@ghadikol
Postagens do Canal 🌏کانال قادیکلای بزرگ🌎

🌏کانال قادیکلای بزرگ ؛
عکسها و مطالب و اخبار درمورد
"بزرگترین روستای مازندران"
🌐 با ما در ارتباط باشید
📷 عکسها وآخرین اخبار رابرای ما بفرستید
راه ارتباطی با ما ؛
👇👇👇
@parvaze63
پیج اینستاگرام ما ؛
👇👇👇👇
http://instagram.com/ghadikolae_bozorg
عکسها و مطالب و اخبار درمورد
"بزرگترین روستای مازندران"
🌐 با ما در ارتباط باشید
📷 عکسها وآخرین اخبار رابرای ما بفرستید
راه ارتباطی با ما ؛
👇👇👇
@parvaze63
پیج اینستاگرام ما ؛
👇👇👇👇
http://instagram.com/ghadikolae_bozorg
1,258 Inscritos
24,232 Fotos
3,071 Vídeos
Última Atualização 26.02.2025 10:19
Canais Semelhantes

120,031 Inscritos

32,786 Inscritos

18,472 Inscritos
O conteúdo mais recente compartilhado por 🌏کانال قادیکلای بزرگ🌎 no Telegram
🎥 مراسم تشییع پیکر مامور پلیس قائمشهری در تهران
🔸مراسم تشییع پیکر امیرمحمد شمسی اهل استان مازندران و مامور پلیس تهران که در درگیری با سارقان در شهرک غرب تهران به شهادت رسیده بود در ستاد فرماندهی پلیس تهران برگزار شد.
@ghadikol
🔸مراسم تشییع پیکر امیرمحمد شمسی اهل استان مازندران و مامور پلیس تهران که در درگیری با سارقان در شهرک غرب تهران به شهادت رسیده بود در ستاد فرماندهی پلیس تهران برگزار شد.
@ghadikol
⭕️ شهادت مأمور پلیس قائمشهری در تهران در درگیری با سارقان مسلح
🔹مراسم وداع با پیکر این شهید والامقام ، امروز شنبه ۱۲ آبان ماه ساعت ۱۹ و ۳۰ دقیقه در حسینیه ثارالله قائم شهر با سخنرانی آیت الله معلمی جویباری نماینده مردم مازندران در مجلس خبرگان رهبری برگزار می شود.
🔹مراسم تشییع پیکر پاک و مطهر این شهید فردا یکشنبه ۱۳ آبان ماه ساعت ۱۰ صبح از حسینیه عاشقان تا میدان طالقانی قائم شهر و از آنجا در زادگاهش قادیکلا تدفین خواهد شد.
@ghadikol
🔹مراسم وداع با پیکر این شهید والامقام ، امروز شنبه ۱۲ آبان ماه ساعت ۱۹ و ۳۰ دقیقه در حسینیه ثارالله قائم شهر با سخنرانی آیت الله معلمی جویباری نماینده مردم مازندران در مجلس خبرگان رهبری برگزار می شود.
🔹مراسم تشییع پیکر پاک و مطهر این شهید فردا یکشنبه ۱۳ آبان ماه ساعت ۱۰ صبح از حسینیه عاشقان تا میدان طالقانی قائم شهر و از آنجا در زادگاهش قادیکلا تدفین خواهد شد.
@ghadikol
📝
.
خانه ما یک خواب داشت که خب، آن هم مال مامان و بابا بود.
ما دو خواهر و برادری بودیم که عاشق اتاق شخصی، حریم شخصی، وسیلهی شخصی بودیم. عاشق مالکیت خصوصی، عاشق "مال من"...
به خاطر همین، طی روز، وقت نوشتن مشقها، هال را یین خودمان تقسیم میکردیم؛ بخشی اتاق من، بخشی اتاق او.
ما شاعرانهترین مرزبندی تاریخ را داشتیم.
آفتاب تعیین میکرد تا کجای هال مال من، و از کجا بهبعدش مال برادرم باشد. تا آنجا که آفتاب، لاکیِ فرش را روشنتر میکرد مال یکی؛ و از سایه بهبعد مال دیگری.
ظهرهای تابستان، سهم من میرفت و میرفت تااااا نزدیک دیوار آخر هال... یعنی برادرم باید میرفت میچسبید به دیوار تا انگشتش هم توی اتاق من نباشد! و ظهرهای زمستان، سهم من میشد همین جلوی در، همینجا که خورشید، خسیسانه، یک کف دست نور میریخت، انگار که به گدا آفتاب بدهد!
بعدها مادرم پیشنهاد کرد ترنج وسط فرش را مبنا قرار بدهیم. از گلِ وسط قالی تا دیوار مال او، از همان جا تا در هم مال من...
برابر... یِر به یِر...
مدتی هر دو راضی بودیم، تا اینکه حوصلهمان سر رفت.
مرز ثابت، مرز قراردادی، مرز قانونی کسلکننده بود. تنوع نداشت، ما دفتر به دست دور اتاق نمیچرخیدیم پی قلمروی تازهای که خورشید خانم ساخته.
انگار تبعیدیهایی بودیم در جزیرهای که پا از آن نمیتوانستیم بیرون بگذاریم. آزادی در تغییر بود، در جابجایی، در استحاله.
برگشتیم به همان مرزبندی خودمان. اما اینبار یاد گرفتیم گاهی به هم ویزا بدهیم؛ گاهی دیگری راه بدهیم، گاهی مثل یک مهمان برویم توی مملکت دیگری، و بنشینیم لب آفتاب آن یکی.
روزهای آخر نوروز، اغلب ما شروع میکنیم به نوشتن برنامههای تازه توی صفحه اول سررسید تازه...
اینبار وقت نوشتن، وقت فهرست کردن، وقت اولویتبندی، یک خط را توی اولویتهای اول شماره بزنیم و بنویسیم "از مرز فراتر رفتن".
به خودمان قول بدهیم یک جایی توی سال جدید، پا را فراتر بگذاریم از مرزهای قراردادی؛ یکجایی بزنیم بیرون از خط؛ یک جایی راه بیفتیم برویم تا آفتاب، خودمان را بسپریم به پرتوهای خورشیدی؛ یک جایی کاری کنیم ورای آنچه تعیین کردیم، تعیین شده؛ تن بدهیم به واریته.
یکجایی اجازه بدهیم چیزی از دل، از شعر، از احساس برای ما برنامه بچیند.
بعد بیاییم جلوی آن خط بنویسم: تیک خورد.
👤#سودابه_فرضی_پور
@ghadikol
.
خانه ما یک خواب داشت که خب، آن هم مال مامان و بابا بود.
ما دو خواهر و برادری بودیم که عاشق اتاق شخصی، حریم شخصی، وسیلهی شخصی بودیم. عاشق مالکیت خصوصی، عاشق "مال من"...
به خاطر همین، طی روز، وقت نوشتن مشقها، هال را یین خودمان تقسیم میکردیم؛ بخشی اتاق من، بخشی اتاق او.
ما شاعرانهترین مرزبندی تاریخ را داشتیم.
آفتاب تعیین میکرد تا کجای هال مال من، و از کجا بهبعدش مال برادرم باشد. تا آنجا که آفتاب، لاکیِ فرش را روشنتر میکرد مال یکی؛ و از سایه بهبعد مال دیگری.
ظهرهای تابستان، سهم من میرفت و میرفت تااااا نزدیک دیوار آخر هال... یعنی برادرم باید میرفت میچسبید به دیوار تا انگشتش هم توی اتاق من نباشد! و ظهرهای زمستان، سهم من میشد همین جلوی در، همینجا که خورشید، خسیسانه، یک کف دست نور میریخت، انگار که به گدا آفتاب بدهد!
بعدها مادرم پیشنهاد کرد ترنج وسط فرش را مبنا قرار بدهیم. از گلِ وسط قالی تا دیوار مال او، از همان جا تا در هم مال من...
برابر... یِر به یِر...
مدتی هر دو راضی بودیم، تا اینکه حوصلهمان سر رفت.
مرز ثابت، مرز قراردادی، مرز قانونی کسلکننده بود. تنوع نداشت، ما دفتر به دست دور اتاق نمیچرخیدیم پی قلمروی تازهای که خورشید خانم ساخته.
انگار تبعیدیهایی بودیم در جزیرهای که پا از آن نمیتوانستیم بیرون بگذاریم. آزادی در تغییر بود، در جابجایی، در استحاله.
برگشتیم به همان مرزبندی خودمان. اما اینبار یاد گرفتیم گاهی به هم ویزا بدهیم؛ گاهی دیگری راه بدهیم، گاهی مثل یک مهمان برویم توی مملکت دیگری، و بنشینیم لب آفتاب آن یکی.
روزهای آخر نوروز، اغلب ما شروع میکنیم به نوشتن برنامههای تازه توی صفحه اول سررسید تازه...
اینبار وقت نوشتن، وقت فهرست کردن، وقت اولویتبندی، یک خط را توی اولویتهای اول شماره بزنیم و بنویسیم "از مرز فراتر رفتن".
به خودمان قول بدهیم یک جایی توی سال جدید، پا را فراتر بگذاریم از مرزهای قراردادی؛ یکجایی بزنیم بیرون از خط؛ یک جایی راه بیفتیم برویم تا آفتاب، خودمان را بسپریم به پرتوهای خورشیدی؛ یک جایی کاری کنیم ورای آنچه تعیین کردیم، تعیین شده؛ تن بدهیم به واریته.
یکجایی اجازه بدهیم چیزی از دل، از شعر، از احساس برای ما برنامه بچیند.
بعد بیاییم جلوی آن خط بنویسم: تیک خورد.
👤#سودابه_فرضی_پور
@ghadikol
ازبوسیدن دوجا انسان به عرش میرسه
بوسیدن دست #پدر
بوسیدن پای #مادر
#نیکی به پدرومادر داستانی است
که تو آن را مینویسی وسالها بعد
فرزندانت آن را برایت حکایت میکنند!
پس خوب بنویس..
@ghadikol
بوسیدن دست #پدر
بوسیدن پای #مادر
#نیکی به پدرومادر داستانی است
که تو آن را مینویسی وسالها بعد
فرزندانت آن را برایت حکایت میکنند!
پس خوب بنویس..
@ghadikol
🌬
امروز اولین روز فروردین است
🍒برایتان........
🍒ﻳﻚ ﺑﺎﻍ ﺳﻼﻡ ...
🍒ﻳﻚ ﺳﺒﺪ ﻣﺤﺒﺖ ...
🍒ﻳﻚ ﺩﻧﻴﺎ ﻋﺸﻖ ...
🍒ﻳﻚ ﻋﺎﻟﻢ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ...
🍒ﻳﻚ ﺩﺷﺖ ﻻﻟﻪ ...
🍒ﻳﻚ ﺻﺤﺮﺍ ﻣﺴﺘﻲ
🍒ﻳﻚ ﻛﻮﻩ ﺩﻭﺳﺘﻲ ...
🍒ﻳﻚ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺳﺘﺎﺭﻩ ....
🍒ﻳﻚ ﺟﻬﺎﻥ ﺯﻳﺒﺎیی ...
🍒ﻳﻚ ﺩﺍﻣﻦ ﻧﻴﻚ ﻧﺎﻣﻲ ...
🍒ﻳﻚ ﻋﻤﺮ ﺳﺮﻓﺮﺍﺯﻱ ...
🍒ﻳﻚ ﺗﺒﺴﻢ ﻧﺎﺯ ...
🍒ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺧﻮﺍﻫﺎﻧﻢ ...
🍒ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ
🍒ﺧﻮﻧﻪ ﺩﻟﺘﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ،،،،،
🍒 بهارت پر از معجزه لبخند...
@ghadikol
امروز اولین روز فروردین است
🍒برایتان........
🍒ﻳﻚ ﺑﺎﻍ ﺳﻼﻡ ...
🍒ﻳﻚ ﺳﺒﺪ ﻣﺤﺒﺖ ...
🍒ﻳﻚ ﺩﻧﻴﺎ ﻋﺸﻖ ...
🍒ﻳﻚ ﻋﺎﻟﻢ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ...
🍒ﻳﻚ ﺩﺷﺖ ﻻﻟﻪ ...
🍒ﻳﻚ ﺻﺤﺮﺍ ﻣﺴﺘﻲ
🍒ﻳﻚ ﻛﻮﻩ ﺩﻭﺳﺘﻲ ...
🍒ﻳﻚ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺳﺘﺎﺭﻩ ....
🍒ﻳﻚ ﺟﻬﺎﻥ ﺯﻳﺒﺎیی ...
🍒ﻳﻚ ﺩﺍﻣﻦ ﻧﻴﻚ ﻧﺎﻣﻲ ...
🍒ﻳﻚ ﻋﻤﺮ ﺳﺮﻓﺮﺍﺯﻱ ...
🍒ﻳﻚ ﺗﺒﺴﻢ ﻧﺎﺯ ...
🍒ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺧﻮﺍﻫﺎﻧﻢ ...
🍒ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ
🍒ﺧﻮﻧﻪ ﺩﻟﺘﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ،،،،،
🍒 بهارت پر از معجزه لبخند...
@ghadikol
میخواهم از ته دلم آرزو کنم؛
آرزو میکنم سلامتی باشد و عشق باشد و برکت باشد و حالی خوب.
آرزو میکنم روزیتان بسیار شود و در کمال دارندگی و سخاوت، روزیرسان دیگران باشید.
آرزو میکنم برکت بیفتد به مال و عمر و دلخوشی و لبخندهایتان.
آرزو میکنم آرزو کنید و سر بچرخانید و آرزویتان پشت در باشد.
آرزو میکنم ایرانی آباد را و مردمانی شاد را و فکرهایی آزاد را...
آرزو میکنم ناگهان تمام گرهها باز شوند و تمام بنبستها، راه شوند و تمام اندوهها شادی و برای همهمان بیفتد آن اتفاق خوبی که مدتهاست منتظرش بودیم...
الهی سال ۱۴۰۳ مبارک باشد🌱🤍
@ghadikol
آرزو میکنم سلامتی باشد و عشق باشد و برکت باشد و حالی خوب.
آرزو میکنم روزیتان بسیار شود و در کمال دارندگی و سخاوت، روزیرسان دیگران باشید.
آرزو میکنم برکت بیفتد به مال و عمر و دلخوشی و لبخندهایتان.
آرزو میکنم آرزو کنید و سر بچرخانید و آرزویتان پشت در باشد.
آرزو میکنم ایرانی آباد را و مردمانی شاد را و فکرهایی آزاد را...
آرزو میکنم ناگهان تمام گرهها باز شوند و تمام بنبستها، راه شوند و تمام اندوهها شادی و برای همهمان بیفتد آن اتفاق خوبی که مدتهاست منتظرش بودیم...
الهی سال ۱۴۰۳ مبارک باشد🌱🤍
@ghadikol