در کار جهان از تو چه پنهان خبری نیست
جز یاد تو در خاطر پنهان خبری نیست
این شهر شده شهره به لامذهبی وکفر
برخوان کسی غیر تو مهمان خبری نیست
ای کاش که این حنجره خاموش بماند
انگار که ازعشق گریزان خبری نیست
در شهر دلم ولوله افتاده بیا که
از بغض دراین شیونِ حیران خبری نیست
با پنجره ها از تو کنم حرف و حکایت
انگار که از یوسف زندان خبری نیست
این شهر پُر از دلهره و سوز و گدازاست
جز ساختن این دل گریان خبری نیست
برگرد بیا تاب دل تنگ ندارم
از قاصدکِ بر لب ایوان خبری نیست
رفتم که بدانی دِگر از من خبری نیست
چون قحطی عشق آمده ای جان خبری نیست
#فریبا_قربان_کریمی
💙⊱✾☕️☕️✾⊰💙
جز یاد تو در خاطر پنهان خبری نیست
این شهر شده شهره به لامذهبی وکفر
برخوان کسی غیر تو مهمان خبری نیست
ای کاش که این حنجره خاموش بماند
انگار که ازعشق گریزان خبری نیست
در شهر دلم ولوله افتاده بیا که
از بغض دراین شیونِ حیران خبری نیست
با پنجره ها از تو کنم حرف و حکایت
انگار که از یوسف زندان خبری نیست
این شهر پُر از دلهره و سوز و گدازاست
جز ساختن این دل گریان خبری نیست
برگرد بیا تاب دل تنگ ندارم
از قاصدکِ بر لب ایوان خبری نیست
رفتم که بدانی دِگر از من خبری نیست
چون قحطی عشق آمده ای جان خبری نیست
#فریبا_قربان_کریمی
💙⊱✾☕️☕️✾⊰💙