ایشان علاوه بر خواندن کتابهایم به «آلبوم موسیقی شمال خراسان» نیز دست یافته و از لالایی بانوان هنرمند کرد خراسان بویژه بانو سودابه لذت برده بود. خانم خاکشور پولی را که از راه تحقیقات دانشگاهی بدست آورده بود، برای من فرستاد تا هزینه کاغذ و تایپ این کتاب فراهم شود.
قسمتی از نوشتهی ایشان که در مقدمه کتاب آوردهام:
استاد توحدی همیشه پهلوانانه در راه زنده نگهداشتن طنین نغمههای شمال خراسان تلاش کردهاند و برای ما حتی در ینگه دنیا خوراک روح فراهم میکنند. ایشان با دل ما همان میکنند که با باغ سبز و آبادشان در اوغاز.
من سال ۲۰۱۹ در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه سایمون فریزر بودم و مشغول تحقیق. این تحقیق در پی به تصویر کشیدن رابطهایست میان صورتهای گوناگون ماه با مفهوم چندگانهی کلمهی «لا».
کلمهای که از سویی بیانگر فنای عاشق است و از سویی «نه» گفتن برای تعیین حد و مرز.
حین تهیهی این اثر شبهای زیادی را به شکار طلوع صورت ماه بیرون از خانه میگشتم. در طول این گشتهای شبانه و همنشینیهایم با کلمهی «لا» و تکرار آن، زمزمهی لالای مادرانم از آن سوی زمان و مکان به گوش جانم میرسید. لالاییای که انگار به بیداری فرا میخواند.
ازینرو برای پیدا کردن قطعهای اصیل از لالایی کردی، جستجویی را آغاز کردم و هر جا میگشتم با نام آشنای کلیمالله توحدی روبرو میشدم. با هول و هراس با ایشان تماس گرفتم و ایشان سخاوتمندانه و بدون هیچ چشمداشتی نتیجهی زحمات خود را با من به اشتراک گذاشتند و مرا با صدای نسیموار بانو سودابه شاملو آشنا کردند و این صدا، به تصویر خام آن تحقیق روح بخشید.
پس از آن، بنا به رعایت قانون جبران، مبلغ ناچیزی را که دانشگاه به عنوان کمکهزینهی این پروژه در اختیارم گذاشته بود، به استاد تقدیم کردم و ایشان پذیرفتند که آن را در مسیر چاپ اثری در رابطه با لالاییهای کردی صرف نمایند، تا از این طریق نام و آثار خانم سودابه شاملو و دیگر زنان هنرمند کرمانج بیشتر شناسانده شود.
بدیهیست من هم سر از پا نشناختم از این که سهمی هر چند ناچیز در این مسیر پر پیچ و خم داشته باشم.
سمیه خاکشور فاروجی
@kanimaall