📺 تحلیل اپیزود سوم سریال «در انتهای شب»
#️⃣ #نقد_در_انتهای_شب
#نقد_سریال_ایرانی #اپیزودها_زیر_ذره_بین
بخشی از متن:
چرا اپیزود سوم یک اثر کمنقص است و واجد گرفتن امتیاز «عالی» از ما؟ چون خالقان به همین موقعیتهای دراماتیک فوقالعاده قناعت نکردهاند و درون این موقعیتها نیز پر از خردهپیرنگ و داستانهای با پیشزمینه و تاریخ از رابطه است. در این اپیزود است که میفهمیم دلیل جدایی نه الزامن فشار مالی و «خود نبودن» مرد، که مشکل زن با اتفاق درون تختخواب میانشان هم بوده که در جای دیگر سر باز کرده. در این اپیزود است که میفهمیم مرد چه پیشینهی تلخی در تاریخچهی فامیلیاش دارد و تنهایی ریشهدار ذهنیاش از کجا میآید. در این اپیزود پیشداستان زوج با تنها رفیقشان (تنها کسی که حاضر بودند برای همراهی در روز طلاق بهش رو بیندازند) باز میشود که آن هم مبتنی بر «منفعت دیگری» بوده و نه محبوبیت آنها در جمع. در این اپیزود دلیل سرکوب ذهنی زن را پس از آشنایی با خانوادهاش میبینیم (چه آگاهانه سکانس کلبهی وسترن یادآور حالوهوای آثار خانوادهمحور خود علیرضا داوودنژاد است).
به همهی این ویژگیهای فیلمنامهی اپیزود سوم، آن کلیفهنگر پایان اپیزود را هم اضافه کنید که چهگونه قصه را از موقعیتی ایستا وارد موقعیتی داینامیک میکند و وعدهی ادامهای پرخونتر میدهد. آدمهای معمولی گیرافتاده در یک موقعیت سینمایی که شبیهاش را لابد عین ما فقط در فیلمها دیدهاند؛ و حالا ممکن است هر تصمیمی در این نخستین مواجههشان با خون بگیرند. یکی از ویژگیهای مهم «در انتهای شب» همین توجه به اپیزود و ساختاربندی روی آن با شروع، میانه و پایان درست است.
📜 متن کامل تحلیل اپیزود سوم «در انتهای شب» را با کلیک روی لینک، عکس یا متن پایین بخوانید:
B2n.ir/DarEntehayeShab-e03
#️⃣ #نقد_در_انتهای_شب
#نقد_سریال_ایرانی #اپیزودها_زیر_ذره_بین
بخشی از متن:
چرا اپیزود سوم یک اثر کمنقص است و واجد گرفتن امتیاز «عالی» از ما؟ چون خالقان به همین موقعیتهای دراماتیک فوقالعاده قناعت نکردهاند و درون این موقعیتها نیز پر از خردهپیرنگ و داستانهای با پیشزمینه و تاریخ از رابطه است. در این اپیزود است که میفهمیم دلیل جدایی نه الزامن فشار مالی و «خود نبودن» مرد، که مشکل زن با اتفاق درون تختخواب میانشان هم بوده که در جای دیگر سر باز کرده. در این اپیزود است که میفهمیم مرد چه پیشینهی تلخی در تاریخچهی فامیلیاش دارد و تنهایی ریشهدار ذهنیاش از کجا میآید. در این اپیزود پیشداستان زوج با تنها رفیقشان (تنها کسی که حاضر بودند برای همراهی در روز طلاق بهش رو بیندازند) باز میشود که آن هم مبتنی بر «منفعت دیگری» بوده و نه محبوبیت آنها در جمع. در این اپیزود دلیل سرکوب ذهنی زن را پس از آشنایی با خانوادهاش میبینیم (چه آگاهانه سکانس کلبهی وسترن یادآور حالوهوای آثار خانوادهمحور خود علیرضا داوودنژاد است).
به همهی این ویژگیهای فیلمنامهی اپیزود سوم، آن کلیفهنگر پایان اپیزود را هم اضافه کنید که چهگونه قصه را از موقعیتی ایستا وارد موقعیتی داینامیک میکند و وعدهی ادامهای پرخونتر میدهد. آدمهای معمولی گیرافتاده در یک موقعیت سینمایی که شبیهاش را لابد عین ما فقط در فیلمها دیدهاند؛ و حالا ممکن است هر تصمیمی در این نخستین مواجههشان با خون بگیرند. یکی از ویژگیهای مهم «در انتهای شب» همین توجه به اپیزود و ساختاربندی روی آن با شروع، میانه و پایان درست است.
📜 متن کامل تحلیل اپیزود سوم «در انتهای شب» را با کلیک روی لینک، عکس یا متن پایین بخوانید:
B2n.ir/DarEntehayeShab-e03