Dernières publications de 𝐄𝐥𝐝𝐞𝐫 𝐒𝐜𝐫𝐨𝐥𝐥𝐬 𝐈𝐑 ༆ اِلدراِسڪࢪولز ایــران (@skyrim_ir) sur Telegram

Publications du canal 𝐄𝐥𝐝𝐞𝐫 𝐒𝐜𝐫𝐨𝐥𝐥𝐬 𝐈𝐑 ༆ اِلدراِسڪࢪولز ایــران

𝐄𝐥𝐝𝐞𝐫 𝐒𝐜𝐫𝐨𝐥𝐥𝐬 𝐈𝐑 ༆ اِلدراِسڪࢪولز ایــران
اولین و تنها کانال تلگرامی سری الدر اسکرولز (آرنا ، دگرفال ، ماروویند ، آبلیوین ، اسکایریم) به فارسی با صد ها اثر ترجمه شده.

لینک گروه الدر اسکرولز انلاین : https://t.me/EsoIran

لینک گپ :
https://t.me/+16v8YYd3mC8zZDU0

لینک کانال : @SKYRIM_IR
1,613 abonnés
2,937 photos
167 vidéos
Dernière mise à jour 26.02.2025 11:02

Canaux similaires

memelord
13,202 abonnés

Le dernier contenu partagé par 𝐄𝐥𝐝𝐞𝐫 𝐒𝐜𝐫𝐨𝐥𝐥𝐬 𝐈𝐑 ༆ اِلدراِسڪࢪولز ایــران sur Telegram


🪱منیمارکو🪱

⬛️پارت سوم

💥Planemeld:

⚔️در حین شورش Colovian علیه امپراطور لئویک (leovic) از امپراتوران longhouse در سال 2E 576، منیمارکو به رهبر شورش و دوک chorrol، وارن آکویلاریوس مشاوره می‌داد.بر اساس حق فتح وارن امپراتور شد و منیمارکو به عنوان مشاور اعظم وی خدمت می‌کرد. حدود 2E 578 او یکی از اعضای پنج همراه اولیه بود که علاوه بر او، شامل لیریس تایتان‌بورن، سای ساهان، ابنار ثارن و رهبر آن‌ها وارن آکویلاریوس هم میشد. هدف آن‌ها یافتن گردنبند پادشاهان بود که به وارن مشروعیت لازم را به‌عنوان امپراطور سیرودیل می‌داد. پس از آنکه آن‌ها گردنبند را پیدا کردند منیمارکو آنها را فریب داد تا از آن استفاده کنند که باعث واقعه‌ای به نام سول‌برست گشت. سول‌برست اجازه داد تا planemeld در سال 2E 582 آغاز شود و به مولگ بال این شانس را داد تا نرن را با قلمرو خودش کلدهاربر ادغام کند که اگر موفق میشد، کنترل آن برای همیشه به دست او می‌افتاد. با سوختن در شعله های سول‌برست، وارن آکویلاریوس ناپدید شد و به طور رسمی مرده اعلام گشت.

🏛قبل از سول‌برست منیمارکو توسط آرد کداش (Ard caddach) در مارکارث پناه داده شد که مصادف با زمانیست که او و فرقه کرم‌اش در خارج از ویرانه های Nchuand-zel فعالیت میکردند. پس از ناپدید شدن امپراطور وارن، کداش از منیمارکو بخاطر نقش دوم در سقوط او قدردانی کرد، چراکه وارن سریر امپراتوری را از خویشاوند او غصب کرد. در بازگشت او قبول کرد تا برای منیمارکو در استان ریچ (Reach) اراضی برای آزمایشات فراهم کند، و قطعه زمینی روی تپه های نزدیک مارکارث د ر اختیار او گذاشت که توسط بالا‌بر بزرگ Nchuand-zel قابل دسترس بود. منیمارکو مراسی انجام داد تا  این زمین را با کلدهاربر ادغام سازد، هرچند این مراسم شکست خورد، زمین از تمریل جدا شد، اما به کلدهاربر فرستاده نشد؛ به‌جای آن در پوچی گم شد. این سرزمین جدا شده بود که بعد ها تبدیل به realm گری‌هون (grayhaven) شد.

👑پس از سول‌برست منیمارکو و فرقه‌اش شروع به انجام حرکات سیاسی پیاپی کردند تا مشروعیت بدست آورند. این دسیسه های در هم تنیده شده نیازمند سال‌های آماده سازی بودند و به قول خود او « حتی خود مفالا را خجالت‌زده می‌سازد». پادشاه کرم‌ها لیریس و سای ساهان را متهم به قتل احتمالی امپراطور کرد؛ لیریس را دستگیر کرد، درحالی که ابنار وفاداری خود را به او اعلام کرد تا امپراطوری را حفظ کند. سای ساهان با گردنبند شاهان فرار کرد، و ارتفکت را در اعمار سنکر تور (Sancre Tor)، پشت بخش استندار پنهان کرد. منیمارکو تبدیل به قدرت حقیقی پشت سریر یاقوتی شد و نایب السلطنه کلیویا ثارن را مجبور به پرستش مولگ بال کرد و او را وادار ساخت تا صنف جادوگران را از ایمپریال سیتی تبعید کند تا فرقه کرم بتواند آزادانه فعالیت کند. ابنار، پدر کلیویا، پس از سول‌برست تنفر عمیقی از منیمارکو پیدا کرد. او بعد از مدت کوتاهی به قلعه کرم در کلدهاربر منتقل شد و آنجا زندانی شد.

#lore
@SKYRIM_IR

جواهر های روح سیاه؛ که برای به دام انداختن ارواح موجودات دارای ادراک استفاده میشوند

#lore
@SKYRIM_IR

اولین رویارویی منیمارکو و گالریون در آرتئوم
#lore
@SKYRIM_IR

💀منیمارکو💀

⬛️پارت دوم: تاریخچه

🧟‍♂️خود منیمارکو مدعی آن است که او نه یک آلتمر، بلکه آلدمر (الف‌های نخستینی که در عهد مرتیک می‌زیسته‌اند) است. در کتاب «شما کجا بودید وقتی اژدها شکست» از منیمارکو به‌عنوان یکی از افرادی یاد شده که Middle Dawn را در عصر اول تجربه کرده؛ واقعه‌ای که در آن زمان خطی می‌شکند و غیر‌خطی می‌شود. اگر این بیوگرافی صحیح باشد او نخستین لیچ بوده، اما منبع دیگری مدعی است که او ممکن است حتی نخستین نکرومنسر نیز باشد.

🔮اخراج از فرقه سیجیک

🧟‍♂️منیمارکو در ابتدا یکی از اعضای فرقه سیجیک بود و بخش زیادی از جوانی خود را صرف انجام آزمایشات در طاق خائنین واقع در جزیره ارتئوم(که متعلق به فرقه بود) می‌کرد. ذات نکرومنتیک تحقیقات منیمارکو باعث نگرانی دوست و همکارش ونوس گلریون شد. پس کشف آزمایشی که بر روی هم‌کلاسی‌هایشان انجام شده بود، گالریون لاکزیس رئیس وقت فرقه را از فعالیت‌های او مطلع ساخت و در نتیجه باعث تبعید شدن منیمارکو از فرقه و جدایی او برای سفر به سرزمین اصلی تمریل شد. ضعف سیجیک در سرکوب منیمارکو به طور موثر‌ ( با فقط تبعید کردن او و باعث طعمه شدند تمریل برای تهاجم او شود) منجر به جدایی گالریون از فرقه و بنیان نهادن صنف جادوگران در 2e 230 شد.

🧟‍♂️ پس از تبعید منیمارکو و زیر‌دستانش از آرتئوم، یکی از پیروانش به نام vastarie با او برای هدف مشترک جستجوی «راهی برای به دام انداختن ارواح چنان که یک ددرای پایین رده به دام افتاده‌است». آنها باور داشتند مقصود انها در کلدهاربر یافت خواهد شد؛ vastarie قبول کرد خودش به آنجا برود. او جواهر‌های روح سیاه را از کلدهاربر به تمریل می‌آورد که برای جاه‌طلبی های آنها بی نقص بود؛ برخلاف جواهرات دیگر، آنها «کوچک، قادر به گیر انداختن حتی با اراده ترین ارواح و ظاهرا نابود‌نشدنی» بودند

🧟‍♂️وستاری سعی کرد تا جواهر‌های روح سیاه را بازتولید کند، اما اشتیاقات منیمارکو با او به اختلاف خورد. منیمارکو قصد داشت تا از آنها برای کسب قدرت استفاده کند درحالی که وستاری آرزو داشت تا آنها را برای دلایل اخلاقی بسازد. با هراس از منیمارکو، وستاری و شوهرش از چنگال او گریختند. دور از پادشاه کرم‌ها،وستاری مخلوق خود را ساخت "sigil geode"، که هدفش برقراری ارتباط با مردگان بود، اما با وجود نیت خیر او ونوس آن را از روی نفرت رد کرد. ونوس به‌طور فعالانه علیه منیمارکو و تلاش او برای عادی‌سازی نکرومنسی فعالیت میکرد. او محدودیت‌هایی در صنف علیه استفاده soul-trap علیه فانی‌های دارای ادراک وضع کرد. که در نتیجه باعث دسته‌بندی ارواح به دو دسته مجاز یا سفید که روح حیوانات و هیولاها بود و غیر‌مجاز یا سیاه که شامل روح فانی ها بود. با گذر زمان برای اسپل های soul trap معمولی غیر ممکن شد تا ارواح سیاه را در جواهر معمولی گیر بیاندازند، و درعوض نیاز به استفاده از جواهرات خطرناک و کمیاب روح سیاه بود.

📚بعدها منیمارکو کتاب «جهان اجساد» را نوشت. این کتاب نشان می‌دهد که سوال «چگونه میتوان اجساد را پیدا کرد» او را به طور غیر قابل وصفی خشمگین میکند و او به طرز دردناکی روح کسانی که این سوال را پرسیده‌اند را به دام انداخته. در نتیجه او این کتاب را نوشت تا آنها به یاد داشته باشند؛ و به عنوان راهنمایی خشن برای بدست اوردن آنها خدمت میکرد. پاسخی که او به این پرسش میدهد بدیهی است؛ اجساد همه جای تمریل هستند از شهرها تا مزارع، این قاره میزبان قساوت و درگیری‌های بی‌شماری بوده‌ است.

#lore
@SKYRIM_IR

آرت وورک رسمی به‌مناسبت سالگرد The Elder Scrolls II : Daggerfall با حضور منیمارکو (راست وسط)

#lore
@SKYRIM_IR

مانیمارکو؛ ظاهری که از وی در 2e 582 دیده شد

#lore
@SKYRIM_IR

💀منیمارکو💀

⬛️پارت اول

🧟‍♂️منیمارکو خدای کرم‌ها؛ بنیان گذار و مورد پرستش فرقه کرم سیاه است. قبل از عروج به عنوان خدا او یک التمر (برطبق گفته خودش، الدمر) لیچ بود؛ کسی که بیشتر به‌عنوان رئیس فرقه خود که بیشتر با نام فرقه کرم شناخته میشد عمل می‌کرد. در زندگی و زندگی پس از مرگ او دشمن صنف جادوگران و همچنین آرکی و پیروان او بود. قبل از تبدیل شدن به خدای کرم‌ها او به عنوان پادشاه کرم‌ها شناخته می‌شد.

🧟‍♂️ادعای منیمارکو مبنی بر الدمر می‌تواند او را به یکی از کهن‌ترین موجودات تمریل تبدیل کند، استعداد‌های نکرومنسی او و عروج او به الهویت تاثیری بی مانند بر تاریخ تمریل گذاشت. اگر درست باشد، احتمالا او در عهد مرتیک (merethic) متولد شده؛ همچنین او در مصاحبه برای «شما کجا بودید وقتی اژدها شکست» مستقیما مدعی است که وقایع عصر نخست را به‌یاد می‌آورد.روایات ثبت شده از زندگی لیچ‌ها توسط دیگران حداقل به 2e 230 باز می‌گردند در جزیره artaeum (مقر فرقه سیجیک). شاید بتوان گفت مهم‌ترین واقعه زندگی او تقریبا هزار سال بعد رخ داد. جایی که او در هنگام درگن‌بریک warp in the west به خدای کرم ها تبدیل شد. با وجود عروج، او به صورت فیزیکی تا مدت‌ها (نهایتا تا 3e 433 که آخرین مرگ ثبت شده پیکر فیزیکی اوست) در تمریل فعال ماند.

🧟‍♂️او توانایی‌های خود را با مطالعه تکنیک‌های نکرومنسی باقی‌مانده در نوشته‌های درگن‌‌پریست ها و ایلید‌ها بهبود بخشید و نیز به محتویات کتاب خونین جمجمه‌ها دست یافت. همچنین او همنشین دئدرا‌ها بود که قابل توجه‌ترین آن‌ها مولگ‌بال بود.

🧟‍♂️آنچه از منیمارکو شناخته شده‌ است از کتاب‌هایی به دست رسیده که نه‌تنها اطلاعات بسیار زیادی درباره خود او می‌دهند؛ بلکه درباره دوره‌های زمانی و دشمن او ونوس گالریون هم معلومات قابل‌توجهی دارند. منیمارکو درگن‌بریک middle dawn را تجربه کرد جایی که او «رمز و رازش» از منتخبان ماروکاتی آموخت. در حدود 2e 220 او در زمره فرقه سیجیک تحصیل میکرد. گفته میشود که او همانند دانشجوی همکارش؛ ونوس گالریون بنیان گذار صنف جادوگران بسیار باهوش بود. گالریون قلبی «روشن و گرم» داشت درحالی که قلب منیمارکو «تیره و سرد» بود. منیمارکو حتی در هنگام تحصیل از نکرومنسی استفاده می‌کرد و ارواح را به دام می‌انداخت. گالریون در نهایت با منیمارکو درباره استفاده او از نکرومنسی رو به رو شد. او به اخطار گالریون بی‌توجهی کرد و توسط فرقه از ارتئوم به عنوان مجازات علایق تیره‌اش تبعید شد. سپس او چند دهه بعدی را صرف یافتن پیروان و گسترش اعمال شرورانه‌اش کرد.

🧟‍♂️شر منیمارکو در سراسر تمریل گسترش یافت و گروهی از نکرومنسر‌ها را پیرو خودش کرد که آن‌ها را فرقه کرم سیاه نامید. در شعری، او به‌عنوان «نخسین لیچ نامیرای جهان» توصیف شده. اینکه او چه زمانی لیچ شد و آیا او واقعا اولین لیچ باشد مبهم و متناقض است. طی middle dawn در عصر اول بی پروایانه خدای کرم‌ها نامیده شد اما کتاب «منیمارکو، پادشاه کرم‌ها» تبدیل شدن وی به لیچ را بعد از زمانی که او گالریون را در عصر دوم دید قرار می‌دهد. اگر این روایت درست باشد لیچ‌های جاودان بسیای پیش از او وجود داشته‌اند. در هنگام تحول، او جسم و ذهن خود را از دست داد؛ و تبدیل به جسدی زنده و متحرک شد. خون او تبدیل به اسید شد، و همه نوع اتفاقات زننده برای او رخ داد؛ سپس او عنوان «پادشاه کرم‌ها» را به دست گرفت.

#lore
@SKYRIM_IR

بر اساس داستان‌ها، زمان هنگامی آغاز شد که این دو نیرو وارد پوچی شدند؛ تعامل میان آن‌ها به خلق همه‌چیز منجر شد که با Nir آغاز گردید. Anu معمولاً با صفات مذکر توصیف می‌شود و Nir با صفات مؤنث، و داستان آن‌ها نخستین داستان عاشقانه است. Padomay از عشق Nir به Anu خشمگین شد، و بنابراین این نخستین داستان عاشقانه با خشونت پایان یافت. Nir که مجروح شده بود، پیش از مرگ دوازده جهان آفرینش را به دنیا آورد. هنگامی که Padomay به این دنیاها حمله کرد و آن‌ها را در هم شکست، Anu با او جنگید و آفرینش را با ترکیب بقایای این دنیاها در یک جهان، Nirn، نجات داد.

وقتی Padomay بار دیگر برای نابودی آفرینش بازگشت، Anu هر دو را از بطن زمان بیرون کشید و بدین‌سان تهدید آن‌ها برای آفرینش پایان یافت، هرچند که جهان همچنان از ارواح Anuic و Padomaic سرشار باقی ماند. خون Anu که در نبرد با برادرش ریخته شد، به ستارگان بدل گشت، و خون درهم‌آمیخته‌ی این دو برادر، Aedra را پدید آورد.

خدایانی که بر پایه‌ی Anu قرار دارند، یعنی آن‌هایی که "به نور Anu پیوند خورده‌اند"، تقریباً شامل تمام Aedra و بیشتر ایزدان مرتبط با آفرینش Mundus و Nirn می‌شوند.


#LoreofCreation
@SKYRIM_IR

وجودیت Anu، یا Anu the Everything، به‌عنوان شکل اصلی ایستایی و نظم در نظر گرفته می‌شود، تجسمی از دو نیروی اولیه (نیروی دیگر Padomay است که نماد تغییر و آشوب است). Anu یا معادل او با نامی دیگر در سنت‌های هر فرهنگی وجود دارد؛ برای مثال، Khajiit او را Ahnurr می‌نامند و او "همزاد" Fadomai محسوب می‌شود. برای Redguards، او به نام Satak شناخته می‌شود. برای Bretons، او نور است. او همچنین شباهت‌هایی به شخصیت Atak در فرهنگ Argonian دارد. نام‌های دیگر Anu شامل Ak، پرنده (Bird) و نیکی (Good) است.

#LoreofCreation
@SKYRIM_IR

"آنجا در تاریکی بود که Lorkh درک کرد. هیچ، وجود ندارد. جایی که هیچ‌چیز نیست، امکان وجود دارد. و پس او فضایی را در پوچی یافت که در آن، همه‌چیز می‌توانست باشد."
—Vateshran Eoinola

#Lore
@SKYRIM_IR