Últimas Postagens de ناپیدا (@ypezeshkian) no Telegram

Postagens do Canal ناپیدا

ناپیدا
یادداشت‌هایی درباره دین، سیاست، ادبیات، هنر و دانشگاه
یوسف پزشکیان
4,308 Inscritos
465 Fotos
79 Vídeos
Última Atualização 25.02.2025 22:57

O conteúdo mais recente compartilhado por ناپیدا no Telegram


امروز (سه‌شنبه) یک دعوتنامه برای شرکت در یک رویداد رسیده به دستم تاریخ رویداد دیروز دوشنبه بود!

با خودم می‌گفتم شاید بعضی‌ها فکر می‌کنند فیزیک‌خوان‌ها می‌توانند در محور زمان عقب بروند. حالا باید برنامه‌ام را چک کنم که دیروز ساعت ۱۸:۳۰ قرار دیگری نداشته باشم.

درنگی در بودجه نهادهای فرهنگی - ۲
یوسف پزشکیان

یک دوستی در کامنت‌های پست قبلی نقدهای متعددی وارد کرده بود که ازجمله آن‌ها این بود که: وقتی فروش نفت پایین می‌آید، ۱٪ بودجه کل هم مهم می‌شود و باید مدیریت شود. آنچه در پاسخ نوشتم، اینجا تکرار می‌کنم:

تبدیل کردن بودجه نهادهای فرهنگی به اولویت آدرس غلط دادن است. رئیس‌جمهور باید  اولویت بندی کند. به سراغ مسائلی برود که سود و آورده بیشتر داشته باشد و آسیب و ریسک پایین‌تری داشته باشد.

الف - ده‌ها موضوع را می‌تواند پیگیری کند که معادل ۱٪ بودجه کشور و بالاتر از آن باشد. مثلا ممکن است یک سرمایه‌گذار خارجی به تنهایی معادل این رقم را وارد کشور کند. به جای اینکه یک‌سال با این نهادها سر و کله بزند و آخرش هم معلوم نیست نتیجه مطلوب حاصل می‌شود یا نه، می‌تواند با ده تا سرمایه‌گذار جلسه بگذارد و امور سرمایه‌گزاری‌ آن‌ها را تسهیل کند.

ب - حجم افراد شاغل در این موسسه‌ها به قدری بالاست که عملا قطع بودجه این مجموعه‌ها را بی‌معنی می‌کند.

گاهی فکر می‌کنم عده‌ای تعمدا می‌خواهند دولت‌ها را در ایران زمین بزنند. اگر به فشارها عمل کند، سقوط می‌کند. اگر عمل نکند کتک می‌خورد.

@ypezeshkian

درنگی در بودجه نهادهای فرهنگی
یوسف پزشکیان

از سال‌ها قبل برخی افراد چه بسا از روی دلسوزی و برخی به قصد اختلاف افکنی مطرح می‌کنند که بودجه نهادهای کم‌بازده و بی‌فایده را قطع کنید یا کم کنید. منظورشان هم عمدتا نهادهای فرهنگی است. می‌خواهم تاملی از منظر یک شخص حقیقی در این موضوع داشته باشم.

1️⃣ من به شخصه موافقم که بهره‌وری در مجموعه‌های فرهنگی پائین است. اما این مشکل فقط مربوط به نهادهای فرهنگی نیست، در تمام سازمان‌های کشور ما بهره‌وری پایین است.

2️⃣ فارغ از اینکه تعطیل کردن یک مجموعه‌ای درست است یا نه؛ تصمیم‌گیری درباره تعطیلی برخی از این مجموعه‌ها طبق قانون به عهده دولت نیست. یعنی دولت نمی‌تواند مثلا صدا و سیما یا حوزه علمیه را تعطیل کند.

3️⃣ درست است که دولت بودجه را می‌نویسد، اما در نهایت این مجلس است که باید بودجه را تصویب کند. در مجلس ارقام بودجه تغییر می‌کند‌. اضافه یا کم می‌شود.

4️⃣ بودجه کل کشور امسال حدود ۱۲ هزار همت بود. با جستجویی که من کردم کل بودجه نهادهای فرهنگی حدود ۷۰ همت است، که بیشترین سهم را صدا و سیما با ۳۵ همت به خود اختصاص می‌دهد. یعنی بودجه‌های فرهنگی چیزی از مرتبه ۰.۶ درصد کل بودجه کشور را به خود اختصاص می‌دهد. کمتر از ۱ درصد.

5️⃣ عمده بودجه عمومی کشور مربوط به فصل ۱ است، یعنی حقوق و دستمزد. تعداد زیادی کارمند و حقوق بگیر در این ادارات شاغل‌اند و زندگی خود را با حقوقی که می‌گیرند منطبق کرده‌اند. ممکن است راه‌اندازی یک مجموعه یا استخدام تعدادی نیرو در روز اول اشتباه باشد، اما تعطیل کردن دفعی و بیرون کردن مستخدمین هم قابل دفاع نیست.

6️⃣ کشورها برای حفظ و ترویج فرهنگ خود هزینه می‌کنند. طنز ماجرا اینجاست که برخی کشورها هزینه می‌کنند تا ذهنیت ما را نسبت به مسائل کشور خودمان خراب کنند و مثلا اختصاص هزینه برای اعتقادات، فرهنگ و هنر را زیر سوال ببرند. من به لزوم هزینه کرد بر مسائل فرهنگی قائلم. اصل مطلب زیر سوال نیست. اما درباره کم و کیف آن باید بازبینی کنیم.

https://t.me/ypezeshkian/1474

یه نکته بسبار مهم رو فراموش نکنید
تمام این عکسهایی که دیدین از تمیزی و مرتبی برق میزنن کار خود بچه هاست
مدرسه ها هیچ مستخدمی ندارن
از بالا تا پایین بچه ها مسئول نظافت و نگهداری دائمی هستن
معلمها هم مسئول تمیزی دفتر و اتاقها و بخشهای خودشونن
آبدارچی و مستخدم و بابای مدرسه و فلان از بیخ ندارن.

(تابلوی کلاس اقتصاد خانگی)

چندتا از سوالا که توکامنتا پرسیده بودین:
کلاسهای مدارس ژاپن عمدتاً سی تا چهل نفره هستن. در این دبیرستان کلاسهای چهل نفره بیشترن.
من دبیرستانهایی که کلاسهای پنحاه نفره دارن رو هم دیدم.
اما دو نکته
وسعت هرکلاس درسی در ژاپن صد تا صد و پنجاه متر و تعداد تخته سیاه و وایتبردهم عموما دو تا سه تاست (معمولا با عرض ٧تا ١٠ متر)
و اما معلم
همه کلاسها دوتا معلم دارن
معلم اصلی که معمولاً باتجربه تره، و دستیار معلم که معمولاً تازه استخدام شده و تا دوسال فقط باید یاد بگیره.
بعد هم که معلم جوان شروع میکنه درس دادن، معلم باتجربه میشه دستیارش و نظارت دائمیه.

کلاسهای ٢۵ نفر و کمتر، عمدتاً فقط معلم اصلی دارن و دستیار (هوم روم تیجر) فقط قبل و بعد ساعت درسی میاد برای رسیدگی به امور بچه ها.
پنجره های همه کلاسها شیشه های بزرگه و معاونها و معلمهایی که کلاس ندارن وظیفه دارن دائم وضعیت کلاسها رو از بیرون نظارت کنن.

نبرد ذهن‌ها: فیشر، اسپاسکی و بازی روانی
نویسنده: امین رضایی اکبریه
در تابستان سال ۱۹۷۲، سالن مسابقات قهرمانی شطرنج جهان در ریکیاویک ایسلند، تبدیل به میدان نبردی شده بود که فراتر از چیدمان مهره‌ها روی صفحه می‌رفت. این رقابت چیزی فراتر از یک مسابقه ورزشی بود؛ تقابل دو جهان‌بینی، دو ایدئولوژی و دو سبک تفکر. بابی فیشر، اعجوبه شطرنج آمریکایی، در برابر بوریس اسپاسکی، قهرمان روس، قرار گرفته بود؛ رقابتی که حتی سازمان‌های اطلاعاتی دو کشور نیز به آن چشم دوخته بودند.
در بازی نخست، فیشر که به دقت و نبوغ بی‌حد و حصرش شهره بود، ناگهان اشتباهی عجیب مرتکب شد. فیل خود را به خانه H2 برد، حرکتی که حتی بازیکنان آماتور نیز از انجام آن اجتناب می‌کنند. این اشتباه به اسپاسکی فرصت داد تا پیروزی را از آن خود کند. فیشر بعدتر ادعا کرد که سر و صدای دوربین‌های فیلم‌برداری و همهمه سالن باعث حواس‌پرتی‌اش شده بود. اما در بازی دوم، او حتی در سالن مسابقه حاضر نشد، و به همین راحتی، دو شکست پیاپی را پذیرفت. همه فکر می‌کردند که فیشر در آستانه فروپاشی است، اما حقیقت چیز دیگری بود.
منتقدان معتقد بودند که این باخت‌های عمدی، بخشی از یک استراتژی پیچیده روانی بود. فیشر با این کار، هم خودش را از فشار اولیه خلاص کرد و هم ذهن اسپاسکی را به هم ریخت. ناگهان اسپاسکی که دو برد شیرین را تجربه کرده بود، با موجی از انتظارات و فشارهای شدید از سوی دولت شوروی و سازمان کا.گ.ب روبه‌رو شد. آن‌ها از او می‌خواستند که با نهایت جدیت، فیشر را شکست دهد. اما این فشارهای بیرونی، به‌جای آنکه به نفع اسپاسکی باشد، تمرکز و آرامش او را بر هم زد.
پس از آن، فیشر مثل یک ماشین بی‌رحم بازی کرد. او یکی پس از دیگری بازی‌ها را برد، انگار که چیزی درونش آزاد شده باشد. اسپاسکی، که حالا اسیر فشارهای روانی شده بود، نمی‌توانست به سطح همیشگی بازی‌اش برگردد. در نهایت، فیشر با یک پیروزی قاطع، قهرمان شطرنج جهان شد و تاج سلطنت را از روس‌ها گرفت؛ اتفاقی که در بحبوحه جنگ سرد، لرزه بر پیکر اتحاد جماهیر شوروی انداخت.
نکات روانشناختی این نبرد
جنگ روانی: فیشر با تصمیمات غیرمنتظره، تعادل ذهنی حریفش را به هم زد. این نشان می‌دهد که در هر رقابتی، کنترل ذهن حریف می‌تواند به اندازه مهارت فنی مهم باشد.
مدیریت فشار: اسپاسکی قربانی فشار روانی و انتظارات بالا شد. در حالی که فیشر بعد از دو شکست، به سرعت ذهن خود را بازسازی کرد. این نشان می‌دهد که توانایی کنترل فشار، عامل کلیدی موفقیت است.
استراتژی پنهان: گاهی اوقات، حتی شکست‌های اولیه می‌توانند بخشی از یک نقشه بزرگ‌تر باشند. مهم این است که چشم‌انداز بلندمدت را حفظ کنیم.
قدرت انتظارات: فشار بیش‌ازحد از سوی محیط، می‌تواند حتی یک قهرمان را نیز دچار لغزش کند. برای موفقیت، باید تعادل بین انگیزه بیرونی و آرامش درونی را حفظ کرد.
این نبرد، فقط یک مسابقه شطرنج نبود؛ بلکه درسی بود از مدیریت ذهن، روانشناسی رقابت و اهمیت استراتژی. در هر میدان نبردی—چه شطرنج، چه زندگی—آنکه کنترل بهتری بر ذهنش داشته باشد، برنده خواهد شد.

صحبت‌های مهم آقای دکتر حاجی‌میرزایی در جلسه معاونین و مدیران وزارت آموزش و پرورش و مدیرکل‌های استان‌ها

یکشنبه ۲۸ بهمن؛ ساعت ۲۰؛

@ypezeshkian

#رئیس‌دفتر #رئیس‌جمهور #آپ #آموزش_و_پرورش

امروز چندین جلسه خیلی خوب و خبرهای امیدوارکننده داشتیم. بعضی روزها هم پر است از اتفاقات بد و خبرهای ناگوار. زندگی همین است، تعلیق میان بیم و امید. در رفت و آمد میان این دو انسان خود را معنا می‌کند یا معنای خود را می‌یابد.


@ypezeshkian

#جملات #عبارت #کوتاه

درباره «دغدغه‌های مسعود»
یوسف پزشکیان

◀️ نویسندگان کانال دغدغه‌های مسعود را نمی‌شناسم. راستش را بخواهید حتی یادداشت‌هایشان را دنبال نمی‌کنم. شاید تعداد یادداشت‌هایی که از کانال خوانده‌ام به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد. سه تا دلیل به ذهنم می‌رسد: یک) فرصت نمی‌کنم. در واقع سعی می‌کنم وقتم را برای مسئله‌ای صرف کنم که احتمال می‌دهم باید مداخله‌ای بکنم یا کاری انجام بدهم. دو) وقتی خود اتفاقات را می‌بینم، تصویرشان اهمیت خود را از دست می‌دهد. و سه) شاید زیادی از فضای طنز و شوخی فاصله گرفته‌ام!

◀️ در خوش ذوقی و خلاقیت‌شان حرفی ندارم. منتها وقتی چیزی جدی گرفته می‌شود، گنجاندن مطالبِ کذب، گمراه‌کننده و آسیب‌زا می‌شود. هرچقدر هم بگوییم طنز است شوخی است واقعی نیست افاقه نمی‌کند. به نظر می‌رسدنویسندگان برخی اخبار را از اینترنت جمع‌ می‌کنند و آن‌ها را با خبرهایی که خودشان می‌سازند ترکیب می‌کنند تا یک تصویر کامل بسازند. اخبار ساختگی (فیک؛ نادرست) دست‌مایه اعتراض‌ها و ناراحتی‌ها می‌شود.

◀️ چند بار افراد مختلف و گاه مسئول تماس گرفتند که «چرا دکتر چنین حرفی را زده؟» یا «حرفی که دکتر زده درست نیست» و شروع کرده‌اند مسئله را توضیح دادن. رد مطلب را که زدیم به یادداشت‌های کانال مذکور رسیدیم. هربار به یکی از این مسئولان شاکی توضیح می‌دهیم کانال ربطی به ما ندارد، شاکی دیگری پیدا می‌شود. همین دیروز به غلط نوشته بودند رئیس‌جمهور «با امکانات دولتی و پرواز اختصاصی» رفته تبریز. از بچه‌های اطلاع‌رسانی شاکی بودند که چرا این صفحه را نمی‌بندید؟

◀️ می‌دانیم که وقتی به چنین کانالی اقبال نشان داده می‌شود یعنی یک خلاء وجود دارد که این کانال دارد پر می‌کند. از این جهت برخی پیشنهاد می‌کردند که خودمان خاطرات روزنوشت واقعی را منتشر کنیم.

◀️ انتشار روزانه خاطرات در چنین سطحی خودسانسوری زیادی طلب می‌کند، که یادداشت را مثل شیر بی یال و دم و کوپال کم فایده می‌کند. مخاطرات خاص خودش را هم دارد و ظرافت زیادی می‌طلبد. مجموع ملاحظاتی که داشتیم مانع از این می‌شد که ایده را عملی کنیم.

◀️ یادداشت‌های کانال دغدغه مسعود تیغ دولبه است. خوبی‌هایی دارد، مشکلات و حاشیه‌هایی هم دارد. امیدوارم که حاشیه‌هایش بر خوبی‌هایش نچربد. من واقعا دوست دارم همه بتوانند بنویسند و حرف بزنند. البته آزادی مرزی دارد که رعایت آن کمک می‌کند آزادی تداوم داشته باشد.

https://t.me/ypezeshkian/1467

چه کار کنیم؟
یوسف پزشکیان

1️⃣ نظر هر کارشناسی ممکن است درست یا غلط باشد. اما اگر بتوانیم حرف‌های هم را بشنویم، نظراتمان جرح و تعدیل می‌شوند. رسیدن به نتیجه چند تا شرط دارد:
۱- نفع جمعی را به نفع شخصی ترجیح بدهیم.
۲- از دخیل کردن احساسات پرهیز کنیم.
۳- زندگی مردم را اولویت بدانیم.
۴- دنبال راه حل پایدار (درازمدت) بگردیم.
می‌توان شروط دیگری هم به آن اضافه کرد.

2️⃣ ما فیزیک‌خوانده‌ها می‌گوییم فهم صورت مسئله نیمی از حل آن است. اول باید بدانیم مسئله این نیست که چه کنیم تا مذاکره شود! مسئله شاید این باشد که چه کنیم مردم ایران زندگی خوب و شرافتمندانه داشته باشند. وقتی صورت مسئله را درست فهمیدیم، می‌دانیم که مذاکره هدف نیست، وسیله است.

3️⃣ هر وسیله یا ابزاری که استفاده می‌کنیم باید موثر باشد. فرض کنید فردا مذاکره کنیم و آقای #جلیلی بشوند رئیس تیم مذاکره نتیجه مذاکره چه خواهد شد؟ یا نه، فرض کنید آقای #ظریف شد مسئول تیم مذاکره و نتیجه هم گرفت و آمریکا زد زیرش. اگر اثربخشی ابزاری زیر سوال برود، استفاده از آن هم بی‌معنی می‌شود.

4️⃣ قبلا بعضی راه‌ها را رفته‌ایم و به سراب رسیده‌ایم. دوباره همان راه را برویم؟ مگر نیاموخته‌ایم که آزموده را آزمودن خطاست. فرمانده عاقل قبل از جنگ باید یک پیش‌بینی از نتیجه آن داشته باشد. چشم دوختن به یک در بسته باعث می‌شود درهای دیگری را که گاهی باز می‌شوند نبینیم.

https://t.me/ypezeshkian/1465