(قسمت اول اینجا)
۱۱➖تثبیت قیمت غذا) حسنعلی منصور دنبال تثبیت قیمت محصولات کشاورزی بود، اما عالیخانی تذکر میدهد که تثبیت قیمت این کالاها در فرنگ به دلیل مدرن بودن کشاورزی شان شاید توجیه داشته باشد، اما در ایران قیمتگذاری دستوری پایین باعث تشویق کشاورزی قدیمی غیربهرهور به تداوم این روند میشود.
۱۲➖نبود دموکراسی در اتاق بازرگانی) انتخابات روسای اتاق بازرگانی آن زمان در دهه ۴۰ دموکراتیک نبود و اگر هر کسی که کارت بازرگانی داشت حق رای هم میداشت، هرگز آن افراد تکراری رای نمیآوردند!
۱۳➖فساد گسترده حلقه دور شاه) مثل تلاش امیرهوشنگ دَوَّلو برای دوباره قانونی شدن تریاک و گرفتن حق انحصاری برای واردات کَره که مورد آخر باعث این شد که عالیخانی بفهمد دیگر کار در این دولت فایدهای ندارد از دیگر نکات جالب و قابل توجه است.
۱۴➖تعارض منافع در شورای پول و اعتبار) عالیخانی توضیح میدهد که خداداد فرمانفرمائیان ایده غلطی مبنی بر حذف وزیر اقتصاد از شورای پول و اعتبار (با استدلال اینکه وزیر اقتصاد به دلیل فعالیتهای صنعتی ذینفع تصمیمات است) داشت که مجددا با کمک سادهلوح بودن مهدی سمیعی رئیس بانک مرکزی به واسطه از طرف هویدا به وی ابلاغ شده بود.
(میتوان چنین برداشت کرد که دیدگاه خداداد فرمانفرمائیان برخلاف عالیخانی به بانکداری رایج آنگلوساکسون نزدیک بوده تا بانکداری توسعه در اروپایی.)
۱۵➖اهمیت سودده بودن شرکتها) برخلاف برخی تصورهای رایج از اقتصاد دهه ۴۰، در فضای ذهنی عالیخانی کار بنگاه خصوصی (و دولتی)، از نوع «خیریه» نیست و بنگاهی که سود نمیکند، وجودش فایدهای هم ندارد.
۱۶➖فساد دانشکدههای علوم پزشکی) خاطرات عالیخانی از تجربه ریاست دانشگاه تهران و برخی شباهتهایش با فضای علمی برخی از اساتید در امروز ایران و نوع برخورد وی با این حجم از فساد و اسراف هم جالب است.
عالیخانی میگوید که مثلا در دانشکده دندانپزشکی هزینه خرید وسایل مطب شخصی اساتید از بودجه دانشگاه بوده،
برخی اساتید از خواندن یک کتاب در رشته خود هم ناتوان بودهاند یا مقالات اساتید ترجمه مقالات خارجی با تغییر نام بوده و اگر اساتید جوانتر کتابی را چاپ میکردند اساتید پیشکسوت وی را مجبور نام آنها را هم درج کند.
یا مثلا در دانشکده پزشکی هم مدارک متقاضیان هیئت علمی جدید در راه رسیدن از دانشکده به دفتر دانشگاه تعمداً گم میشد تا همکار جدیدی به آنها اضافه نشود!
➖➖➖➖➖
🔆«علینقی عالیخانی» مهمترین دلایل فروپاشی حکومت و از دست رفتن دستاوردهای اقتصادی دهه ۴۰ در ابتدای دهه ۵۰ را «مداخله شاه در امور بسیار جزئی در عین نپذیرفتن مسئولیت نتیجه»،
«تعزیرات و قیمتگذاری دستوری پایین کالاها»،
«ضعف و تملق هویدا و وزرا»،
«نظام انگیزشی مشوق تملق»،
«کنار گذاشتن افرادی مانند اسدالله علم»،
«فساد مالی وزرا و نزدیکان دربار مثل عبدالکریم ایادی، امیرهوشنگ دَوَّلو و اشرف پهلوی» و
و «رشد شدید درآمدهای نفتی از سال ۱۳۵۱» میداند.
عالیخانی توضیح میدهد که هر چه از دوره خوب ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۸ به جلو آمدیم، شایستهسالاری در حاکمیت کمرنگتر شد و مریدپروری و تملق جای آن را گرفت و شاه هم هر چقدر سرمایه اجتماعی که با هماهنگی هم ساخته بودیم، به تدریج مستهلک کرد./
@AminKavei