تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی @ndelight Channel on Telegram

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

@ndelight


تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و متافیزیک

- نگاهی به تجربیات نزدیک به مرگ و مرگ موقت
- دنیای فرامادی و متافیزیک
- خود توانمند سازی
- نگرشی بدون تعصب به معنویت

Near Death Experiences

وبسایت:
http://neardeath.org/

تماس با ادمین:
@LoveLifeLight

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی (Persian)

با عضویت در کانال تلگرام تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی با نام کاربری ndelight، به دنیایی جذاب و متفاوت وارد خواهید شد. این کانال به بررسی تجربیات نزدیک به مرگ و مفهوم مرگ موقت، جهان فرامادی و متافیزیک، خود توانمند سازی و دیدگاه غیر تعصبی نسبت به معنویت می‌پردازد. با مطالعه مطالب این کانال شما می‌توانید بهترین دیدگاه‌ها و اطلاعات در زمینه‌های معنوی و متافیزیک را کسب کنید. وبسایت کانال نیز به آدرس http://neardeath.org/ در دسترس است. جهت ارتباط با ادمین کانال می‌توانید از طریق آیدی @LoveLifeLight تماس بگیرید. پس از عضویت در این کانال، شما با تجربیات جذاب و ارزشمندی در زمینه‌های نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی آشنا خواهید شد و می‌توانید به دنیای عمیق و پرمعانی این موضوعات فکر کنید.

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

20 Feb, 23:23


قسمتی از تجربه نزدیک به مرگ کارن:

خود را در تاریکی آرامش‌بخشی یافتم که به نظر می‌رسید می‌تپد و حیاتی از آنِ خود دارد. مانند بودن در رحم بود. اما در عین حال، کاملاً آگاه بودم که من خودِ آن تاریکی هستم. من جزئی از او بودم و او نیز جزئی از من بود. این همان هیچ بود که همه چیز است و همه چیز که هیچ است؛ این پتانسیل خالص بود. می‌دانستم و درک می‌کردم که این، منشأ هستی است. این همان هیچ بود که همه چیز از آن سرچشمه می‌گیرد و من نیز بخشی از آن بودم. هنوز از وجود خودم آگاه بودم، اما در عین حال می‌دانستم که من همان «او» هستم، و «او» همان من است، و من و او یکی بودیم. ما تا ابدیت، بی‌نهایت بودیم.
شدت و خلوص احساساتی که در آنجا تجربه کردم، فراتر از هر چیزی بود که تاکنون شناخته‌ام یا از آن زمان تجربه کرده‌ام. واژه‌هایی مانند وجد، سعادت، آرامش، عشق و رضایت، به هیچ وجه قادر به توصیف شدت احساساتی که در آن مکان داشتم، نیستند. هیچ زبانی واژه‌ای ندارد که بتواند به‌درستی وسعت و شدت آنچه را که احساس کردم، بیان کند.

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

10 Feb, 20:51


«ما بیشتر در ذهن خود رنج می کشیم تا در واقعیت
سنکا

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

02 Feb, 22:26


«همه‌ ما خودساخته هستیم، اما تنها افراد موفق به آن اعتراف می‌کنند.»

ارل ناتینگیل

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

30 Jan, 18:48


اینکه بر روی چه چیزی تمرکز می‌کنیم مهم است. نحوه‌ای که در ذهنمان با خود حرف می‌زنیم مهم است. ذهن شما چیز بسیار قدرتمندی است. آن را طوری هدایت کنید که به نفع شما کار کند، نه بر ضد شما. آن را راهنمایی کنید تا شما را بسازد، نه اینکه شما را تخریب کرده و از بین ببرد.

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

25 Jan, 23:11


قسمتی از تجربه نزدیک به مرگ امیلی:

«خدا به سمت من آمد و لبخندی بزرگ و زیبا به من زد. حضور او آشناتر از هر چیزی بود که روی زمین می‌شناختم. او مرا در آغوش گرفت و گفت که خیلی خوشحال است که مرا می‌بیند. صدایش، آشناترین چیز برای من بود... انگار هر صدایی که در طول زندگی‌ام شنیده بودم، در یک پژواک واحد ترکیب شده بود.
من غم عمیقی را که او به خاطر رفتار انسان‌ها با یکدیگر احساس می‌کرد، حس کردم. هیچ خشم و کینه‌ای در او نبود، فقط یک غم عمیق و دردناک. خدا عشق خالص است. خدایی که با او صحبت می‌کردم هیچ‌گاه به انتقام یا مجازات آفریده‌هایش فکر نمی‌کرد. او با نوری شدید و خیره‌کننده می‌درخشید.
او به من از چیزهایی گفت که او را خوشحال می‌کرد. از جمله آن‌ها، نشان دادن مهربانی به یکدیگر، کمک کردن به یکدیگر و دوست داشتن یکدیگر بود. او به من گفت که بخشش چقدر مهم است. او به من فهماند که اگر انسانیت بخواهد نجات یافته و نابود نشود، تنها راه آن از طریق عشق خواهد بود. او توضیح داد که عشق مانند یک چیز مسری می‌تواند تاریکی‌های موجود بر روی زمین را فرا گرفته و از بین ببرد. من می‌توانستم عشق او را به من و به هر روح دیگری حس کنم. او به من گفت که من بخشی از او هستم و او بخشی از من و هر روح روی زمین است. ما همه یکی هستیم و به هم متصلیم...»

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

20 Jan, 19:33


«زندگی راحت نتیجه انتخاب های سخت و زندگی سخت نتیجه انتخاب های راحت است»

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

31 Dec, 02:16


قسمتی از تجربه نزدیک به مرگ جانتان:

بازبینی زندگی من بر تعداد کلمات رکیکی که به کار برده بودم، تعداد زنانی که با آنها رابطه داشتم، چه نوشیده بودم، بی دینی ام، پول... یا نحوه رفتار کودکانه ام تمرکز نداشت. در واقع، بر بسیاری از آنچه ما در اینجا روی زمین «رفتار بد» می نامیم تمرکز نداشت. در مورد من، بازبینی زندگی بر نحوه رفتار و تعاملات با مردم متمرکز بود. اینکه آیا از استعدادها و توانایی هایم برای کمک به مردم استفاده کرده ام و در طول این تعاملات چه احساسی به آنها داده ام. به من نشان داده شد که چگونه همه ما به هم متصل هستیم - همه جا، همه، همه چیز، و چگونه قرار است به یکدیگر کمک کنیم تا از وجود انسانی خود عبور کنیم. به من نشان داده شد که زندگی انسانی ما یک حرکت جمعی است، نه یک دستاورد فردی...

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

25 Dec, 21:30


«هر اشتباهی که می‌خواهی مرتکب شو. اشتباهات موجب یادگیری می‌شوند. تا زمانی که تلاش می‌کنی کاری که می‌دانی درست است انجام دهی، در مسیر درستی قرار داری. اگر اشتباه کردی، باید کاملا اشتباهت را بپذیری و بفهمی و بعد از آن اشتباه عبور کنی و سعی کنی دیگر آن اشتباه را تکرار نکنی. مهم این است که هرکس بهترین تلاشش را انجام دهد، اصول اخلاقی و استانداردهای خوبی و حقیقت خودش را حفظ کند و بخاطر جلب رضایت مردم اصول و استانداردهای خودش را زیر پا نگذارد و از آنها عدول نکند.»


🌱 قسمتی از تجربه نزدیک به مرگ «هاورد استورم» 🌱



🆔@near_death

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

25 Dec, 04:58


🌌 یک تجربه‌گر نزدیک به مرگ:

تنهایی اغلب انگیزه‌ای برای رشد روحی است. از حدود 30 سال پیش که دچار تجربه‌ی نزدیک به مرگ شدم، تنهایی، داستان زندگی من بوده است. من هنگام تجربه‌ام، سرشار از سعادت و خوشی الهی بودم؛ احساسی که بعد از تجربه‌ام، هیچ چیز دیگری نمی‌توانست به آن شبیه باشد.
چند سال پیش، وقتی در مدیتیشن عمیقی بودم، گریه‌کنان به خدا التماس می‌کردم که اجازه دهد به خانه‌ی حقیقی‌ام (جهان پس از مرگ) برگردم و دوباره عشق او را تجربه کنم. او به من جواب داد: «عشق من را با مردم اطرافت تجربه کن.»
من گفتم: «اما این با چیزی که من می‌خواهم متفاوت است.»
او گفت: «من درون آنها هستم. من را درون آنها خواهی یافت.»



🆔 @near_death

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

21 Dec, 20:43


«آنچه که به سوی جهان هستی می‌فرستی، به خود تو بازپس فرستاده خواهد شد.»

تجربه نزدیک به مرگ شارون میلیمن

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

15 Dec, 12:13


«نوری وجود دارد که هرگز قابل خاموش کردن نیست. این نور درون توست. این نور خود تو هستی!»

نیل دونالد والش

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

08 Dec, 22:47


قسمتی از تجربه نزدیک به مرگ فابیان:

«به من گفته شد که زندگی فرصتی است که به ما داده می‌شود تا در آن بیاموزیم و با یکدیگر مهربان باشیم. ما در این دنیا نیستیم که ثروت انباشته کنیم، بلکه باید آن را به اشتراک بگذاریم [و ببخشیم] و مطمئن شویم که این جهان را با همان تواضع و سادگی که با آن وارد شده‌ایم، ترک می‌کنیم. ما باید از طبیعت مراقبت کنیم، همانطور که طبیعت از ما مراقبت می‌کند. نباید از مرگ، شر، رنج یا تنهایی بترسیم، زیرا آسیب آن‌ها محدود و موقتی است. همچنین نباید [از خدا] انتظار قضاوت و انتقام داشته باشیم، زیرا همه ما بخشی از وحدتی هستیم که پر از مهربانی و بخشش بی‌پایان است. باید ذهن‌های خود را به روی خنده، هنر، سفر و تغییر باز کنیم، زیرا آن‌ها تجربه یادگیری را غنی‌تر می‌کنند.»

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

22 Nov, 20:30


«وقتی آرام هستید، در قوی‌ترین حالت خود قرار دارید. آرامش نیرویی قدرتمند است، بسیار قوی‌تر از خشونت و وحشت. ذهنی آرام را با مدیتیشن و تنفس عمیق پرورش دهید.»

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

25 Oct, 19:47


با توجه به تجربه‌ی نزدیک به مرگم عرض میکنم: یقین بدونین کسانی که از کودکی آزمونهای سنگینی برمیدارن ارواح بزرگی هستن که آگاهانه این مسیر سخت رو انتخاب کردن، کودکانی که مبتلا به سرطان میشن و با زاده شدنشون روی خاک اینهمه درد رو تقبل میکنن پیش خداوند خیلی حرمت دارن، حتی ذره‌ای خدمت و محبت کردن بهشون باعث تعالی و ارتقاء روحی ما میشه، پس والدینی که دچار این چالشها هستن قدر بدونن و با عشق پذیرای این آزمونها باشن چرا که نشان از شهامت و شجاعت اون طفلیه که بعنوان فرزندشون بدنیا اومده ولی در واقع عزیز خداست، یه وقت هست سالها در رفاه زندگی میکنیم و اون سکون برای روح ما سنگین و طاقت‌فرساست ولی در سختی‌هاست که رشد معنوی اتفاق میفته، هر که در این بزم مقربتر است جام بلا بیشترش می‌دهند.



🦋 لیلی جلیلیان 🦋

🦋 مرکز نیکوکاری جانان 🦋


https://t.me/jananleylijalilian

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

21 Oct, 04:54


قسمتهایی از تجربه نزدیک به مرگ مارک (تجربه جدید):

«آگاه شدم که هر چیزی که در زندگی‌ برای من اتفاق افتاده بود، به نوعی توسط خودم ایجاد شده بود. هر تجربه خوب و بد، هر رابطه و هر سختی که با آن روبرو شده بودم، در واقع به نوعی مرموز توسط خودم به من داده شده بود. خدا این کار را نکرده بود. من خودم زندگی‌ام را برای خودم رقم زده بودم. این موضوع به سادگی و به شکلی کاملاً بی‌طرفانه و بدون قضاوت به من ارائه شد. این فقط یک واقعیت بود. اکنون این مرا به یاد جمله‌ای از مایتریا می‌اندازد:

«هر آنچه در مقابل شما و اطراف شماست، اطمینان داشته باشید که ریشه‌هایش در درون خود شماست. خلقت در درون شماست. ریشه‌های عینیت در ذهنیت هستند و آن ذهنیت شما هستید.» (قوانین زندگی، بنجامین کرم، ص.63)

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

18 Oct, 04:27


قسمتهایی از تجربه نزدیک به مرگ برد:


🔷 در طول تجربه تونل، چندین بار احساس کردم که اطلاعاتی را دریافت می‌کنم… یکی از پیام‌ها یا احساساتی که به یاد دارم این بود که زندگی‌ای که تازه از آن خارج شده بودم، شبیه یک بازی بود. روش‌های مختلفی برای بازی کردن وجود داشت، ولی برخی از آن‌ها بسیار بهتر از بقیه بودند. یادم می‌آید که با خودم فکر می‌کردم: «خدای من، ای کاش می‌توانستم آن زندگی را دوباره انجام دهم! چطور می‌توانستم این موضوع را فراموش کنم! اگر می‌توانستم یادم بماند که زندگی را به آن شکل انجام دهم، چقدر پیشرفت می‌کردم؟» در این لحظات یادآوری از سفر تونل، کمی دلسرد بودم که چرا در زندگی کوتاه ۸ ساله‌ام بهتر عمل نکردم. اما این دلسردی همراه با حالتی شاد و بی‌خیالانه بود.

🔷 من [در مرور زندگی] عمدتاً تصاویر مادرم و خواهرم را دیدم، اما بسیار گیج بودم. می‌دانستم چه اتفاقی را مشاهده می‌کردم، ولی انگار از زاویه‌ای متفاوت آن را تجربه می‌کردم. مثل حس دژاوو بود، اما از یک نقطه نظر دیگر و این بار به شکلی متفاوت آن را تماشا می‌کردم. باید بگویم که این تجربه برای من یک بازبینی عمیق احساسی و دردناک از زندگی بود. درد فیزیکی نبود، بلکه احساسی بود. من احساساتی را که مادرم و خواهرم در آن لحظات داشتند حس کردم و اینکه چطور کلمات نوجوانانه‌ام آن‌ها را تحت تأثیر قرار داده بود. احساساتی از شرم، پشیمانی، افسوس، حسادت و غم، اما هزار برابر بیشتر. این احساسات در من افزایش پیدا کردند و به اوج رسیدند. آن احساسات و عواطف به من هجوم آوردند و دیگر نمی‌توانستم آنها را تحمل کنم و شدیداً می‌خواستم که تمام شوند. ناگهان، آن احساسات وحشتناک انسانی به سرعت از بین رفتند. درد در یک لحظه پایان یافت. انگار که پاک شده بودم، و به سرعت به داخل آن تونل تاریک بازگردانده شدم. اما این بار، من در یک سقوط آزاد سرشار از سرخوشی بودم. چنین احساسی از رهایی را هرگز روی زمین تجربه نکرده‌ام...

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

05 Oct, 04:54


«هنگامی که دیگر قادر به تغییر شرایطی که در آن قرار داریم نیستیم و به بن بست رسیده ایم، به چالش کشیده می شویم که خویشتن را تغییر دهیم.»

ویکتور فرانکل

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

01 Oct, 22:15


قسمتی از تجربه نزدیک به مرگ ولری:

فضای نورانی که آن را تجربه می کردم کاملا مثبت و مملو از عشق بود. ولی به نوعی، بدون هیچ شک و تردیدی می دانستم که باید فضای تاریکی هم وجود داشته باشد. این حقیقت من را نمی ترساند، و تنها یک واقعیت بود. نمی توانم آن را طور دیگری شرح بدهم. هم نور بود هم تاریکی. من در نور بودم و تاریکی را حس نمی کردم، ولی احساس می کردم برای اینکه نور وجود داشته باشد، باید تاریکی نیز باشد.
نماد یین و یانگ به نظر من نماد خوبی برای بیان این حقیقت است.

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

27 Sep, 20:37


قسمتی از تجربه نزدیک به مرگ جین اسمیت:

من از وجود نورانی پرسیدم، «از وقتی که پا به این مکان گذاشتم، من چیزی جز زیبایی و کمال و عشقی که حتی نمی دانستم وجود دارد، ندیده ام. پس گناهان من چه می شوند؟» او پاسخ داد:

«گناهی وجود ندارد، نه آنگونه که شما روی زمین تصور آن را دارید. تنها چیزی که اینجا مهم است این است که چطور فکر میکنی.»

سپس او از من سوال کرد:

«چه چیزی در قلب توست؟»

نمی دانم چگونه، ولی ناگهان به طور عجیبی توانستم برای چند لحظه به عمیق ترین جای درون خویش بنگرم، به اعماق روحم. تنها چیزی که آنجا دیدم عشق بود، عشقی کامل، مانند همان عشقی که اکنون من را احاطه کرده و در آن غرق بودم. در عمق درون خود، من با نور ادغام شده بودم و این هسته و جوهرۀ وجود من بود. بلکه این هسته و جوهرۀ وجود تمامی بشریت و تک تک انسانها بود. همۀ ما در ذهن و تصویر الهی اینگونه خلق شده ایم. همۀ ما پاره ای از وجود خدا هستیم، و این حقیقت وجود ماست.

پیش خود فکر کردم، «البته! البته! من قبلا این حقیقت را می دانستم، چطور ممکن است آن را فراموش کرده باشم!»

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

01 Sep, 18:41


تجربۀ نزدیک به مرگ و خاطرۀ قبل از تولد آرون گرین (جدید):

«...می‌دانستم که بشر بودن شروع من نیست و من یک شروع قبلی داشته‌ام. یک خاطره به یاد من آمد، چیزی که قبلاً به عنوان روح تجربه کرده بودم. این خاطره از جایی شروع شد که من یک روح بودم و با هزاران روح دیگر در چیزی که من آن را دریای روح می‌نامم، وجود داشتم. جایی بسیار شاد و بسیار روشن بود؛ شاید مانند داخل خورشید. اما با اینکه ما شاد و راضی بودیم، اساساً به نوعی نادان بودیم. زیرا هیچ تجربه قبلی نداشتیم. ما مانند روح‌های کوچک نوزاد بودیم... ما مانند دوستانی صمیمی و شاد بودیم، اما این یک تجربه محدود بود.

این وجود بالاتر، که برای سادگی آن را خدا می‌نامم، وجود داشتنی فوق‌العاده را برای من و همه افراد دیگر آماده کرده بود. برای درک و جذب کامل این وجود، ما باید از نوعی تجربه‌ عبور می‌کردیم. اساساً، خدا راهی برای رشد یا آموزش ما خلق کرده بود که ما را قادر می‌ساخت تا بیشتر این وجود فوق‌العاده را درک کنیم.

خدا کاملاً قادر بود من را به هر شکلی تغییر دهد، اما من و همه افراد دیگر با آزادی اراده و اختیار خلق شده بودیم، و آن آزادی انتخاب بسیار مهم بود. به ما اجازه داده شده بود هر چه می‌خواستیم انتخاب کنیم، و این بخش کلیدی از خلقت و وجود ما بود. خدا نمی‌خواست در این اختیار آزاد تداخل کند. بسیار مهم بود که به ما اجازه داده شود انتخاب‌های خودمان را انجام دهیم....»


https://neardeath.org/non-iranian-nde/%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%86-%da%af%d8%b1%db%8c%d9%86/

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

22 Aug, 18:24


تجربۀ جدید نزدیک به مرگ نرما ادواردز (Norma Edwards):

https://neardeath.org/non-iranian-nde/%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%db%80-%d9%86%d8%b1%d9%85%d8%a7-%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b2/

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

12 Aug, 02:22


قسمتی دیگر از تجربه نزدیک به مرگ نرما ادواردز:

«در مرور یکی از زندگی های قبل، خودم را [در زمانهای قدیم] دیدم که یک کودک بسیار فقیر در مزارع پنبه بودم، در حالی که در کنار مادرم [به عنوان کارگر] پنبه می‌چیدیم. من صدای کوبیدن سم اسب ارباب و صدای شلاق او را حس می‌کردم. اگر کسی نمی‌توانست به مقدار تعیین شده پنبه برداشت کند، شلاق می‌خورد. من کودک بودم و می‌ترسیدم که وقتی ارباب به من برسد، شلاق بخورم زیرا نمی‌توانستم به اندازه بقیه کار کنم.

سپس صحنه به یک زندگی دیگر تغییر کرد و حدس بزنید چه صحنه ای بود؟ دیدم که در آن زندگی من مرد سفید پوست سوار بر اسب بودم که در مزارع پنبه بر پشت کارگران شلاق می‌زد... همه چیز را دوباره زندگی کردم و نیازی به سرزنش کسی نبود...
»

https://www.youtube.com/watch?v=kmajN8_SqTs

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

04 Aug, 01:24


قسمتی از تجربه نزدیک به مرگ نرما ادواردز (به زودی روی وبسایت منتشر خواهد شد):

«در ادامه زندگی ام روی یک صفحه به من نمایش داده شد... من متوجه شدم که چقدر از عمرم را صرف تعقیب موفقیت های مادی کرده ام، بجای اینکه اهداف واقعی زندگی  خود را محقق کنم. با خود گفتم چطور می توانستم اینقدر احمق باشم. همچنین دیدم که چرا افراد مختلف را به سوی خود جذب کرده ام و چگونه افراد در زندگی من، در کمک یا به چالش کشیدن من نقش داشتند، حتی کسانی که به نظر منفی می رسیدند. دیدم یکی از این افراد که به خصوص در زندگی من بسیار چالش برانگیز و ناخوشایند بود، در حقیقت یک روح عزیز و نزدیک به من از زندگی گذشته بود که عشق زیادی به من داده بود، ولی در این زندگی با به چالش کشیدن من، به رشد من کمک می کرد. بازی کردن در این نقش برای او سخت بود، با این حال او برای کمک به من آن را قبول کرده بود.»

https://www.youtube.com/watch?v=kmajN8_SqTs

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

20 Jul, 23:13


قسمتی از تجربۀ نزدیک به مرگ آستین:

ناگهان به یکباره «همه چیز» و «هیچ چیز» را تجربه کردم. در حقیقت «من» چیزی را تجربه نکردم، بلکه هر تجربه ای به سادگی وجود داشت؛ همۀ آنچه بود. من زندگی را به عنوان هر موجود زنده‌، از تولد تا مرگ، و هر تکرار [و امکان و متغیر] آن تجربه کردم. به عبارت دیگر، هر کس که این نوشته را می‌خواند، من زندگی خود شما را تجربه کردم، و دوباره همان زندگی با یک موی اضافه بر سر شما و دوباره همان زندگی یک سانتی‌متر به راست و دوباره یک سانتی متر به چپ… هر متغیر و هر احتمال ممکن از هر تجربه منحصر به فرد [وجود داشت و] به اندازه هر چیز دیگری واقعی بود. من همه چیز را می‌دانستم، و در وحدت کامل با همه چیز وجود داشتم. همۀ دانش ها، همۀ تجربه‌ها در یک اصل واحد تلفیق شدند و این کلمات در تمامی جهان هستی طنین‌ افکندند:

«من هستم!»

من در یک لحظه شاهد تولد، مرگ، و بازتولد هر جهان در یک حلقه بی‌نهایت بودم.
در اوج تجربه ام و در مرکز همه چیز، توانستم کل مجموعۀ تمام جهان ها را ببینم؛ جهان‌هایی که پتانسیل خام بودند. می توانستم کل فضا-زمان را از بیرون مشاهده کنم. من جهان و هر متغیر ممکن آن را به صورت یک هایپر کره (hypersphere) واحد، شکلی فراتر از درک انسانی، دیدم و «وجود» یک مفهوم بود… آخرین چیزی که تجربه کردم زندگی خودم بود. من آن را ناتمام یافتم و سعی کردم که بازگردم…

https://www.nderf.org/Experiences/1austin_w_nde.html

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

17 Jul, 18:50


«من تا سن 56 سالگی هنوز یک میلیاردر نبودم، ولی امروز ثروت من بالای 100 میلیارد دلار است. ما آینده خود را انتخاب نمی کنیم. ما عادت های خود را انتخاب می کنیم و عادات ما آینده ما را می سازد.»

وارن بافت (Warren Buffett) (چهارمین مرد ثروتمند جهان)

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

05 Jul, 19:10


https://neardeath.org/9DPx4

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

27 Jun, 06:32


«هر دلی که صادقانه راه را به سوی خدا جستجو کند، راه به او نشان داده خواهد شد و حقیقت به اعماق قلب او الهام خواهد گشت. از راه دل به سوی من بیایید، نه از راه فکر و ذهن. شما هیچگاه من را در افکار خویش نخواهید یافت. در حقیقت برای اینکه حقیقتا خدا را بشناسید، باید از درون افکار خود قدم به بیرون بگذارید.»

کتاب گفتگوی با خدا - نیل دونالد والش

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

19 Jun, 03:08


«این را به خاطر داشته باش و هیچ گاه از یاد مبر. شما خود خویشتن را نجات می‌دهید، رستگار می‌سازید، و شفا می‌بخشید. همیشه این کار را کرده‌اید. همیشه این کار را خواهید کرد. شما با این قدرت خلق شده‌اید؛ قبل از آغاز جهان».

تجربۀ نزدیک به مرگ توماس بندیکت

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

24 Apr, 19:19


ما زندگی و اتفاقات آن را تجربه نمی کنیم، بلکه ما احساسات و افکار خود را در مورد زندگی تجربه می کنیم، احساساتی که در اثر داستانهایی که در ذهن خود می گوییم شکل می گیرند. اگر زاویه نگاه خویش و داستان های ذهنی خویش را تغییر دهیم، احساسات و افکار ما و در نهایت تجربه ما از زندگی تغییر می یابد. همه ما این قدرت را در خود داریم و این تنها نیاز به یک تصمیم دارد.
ویکتور فرانکل، در سخت ترین شرایط اسارت در اردوگاه کار اجباری آلمان ها و در حالی که خانواده او در جنگ کشته شده بودند، قدرت این تصمیم را در روح خویش یافت. او در کتاب مشهور خود «انسان در جستجوی معنا» داستان اسارت خود را بازگو می کند و اینکه چطور حتی نگهبانان آلمانی اردوگاه به روحیه او غبطه می خوردند. او می گوید که «در آن شرایط غیرقابل تصور، همه چیز از انسان گرفته می شود، تمامی آزادی ها، به جز آخرین آزادی، یعنی آزادی انتخاب پاسخ درونی به شرایط خارجی. این تنها چیزی است که هیچگاه کسی نمی تواند آن را از ما بگیرد.»

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

16 Apr, 00:29


📺📺📺

🔰 وقتی شخصیت مشهور، محبوب و موفقی مانند «جیم کری» درباره اهمیت دعا کردن و آرزو داشتن حرف میزنه، حتما شنیدنی و جذاب خواهد بود!

💫 @NDEchanel

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

15 Apr, 20:22


«آرامش درون در اثر تحمل بهتر دردها و مشکلات حاصل نمی شود، بلکه در اثر متصل شدن به قسمتی از وجود خویش حاصل می شود که به اندازه ای وسیع است که می تواند تمام تجارب انسانی را در خود جای دهد، بدون اینکه با آنها تعریف شود.»

کوری موسکارا

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

10 Apr, 18:27


✓ به جای تمرکز بر روی دردهای خویش و سعی در فرار از آنها، بهتر است بر روی آنچه به ما احساس رشد و خوشحالی میدهد تمرکز کنیم. به جای سعی در فرار از تاریکی ها، در تعقیب روشنایی باشیم. در دیدگاه اول ذهن ما بر روی مشکلات تمرکز دارد و در دیدگاه دوم بر روی راه حل ها. در دیدگاه اول ما بر روی گذشته متمرکز هستیم و در دیدگاه دوم بر روی آینده. در دیدگاه اول ما در حال فرار از یک چیز هستیم و در دیدگاه دوم در حال تعقیب یک چیز. تعقیب یک چیز در مقایسه با فرار از یک چیز همواره انگیزه و امید بسیار بالاتری برای حرکت به ما می بخشد.

تجربیات نزدیک به مرگ، معنوی و فرامادی

09 Apr, 05:39


«تک تک شما لایق و با ارزش هستید… احساس بی ارزشی بدترین حکمی است که بر انسان ها صادر شده است. تو ارزش و لیاقت خود را بر مبنای گذشته قرار داده‌ای، در حالی که من آن را بر مبنای آینده می‌گذارم. آینده، آینده، همیشه آینده! آنجاست که زندگی توست، نه در گذشته. آینده! آنجاست که حقیقت توست، نه در گذشته.»

کتاب گفتگوی با خدا — نیل دونالد والش