Latest Posts from امروز در تاریخ (@today_in_history) on Telegram

امروز در تاریخ Telegram Posts

امروز در تاریخ
پیج ما در اینستاگرام
Instagram.com/_u/today_in__history
2,253 Subscribers
3,494 Photos
212 Videos
Last Updated 26.02.2025 20:06

Similar Channels

Mama Катя
49,894 Subscribers
InstaFlow - Updates
33,464 Subscribers

The latest content shared by امروز در تاریخ on Telegram


روزی که مجلس اطلاع يافت انگلستان خواهان برکناری و تبعيد رضاشاه است...‌

‌محمدعلی فروغي نخست وزير زمان اشغال نظامی ایران پس از چند دور مذاكره با سفیران انگلستان و شوروي كه نيروهايشان بدون برخورد با مقاومت جدّي ـ به سبب مرخص شدن سربازان ايران ــ به پایتخت نزدیک می شدند؛ مجلس شوراي ملي را به تشكيل يك جلسه فوق العاده در 18 شهريور 1320 دعوت كرد و در اين جلسه، خود و وزير خارجه اش گزارشي از مذاكرات و مكاتبات و نيز آخرين تحولات و خواست دولتين انگلستان و شوروي به اعضای پارلمان دادند كه ماحصل گزارش این بود که دولت انگلستان خواهان بركناري رضاشاه و تبعيد او از كشور است. فروغي که قول گرفتن موافقت مجلس به تبعید رضاشاه را به سفیران دو دولت اشغالگر داده بود در پايان جلسه تقاضاي راي اعتماد كرد كه مورد تاييد قرار گرفت. فروغی این رای بمنزله موافقت مجلس با رفتن رضاشاه تلقّی کرده بود. فروغی سالها مورد غضب پهلوی یکم و خانه نشین بود که چند ساعت پس از تعرض نظامی لندن ـ مسکو به ایران و کناره گیری علی منصور، نخست وزیر شده بود!
رضاشاه پهلوی از نیمه دهه 1310 (نیمه دوم دهه 1930 میلادی)، دیگر به ساز انگلیسی ها نمی رقصید و متوجه آلمان و ایتالیا (هیتلر و موسولینی) شده بود.
دكتر كيهاني زاده/9 September
https://www.instagram.com/p/CTm1O8cjx6u/?utm_medium=copy_link

لشکرکشی نادرشاه به بین النهرین...‌

‌در اين روز (11 امرداد) سال 1021 هجري خورشیدی، نادرشاه رئیس انتخابی ایرانزمین در جريان جنگ با عثماني در بين النهرين (عراق امروز)، دستور حمله به کركوك کُردنشین و آزادکردن آن از دست دولت استانبول را صادر كرد و دو روز بعد توپخانه ارتش ايران مواضع نظامیان آن دولت (عَساكر عثماني) در کرکوک را گلوله باران كرد.در طول اين جنگها، نادر در همين سال بغداد و بصره را هم متصرف شد. مردم سليمانيه مرکب از کُرد و تُرکمان همچنان به ايران وفادار بودند.
دولت عثماني به پایتختی #استانبول که خود را خلیفه مسلمین اعلام کرده بود و جانشین خلفای #دمشق و بغداد، اواخر كار #صفويه كه دولت #اصفهان عمدتا بر اثر فساد اداري ناشي از افتادن امور دربار شاهان اين دودمان به دست گُرجيان و انتصابات نادرست، رو به ضعف نهاده بود با اخراج حُكّام وابسته به ايران در بین النهرین، بسياري از مناطق #عراق امروز را متصرف شده بود و لشکرکشی #نادرشاه به آن منطقه برای پس گرفتن آن اراضی و شهرها بود. قبلا هم #شاه_طهماسب_یکم #بغداد را به #عثمانی واگذارکرده بود که #شاه_عباس_یکم آن را پس گرفته بود. درگيري #ايرانيان با هر قدرت وقت بر سر #بين_النهرين، از زمان بپاخيزي ايرانيان براي کسب استقلال و حاکميت ملي (دو قرن پس از سلطه عرب) آغاز شده است. بين النهرين قرن ها يک ايالت #ايران بود و پايتخت ايران در آن ايالت قرار داشت که آثار آن باقي است.
دكتر كيهاني زاده/2 August
#تاریخ #تاریخی #نادرشاه #افشاریه
https://www.instagram.com/p/CSEgfTbhSjV/?utm_medium=copy_link

https://www.instagram.com/p/CRzU-EqHD6B/?utm_medium=copy_link

پایان رضا شاه

‌پس از خیانت برخی سران و مصلحت اندیشی عده ای دیگر و اشغال ایران توسط روسیه و بریتانیا ، در شهریور 1320 پیامی به این مضمون به رضاشاه توسط مامور انگلیس ارسال شد: (( ممکن است اعلیحضرت لطفاً از سلطنت کناره‌گیری کرده و تخت را به پسر ارشد و ولیعهد واگذار نمایند؟ ما نسبت به ولیعهد نظر مساعدی داریم و از سلطنتش حمایت خواهیم کرد. مبادا اعلیحضرت تصور کنند که راه‌حل دیگری وجود دارد ))
این پایان راه رضا شاه بود!!
او سپس توسط قوای انگلیس دستگیر و به جنوب برده شد. قبل از سوار شدن به کشتی از افسران انگلیس و مامور گمرک ایران خواس تا چمدانهایش را بازرسی کنند که بعدا گفته نشود جواهرات سلطنتی را برده است. او کاملا با دست خالی رفت. وی ابتدا به هند تبعید شد اما مدتی بعد از ترس شوروش مسلمانان بمبئی به هواداری شاه ایران ، از آنجا خارج و به ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی رفت و سرانجام پس از دومین سکتهٔ قلبی در روزی چون امروز در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۲۳ در گذشت. این سومین شاه ایران بود که در خارج از کشور فوت میکرد! جانشینش هم چنین شد.
پیکر رضاشاه را پس از مرگ به صورت مومیایی به قاهره، مصر بردند و در آن‌جا به امانت در مسجد رفاعی گذاشتند.برای انجام مراسم رسمی خاکسپاری در مصر، شمشیر طلای رضاشاه که مرصع به گوهرها و سنگ‌های گرانبها بود، به قاهره فرستاده شد تا طبق رسوم درباری، پیشاپیش جنازه حمل شود، ولی ملک فاروق این شمشیر گرانبها را بعد از انجام مراسم تشییع جنازه، به کاخ سلطنتی برد و مراجعات مکرر هیئت اعزامی ایران برای پس گرفتن آن بی‌نتیجه ماند. بعد از سقوط پادشاهی مصر دولت جدید هم گفت اثری از شمشیر نیست.
در اردیبهشت 1329، قرار شد جنازه رضاشاه از مصر به ایران آورده شود و هواپیمای حامل پیکر وی قبل از آمدن به ایران، به منظور طواف در مکه ، از قاهره به طرف جده پرواز کرد. سرانجام هفدهم اردیبهشت 1329، جنازه رضاشاه به وسیله هواپیما و سپس با قطار مخصوص به تهران حمل شد و با تشریفات رسمی به شاه عبدالعظیم برده شد و در آرامگاه ویژه او دفن شد و به محل ادای احترام هیئت های خارجی بدل شد.بعد از انقلاب آرامگاه او توسط خلخالی ویران شد. شایع شد شاه جسد پدرش را از ایران خارج کرده اما فرح پهلوی چندی پیش در مصاحبه ای این موضوع را رد کرد و گفت جسد رضا شاه همچنان همان جاست.‌
‌رضا شاه را اگر با عرف امروز بسنجیم دیکتاتور بود اما برای درک رضا شاه باید به 2 موضوع دقت کرد. شرایط جهان و شرایط ایران! همدوره او استالین در شوروی 20 میلیون نفر را اعدام کرد و در کشور ترکیه چند میلیون ارمنی کشتار شدند یا در ژاپن فقط 500 هزار دختر از منچوری ربوده شدند و در دها کشور اوضاع بدتر از این بود. اگر اینها را بدانیم در آن شرایط رضا شاه را باید یکی از دمکرات ترین سران حکومتهای جهان وقت نامید !! هرچند نمیشود چشم روی برخی خودکامگی های او بست. در سوی دیگر رضا شاه از لحاظ سازندگی و آبادانی ایران با هیچ شاهی در تاریخ این کشور قابل قیاس نیست. برای درک حجم کارهای او باید به اوضاع آن زمان ایران نگاهی کرد. فقط کافی است بدانید وی زمانی شاه شد که نیمی از جمعیت کشور از گرسنگی مرده بودند!! هیچ درآمدی از نفت یا هرچیز دیگر وجود نداشت. ایران فاقد ارتش ، پلیس و هر ارگان حکومتی نوین بود. در زمانی که او شاه شد در همین مرز فعلی کشور ایران 5 حکومت غیر از حکومت مرکزی وجود داشت!! دقت کنید 5 حکومت در همین مرز فعلی !! امروز برخی از او به بدی یاد میکنند که چرا با خشونت برخی گروها را سرکوب کرد اما اگر منصف باشیم اگر او چنین نمیکرد امروز ایران فعلی شامل 6 کشور میشد!! بنیان‌گذاری دانشگاه تهران ، تهیه و تصویب نخستین قانون مدنی ایران ، بنیان‌گذاری ثبت اسناد و ثبت احوال و اجباری کردن صدور شناسنامه ، لغو کاپیتولاسیون دوره قاجار برای انگلیس و روسیه ، ملی‌کردن جنگل‌ها و مراتع ایران ، براندازی سیستم خان‌سالاری و تعطیل کردن حرم سرای قجری، متحدکردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران و تصویب قانون نظام وظیفه عمومی ،
بنیان‌گذاری بانک ملی ایران و بانک فلاحتی و بیمه ایران و ساخت راه‌آهن سراسری ایران وتغییر تقویم رسمی ایران از تقویم قمری به تقویم خورشیدی از جمله اقدامات او بود که با توجه به جو سنتی و مخالفتهای جامعه مذهبی ایران هرکدام از این اقدامت در نوع خود یک معجزه بود!
وی راه تهران شمال را فقط از روی مالیات اندک بازار ساخت. تنها یک سفر خارجی رفت. یکبار تاج گذاری کرد و دیگر هرگز نه تاج نهاد و نه برتخت نشست. وی بعد از 1400 سال اولین حاکم ایران بود که حرم سرا نداشت و در اولین روز سلطنتش حرم سرای بزرگ قاجاری را با دها زن و دختر تعطیل کرد! برای درک رضا شاه باید مقایسه کرد. مثلا درآمد و وضعیت کشور در زمان او با دوران احمدی نژاد را مقایسه کنید. بعید است آن وقت دیگر به تريبون نظام و کتابهای تاریخ مدرسه باور داشته باشید!
نگارنده؛ احسان

" مردی که بغداد را لرزاند! "
امروز...سی ام تیر ماه سالروز درگذشت یکی از قهرمانان ایران..!
.
عباس دوران در سال 1329 در شهر شیراز به دنیا آمد. دوران کودکی، نوجوانی و جوانی را در شیراز گذراند و پس از اخذ مدرک دیپلم در سال 1349 به خدمت سربازی رفت.

پس از پایان دورهٔ وظیفه، به‌دلیل علاقه به‌یادگیری فن خلبانی در سال 1351 وارد دانشکدهٔ خلبانی نیروی هوایی شاهنشاهی ایران شد و پس از طی دورهٔ مقدماتی پرواز در ایران، برای ادامهٔ تحصیل و فراگیری دورهٔ تکمیلی خلبانی به آمریکا اعزام شد. وی با اخذ نشان و گواهی‌نامه خلبانی به ایران بازگشت و با درجهٔ ستوان‌دومی در پایگاه هوایی همدان مشغول به‌خدمت شد.
عباس دوران از خلبانان نیروی هوایی ایران بود که در ماه‌های آغازین جنگ ایران و عراق نقش مهمی در بمباران اهداف دشمن عراقی ایفا کرد. خلبان عباس دوران در دو سال اول جنگ بیش از 120 عملیات و پرواز برون مرزی داشت.
همسر وی «نرگس خاتون دلیرروی فرد» نام داشت. در زمان آخرین پروازش، پسرش امیررضا، یک سال و نیم سن داشت.
او قصد داشت، با ناامن کردن شهر از انجام کنفرانس سران کشورهاي غيرمتعهد در اين شهر جلوگيري نمايد و مانع رسيدن صدام به اهداف شومش شود .به همين علت صاعقه‌وار از سد دفاع هوايي پايتخت عراق گذشت و شهر را بمباران نمود. اما اصابت موشک عراقي باعث شد، هواپيما آتش بگيرد، دوران شجاعانه به طرف پالايشگاه الدوره پرواز نمود .تمام بمب‌ها را بر روي پالايشگاه فرو ريخت، قسمت عقب هواپيما در آتش مي‌سوخت. کاظميان با چتر نجات به بيرون پريد اما دوران به سمت هتل سران ممالک غيرمتعهد پرواز کرد. او در آخرين لحظات با يک عمليات میهن پرستانه هواپيما را به ساختمان هتل کوبيد.
سردار دلاور 32 ساله ايران در روز سي‌ام تير ماه سال 1361 در آتش عشق میهن سوخت. بعد از اين واقعه فضاي شهر بغداد در هاله‌اي از دود فرو رفت، و تبليغات صدام در مورد امنيت بغداد نقش بر آب شد . بدين‌ترتيب اجلاس سران غيرمتعهدها به علت فقدان امنيت در بغداد برگزار نگرديد. این عملیات تحت عنوان عملیات بغداد نام گرفت.

از پیکر وی، بیست سال بعد در سال 1381 تکه‌ای از استخوان پا به ایران بازگشت که در 10 مرداد همان سال خانواده وی آن‌را در شیراز به خاک سپردند.
#تاریخ #تاریخی #عباس_دوران #ایران

https://www.instagram.com/p/CRlpKsbHcdw/?utm_medium=copy_link

پایان مشترک شاه و مصدق‌

‌در طول 37 سال سلطنت محمد رضا شاه پهلوی فرازهای وجود داشت که شاید دوران مصدق را بتوان مهمترین آن دانست و البته سرنوشت پهلوی را همین دوران تعیین کرد. اشتباه بزرگ شاه در رابطه با مصدق باعث گردید او در صحنه سیاست به سیبل همه انتقادات بدل شود.
بعد از آنکه شاه تقریبا از روی ناچاری مصدق را به نخست وزیری انتخاب کرد پس از مدت کوتاهی با تحریکات خارجی دست به اقداماتی علیه مصدق زد.با وجود آنکه مصدق و یارانش از جمله شخص آیت الله کاشانی بشدت هوادار سلطنت و شخص محمد رضا شاه بودند اما شاه بشدت از تحریکات خارجی خصوصا انگلیس اثر گرفت و با گمان آنکه مصدق بدنبال بدست گرفتن قدرت است در مقابل او ایستاد. تقابل شاه و مصدق در تیرماه سال 1331 به اوج رسید. مصدق می خواست که وزارت دفاع و کنترل ارتش را بدست گیرد اما شاه ارتش را مختص به شخص خود میدانست و مخالفت کرد. کار بالا گرفت و مصدق استئفا داد.
شاه خوشحال از استئفای مصدق قوام را جایگزین کرد اما مردم و یاران کاشانی با تظاهراتی وسیع بشدت به حمایت از مصدق پرداختند. حزب توده نیز هزاران هوادار خود را به خیابان ها ریخت. در روز 30 تیر و چون امروزی درگیری شدیدی بین قوای انتظامی و مردم رخ داد که بنابر گزارشهای موجود حدودا 180 نفر کشته شدند. با فشارهای عمومی سرانجام شاه قوام را عزل و مجددا مصدق را نخست وزیر کرد.
کشته های قیام 30 تیر در مراسمی با شکوه تشییع شدند و مصدق بعدها ضمن تعطیل رسمی کردن این روز وصیت کرد که در کنار شهدای وطن ( کشته های 30 تیر ) دفن شود که البته نشد. 30 تیر یکی از وقایع مهم تاریخ معاصر است که متاسفانه در دوان امروزی دیگر کمتر صحبتی از آن به میان می آید. هر دو طرف ماجرا اشتباهاتی داشتند که سرانجام هر دو را به ورطه نابودی کشاند. مصدق با وجود آنکه ضد کمونیستها بود و به شاه اعتقاد کامل داشت اما در آن روزها از توده های چیزی نگفت و در برابر تظاهرات هزاران توده ای در حمایت از خودش سکوت کرد که همین باعث شد انگ توده ای بودن و ضد سلطنت به وی زده شد که هم حمایت مذهبیون را از دست داد هم حمایت خارجی و ملی گراها را. در سوی دیگر شاه سلطنتش را در همین روز باخت البته با اختلاف زمانی دو دهه !! اشتباه شاه آنجا بود که بجای سلطنت طبق قانون و حکومت پشت پرده ، بطور علنی حکومت کرد. او سال 57 اشتباه خود را فهمید اما دیگر دیر شده بود...
https://instagram.com/p/CRloKq6nu4p/

اخطارشاه به آمریکا ، دسیسه های پشت پرده...

روابط شاه ایران با آمریکا فراز و نشیب بسیاری داشت . درست در زمانی که بسیاری گمان میکردند رابطه این دو بسیار نزدیک و استراتژیک است کاملا برعکس بود. شاه بفکر ابرقدرت شدن و خریدهای سنگین تسلیحاتی و بزرگ تر کردن ارتش بود و پول اینکار را با لابی در اوپک و فشارهای پشت پرده برای افزایش نفت میکرد. و از آن سو آمریکا به تحریک اسرائیل نمیخواست یک قدرت جدید آنهم در خاورمیانه ظهور کند. از آنسو شوروی نیز قوی شدن ایران در جنوب را تهدید بالقوه برای خودش میدانست.انگلیس و فرانسه نیز نفوذ ایران در منطقه ای که از قدیم مستعمره آنان بود را از دست دادن منافع حساب میکردند. همه اینها سبب شده بود که قدرتهای جهانی باوجود آنکه در ظاهر دوست شاه بودند در نهان دنبال سرنگونی او باشند. سکوت و گاها کمک و فشارها بر شاه توسط آنها در خلال انقلاب 57 نیز ناشی از این مسائل کلان بود. هرچند انقلاب 57 نیز در ظاهر همسو با عقاید آنان نبود.
در جولای 1974 و در جریان مسئله «واتِر گِیت»، به رغم دوستی دیرین شاه با ریچارد نیکسون ، دو دولت برای نخستین بار یکدیگررا با لحنی تُند خطاب کردند.19 تیرماه 1353 دولت آمریکا به دولت های عضو اوپک اخطار کرد که تولید نفت را کاهش ندهند زیراکه بهای آن بالا می رود و به اقتصاد کشورهای مصرف کننده آسیب می زند و مفسران رسانه های آمریکا دولت ایران را عامل فشار به اعضای اوپک برای کاهش میزان تولید معرفی میکردند. این سخنان برای آن بود که با پایین آمدن قیمت نفت فشار داخلی آمریکا ناشی از رسوایی واترگیت کم شود.
امیرعباس هویدا نخست وزیر وقت بیستم تیرماه اخطار واشنگتن را اقدامی سلطه گرانه اعلام کرد و گفت که دولت ایران به خارجی اجازه مداخله در امور خودرا نخواهد داد، گرچه این خارجی دوست قدیمی ایران باشد. شاه نیز گفت تاریخ نشان داده است کشوری از یک صلح پایدار برخوردار خواهد بود که توان دفاع از خودرا به تنهایی داشته باشد و ما به عنوان برادربزرگ ملل ایرانی تبار باید پنجمین قدرت نظامی جهان شویم و در این راستا دستمان را برای تولید و خرید اسلحه از هرکشور باز می گذاریم و بخشی ازدرآمد اضافی نفت را در نقاط دیگر سرمایه گذاری کنیم و با بهره متناسب وام بدهیم.
دكتر كيهاني زاده/17 July

مرگ فجیع یک دیکتاتور‌

‌در ساعت 02:33 بامداد 17 ژوئیه سال 1918 میلادی ( روزی چون امروز) تزار نیکُلای الکساندروویچ رومانوف ملقب به نیکلای دوم، تزار روسیه بهمراه همسرش و هر پنج فرزندشان، به همراه پزشک خانوادگی‌شان و سه خدمت‌کار ایشان در زیرزمین دژ پادشاهی توسط انقلابیون تیرباران شدند.سپس پیکرهاشان را در اسید گذاشتند و بازمانده لاشه‌شان را به خاک سپردند.تزار بشدت دیکتاتور و خشن بود که منجر به انقلاب مردم روسیه شد اما سرانجام انقلاب ملت روس شوروی کمونیستی شد که دیکتاتوری بمراتب خونریز تر و بدتر بود.روس ها در دوران تزاری ظلم های زیادی علیه ایران کردند.
ماجرا از آنجا آغاز شد که در 1915 سن‌پترزبورگ دچار آشوب‌شد و گروهی از سربازان یک هنگ نیروی دریایی سر به شورش برداشتند. تزار به اندرز کسانی که او را به انجام اصلاحات برای پیشگیری از انقلاب می‌خواندند توجهی نکرد. در 1917 پتروگراد کمبود خوراک مردم را به شورش برای یافتن نیازهایشان انگیزاند. نیکلای دوم مجبور به کناره‌گیری شد. او در آغاز می‌خواست به سود پسرش الکسی کنار برود، ولی چون او و خانواده‌اش ناچار بودند به تبعید بروند، پزشکان به نیکلای دوم هشدار دادند که پسرش دور از پدر و مادر زمان درازی نخواهد زیست، سپس تزار تصمیم داشت برادرش گرانددوک میخائیل را به جانشینی خود بگمارد. ولی میخائیل پذیرش تاج و تخت را به رأی مردم سپرد و پیشنهاد تزار را نپذیرفت. در ادامه این رویدادها انقلاب بلشویکی توانست بنیاد سه سده فرمانروایی دودمان رومانوف بر روسیه را در هم کوبد.
در ماه مارس 1917 دولت موقت، اقدام به بازداشت نیکلای دوم و خانواده‌اش در کاخی در 15 کیلومتری جنوب پتروگراد نمود. جایی که نیکلای دوم و خانواده اش برای مدتی در برابر انقلاب مردم محافظت شده و راحتی نسبتاً مناسبی در آنجا داشتند. در این هنگام جنبش سفید به ستیز با انقلاب پرداخت و جنگ درونی همه سویه‌ای آغازشد. سپس تزار و خانواده‌اش را به دژ جنگی یکاترینبورگ که در دست نیروهای بلشویک بود فرستاند که سرانجام در همانجا کشته شدند.
هشتاد سال پس از آن در 1998 پیکرهای ایشان شناسایی گردید و در آیینی با حضور بوریس یلتسین با آیین مسیحیان دوباره و این بار در سن‌پترزبورگ به خاک‌سپرده شدند.در 1981 نیکلای دوم و خانواده نزدیکش از سوی کلیسای ارتدکس در تبعید روسیه جایگاه قدیسی یافتند و شهید شناخته‌شدند. در 14 اوت 2000 نیز کلیسای کاتولیک روسیه آنان را قدیس شناخت.
‌https://www.instagram.com/p/CRcA91OHzXO/?utm_medium=copy_link

هشدار بموقع روزنامه های آلمان به ايران، ولی...

24 تیرماه سال 1320، روزنامه هاي آلمان (شش هفته پيش از تعرض نظامی انگلستان و شوروی به ایران) و به گمان اینکه هشدار آنها به گوش رضاشاه برسد نوشته بودند كه انگلستان عليه ايران دست به توطئه زده و دولت تهران نبايد فريب اظهارات اسميرنوف سفير دولت مسكو و ريدرز بولارد سفير دولت لندن را بخورد كه شايعه احتمال حمله نظامي به ايران را دروغ و نادرست اعلام كرده بودند. اين روزنامه ها (ظاهرا به اشاره دولت برلین) افزوده بودند كه انگلستان در حال انتقال نیروی نظامی از هند به مرزهاي غربي ايران (مرزهاي عراق با ايران) است و چرچيل اين موضوع (اقدام خود) را به روزولت رئيس جمهور امريكا هم خبر داده است. (آمریکا هنوز وارد جنگ جهانی دوم نشده بود). روزنامه های آلمان به ایران هشدار داده بودند که براي برخورد با وقايع آتي، خودرا آماده كند و افزوده بودند که مسکو و لندن نیروی قابل ملاحظه برای مصاف با ایران را ندارند زیرا که واحدهای شوروی در زیر ضربات آلمان قراردارند و نظامیان انگلستان در منطقه مدیترانه و شمال آفریقا درگیر هستند. هدف روزنامه هاي آلمان، اطلاع یافتن رضاشاه بود تا چشم و گوش خود را باز كند، آماده باش نظامی اعلام و مراقب اطرافيان و مقامات دولتي و نظامي باشد و افراد مورد سوءظن را، ولو موقتا، كنار بگذارد. از آنجا كه رضا شاه سازمان اطلاعاتي وفادار و مستقل از دولت نداشت و زبان ديگري را (جز پارسي) نمي دانست، و تنها از طريق مقامات دولتي مربوط از نوشته هاي مطبوعات ساير كشورها ـ آن هم به اختصار آگاه مي شد، آن هشدار ـ عمدا و يا سهوا ـ به گوش او نرسيد كه ايران قرباني خيانت چند نظامي ارشد و دولتمرد شد و بدون مقاومت چشمگير به اشغال نظامي بيگانه درآمد كه آثار اين اشغال ادامه داشته است. به نوشته افرادي که در طول تبعيد رضاشاه در جزيره اي در اقيانوس هند و نيز آفريقاي جنوبي اظهارات و خاطرات اورا شنيده و نقل کرده اند، وي بی اطلاع بودنش از هشدار روزنامه های آلمان را بیان کرده و گفته بود که اگر از این هشدار اطلاع حاصل کرده بود مراقبت بیشتری می کرد و سرگردهارا در فرماندهی لشکرها و تیپ ها بر جای ژنرالها می نشانید که آلودگی سیاسی نداشتند.
دستگاههای اطلاعاتی وقت عبارت بود از رکن دوم ستاد ارتش (اطلاعات ارتش) و اطلاعات شهربانی (پلیس). رئیس اطلاعات ارتش یکی از مقاماتی بود که در شهریور 1320(بدون اطلاع شاه وقت) دستور محرمانه مرخص شدن نظامیان از پادگانهارا صادر کرده بود، حال آنکه که رضاشاه فرمان بسیج و آماده باش و دفاع داده بود.
محمدرضاشاه با توجه به اين ضعف پدر، از آغاز دهه 1970 براي اين كه خود مستقيما در جريان لحظه به لحظه تحولات جهان قرار داشته باشد، يك گيرنده اخبار اسوشيتدپرس را در دفتر کارش نصب كرده بود و دائما به آن سر مي زد، ولي اين كار نه تنها وقت اورا گرفته بود بلكه برخي از اوقات باعث ترس و دو دل ساختنش از تحولات شده بود و تصميمگيري هايش را به تاخير مي انداخت. قبل از دهه 1970، شاه از طريق بولتن هاي ويژه آژانس پارس و يا ارسال اصل اخبار واصله از طريق اين خبرگزاري به کاخ سلطنتي آگاه مي شد. ارسال اخبار روز ساير کشورها از مجاري وزارت امور خارجه، سريع و به موقع نبود. شاه بارها نسبت به دقت کار مترجمان اخبار آژانسها ترديد نشان داده و جريان را به مسئولان امر گوشزد کرده بود.
تصویر: رضاشاه پهلوی پس از ورود ارتش متفقین به خاک ایران و پیش از آنکه برای همیشه ایران را ترک کند.
دكتر كيهاني زاده/15 July
https://www.instagram.com/p/CRb_uBEnm9O/?utm_medium=copy_link

گزارش دولت شاه درباره علتهای انقلاب

در تیر ماه سال 1357 كارشناساني كه از سوی دولت وقت و با تایید شاه مامور شده بودند «مسائل روز ايران» را بررسي و راه حل ارائه دهند تا دست كم از سرعت انقلاب كاسته شود گزارش خود را منتشر کردند. نکات جالبی در متن است که خواندن آن نه تنها خالی از لطف نیست بلکه یادآوری و درس خوبی نیز هست.
در این گزارش آمده : ركود نسبي اقتصادي، تورّم پول، متكي بودن بيش از حد به درآمد حاصل از صادرات نفت، خروج مقامات پیشین، خواص و ثروتمندان به صورت فرار از کشور که بر روحیه دیگران تاثیر منفی داشت، پرداخت وام هاي بانكي از طريق توصيه و خلاف منطق بازار پول، روزافزون بودن فاصله دارا و ندار، افزايش غير عادي اجاره مسکن، «بيش از حد» مصرفي شدن جامعه و اِسراف، کثرت مرسدس بنز در خیابانها و به رخ دیگران کشیدن ثروت داشتن!!! ، وجود فساد، کُندی کار و بي دقّتي در دستگاه قضایی و رواج كارچاق كني و فساد در اين دستگاه و نارضايتي مردم از اين بابت، تنبلي و گسترش عادت «امروز و فردا كردن» در سازمانهاي دولتي، فساد اجتماعي و تضعيف اخلاقيات و منش سنتي ايراني از اين رهگذر و رواج عادات زيان آور اهم اين مسائل هستند و برای همین راهپیمایان خیابانی می گویند که «اسلام» راه حل مسئله فساد دولتی و اختلاس و ... است.
اين كارشناسان اضافه كرده بودند كه مسائل اقتصادي ( تورم البته زیر 10 درصد) كه همه فشارش بر طبقه كم درآمد وارد مي آيد عامل ديگري است براي رواج جرائم عمومي و فساد اجتماعي، و عدم رضايت مردم از اين وضعيات است كه دسته دسته به انقلاب مي پيوندند. این کارشناسان پیشنهاد داده بودند که شاه برنامه روزانه تلویزیونی داشته باشد و در راستای خواست ها، به مردم وعده و نوید دهد تا امیدوار شوند و پس از تحقّق آرامش نسبی، یک شخصیت کارآزموده، آگاه و مطلوب مردم را رئیس دولت کند و به نوسازی قانون اساسی بپردازد و اصولی از اصلاحیه های یکم قانون اساسی آمریکا بویژه آزادی تاسیس حزب و انتشار روزنامه، تشکیل اجتماعات و بیان آزادانه نظرات را بر آن بیافزاید و بازرسی و بازجویی بدون حکم دادگاه و حضور مشاور قضایی را ممنوع کند و سیستم قضایی ایران را برپایه محاکمه با حضور هیات منصفه قراردهد.
دكتر كيهاني زاده/17 July
https://www.instagram.com/p/CRb3w8tHUPT/?utm_medium=copy_link