویلا خارج شد و درب را محکم پشت سرش بست. هاویار محکم دستی به صورتش کشید و قبل از آنکه دخترک لب به اعتراض بگشاید با دهانی کف کرده نعره زد:

- تو یکی دهنت رو ببند و بتمرگ سر جات تا به وقتش تکلیفت رو مشخص کنم. دروغگوی رذل.

هاویار بی‌توجه به نگاه ترسیده و نگران دخترک به سوی درب خروجی شتافت و زیرلب با حرص غرغر کرد:

- چپ میرن راست میان ت*ر می‌زنند به اعصاب آدم بعدش اشک تمساح می‌ریزند و چ*س‌ ناله می‌کنند و آخرشم با قهر از خونه میذارن میرن چون می‌دونند یه خری به اسم هاویار هست که خوب سواری میده. خاک بر سرم کنند که جای اینکه خرخره‌تون رو بجوئم حالا باید مثل سگ پاسوخته بیفتم دنبال خانم این وقت شب. هه!

با عصبانیت از ویلا خارج شد و چنان درب را به ضرب پشت‌سرش بست که دخترک وحشت‌زده در جایش پرید و احساس کرد تمامی شیشه‌های خانه لرزیدند. بی‌اختیار قلبش را چنگ زد و زیرلب با حرص و غیظ زمزمه کرد:

- بری که دیگه برنگردی، دیوانه زنجیره‌ای.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

10 Nov, 09:57


#قسمت_۱۲۱

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

پانیا بغ کرده به دلوین خشک شده بر روی پله‌ها نگریست و زیرلب زمزمه کرد:

- کینه شتری احمق، من کی با تو حرف زدم آخه؟

هاویار با صورتی گداخته و خون دویده و شاهرگی رگ کشیده، قسی القلب غرید:

- هیس، لال، لال شو پانیا. حتی زیرلب زمزمه‌ و پچ‌پچک هم با خودت نمی‌کنی راجب من! حتی اجازه نداری مِن بعد اسم منو به زبون کثیفت بیاری. انگار زیادی لی‌لی به لالاتون گذاشتم که توی چشمام نگاه می‌کنید و مثل سگ دروغ میگید! سگ چیه، وفای اون حیوون بامعرفت خیلی خیلی بیشتر از شما انسان‌نماهاست. شماها الاغید، الاغ‌های گوش درازی که هرچی بهش محبت می‌کنی آخرش جفتک میندازه بهت.

پانیا با چانه‌ای لرزان و چشمانی لبالب از اشک به دخترک خیره شد و بدون حرفی کیفش را چنگ زد‌. نگاه مغموم و دلخوری به هاویار انداخت و رنجیده و دل‌آزرده لب زد:

- آره، من بهت دروغ گفتم چون میخواستم دلوین بدونه تحت هیچ شرایطی پشتش رو خالی نمی‌کنم. من با تصمیم اشتباه دلوین موافقت نکردم، ردش هم نکردم، فقط سکوت کردم و در کنارش ایستادم، چون نظر یا مخالفت من و تو برای دلوین اهمیتی نداشت و اون آخرش کار خودش رو می‌کرد.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

09 Nov, 20:02


لیستی از برترین‌ رمان های تلگرام تقدیم شما خوبان❤️


🍓رمان های چاپی رو با نصف قیمت بخر


🍎تو یه خانواده متعصب جرم دختری که به حکم عشق زن شده چیه؟


🫐عاشق برادرشوهرم شدم، فکر میکردم خائن منم؛ اما همش بازی بود...


🍑برام پاپوش دوختن و من افتادم تو زندان! تو زندان زنان اتفاقی برام افتاد که..و


🍍شوهرداشتم اما دلم برای معلم موسیقیم‌ رفت


🥭 شوهرم به خاطر یه زن دیگه منو طلاق می ده اما...


🍉لینک رمان های آنلاین اینجاست


🍋ازدواج دو سلبریتی معروف و پرحاشیه


🥑گنده لات محل عاشق دکتر تازه کار میشه


🍓مردی که پنج سال به ناحق زندان بوده و بعد روبرومیشه با برادرزاده مذهبی دوستش که...


🍐شوهرم با توطئه مادرش بخاطردختر زا بودنم زن دوم گرفت


🍒عاشقانه‌ای پرتلاطم بین زنی تن فروش و مرد مذهبی


🍈شب عروسیم منو به جرم موادمخدر دستیگر کردن درحالیکه


🥕همخونگی با پسر نجات دهنده اش ...
.

🥥دوست داشتنش ساده نیست


🥝دختری که بعد از قتل دونفر در یک مهمانی سکوت کرده با وکیلی که بخاطر این پرونده عجیب...


🍉دختری ساده که بعد از مرگ پدرمادرش آبروش هدف قرار میگیرد...


🍏دختر روان پزشکی که عاشق یه پسر روانی میشه


🍊لیدا قاتل شوهرشه اما کسی از این راز خبر نداره جز فولاد دوست شوهرش!


🥑صدف زنی بیمار با فهیمدن اینکه شوهرش بقیه بامعشوقه‌اش در ترکیه زندگی میکند...


🍇دختر شیطونی که وارد دنیای مافیای بی‌رحم می‌شود


🥭دختری که سه ازدواج ناموفق داره


🍑برگشتن نیل بعد از شیش سال با دختربچه ای از خون او...


🍏اعدام شدنم به جرم قتل متجاوزم


🫐صیغه دوست برادرم شدم چون او غربت جایی رو نداشتم


🥝پسر خلافکار دختره رو مجبور میکنه باهاش بره دزدی


🍉عشق تا بینهایت


🫐دزد کوچولویی که به دام یه انسان خشن میفته و برای صرف نظر از تنبیحش باید


🍑دوستی یه رقاصِ آروم با یه کشتی‌گیرِ شیطون!


🍒یک بازی ناجوان مردانه تمام زندگیم و باختم ..


🍑تلاش برای انتقامی سخت از خانِ یک عمارت توسط دختری زخم خورده!


🍇همخونه بودی دختری زبان دراز و لجباز با پسری بی اعصاب و زخم خورده که پی انتقام !


🍌پسره خواننده اس و الکی بهش تهمت میزنن که خانه فساد داره و...


🥝انتقام گذشته‌ای که هرگز فراموش نمی‌شد.


🍊تجاوز به معشوقه سابق درست شب عروسیش


🍎عاشقانه پر تلاطم دختر عمو پسر عمو و سوختن در یک عشق پنهانی


🍍سرباز دختری که به اسارت دشمنان میوفته هرشب ...


🥥عشق یه پسرمسلمون و آقازاده به دختری ارمنی و مسیحی


🍋‍🟩تجاوز بازیگر مشهور کشور به دختر بچه ای که آرزوی بازیگر شدن داشت


🍒مثلث عشقی،دختر مهربون و مذهبی،پسر بامرام و دوست داشتنی..


🍇آفاق دختر هفده ساله ای از ایل قشقایی که عروس خون بس می شود.


🍑شش عاشقانه در یک اکیپ دوازده نفره


🍉عاشق مردی شدم که نامزد داره اما نمیتونستم ازش بگذرم


🍈عشق دختر مسلمان به پسر ارمنی


🍇عشق بین دو دشمن به خاطر یک نفرین قدرتمند...


🍐وقتی که یک دختر عاشق میشود


🫐من واقعیتم که دردهای بی‌اغراق زندگی، روی دوشم سوارند!


🍌مادرم عروس خونبس بود! ومن دختری بودم که برادرِ هووی مادرم عاشقم شد


🥑برام تله گذاشتن محمد... منو تو دام انداختن... فقط میخوان رسوام کنن محمد....


🍎ازدواج اجباری دختری روستایی باپسر فرنگ رفته


🍑به نامزدش خیانت میکنه و با یه خلافکار میره تو رابطه...


🥭دختر بیوه‌ بعد مرگ شوهرش می‌فهمه که شوهرش...


🍓انتقام ناخواسته مهندسِ خشن از همسر رفیق فابریک


🥒پسرخاله ام بهم تجاوز کرد


🍎عشقم بهم خیانت کرد


🥕هر رمانی میخوای با چهار فرمت رایگان دانلود کن و بخون


🥑بهم دست درازی میکرد و به اجبار و تهدید ازم می‌خواست که...


🍋دختری مذهبی اسیر دست مردی دنیا دیده که دایی کسیه که قراره...


🍊مجبورشدم پرستار مردی بشم که بی رحم بود


🍇وقتی شوهرم مرد رنگ زندگیم سیاه شد واونجا بود که فهمیدم

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

09 Nov, 20:02


#مهره_ی_برنده
#نویسنده_بهناز_صفری
#عاشقانه_معمایی_هیجانی_پلیسی
#جدیدترین_خاص_ترین_متفاوت_ترین رمان_تلگرام

شروع پارت گذاری از ۱۶ آبان ماه

https://t.me/+VoSurnceJDPkoZs-

https://t.me/+VoSurnceJDPkoZs-


آهی که از ته دلم کشیدم، آهی که مطمئنم هم به گوش تمام مرداب رسید و هم سمت آسمان پرواز کرد. قایق را کامل بیرون کشیدم، چراغ را از روی زمین برداشتم و داخل قایق گذاشتم. قایق را کمی درون مرداب هل دادم و داخلش نشستم. مثل هر روز قبل از پارو زدن عکسی از جیب لباسم درآوردم و با نفرت نگاهش کردم. تمام نفرتی که در وجودم رخنه کرده بود را جمع کرده و در چشمهایم ریخته بودم تا تقدیم او کنم.
-میدونی چیه؟ میگن نفرت خیلی چیز بدیه... دل آدم رو سیاه میکنه، مغز آدم از نفرت فلج میشه و زندگی براش حکم جهنم رو داره، اما نه به نظرم خیلیام درست نیس، چون یه وقتایی لازمه آدم از یکی متنفر باشه، بیزار باشه تا بتونه حرکت کنه، بتونه با انگیزه زندگی کنه و واسه هدفاش بجنگه!
خب اگه نفرت از تو نبود، اگه به خاطر جنگیدن با توی دیو صفت نبود ، من الان تک و تنها توی این سیاهی شب، تو تاریکی ترسناک مرداب چیکار میکردم؟ آره اگه نفرت نبود و
نمیخواستم با تو جنگ کنم، الان مثل تموم دخترای نازنازی باید توی تختم پتو رو تا زیر گردنم کشیده و خواب بودم.
اما ببین من اینجام! وسط مرداب تو دل تاریکی شب فانوس به دست حرکت میکنم تا به هدفام برسم. تا ترسام رو پس بزنم و با تو بجنگم!
دست و پاهام هرشب از هیبت تاریکی میلرزه و ترس بهم فرمان عقبگرد میده، اما وجود منحوس تو، نفرت از تو منو مثل طناب محکمی به شب وصل میکنه، به کار، به تلاش برای مبارزه با تویی که دنیا رو برای جنگیدن با من به کمکت طلبیدی، ولی من کم نمییارم جناب کاوه مشکانی من برای جنگ با تو آمادهام.
عکس را با حرص در جیبم چپاندم و نفس عمیقم را در خنکای هوا بیرون فرستادم.
مسیری که هر شب طی میکردم را پیمودم، آهسته پارو میزدم، چون دستهای من قدرت چندانی برای پارو زدن نداشت، فقط همان اندازهای که قایقم به مسیرش ادامه دهد و مرا به مقصد برساند.



https://t.me/+VoSurnceJDPkoZs-

https://t.me/+VoSurnceJDPkoZs-

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

06 Nov, 18:19


#قسمت_۱۲۰

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

کلافه از جایش برخاست و حینی که از پله‌ها بالا می‌رفت با لحن گرفته‌ای گفت:

- برام مهم نیست نزدیکانم یا مردم چه فکری راجبم می‌کنند و در کنارم می‌ایستند یا کنارم می‌زنند، فقط اینو می‌دونم که اول اونا بازی رو شروع کردند و حالا من به روش خودم ادامه‌‌اش میدم، پایانش هم با خودم خواهم بود.

هاویار نگاه تند و تیزی به پانیا انداخت و با غضب تشر زد:

- تحویل بگیر پانی خانم! تحویل بگیر جغد همه‌چیزدان! بهت نگفتم این سگمصب وقتی بعد هفت‌سال پاشو گذاشته داخل اون جهنم کوفتی یعنی برنامه‌ها داره و قراره هممون رو به گ*ا*ی سگ بده؟!

پانیا زیرلب با خود زمزمه کرد:

- باز شعورش رفت زیر رادیکال.

هاویار با حرص دستانش را به کمر زد و خطاب به پانیا تیکه پراند:

- وا نمی‌دی نه؟ انقدر که تو گیری نکیر و منکر نیستند! چرا بکن نکن گفتن از دهنت نمیفته! جای آرایشگری می‌رفتی معلم دینی می‌شدی خب! اصلا تو چرا داری با من حرف می‌زنی؟ مگه نگفتم برام تموم شدی و دور اسمت رو یه خط بزرگ و قرمز کشیدم رفت؟


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

06 Nov, 13:38


مخاطبان عزیزکانال
این لیست پر از رمان های عاشقانه و جذابی است که تنها امروز اعتبار دارد❤️

بار گران
https://t.me/baregeran
❤️
جامانده
https://t.me/+EetWHACuYEA0YzA0
🎀
بی گناه
https://t.me/+ZJeOfBFX7rpmMWRk
🐠
بن بست واهیلا
https://t.me/+wOEbmzMd5INiYjRk
🧊
کافه دارچین
https://t.me/+v7ssTInLxvw3OTA0
☕️
قاب سوخته
https://t.me/+WCvtEOhqLIYZPqoi
🔮
منشورعشق
https://t.me/+2yp68a4xG0xlOTc0
🎼
فودوشین
https://t.me/+HVwbM-IoSWI2MTU0
🎾
کلبه رمان های عاشقانه
https://t.me/+4R6qpgXBinUxOTg0
📚
سونای
https://t.me/joinchat/AAAAAFbz0FL1DIxPtEdKxQ
🍷
وصله ناجور دل
https://t.me/+nFRZT8EaFUgzMGZk
☕️
سایه ی سرخ
https://t.me/joinchat/5lHZcPHRA3wxODg0
🌰
پناهگاه طوفان
https://t.me/+g0SD3Ehg6eE0ZDVh
🍕
قهوه با رایحه زن
https://t.me/+lr2yvorU2WU3MzRk
🎷
منتهی به خیابان عشق
https://t.me/+R11OsZffKMoo-Uk4
🎲
یک روز به شیدایی
https://t.me/+zifHrlN32FIyYTVk
💔
آناشه
https://t.me/+FttMneQYDEU0MmNk
🎭
روزهای سفید
https://t.me/+gnJ8IOwmdd45Yjdk
🦋
شب های پاریس ماه نداشت
https://t.me/+znZrAk1TDUZhNzk0
🌜
ماهرو
https://t.me/+wBeUk_vb119hNjc0
🍒
رهایی
https://t.me/+4s9jFl58EpgyYzE0

شاهزاده یخ زده
https://t.me/+KtcFzv-ZFeAxODQ0
🧀
ازطهران‌تاتهران
https://t.me/+-ddAMSs9929iOGQ0
🍍
عاشق بی گناه
https://t.me/+ZX0tzSCYlTQyNmZk
💄
جاری خواهم ماند
https://t.me/+iltXh72SRbs4NDI8
🐙
خاج
https://t.me/+1qS1AWMr81hkN2Vk
❤️‍🔥
امیر سپهبد
https://t.me/+cI4OSH1RYYEwZjY0
🕯
سایه های سرگردان
https://t.me/+QM7Vfpq1G9RiNzE0
🐠
دلبرآتش
https://t.me/+SXqxen_N1vI4MTU0
🍃
بیاعشق رامعنا کنیم
https://t.me/+OCmbm9KmMnBkMTFk
🐠
جدال دوعین
https://t.me/+hyLm_LlT8dVhM2Vk
🤡
ترفنج
https://t.me/+3Azy9WBF1D83ZTU0
🐝
مودت نوشکفته
https://t.me/+Vyde_aMYHJA0NWI0

کابوس ورویا
https://t.me/+MyxnN8QHYpI5ZTY0
🕯
ماه عمارت
https://t.me/joinchat/AAAAAFaErq53HiQz5KGbPg
🍀
دنیای تاریک
https://t.me/+NZJC-Zf4oIA2YjJk
🍓
لیرا
https://t.me/+FYXL5jrHy-hmZjE0
🦊
ویرانه های سکوت
https://t.me/joinchat/UxeH-D3sAnJO3mDX
🥝
سبوی شکسته
https://t.me/+9YhXOZ1bfwg0NzI8
👀
شبیخون‌نیرنگ
https://t.me/+zON_gzksXTRhNDY8

گیس طلایی
https://t.me/+LUgE9CRE6MhkNDlk
🥃
مضطر
https://t.me/joinchat/Vp4khXQ1LcEhqe8f
☃️
قلب‌هاهرگزنمی‌میرند
https://t.me/+jHupb8WZil8yMzhk
🌊
گریز
https://t.me/+SF0c0RYHKVqt-OUs
🌙
کاوررمان
https://t.me/+3qIZbz7SRk42M2Zk
💔
اقیانوس زندگی
https://t.me/+Hqm64uWpt6dkOTQ0
🐠
سالیز
https://t.me/+7c77UZ1Xr5k3OTA8
🍃
ضربان
https://t.me/+feDAzk7KXQ84MWQ0
💍
تبار
https://t.me/+_YxoeeEfQss4MGVk
👑
هایش
https://t.me/+xAk9TVbRn5Y3NzQ0
🐠
آرام وحشی
https://t.me/+-9EbT6TQIillZDY0
🌾
لیلی درسیسیل
https://t.me/+9IL05T6OAEo1YmU0
🎃
جنون
https://t.me/+JDg7pbXNVnphNGI0
🍃
بی رحم ترین عاشق
https://t.me/+T1knjmRkjJgxMmY0
🌒
سی سالگی
https://t.me/+GkymMdrhpaAxNTE0
🎯
یاس من
https://t.me/+iinsh0LwOIhmNGE0
🎃
قرارنبودعاشق شیم
https://t.me/+m3ELnbYGyV8xMTlk
💝
خواب
https://t.me/+hG88MA7KVnY2ZWM0
💀
سارین
https://t.me/+L2ZP7JjHlOQzNGU0
🐈
آن سوی چشمان رنگ شبت
https://t.me/+i-AULEBzIu9jMjNk
🎁
ازجنس طلا
https://t.me/+l7OIXTpNitY2M2E0
🦚
گندم‌در طوفان زندگی
https://t.me/+8MyxgQ4mGOVjOTA0
🍂
چشمآهو
https://t.me/+FscYk1fAp6llYzVk
🌺
جوخه‌ ی‌تقلا
https://t.me/+n342BLRGbCYwM2Fk
🧶
چشم های آهیل
https://t.me/+EQ36tGfAf380M2M0
👀
برزخ عشق
https://t.me/+Oe0BXmaR0L83NGU0
🐦‍🔥
شهربندگرگ سیاه
https://t.me/+Ijr5wTMZt0AzMDFk

اسپار
https://t.me/joinchat/WjuxpULPKVZhODQ0
🪐
رمانسرای ایرانی
https://t.me/+zZSgUDD1yHk0NjQ0

رمان های آنلاین
https://t.me/+UUWMVgclpmc0YzA0
🧶
جال
https://t.me/+nrpuydJ_Z3xkNTlk
👓
طلا
https://t.me/+kC7FObK-LxphMWY0
💄
منفصل
https://t.me/+jBtyLurwbX9mODM0
🌈
اغواوعشق
https://t.me/+d0Klnq7MLTgxNDZk
🌻
به جهنم خواهم رفت
https://t.me/+NQ_gl30fwgBkOTRk
🐾
وکیل تسخیری
https://t.me/+6mLM_NORp1Q0ZmU8
🌸
فگار
https://t.me/+RLIrvzZYN6FlMTA0
👽
کوارا
https://t.me/joinchat/rlqEz_ydcDJhNzlk
🪵
دیافراگم
https://t.me/+B2CA8Os4wWwwN2Y0
🌹
عروسک آرزو
https://t.me/+UC3MwVS_fsCnKscw
💝
شبی درپروجا
https://t.me/+ae03USXeFIo3M2Zk
🌵
گلاویژ
https://t.me/joinchat/AAAAAFi1bW3U-7ofzA0FbQ
🍂
دل بی‌جان
https://t.me/+YYRpeXha_xw0ZDM0
🐝
رازمبهم
https://t.me/+-47jRFH3qFJmYTVk
⭕️
اختران
https://t.me/+jnB5gd1qIkU0OTI0

زخم‌ دل
https://t.me/+iJf8w0gY2vA0NWZk
🐠
پیوندارغوانی
https://t.me/+TMmbUnpBbTE2YjA0

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

06 Nov, 13:38


بنر۱:
https://t.me/baregeran

کارت را که برمی‌دارد هزاربار خودم را لعنت می‌کنم که پیشنهاد این بازی را دادم.

صدایش سرخوش در فضا می‌پیچد:

ــ «یکی از رازهات که مربوط به افرادِ بازی باشه.»

سرم پایین می‌افتد و کمی فکر می‌کنم، من یک رازِ خنده‌دار درباره‌ی او دارم. همان‌طور که نگاهم را به لبه‌ی میز دوخته‌ام لب‌ می‌زنم:

+ «من وقتی بچه بودم عاشقت شدم، اون سال که با بابا اومدیم ایران، فکر می‌کردم تو پیترپَنی.»

سعی می‌کنم سریع از چهره‌ی جاخورده‌اش بگذرم و بازی را ادامه دهم. بلند می‌خندد و من در لحظه پشیمان می‌شوم از اعترافی که کرده‌ام.

ــ «پس به‌خاطر همین عشق و عاشقیت بود که وقتی راجع‌به اون سال ازت پرسیدم، هُل کردی گفتی یادم نمیاد؟»

نامرد! خوب می‌دانست چه‌چیزی را باید چه جایی رو کُند. نگاهِ سُرخم را که می‌دوزم به او خنده‌اش بیشتر می‌شود.

با حرص می‌گویم:

+ «می‌شه کارت‌ها رو بدی؟ نوبت منه!»

کارت‌ها را که روی میز می‌گذارد، اولینش را بر می‌دارم و با خواندنِ عنوانش لبخند روی لب‌هایم نقش می‌بندد سرم را بالا می‌گیرم و او انگار که از تغییر حالت ناگهانی من ترسیده باشد با تعجب نگاهم می‌کند.

کارت را روی میز می‌اندازم و می‌گویم:

+«کارتِ تکرار سوال قبلی. حالا تو بگو چه رازی درباره‌ی من داری.»

لبخند می‌زند و به عادتِ همیشه‌اش هنگامِ فکر کردن دستش را روی صورتش می‌کشد و بعد با نگاهِ عجیبی می‌گوید:

ــ «من رازی درباره‌ی تو ندارم.»

جا می‌خورم و او با لبخند خبیثی ادامه می‌دهد:

ــ «برعکسِ تو من اون سال به این فکر می‌کردم که تو چقدر بچه‌ی لجباز و بی‌تربیتی هستی! همیشه لباسات گِلی بود، همش بیدار بودی، کارهای عجیب می‌کردی و من دائم با خودم می‌گفتم که این بچه چرا اینجوریه؟ به خاطر همین من تو بچگی عاشقت نشدم که الان اینجا به دردم بخوره.»

همه‌ی جملاتش را با آن لبخند مضحک ادا می‌کند و من به طرزِ مسخره‌ای ناراحت می‌شوم که او در کودکی عاشق من نشده. دیگر دلم نمی‌خواهد که بازی را ادامه دهم که او دوباره شروع می‌کند:

ــ «اما...»

سرم را بالا می‌گیرم و به او نگاه می‌کنم.

ــ «اما وقتی تو فرودگاه دیدمت یه لحظه جا خوردم، بابابزرگ گفته بود که قراره با تو بیاد و من همش منتظر بودم که همون دختر بچه رو با موهای شونه نشده و لباس شلخته گِلی ببینم. وقتی دیدمت هنوز نمی‌دونستم چه اتفاقی واسه بابات افتاده، تعجب کردم که انقدر عوض شدی.»

همان روز را می‌گوید که من بابا را خاک کردم، خانه را ول کردم و به اینجا آمدم. همان روز که آن دختر بچه‌ی سرزنده و تمام خاطراتش را در مزاری بهاری کنارِ بابا دفن کردم، همان روز که این بارِ گران افتاد روی شانه‌های من.

نگاهش را که می‌بینم لبخند می‌زنم و می‌گویم:

+ «خیلی هم تغییر نکردم، اون‌روز هم لباسام گِلی بود»

می‌خندد و بعد طوری که انگار برای گفتنش مردد باشد زمزمه می‌کند:

ــ «آره، ولی انگار غم خوشگل‌ترت کرده بود.»

https://t.me/baregeran

ونوس که پس از کشته شدنِ پدرش، همراهِ پدربزرگش به ایران برمی‌گردد تا در وقتِ مناسب انتقامِ از دست دادن پدرش را بگیرد، درگیر رابطه‌ای با پسر عمویش می‌شود که در کودکی عاشق او بوده.

https://t.me/baregeran

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

04 Nov, 10:41


#قسمت_۱۱۹

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

هاویار خنده‌ای هیستریک کرد و با بغضی عیان و لب‌هایی کبود شده از فرط عصبانیت ادامه داد:

- تقصیر تو نیست آ! تقصیر منه خره که توهم می‌زنم ما رو دوست داری و فراموش می‌کنم تو همون دختری هستی که کل دنیا و آدم‌هاش به ت*خ*م*ت*ه!

کلافه و عاصی شده از جا برخاست و خطاب به هاویار زمزمه کرد:

- تمومش کن این اراجیف رو. حالا که سر و مر و گنده پیشتم، پس دیگه چه مرگته؟ چرا خودآزاری داری تو؟

هاویار پوزخند صداداری زد و با عصبانیت فریاد کشید:

- چه مرگمه؟ ابله، نادون، مغزکل متکبر از فردا که اسمت رفت اول تیتر تمام روزنامه‌ها و مجله‌ها و هشتگ شدی داخل فضای مجازی می‌فهمی چه مرگمه!

هاویار بی‌اعتنا به چشم و ابرو آمدن‌های پانیا با صدای بم و گرفته‌ای ادامه داد:

- من خودآزاری دارم یا تو، احمق بی‌ثبات؟ بعد از اون جریانات و هفت‌سال سکوت سرخود بلند شدی رفتی وسط خونه‌ی اون خاندان کوفتیت و معرکه گرفتی که چی بشه؟ فکر کردی تو و زندگی نکبتت برای اونا ذره‌ای اهمیت داره؟ فکر کردی الان از اونا انتقام سختی گرفتی یا زخم کاری بهشون زدی؟


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

03 Nov, 09:15


تـــوجـــه:
دوستان عزیز، توجه بفرمائید که دیگر آی‌دی زیر دیگر در دسترس نیست
@GisouPv

لطفا از این به بعد آنها جهت خرید رمان و کتاب به آی‌دی زیر مراجعه کنید:
@GisouR

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

03 Nov, 07:35


#قسمت_۱۱۸

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

بی‌حوصله چشمانش را در حدقه چرخاند که با صدای عربده هاویار وحشت‌زده گامی به عقب برداشت و قبلش را در مشت فشرد.

- مگه برای آدم خودخواهی مثل تو بقیه هم اهمیت دارند؟ من و بچم مگه برات اهمیت داریم عوضی؟

بغ کرده سرجایش نشست و آهسته لب به اعتراض گشود:

- حق نداری باهام اینجوری حرف بزنی! خودت می‌دونی من بیشتر از هر چیزی توی این دنیا، تو و جگوار رو دوست دارم. شما دوتا همه‌کَس منید.

صدای فریاد مرد لجام‌گسیخته و یاغی امشب باری دیگر بالا رفت و بی‌رحمانه حقایق را یکی پس از دیگری بر صورت دخترک پرتاب کرد:

- ما رو دوست داری و رفتی به قتلگاه خودت؟ ما رو دوست داری و چشمت رو بستی به روی تمام قول و قرارهایی که با من گذاشتی؟ ما رو دوست داری و با پای خودت رفتی بالای چوبه دار؟


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

30 Oct, 20:24


#قسمت_۱۱۷

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

بی‌رمق و بی‌اعصاب ماشین را جلوی ویلا پارک کرد و با پاهایی برهنه به سوی خانه رفت. کلافه دسته کلید را از کیفش بیرون کشید که ناگهان درب خانه باز شد و نگاه گیج و متعجبش به هاویار عصبی و پانیای گریان افتاد. لبخندی زوری روی صورتش نشاند و آهسته از زیر دست هاویار رد شد و با لحن به ظاهر شوخ‌طبع و خونسردی گفت:

- تو نمی‌خوای دست از سر من برداری، نه؟ هرجایی برم از قبل یه دسته کلید از اون خونه زدی انگار! حالا این وقت شب اینجا چکار می‌کنید؟

هاویار درب ورودی را به ضرب بست و با چشمانی ریز شده و صورتی برزخی به قد و بالای دخترک و لباس عروس درون تنش، نظری انداخت. دخترک مشوش دستی به صورتش کشید و نقاب بازیگری را به چهره‌اش زد:

- چیزی شده؟ اتفاقی افتاده؟ جگوار کجاست اصلا؟

هاویار قهقهه بلندی سر داد و تیکه پراند:

- می‌گه کجاست؟ مگه برای تو اهمیت داره؟ مگه تو نگرانم می‌شی؟ مگه احساس هم داری؟ آدمی تو اصلا؟


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

28 Oct, 17:18


#قسمت_۱۱۶

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

خنده‌ی هیستریکی کرد و خطاب به برادر بزرگ‌ترش، دیاکو که مبهوت شده بر سر جای خود خشک شده بود لب زد:

- آخه مگه می‌شد من شب تولد برادرزاده عزیزم رو به همراه سالگرد عروسی بهترین برادر دنیا با...

مکث کوتاهی کرد و با خیره شدن در چشمان هراسیده ماهین نامدار، خواهر حامین نامدار و همسر برادرش دیاکو که به‌خاطر خراب شدن ماشینش تازه به مراسم رسیده بود، با لحنی ترسناک و شیطانی ادامه داد:

- با صادق‌ترین عروس و خواهر شوهر دنیا، از دست بدم؟!

بی‌اعتنا به هرج و مرج جمعیت و زمزمه‌ها و پچ پچک‌های درگوشی افراد، خط نگاه مغموم و بدرخته‌‌اش را به سوی آوات دادیار، پدر خودرای و مستبدش سوق داد و با لبخند تلخی لب به اعتراف گشود:

- من ازدواج کردم، با حامین نامدار، پسر و نوه محبوب و معروف خاندان نامدارها یا همون برادر عروس عزیزتر از جانتون.

پوزخند ترسناکی روی لب‌هایش نشاند و با خونسردی کاغذ فتوکپی شده شناسنامه‌اش را از درون کیفش بیرون کشید. با پرت کردن کاغذ بر روی میز نگاه پر از کینه و نفرتی به تک‌تک اعضای خاندانش انداخت و با صدای رسایی گفت:

- اینم سندش. امیدوارم به همتون خوش بگذره چون به من یکی که خیلی خوش گذشت. شب همگی خوش.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

26 Oct, 12:10


#قسمت_۱۱۵

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

زمان حال:

با قطع شدن آهنگ، از افکار و خاطراتش و مرور کردن گذشته دست کشید و به سختی جان کندن خودش را جمع و جور کرد. مرد جوان وحشت‌زده و هراسان از دخترک جدا شد و با چشمانی گشاد شده از فرط ترس، ناباورانه به او زل زد. لبخند دلفریبی به روی مرد مات و مبهوت شده‌ی مقابلش زد و آهسته زیر گوشش زمزمه کرد:

- هیچوقت به حرف‌ها و قول‌های دختری که ازت زخم خورده، اعتماد نکن. می‌دونی چرا؟ چون اون بره‌ای بوده که بعد از دمخور شدن با گرگ‌ها، عاقبت گرگ‌زاده شده. یک هیچ مات شده جناب حامین نامدار.

بی‌اعتنا به چهره‌ی هنگ کرده و نگاه خصمانه و کینه‌توز مرد مقابلش، تنه‌ی محکمی به او زد و با خونسردی نقاب روی صورتش را برداشت. با اقتدار و قدرت روی استیج مخصوص عروس و داماد رفت و پس از برداشتن میکروفون خطاب به جمعیت لب زد:

- سلام عزیزان. خیلی خوشحال شدم از دیدارتون در مراسم امشب. شاید تعجب کردید که دلوین دادیار طرد شده از سوی خاندانش پس از سال‌ها غیبت و دوری، امشب این‌جا چکار می‌کنه؟


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

23 Oct, 13:57


در کانال وی‌آی‌پی رمان فگار آخر این هفته به پارت 228 می‌رسیم.(دوبرابر پارت‌های کانال عمومی)😎😍❤️‍🔥

جهت خرید حق عضویت کانال وی‌آی‌پی به آی‌دی زیر پیام بدید:
🆔@GisouR

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

23 Oct, 13:57


#قسمت_۱۱۴

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

مرد جوان بی‌اعتنا به عاقد، به انگشتر نشان و گران‌قیمتی که درون دست دخترک انداخته بود خیره شد و با لحن گیرایی زمزمه کرد:

- به خاندان نامدارها خوش اومدی دلوین دادیار نامدار.

دخترک لبخند کمرنگی زد و از کنار هم قرار گرفتن نام فامیلی‌اش در کنار فامیلی او خشنود شد. متنفر بود از زنانی که بعد از ازدواج، تمام خودشان از جمله نام خانوادگی‌شان را فراموش می‌کردند و از صدا زده شدن با نام فامیلی همسرشان غرق در لذت و غروری تهوع‌آور می‌شدند. مگر فامیلی خودشان چه ایرادی دارد که بعد از ازدواج از یادها فراموش می‌شود؟ مگر فامیلی مردان چه برتری نسبت به زنان دارد که فرزندان فامیلی پدر را می‌گیرند؟ چرا در هیچ‌کجای این دنیا، قانونی برابر و عادلانه پشت زنان و مادران این جهان هستی نبود و نیست؟ این چراهای بدون پاسخ و ناعدالتی‌های فاحش جنسیتی بود که همیشه دخترک را از ازدواج و بچه‌دار شدن دور می‌کرد و می‌ترساند و در آخر او را به جایی رساند که به یک ازدواج قراردادی و اجباری رضایت خاطر دهد.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

21 Oct, 21:58


#قسمت_۱۱۳

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

- دوشیزه‌ی مکرمه‌ی محترمه، سرکار خانم دلوین دادیار، فرزند آوات دادیار، آیا به بنده اجازه می‌دهید که با مهریه‌ی یک جلد کلام الله مجید، یک شاخه نبات، هفتادوهفت شاخه گل رز بنفش و مهریه‌ی تعیین شده، شما رو به عقد دائم سر کار آقای حامین نامدار، فرزند فردین نامدار دربیاورم، آیا بنده وکیلم؟

ناخودآگاه نگاهش را به بالا کشاند و روی چشمان مرد جوان لحظه‌ای مکث کرد. نمی‌دانست این ازدواج بی‌مقدمه و عجیب و غریب را باید پای چه بگذارد اما احساس می‌کرد چشمان توأم از صداقت و احترام این پسر نمی‌تواند به راه بن‌بست و زیان‌آوری ختم شود و از این‌رو با لحن آرام اما محکمی زمزمه کرد:

- بله.

-- جناب آقای حامی نامدار، فرزند فردین نامدار، آیا به بنده اجازه می‌دهید که با مهریه‌ی تعیین و ذکر شده، شما رو به عقد دائم سر کار خانم دلوین دادیار، فرزند آوات دادیار دربیاورم، آیا بنده وکیلم؟

با صدای عاقد مرد جوان نگاهش را از دخترک گرفت و به قرآن روی میز داد و با لحنی رسا و محکم لب زد:

- بله.

عاقد با بهت و تعجبی که نمی‌توانست جمعش کند به هردویشان تبریک گفت و برای امضا زدن دفتر؛ عروس و داماد عجیب و غریب امروز را فراخواند.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

20 Oct, 13:11


بنر واقعی

- آخه دختره احمق، به آدمی که مُرده حسودی می‌کنی؟ انقدر بیشعوری که از آدمی که دو ساله زیر خاکه لجت گرفته؟! از چی می‌ترسی؟ می‌ترسی از قبر در بیاد و منو از تو بقاپه؟! 
نگار بهت زده نگاهش می‌کرد، این مزخرفات چه بود که می‌گفت؟!
- باز مست کردی تو؟! من موندم وقتی تو هپروتی جایی غیر از من سراغ نداری؟! برو همونجا چرا دست از سرم برنمیداری؟!
حسام با تحکم گفت:
- چرا دوست داری همه واقعیتارو پشت مستی من پنهون کنی ها؟ یبارم که شده قوی باش اعتراف کن بگو درست می‌گم.
- وقتی درست نیست چیو اعتراف کنم؟
حسام حرصی دست توی موهایش فرو برد:
- اوکی قبول همه اینا غلطه و من مستم! خودت بگو چه مرگته؟ چرا از وقتی بحث خواستگاری رو پیش کشیدم یه آدم دیگه شدی؟ بد بود می‌خواستم تو رو به آرزوت برسونم؟!
نگار ناباور خندید، این دیگر چقدر از خود راضی بود؟!
- حتما آرزوی من ازدواج با تو بود آره؟! میشه تموم کنی این مسخره بازیارو؟!
- من تموم کنم یا تو؟! 
- ببین دفعه دیگه می‌خواستی آشتی کنی از من مایه نذار، با فاکتور و این چرتو پرتا سرم کلاه نمیره خب؟! میایی مثل بچه خوب میگی غلط کردم، ببخشید دیگه تکرار نمی‌شه! بعدش من فکر می‌کنم یا میبخشم یا نمیبخشم.
زبان حسام انگار به کامش چسبیده بود، دختر رو به رویش بدون شک نگار نبود که این حرف ها هیچ جوره شبیه او نبود.
نگار ادامه داد:
- الانو دیدی؟! خودت رفتی خودتم برگشتی، دفعه های دیگه هم همینه دیگه اون نگاری که نازتو می‌کشید مُرد!
حسام ناباور گفت:
- عوض شدی.
- فکرشو نمی‌کردی نه؟ فکر می‌کردی خب دو روز دیگه خودش میاد منت کشی.
- زیر سرت بلند شده به ولله هوایی شدی تو.
نگار قاطع گفت:
- آره حدست درسته.
چشم های حسام در چهره بی تفاوت نگار چرخید:
- کیه؟
- یکی خیلی از تو بهتر، باشعورتر، فهمیده تر، تازه قدرمو میدونه!
حسام با تمسخر گفت:
- این قدر خوبه یعنی؟!
نگار زمزمه کرد:
- بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی حواسش به منه.
و بی اختیار چهره مردی مقابل چشم هایش زنده شد، مردی که این روزها برایش پررنگ شده بود و اعتراف می‌کرد در قلبش بدون اینکه بداند برای او باز شده بود...

https://t.me/+REfjlK-E4vwzY2Q0
https://t.me/+REfjlK-E4vwzY2Q0

شما رو دعوت می‌کنم به خوندن رمانی پر از هیجان و پر چالش و البته عاشقانه...

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

20 Oct, 13:11


لیستی از برترین‌ رمان های تلگرام تقدیم شما خوبان❤️


🍓رمان های چاپی رو با نصف قیمت بخر


🍎تو یه خانواده متعصب جرم دختری که به حکم عشق زن شده چیه؟


🫐عاشق برادرشوهرم شدم، فکر میکردم خائن منم؛ اما همش بازی بود...


🍑برام پاپوش دوختن و من افتادم تو زندان! تو زندان زنان اتفاقی برام افتاد که..و


🍍شوهرداشتم اما دلم برای معلم موسیقیم‌ رفت


🥭 شوهرم به خاطر یه زن دیگه منو طلاق می ده اما...


🍉لینک رمان های آنلاین اینجاست


🍋ازدواج دو سلبریتی معروف و پرحاشیه


🥑گنده لات محل عاشق دکتر تازه کار میشه


🍓مردی که پنج سال به ناحق زندان بوده و بعد روبرومیشه با برادرزاده مذهبی دوستش که...


🍐شوهرم با توطئه مادرش بخاطردختر زا بودنم زن دوم گرفت


🍒عاشقانه‌ای پرتلاطم بین زنی تن فروش و مرد مذهبی


🍈شب عروسیم منو به جرم موادمخدر دستیگر کردن درحالیکه


🥕همخونگی با پسر نجات دهنده اش ...
.

🥥دوست داشتنش ساده نیست


🥝دختری که بعد از قتل دونفر در یک مهمانی سکوت کرده با وکیلی که بخاطر این پرونده عجیب...


🍉دختری ساده که بعد از مرگ پدرمادرش آبروش هدف قرار میگیرد...


🍏دختر روان پزشکی که عاشق یه پسر روانی میشه


🍊لیدا قاتل شوهرشه اما کسی از این راز خبر نداره جز فولاد دوست شوهرش!


🥑صدف زنی بیمار با فهیمدن اینکه شوهرش بقیه بامعشوقه‌اش در ترکیه زندگی میکند...


🍇دختر شیطونی که وارد دنیای مافیای بی‌رحم می‌شود


🥭دختری که سه ازدواج ناموفق داره


🍑برگشتن نیل بعد از شیش سال با دختربچه ای از خون او...


🍏اعدام شدنم به جرم قتل متجاوزم


🫐صیغه دوست برادرم شدم چون او غربت جایی رو نداشتم


🥝پسر خلافکار دختره رو مجبور میکنه باهاش بره دزدی


🍉عشق تا بینهایت


🫐دزد کوچولویی که به دام یه انسان خشن میفته و برای صرف نظر از تنبیحش باید


🍑دوستی یه رقاصِ آروم با یه کشتی‌گیرِ شیطون!


🍒یک بازی ناجوان مردانه تمام زندگیم و باختم ..


🍑تلاش برای انتقامی سخت از خانِ یک عمارت توسط دختری زخم خورده!


🍇همخونه بودی دختری زبان دراز و لجباز با پسری بی اعصاب و زخم خورده که پی انتقام !


🍌پسره خواننده اس و الکی بهش تهمت میزنن که خانه فساد داره و...


🥝انتقام گذشته‌ای که هرگز فراموش نمی‌شد.


🍊تجاوز به معشوقه سابق درست شب عروسیش


🍎عاشقانه پر تلاطم دختر عمو پسر عمو و سوختن در یک عشق پنهانی


🍍سرباز دختری که به اسارت دشمنان میوفته هرشب ...


🥥عشق یه پسرمسلمون و آقازاده به دختری ارمنی و مسیحی


🍋‍🟩تجاوز بازیگر مشهور کشور به دختر بچه ای که آرزوی بازیگر شدن داشت


🍒مثلث عشقی،دختر مهربون و مذهبی،پسر بامرام و دوست داشتنی..


🍇آفاق دختر هفده ساله ای از ایل قشقایی که عروس خون بس می شود.


🍑شش عاشقانه در یک اکیپ دوازده نفره


🍉عاشق مردی شدم که نامزد داره اما نمیتونستم ازش بگذرم


🍈عشق دختر مسلمان به پسر ارمنی


🍇عشق بین دو دشمن به خاطر یک نفرین قدرتمند...


🍐وقتی که یک دختر عاشق میشود


🫐من واقعیتم که دردهای بی‌اغراق زندگی، روی دوشم سوارند!


🍌مادرم عروس خونبس بود! ومن دختری بودم که برادرِ هووی مادرم عاشقم شد


🥑برام تله گذاشتن محمد... منو تو دام انداختن... فقط میخوان رسوام کنن محمد....


🍎ازدواج اجباری دختری روستایی باپسر فرنگ رفته


🍑به نامزدش خیانت میکنه و با یه خلافکار میره تو رابطه...


🥭دختر بیوه‌ بعد مرگ شوهرش می‌فهمه که شوهرش...


🍓انتقام ناخواسته مهندسِ خشن از همسر رفیق فابریک


🥒پسرخاله ام بهم تجاوز کرد


🍎عشقم بهم خیانت کرد


🥕هر رمانی میخوای با چهار فرمت رایگان دانلود کن و بخون


🥑بهم دست درازی میکرد و به اجبار و تهدید ازم می‌خواست که...


🍋دختری مذهبی اسیر دست مردی دنیا دیده که دایی کسیه که قراره...


🍊مجبورشدم پرستار مردی بشم که بی رحم بود


🍇وقتی شوهرم مرد رنگ زندگیم سیاه شد واونجا بود که فهمیدم

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

20 Oct, 09:45


لیستی از برترین‌ رمان های تلگرام تقدیم شما خوبان❤️


🍓رمان های چاپی رو با نصف قیمت بخر


🍎تو یه خانواده متعصب جرم دختری که به حکم عشق زن شده چیه؟


🫐عاشق برادرشوهرم شدم، فکر میکردم خائن منم؛ اما همش بازی بود...


🍑برام پاپوش دوختن و من افتادم تو زندان! تو زندان زنان اتفاقی برام افتاد که..و


🍍شوهرداشتم اما دلم برای معلم موسیقیم‌ رفت


🥭 شوهرم به خاطر یه زن دیگه منو طلاق می ده اما...


🍉لینک رمان های آنلاین اینجاست


🍋ازدواج دو سلبریتی معروف و پرحاشیه


🥑گنده لات محل عاشق دکتر تازه کار میشه


🍓مردی که پنج سال به ناحق زندان بوده و بعد روبرومیشه با برادرزاده مذهبی دوستش که...


🍐شوهرم با توطئه مادرش بخاطردختر زا بودنم زن دوم گرفت


🍒عاشقانه‌ای پرتلاطم بین زنی تن فروش و مرد مذهبی


🍈شب عروسیم منو به جرم موادمخدر دستیگر کردن درحالیکه


🥕همخونگی با پسر نجات دهنده اش ...
.

🥥دوست داشتنش ساده نیست


🥝دختری که بعد از قتل دونفر در یک مهمانی سکوت کرده با وکیلی که بخاطر این پرونده عجیب...


🍉دختری ساده که بعد از مرگ پدرمادرش آبروش هدف قرار میگیرد...


🍏دختر روان پزشکی که عاشق یه پسر روانی میشه


🍊لیدا قاتل شوهرشه اما کسی از این راز خبر نداره جز فولاد دوست شوهرش!


🥑صدف زنی بیمار با فهیمدن اینکه شوهرش بقیه بامعشوقه‌اش در ترکیه زندگی میکند...


🍇دختر شیطونی که وارد دنیای مافیای بی‌رحم می‌شود


🥭دختری که سه ازدواج ناموفق داره


🍑برگشتن نیل بعد از شیش سال با دختربچه ای از خون او...


🍏اعدام شدنم به جرم قتل متجاوزم


🫐صیغه دوست برادرم شدم چون او غربت جایی رو نداشتم


🥝پسر خلافکار دختره رو مجبور میکنه باهاش بره دزدی


🍉عشق تا بینهایت


🫐دزد کوچولویی که به دام یه انسان خشن میفته و برای صرف نظر از تنبیحش باید


🍑دوستی یه رقاصِ آروم با یه کشتی‌گیرِ شیطون!


🍒یک بازی ناجوان مردانه تمام زندگیم و باختم ..


🍑تلاش برای انتقامی سخت از خانِ یک عمارت توسط دختری زخم خورده!


🍇همخونه بودی دختری زبان دراز و لجباز با پسری بی اعصاب و زخم خورده که پی انتقام !


🍌پسره خواننده اس و الکی بهش تهمت میزنن که خانه فساد داره و...


🥝انتقام گذشته‌ای که هرگز فراموش نمی‌شد.


🍊تجاوز به معشوقه سابق درست شب عروسیش


🍎عاشقانه پر تلاطم دختر عمو پسر عمو و سوختن در یک عشق پنهانی


🍍سرباز دختری که به اسارت دشمنان میوفته هرشب ...


🥥عشق یه پسرمسلمون و آقازاده به دختری ارمنی و مسیحی


🍋‍🟩تجاوز بازیگر مشهور کشور به دختر بچه ای که آرزوی بازیگر شدن داشت


🍒مثلث عشقی،دختر مهربون و مذهبی،پسر بامرام و دوست داشتنی..


🍇آفاق دختر هفده ساله ای از ایل قشقایی که عروس خون بس می شود.


🍑شش عاشقانه در یک اکیپ دوازده نفره


🍉عاشق مردی شدم که نامزد داره اما نمیتونستم ازش بگذرم


🍈عشق دختر مسلمان به پسر ارمنی


🍇عشق بین دو دشمن به خاطر یک نفرین قدرتمند...


🍐وقتی که یک دختر عاشق میشود


🫐من واقعیتم که دردهای بی‌اغراق زندگی، روی دوشم سوارند!


🍌مادرم عروس خونبس بود! ومن دختری بودم که برادرِ هووی مادرم عاشقم شد


🥑برام تله گذاشتن محمد... منو تو دام انداختن... فقط میخوان رسوام کنن محمد....


🍎ازدواج اجباری دختری روستایی باپسر فرنگ رفته


🍑به نامزدش خیانت میکنه و با یه خلافکار میره تو رابطه...


🥭دختر بیوه‌ بعد مرگ شوهرش می‌فهمه که شوهرش...


🍓انتقام ناخواسته مهندسِ خشن از همسر رفیق فابریک


🥒پسرخاله ام بهم تجاوز کرد


🍎عشقم بهم خیانت کرد


🥕هر رمانی میخوای با چهار فرمت رایگان دانلود کن و بخون


🥑بهم دست درازی میکرد و به اجبار و تهدید ازم می‌خواست که...


🍋دختری مذهبی اسیر دست مردی دنیا دیده که دایی کسیه که قراره...


🍊مجبورشدم پرستار مردی بشم که بی رحم بود


🍇وقتی شوهرم مرد رنگ زندگیم سیاه شد واونجا بود که فهمیدم

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

20 Oct, 09:45


بنر واقعی

- سوار ماشین اون مردتیکه شدی بعد بهم میگی خونه ام؟

نگار بغض کرده نگاهش کرد و ارسلان مشتش را به دیوار کوبید، فریاد بعدی اش نگار را از جا پراند:

- جواب منو بده!

نگار به سختی گفت:

- اونجوری که فکر می‌کنی نیست.

ارسلان نیش خند زد:

- اونجوری که فکر می‌کنم نیست؟! پس چطوریه؟! فقط اون‌ لاشی یه کوچلو عشق سابقت بوده و یه ذره هم خواستگارت! چیا بینتون بوده که بعد از این همه سال وقتی می بینیش چشمات برق میزنه؟

اشک نگار چکید:

- به خدا داری اشتباه می‌کنی.
- چطور باور کنم وقتی یه نمونه از دروغ هات رو با چشم خودم دیدم؟

نگاه نگار میان چشم های به خون نشسته او چرخید، دیگر بی فایده بود هر چه می‌گفت باورش نمی‌کرد و انگار باید فاتحه عشقی که تازه جوانه زده بود را می‌خواند.
یک قدم به عقب برداشت:

- آره تو راست میگی من هنوز هم اونو دوست دارم و تو فقط برام یه جایگزین بودی.

اشک دیگری از چشم نگار چکید، باورش نمیشد این دروغ را گفته و انگار قلب خودش بود که زیر پا گذاشته و له می‌کرد.
ارسلان اما نفسش بالا نمی‌آمد و دم و باز دمش کند شده بود، اتفاقی که از آن می‌ترسید افتاده و نگار بالاخره اعتراف کرده بود.
جلو رفت، کاش کسی جلودارش می‌شد وگرنه خون به پا می‌کرد. یقه نگار را چسبید و او را به طرف خودش کشید، اختیار رفتارش دست خودش نبود و با دیوانه فرقی نداشت.
در یک سانتی او از میان دندان های کلید شده گفت:

- که جایگزین بودم آره؟ باشه، قبول بدم نیست، الان نقشش رو از خودش بهتر برات بازی می‌کنم.

جلو رفت و فاصله را به صفر رساند و نگار تسلیم شده پلک هایش را روی هم گذاشت.
شاید بدون انعطاف بود بوسه ای که ماه ها انتظارش را می‌کشید، شاید در شرایط درستی نبود، شاید ارسلان با فکر مسمومش لذت را از خودش سلب کرده، اما برای خودش این اولین بوسه از کسی بود که عاشقانه دوست داشت حتی اگر صاحب آن بوسه باورش نداشت و بی اعتماد بود...

https://t.me/+lO5ST7ThJWI0ZGY0
https://t.me/+lO5ST7ThJWI0ZGY0

نگار بعد از شکستی که از حسام می‌خوره تصمیم می‌گیره دیگه به هیچ مردی اجازه نده قلب و احساس رو صاحب بشه اما ناخواسته اتفاقاتی میوفته که تسلیم ارسلان فاتحی میشه و...

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

19 Oct, 16:37


#قسمت_۱۱۲

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

تن و جان لرزانش آرام گرفت و قلب و روح یخ‌زده‌اش به آنی گرم شد و گویا جمله‌ی دامادش همچون آبی بود که بر روی آتش درونش ریختند. بی‌اراده سرش را بالا گرفت که ناگهان نگاه خیره‌اش روی دو جفت تیله‌ی مشکی رنگ نشست و بی‌اختیار سر تا پای دامادش را با دقت و کنجکاوی رصد کرد. موهای پر پشت؛ لخت و مشکی، ابروهای کشیده؛ پر و هشتی باز، مژه‌های فردار و پر، چشمان متوسط؛ کشیده و نافذ به رنگ مشکی، بینی خوش فرم و استخوانی، لب‌های متوسط؛ لب پایین کمی درشت‌تر، گونه‌ها و فک استخوانی، صورت کشیده و بیضی شکل، دندان‌های سفید و مرواریدی، ریش و سبیل مشکی و کوتاه، هیکل عضلانی و ورزشی، قد بلند و رعنایی داشت و در یک کلام سوپر مدل خاص و جذابی بود. با سر رسیدن عاقد به سختی نگاه‌ از یکدیگر گرفتند و بدون کلامی شانه به شانه‌ی یکدیگر به سوی سالن عقد رفتند و روی صندلی‌های مخصوص زوجین نشستند. با صدای عاقد، عرق سردی روی کمر هردویشان نشست و بالاخره با بزرگ‌ترین و ترسناک‌ترین واقعیت زندگی‌شان روبه‌رو شدند.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

18 Oct, 12:20


امشب، شب پیام ناشناس بازیه😌🤏🏻💜
تا اینجای رمان
نظری
نقدی
پیشنهادی
سوالی
اگه هست بفرستید به لینک ناشناسم📬
به همه‌ی پیام‌ها پاسخ میدم امشب☕️🍫

https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

16 Oct, 11:50


#قسمت_۱۱۱

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

پس از گذشت دقایقی طولانی، جان‌فرسا و نفس‌گیر نوبت عقد آن‌ها فرا رسید. دخترک بی‌حوصله با پاهایش روی زمین ضرب گرفت و دستان لرزانش را مشت کرد و عصبی لب زد:

- حامی!

مرد جوان فوری سرش را چرخاند و نگاه کوتاهی به چهره‌ی رنگ و رو پریده‌ و آشفته دخترک انداخت:

-- جانم کاکتوس خانم؟ خوبی؟!

با شنیدن لقبی که از ابتدای آشنایی‌شان حامین به او داده بود به سختی جلوی خنده‌اش را گرفت و نفس عمیقی کشید تا بتواند کنترل آن ماهیچه‌ی پردردسر و زبان نفهم درون سینه‌اش را به دست بگیرد. کلافه تابی به سر و گردنش داد و طعنه زد:

- من خوبم. توام همیشه خوب باش و خوب بمون.

سکوت ممتدی فضا را دربرگرفت و بعد از دقایقی صدای دلگیر و دلخور حامین در گوشش پیچید:

- از من می‌ترسی؟!

صادقانه پاسخ داد:

- از تو، از خودم، از امروز و از آینده می‌ترسم حامی!

مرد جوان با لحن شوخ‌طبعی زیر گوشش زمزمه کرد:

- شاید تو دلبر قصه باشی، ولی من دیو داستان نیستم.

لب زیرینش را گزید و با رک‌گویی حرف دلش را به زبان آورد:

- درون همه‌ی آدم‌ها یه شیطان ترسناک وجود داره و هیچ‌کس سیاه یا سفید مطلق نیست حامی! باید مراقب فرشته و شیطان درونمون باشیم.

مرد جوان نفس عمیقی کشید و آهسته لب به اعتراف گشود:

- من ترسناک‌ترین و سیاه‌ترین شیطان روی زمین هم باشم، برای تو فرشته‌ی سفید خواهم بود‌. خیالت راحت.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

14 Oct, 14:33


#قسمت_۱۱۰

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

او شبیه برادر کوچک‌ترش، دیار که کوهی از درد، غم و اندوه بود و آنقدر غصه‌هایش را درون خودش می‌‌ریخت که از درون خون‌ریزی قلبی می‌کرد اما در عین حال دست از شیطنت‌، خندیدن و جنگیدن نمی‌کشید، نبود. شبیه مادر افسرده‌اش، دیبا که روح زندگی در وجودش مرده بود و تنها گریه و زاری و مرثیه‌سرایی را خوب در زندگی یاد گرفته بود، نیز نبود. شبیه پدر و برادر بزرگش، آوات و دیاکو دادیار؛ مردانی مغرور، مستبد و خودرای که به عقاید و آداب و رسوم جاهلانه و اجدادی‌شان پایبند بودند و در خانه‌شان همیشه حکومت مردسالارانه رایج بود و تمام زندگی‌شان را تنها در آبرو و اعتبار خانوادگی‌شان می‌دیدند، نیز نبود. او شبیه هیچ‌یک از اعضای خانواده‌اش نبود. او حتی شبیه هیچ‌یک از دختران سایر ملیت‌ها نیز نبود. او دلوین دادیار بود. دخترک سرسخت و شجاعی که هر چقدر این روزگار و آدم‌هایشان به او تازیانه زدند و مرحم نشدند، درد دادند و درمان نشدند، آتش زدند و آب‌ نریختند، زخم زدند و نمک رویش پاشیدند، او زنانه کمر خم نکرد و ققنوس‌وار از خاکستر خود برخاست. او دختری بود که مقابل قانون‌های ناعادلانه، رسم و رسومات مضحک و نفرت‌انگیز برخی خاندان‌ها و تبعیض‌ها و محدودیت‌های فاحش جنسیتی دنیایش ایستاد و از قلب و جسم و روحش، مادر بودنش، حق و حقوقش زنانه دفاع کرد. داستان زندگی او، سرمشتق تلخ اما تکان دهنده‌ای برای دختران و زنان نسل‌های آینده این سرزمین و جهان خواهد بود.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

12 Oct, 22:20


#قسمت_۱۰۹

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

مرد جوان تحت‌تاثیر قرار گرفته از سخنان دخترک، بی‌اختیار لبخند کجی زد و تسلیم و رام شده با لحن جدی و محکمی گفت:

- تمام شروطت رو قبول می‌کنم اما یادت باشه اگه فکر خیانت و دور زدن من یا بهم زدن قراردادمون حتی به سرت خطور کنه اونوقت من همون آدمی می‌شم که نباید بشم و با همون قانون‌های کذایی که ازش می‌نالی باهات مقابله به مثل می‌کنم. قبوله؟!

لبخند اطمینان بخشی زد و صادقانه لب گشود:

- توی ذات و لغت‌نامه هیچ دختری واژه‌ی کثیف خیانت نمی‌گنجه و وجود نداره مگر اینکه یه مرد اونو براش معنا کرده باشه و اون مرد می‌تونه اولین مرد زندگیش باشه یا اولین عشقش. قبوله.

تبسم کمرنگی روی لب‌های هردویشان نقش بست و سکوت سنگینی فضای سالن محضر را دربر گرفت. حقيقتا آنها شبیه هیچ‌یک از عروس و دامادها نبودند. آنها نه بلد بودند دل و قلوه بدهند، نه عشق بورزند و نه عشق بگیرند! آنها دلوین دادیار سرسخت و حامین نامدار معروفی بودند که به اجبار زمانه نام‌هایشان در کنار یکدیگر قرار گرفته بود و اکنون در سعی و تلاش بودند که با کمک یکدیگر از بحران‌های روحی و روانی که در آن به سر می‌بردند خارج شوند. دخترک برخلاف اکثریت همجنس‌هایش که در شب عقد و عروسی‌شان غرق در شادی و نشاط هستند، در بی‌حس‌ترین حالت ممکن به سر می‌برد.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

09 Oct, 14:33


#قسمت_۱۰۸

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

آره تصمیمم اینه تنهایی آرومم
اشکاتو از صورتت پاک بکن خانومم
اینجا ته خطه دستامو ول کن برو
دیگه نمیخوام تو رو

مرد جوان پوزخند تحقیرآمیزی زد و با طعنه گفت:

- داری ازدواج می‌کنی یا معامله؟ بنای زندگیت و خوشبختیت رو چندتا کاغذ و نوشته و سند می‌دونی؟

نفس عمیق و ممتدی کشید و همچون او تیکه پراند:

- توی جامعه‌ای که حکم خیانت زن می‌شه سنگسار، رسوایی، ناموس‌کشی و در نهایت مرگ اما خیانت همسرش می‌شه حق شرعی و عرف دین و جامعه او، تنها تضمین خوشبختی و برگ برنده‌ی من میشه همون چهارتا کاغذ و نوشته و سند. وقتی تمام قانون‌های دنیا پشت شما مردها و جنسیتتون ایستادند و ازتون دفاع می‌کنند؛ ما زن‌ها مجبور می‌شیم قوانین خودمون رو بنویسیم و خودمون از خودمون در مقابل این دنیای مردسالارانه دفاع کنیم.

حالا تصمیمم اینه تنهایی آرومم
اشکاتو از صورتت پاک بکن خانومم
اینجا ته خطه دستامو ول کن برو
دیگه نمیخوام تو رو

«من آدم رویای تو نیستم_اشوان»


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

07 Oct, 14:13


#قسمت_۱۰۷

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

حیفته به پای من نسوز
این هوا برای تو بده
چه انتظاری تو داری از کسی
که یه عمر با خودشم بهم زده

چشمانش همچون ستاره‌ درخشید و در دل مرد جوان را بابت درک و فهم و شعور بالایش تحسین کرد. مرد جوان با دیدن برق درون چشمان دخترک نفس عمیقی کشید و بی‌مقدمه لب زد:

- حالا لیست شرط ضمن عقدت رو کامل بهم بگو.

قول بده بخندی بعد از این
با اینکه فاصله واسه هر دومون سخته
بشنوم اون که رنجوندم دوباره
از ته دل خوشحالو خوشبخته

از درون کیفش کاغذی بیرون کشید و متن درون آن را با لحنی آرام و شمرده خواند:

- شرط اول؛ حضانت فرزند و حق طلاق با منه‌‌ و باید قید بشه که در صورت بچه‌دار نشدن من، حق تجدید فراش و طلاق نداری. شرط دوم؛ برای ادامه تحصیل و شاغل بودنم، خروجم یا مهاجرتم از کشور وکالت تام می‌خوام که یه وقت به سرت نزنه خونه‌نشین یا ممنوع‌الخروجم کنی! شرط سوم و آخر؛ یه خونه‌ی آپارتمانی، یه ویلا توی شمال، یه ماشین شاسی بلند و خارجی، یه حساب بانکی پر پول با مهریه سکه تمام بهار آزادی به تعداد سال تولدم و هفتادوهفت تا شاخه گل رز بنفش می‌خوام.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

05 Oct, 15:49


#قسمت_۱۰۶

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

کنار من لبه ی پرتگاهی
که آخرم سقوط میکنی
دیوونه زل نزن تویه چشمام
چرا هر چی میگم سکوت میکنی

نگاه ریزبینانه و مشکوکی به مرد جوان انداخت و با قاطعیت لب زد:

- دیشب هم بهت گفتم، هیچ مردی با شرط‌های من کنار نمی‌آد چون جامعه‌ی من مردسالارانه‌ هست و توی هیچ کجای این کره‌ی زمین حق زنان و مردان برابر و عادلانه نیست. حالا اگه ترسیدی و جا زدی می‌تونیم همین الان همه چیز رو تموم کنیم.

آره تصمیمم اینه تنهایی آرومم
اشکاتو از صورتت پاک بکن خانومم
اینجا ته خطه دستامو ول کن برو
دیگه نمیخوام تو رو

حالا تصمیمم اینه تنهایی آرومم
اشکاتو از صورتت پاک بکن خانومم
اینجا ته خطه دستامو ول کن برو
دیگه نمیخوام تو رو

مرد جوان اخم‌هایش را درهم کشید و با لحن جدی و محکمی گفت:

- من مرد جا زدن نیستم و نخواهم بود چون هر حرفی بزنم تا شاهرگم پاش می‌مونم حتی اگه بخاطرش مجبور بشم خیلی چیزها رو قربونی کنم از جمله خودم و احساساتم رو. در مورد حرف‌هات و عقایدت هم تا حدودی بهت حق میدم ولی باید بدونی هر پنج‌تا انگشت یکی نیست و همیشه استثنا وجود داره. من مرد زور گفتن و ظلم ستیزی نیستم حتی اگه شرایطش رو داشته باشم یا تمام قوانین کشورم و این دنیا پشت من و جنسیتم باشند چون معتقدم همه‌ی انسان‌ها باید از حقوق مشترک و عادلانه و یکسانی برخوردار باشند اعم از جنسیت، قوم و نژادشون.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouR

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1429404-LF2gk8w

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

02 Oct, 15:49


#قسمت_۱۰۵

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

زمان گذشته:
فروردین ماه سال هزار و سیصد و نود و پنج:

من آدمه رویای تو نیستم
من فکر و ذکرم پرته این سازه
یکی مثه تو با چشه رنگی
با یه روانی که نمیسازه

- انگار داره برای ما می‌خونه!

-- اوهوم. به نظر منم ما آدم رویای همدیگه نیستیم.

- ولی شرایط زندگیمون ما رو به هم محکوم کرد.

من آدمه رویای تو نیستم
من با خودم درگیرم افسردم
من زخمیه راهن همه پاهام
از بس تو هر راهی زمین خوردم

با نگاهی سردرگم به مردی که امروز رسما همسرش می‌شد خیره شد. نگاه‌های هردویشان پر از حرف بود اما کلمات روی زبانشان نمی‌چرخید. گویا در چشمان رنگی دخترک و چشمان رنگ شب مرد جوان شیشه کار گذاشته بودند و هیچ‌گونه حسی درونشان وجود نداشت. گویا تنها احساسی که از چشمان دختر و پسر جوان ساطع می‌شد حس غرور و تکبر و لجبازی بود و در جدال میان‌شان هیچ‌کدام قصد عقب‌نشینی و کوتاه آمدن نداشتند حتی اگر انتهای این بازی به نابودی زندگی‌ و آینده خود و خانواده‌هایشان ختم می‌شد.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouPv

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1429404-LF2gk8w

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

01 Oct, 20:44


سلام ᴳⁱˢᵒᵘ هستم ✋️


لینک زیر رو لمس کن و هر حرفی که تو دلت هست یا هر انتقادی که نسبت به من داری رو با خیال راحت بنویس و بفرست. مطمئن باش که پیام‌هات بدون اینکه از اسمت باخبر بشم به دستم می‌رسه.😉👇👇

https://t.me/BiChatBot?start=sc-d58151bce8

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

01 Oct, 20:24


لباس عروس دلوین🥲💜

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

01 Oct, 20:08


#قسمت_۱۰۴

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

بی‌اعتنا به نگاه‌های کنجکاو، خیره و سنگین اطرافیان بی‌پروا خودش را در آغوش سرد عزرائیلش انداخت و به جای دخترک او لب به سخن گشود:

- سالگرد عروسی پرنسس ما و تولد پرنسس کوچکش مبارک.

بیا بغلم
میخوام بلرزونی

چنان آهسته زیرلب زمزمه کرد:

- ممنونم.

که حس کرد آوایی از دهانش خارج نشده است یا شاید آنقدر صدایش پایین بود که مرد مقابلش چیزی متوجه نشد و به گوشش نرسید.

بیا بغلم
کمرو بچرخونی

بی‌اراده با همراهی عزرائیل زندگی‌اش به وسط استیج و پیست رقص رفت و میان آغوشش شروع به پایکوبی کرد.

بیا بغلم
میخوام قرش بدی

دست بالا رفته‌‌ی عزرائیلش را همچون عقاب شکار کرد و با گرفتن انگشت اشاره‌اش میان آغوش او شروع به چرخیدن و طنازی کرد.

بیا بغلم بیا بغلم بیا بغلم

با باز شدن دست‌های عزرائیلش به دو طرفین بی‌اراده همچون جوجه اردکی تنها و لرزان به درون آغوش مردانه‌ی او خزید و دستان لرزانش را به دور گردنش حلقه کرد.

خوش میگذره؟
بله

عزرائیل زندگی‌اش بی‌هوا به سمتش خم شد و زیر گوشش آهسته زمزمه کرد:

- خوش میگذره خواهر یکی یکدونه‌ی من؟

در جلد دیوصفتش فرو رفت و با خنده‌ای شیطانی لب به اعتراف گشود:

- به من که خیلی، به شما چی حامین نامدار، ملقب به عزرائیل زندگی دلوین دادیار؟!


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouPv

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1429404-LF2gk8w

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

28 Sep, 14:32


#قسمت_۱۰۳

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

با صدای موزیک بلندی که توسط ارکستر در حال پخش بود اعصابش متشنج شد و به ناچار دست‌هایش را روی گوش‌هایش گذاشت.

خوش میگذره؟
بله

با گام‌هایی سست و لرزان وارد حیاط ویلا شد و زیرلب خطاب به ارکستر زمزمه کرد:

- خوش میگذره؟ آره، انقدر زیاد که دلم می‌خواد روی همتون بالا بیارم از خوشی.

خوش میگذره؟
بله

با وارد شدنش به حیاط بزرگ ویلا تمام نگاه‌ها و سرها به سوی او بازگشت و با دیدن آن حجم از جمعیت به خود لرزید. سرسری نگاهش را بین جمعیت چرخاند که ناگهان با دیدن قامت عزرائیلش نفس کشیدن از یادش رفت و قلبش به دل دلک افتاد.

بیا تو پیشم
آره
دارم عاشقت میشم
آره

با صدای دست و سوت و جیغ زدن جمعیت و شروع مراسم آتش‌بازی سریع به خودش آمد و افسار نگاه و دل سرکشش را در دست گرفت. با خاموش شدن ناگهانی چراغ‌ها خنده‌ی کریهی کرد و با کمی ترس و هیجان به سوی عزرائیل زندگی‌اش رفت.

میدونی دلم داره
واسه تو میزنه آره


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouPv

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1429404-LF2gk8w

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫

فگار | 𝐆𝐈𝐒𝐎𝐔𝐑𝐀𝐇𝐈𝐌𝐈

25 Sep, 16:50


#قسمت_۱۰۲

رمان: #فگار

نویسنده: #گیسو_رحیمی

ژانر: #عاشقانه‌_اجتماعی

با خونسردی ماشینش را مقابل ویلای زیبا و بزرگ‌ خاندان‌ دادیار پارک کرد و زیرلب با خود واگویه کرد:

- چقدر دلم برات تنگ شده بهشت ایران. حیف شمالی که هوای پاک و تمیزش به خاطر حضور و نفس کثیف دادیارها آلوده شده.

عصبی نچی کرد و با گام‌های کوتاهی به سوی ویلا شتافت. با دیدن سرایدار جلوی درب دستی به نقاب روی صورتش کشید و بی‌هوا در کنار درب ایستاد. سرایدار با دیدن تیپ و ظاهر دخترک فورا از جا برخاست و حینی که تعظیم کوتاهی می‌کرد او را با عروس واقعی مجلس به اشتباه گرفت و همچون همیشه لب به چاپلوسی گشود:

- سلام خانم جان، سالگرد عروسیتون و تولد پرنسس کوچولوتون باهم مبارک باشه. انشاءالله که هزارسال در کنار آقا و دخترتون خوش و خرم زندگی کنید. فضولی نباشه، چرا تنهایید خانم جان؟ نمی‌گید هوا تاریکه و زبونم لال ممکنه اتفاقی بیفته. اگه آقا بفهمه سر منو گوش تا گوش می‌بره.

لبخند شروری روی صورتش نشاند و بی‌اعتنا به حرافی سرایدار با اعتماد به نفس بالایی خرامان خرامان وارد ویلا شد.


1⃣تـــوجـــه:
درگاه عضوگیری کانال وی‌آی‌پی / VIP رمان فگار بعد از مدت‌ها انتظار اینک باز شد.😍🪻💜

در کانال VIP به قسمت‌های عاشقانه، مهیج و خفن رسیدیم😌😎❤️‍🔥
در کانال VIP در طول هفته، شش پارت خواهیم داشت(جمعه‌ها پارت نداریم) و رمان بدون سانسور، تبادل و تبلیغات تا انتهای داستان برای اعضا قرار می‌گیرد.
حق عضویت کانال VIP رمان فگار، ۷۰هزار تومان می‌باشد اما به مناسبت تازه باز شدن درگاه عضوگیری، قیمت رمان به ۵۰هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

💸واریز مبلغ به حساب زیر:
6037998135793197

💳بانک ملی به نام زینب رحیمی

پس از پرداخت هزینه، جهت دریافت لینک خصوصی کانال VIP حتما اسکرین‌شات واریزی خود را به آی‌دی ادمین ارسال کنید:
🆔@GisouPv

2⃣تـــوجـــه:
رمان فگار در روزهای زوج / شبی یک پارت روی کانال عمومی تا انتهای داستان قرار می‌گیرد اما نسبت به کانال VIP در طول هفته پارت‌های کمتری پست می‌شود، سانسور و ممیز به دلیل عمومی بودن کانال اعمال می‌شود، یک فصل کمتر نسبت به کانال خصوصی خواهد داشت و دیرتر تمام می‌شود‌.🪻

نظرات،انتقادات‌وسوالات‌خودرا
به‌لینک‌زیربفرستید🦋👇🏻
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1429404-LF2gk8w

اعضای‌جدید‌خوش‌آمدید🪻💜
بنرها‌پارت‌اصلی‌رمان‌اند💯♨️

ریپلای‌پارت‌اول‌رمان1⃣
https://t.me/Gisou_Rahimi/3676
میانبر‌پارت‌های‌رمان🔄
https://t.me/Gisou_Rahimi/3678

جمعه‌هاپارت‌نداریم
#کپی‌وپخش‌رمان‌ممنوع🚫